اگر بگذریم از
شهروندانی که فکر میکنند، دولت هر چه دهد فارغ از اینکه نیاز داشته باشیم
یا نداشته باشیم، باید از آن بهره ببریم، دو گروه دیگر باقی میمانند؛ آنان
که طبق تعریفی که دولت از نیازمند مشمول یارانهبگیر تعیین میکند،
نیازمند محسوب میشوند و آنانی که نیازمند محسوب نمیشوند؛ اما چون این طرح
قرار است تا آینده نامعلومی ادامه یابد ممکن است در آینده این افراد جزو
نیازمندان قرار گیرند. هر طرحی که دولت برای تعیین نیازمندان تعریف میکند
باید مشمول این دو گروه شود و دولت باید نشان دهد که حاضر است در هر زمان
که فردی جزو این گروه قرار گرفت به وی یارانه دهد. این اطمینانخاطر به
مردم باعث آن است تا شهروندانی که بهدلیل نااطمینانی از آینده دارای
انگیزه برای نامنویسی هستند از این کار دست بردارند. این اطمینان بخشی
باید کاملا معتبر باشد؛ زیرا هیچ بعید نیست که مردم فکر کنند که اگر در
آینده دولت بخواهد یارانه یا کمک دیگری دهد، احتمالا به همین فهرست نگاه
خواهد کرد و این انگیزه برای آنان بسیار قوی است که به نحوی در فهرست حضور
داشته باشند. اگر آن اطمینانخاطر داده شود، دیگر کسی بهدلیل ترس و بیم از
آینده ادعای نیازمندی نخواهد کرد.همراه با این گزینه که هر فرد در هر زمان
میتواند مشمول یارانهبگیران شود، دولت نیازمند سیاستهای جریمهای قوی
است. از آنجاکه مردم احتمال کشف درآمد خود از سوی حاکمیت یا اعمال قانونی
را که خود تصویب میکند، شاید آنچنان بالا ندانند برای آنکه طرح با موفقیت
انجام شود، دولت باید وزن سیاستی را بر جریمه گذارد تا احتمال یافتن افراد
پردرآمد.