چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 13 - ۲۵ ذی القعده ۱۴۴۷
۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۴:۵۱

زندگي مرده است؛ بايد گريه كنيم....

ايران اكونوميست :« راستش قبلا تجربه برخورد با آدم‌های بی‌خانمان یا به قول خارجی‌ها "homeless"را نداشتم یعنی از نزدیک و زیاد ندیده بودمشان. اصلا نوعشان در ایران فرق می کند ... اطلاعات من نیز درباره اروپا بیشتر از طریق فیلم و کتاب بود برای همین در فیلم‌ها دیده بودم آدم‌های ژولی‌پولی که معمولا زیر پل یا پارک دور هم جمع می‌شدند.»
کد خبر: ۴۴۸۶

به گزارش ايسنا بلاگر بلاگر «توكايي در قفس» در مطلبي درباره « نگاه متفاوت به دنياي پيرامون خود» بر اين مقدمه افزوده است: « بي‌خانمان‌ها در فنلاند بیشتر مست و دائم‌الخمر بودند و کمتر می‌دیدمشان؛ چون هوا بسیار سرد بود، در اتریش و چک بیشتر کثیف و بدبو هستند؛ معمولا با سگی بزرگ و پشمالو و کثیف، نمی‌توانی نزدیکشان بایستی، گاهی که در مترو هستند می‌فهمی، همه آدم‌ها از بوی گندشان معذب هستند .

دیروز خسته از کلاس رفتم انتهای واگن نشستم، واگن خلوت بود؛ یکی از آن‌ها با سگش آمد روبروی من نشست. با خودم گفتم چه غلطی کردم آمدم انتهای واگن، بوی سگش و خودش با هم مخلوط شده بود، نگاهم کرد، من سعی کردم بی‌تفاوت باشم. به بیرون نگاه می‌کردم، به آلمانی چیزی گفت سر تکان و به انگلیسي پاسخ دادم که نمی فهمم ...خیالم راحت شد ساکت می‌شود. دیدم ناگهان به انگلیسی گفت " The life has died ,we must cry " من از تعحب داشتم شاخ درمی‌آوردم. نگاهش کردم، دوباره جمله‌اش را تکرار کرد. من با چشمان گرد با سر تایید کردم، سگش نمی‌دانم متوجه تعجب من شد. زوزه کشید و نیم‌خیز شد و او با دستش دوباه خوابندش ...او به نقطه‌ای دیگر نگاه می‌کرد و من هم دیگر متوجه بوی بدش نبودم، به عمق کلامش فکر می‌کردم و این‌که چقدر ما آدم‌ها قفل‌های ذهنی داریم و بر اساس پیشداوری نسبت به همه آدم‌ها قضاوت می‌کنیم ...دو ایستگاه بعد که می خواستم پیاده شودم از او خداحافظی و بسیار محترمانه از کنار سگش عبور کردم ....
آخرین اخبار