
آسيبشناسي اين پديده از زواياي مختلفي قابل بررسي است. به لحاظ اقتصادي
اين مساله هم از زاويه عرضه وهم از زاويه تقاضا قابل تحليل است. در سمت
تقاضا افزایش درآمد سرانه، افزايش تعداد خودروها، بهبود نسبي وضعيت جادهها
و حملونقل شهري و ارتقای توسعه در مناطق مختلف كشور از مهمترين دلايل
استقبال بيشتر مردم از سفرهاي داخلي است.
ضمن آنكه 3 برابر شدن نرخ ارز
در سالهاي اخير و افزايش نسبي هزينههاي سفرهاي خارجي در برابر سفرهاي
داخلي به گرايش بيشتر مردم به ايرانگردي در برابر جهانگردي منجر شده كه خود
ميتواند تبعات مثبتي در رونق اقتصاد كشور و همچنين توزيع بهتر منابع از
شهرهاي بزرگ و برخوردار به سمت شهرهاي كوچك و محروم داشته باشد.
در بخش
عرضه به دلايل مختلف هنوز سرمايهگذاري مناسبي در بخش گردشگري رخ نداده
است. يكي از مهمترين دلايل آن را بايد اقتصاد تكمحصولي وابسته به نفت
دانست كه بسياري از بخشهاي سودآور و داراي پتانسيل براي كسب منابع ارزي را
مورد غفلت قرار داده است. وضعيت سرمايهگذاري در صنعت توريسم كشور آنچنان
است كه اكنون در بسياري از مناطق پرتردد كشور حتي دسترسي به سرويسهاي
بهداشتي امكانپذير نبوده يا اين سرويسها با استانداردهاي جهاني تفاوتهاي
آشكاري دارند. اين معضل نه تنها در مراكز عمومي، سياحتي و گردشگري، بلكه
گاه در هتلهاي پنج ستاره كشور هم خود را نشان ميدهد؛ بهگونهاي كه
بسياري از راهنمايان تورهاي مسافرتي از قبل به مسافران در مورد آن هشدار
ميدهند.
يكي از مشكلات مهمي كه بالاخص در سونامي اخير گردشگري در
تعطيلات عيد سعيد فطر خود را نمايان ساخت، تمركز زماني محدود در سفرهاي
داخلي است كه اين عامل همراه با عدم استفاده مناسب از تمام مناطق توريستي
كشور مشکلات بزرگی خلق کرد. مديريت تعطيلات و اوقات فراغت بهمنظور حل اين
مشكل از اهميت بسزايي برخوردار است. قسمت عمده مسافرتهاي مردم در تعطيلات
صورت ميگيرد و طراحي جديد تعطيلات ادارات، مدارس و استفاده كامل از
مرخصيها ميتواند به الگوهاي جديدي در سفرهاي داخلي منجر شود.
در ايران
مجموع تعطيلات مذهبي، ملي و انقلابي ۲۵ روز است (به غير از موارد استثنايی
مربوط به گردش سال قمري و ۳۵۴ روزه بودن سال) كه با در نظر گرفتن ۵۲ روز
جمعه، مجموع تعطيلات رسمي در كشورمان ۷۷ روز است. اگر روزهاي پنجشنبه را
بهصورت نيمه تعطيل در نظر بگيريم، تعداد كل روزهاي تعطيلات به ۱۰۳ روز
ميرسد. نظر به اينكه تعطيلات آخر هفته در بسيارهاي از كشورهاي جهان به
صورت دو روز تعطيلات رسمي محسوب ميشود، ولي ايران به لحاظ رسمي فقط يك روز
در هفته تعطيلات رسمي دارد، با اين ملاحظه تعداد روزهاي تعطيلات رسمي در
ايران از بسياري از كشورهاي جهان كمتر است. بررسي مقايسهاي تعطيلات در
كشورهاي مختلف جهان نشان ميدهد، يمن با 67روز و ايران با 77 روز تعطيلات
رسمي و آخر هفته داراي كمترين تعطيلات كلي و آذربايجان و عراق با 129 و 128
روز تعطيلات رسمي و آخر هفته داراي بيشترين تعطيلات كلي هستند. كم بودن
نسبي تعطيلات در ايران و تمركز آن در ايام خاص سال به تقاضاي شديد مسافرت
در آن ايام منجر شده كه امكانات محدود گردشگري و تمركز گردشگران در مناطق
خاصي از كشور به سونامي بزرگي منجر ميشود كه همه مسافران اين ايام،
صحنههاي تلخ آن را شايد براي سالها در خاطر داشته باشند.
ايجاد عدم
تمركز در تعطيلات در حوزههاي مختلف جغرافيايي در كشور ميتواند يكي از
راهكارهاي پيشنهادي باشد. براي مثال ميتوان با تعريف تعطيلات زمستاني در
مناطق سردسير و تعطيلات تابستاني در مناطق گرمسير فرصتهاي جديدي در صنعت
گردشگري در كشور ايجاد کرد. در تعطيلات زمستاني مناطق سردسير، ساكنان اين
مناطق ميتوانند به نواحي جنوبي كشور مسافرت كنند و در عوض در تعطيلات
تابستاني مناطق گرمسير، ساكنان اين مناطق ميتوانند به نواحي خنكتر كشور
واقع در غرب و شمال غرب بروند. ضمن آنكه اين سفرها عمدتا در زمان غير پيك
سفرهاي داخلي انجام میگیرد و درمجموع به افزايش بهرهوري منابع و امكانات
موجود گردشگري كشور خواهد انجاميد.
اكنون گردشگري در جهان يكي از
بالاترين نرخهاي رشد در بين صنايع پيشرو را دارد و سرمايهگذاري و
برنامهريزي مناسب در اين زمينه هم به لحاظ تامين بيشتر منابع ارزي وهم به
لحاظ توزيع بهتر درآمد در مناطق مختلف كشور از اهميت زايدالوصفي برخوردار
است. تقاضاي بالفعل گردشگران داخلي و تقاضاي بالقوه گردشگران خارجي
ميتواند موتور محرك مناسبي براي رشد اين صنعت در سالهاي آتي باشد.