کد خبر : ۴۱۱۹۱۹
تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۴۰۱ - ۱۰:۴۷
یک کارشناس حکمرانی آب گفت: مشارکت ذی نفعان به هر سطح از درگیری ذینفعان در برنامه‌ریزی، مدل‌سازی و مدیریت منابع آب اطلاق می‌شود.

به گزارش ایران اکونومیست، مسئله مدیریت منابع آب در ایران در طول دهه‌های اخیر زمینه بروز مشکلات گسترده‌ای را فراهم کرده است و همین مسئله سبب شده تا شاهد بروز مشکلات گسترده در این حوزه باشیم.

در همین راستا تغییر در نوع نگاه به موضوع مدیریت منابع آب بیش از هر چیز دیگری نیازمند مطالعه تجربیات کشورهای موفق جهان در این حوزه است و پس از شکل‌گیری چنین رویه‌ای باید متناسب با شرایط کشور نسبت به اتخاذ تصمیم درست تلاش کنیم.

در حال حاضر با شکل‌گیری ساختار و نفرات متخصص جدید در مدیریت منابع آب کشور زمزمه‌های حرکت به سوی بهبود شرایط آبی و استقرار ساختار حکمرانی منابع آب به گوش می‌رسد و صحبت‌های متولیان این حوزه از ایجاد شرایط مطلوب خبر می‌دهد.

در همین راستا به منظور واکاوی مسئله مدیریت منابع آب به سراغ پژمان تیموری، کارشناس حوزه حکمرانی آب رفتیم تا پیرامون این موضوع با وی به گفتگو بنشینیم. در همین راستا این گفتگو در 3 بخش تنظیم شده و در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت.

مشروح قسمت سوم به شرح ذیل است:

*دانش همچنان از سیاست‌گذاری آب عقب‌تر است

فارس: در صحبت‌های پیرامون این مسئله مدام به موضوع پیچیدگی‌های اکولوژیکی می‌پردازند، منابع این پیچیدگی دقیقا کجاست؟

تیموری: متاسفانه تناقض و کشمکش عمیقی بین نیاز اکوسیستم‌ها از یک طرف و نیازهای انسانی از طرف دیگر وجود دارد که پیوسته در حال افزایش است، کما اینکه در قرن گذشته، جمعیت بشر چهار برابر شد، مساحت زمین‌های کشاورزی متکی به آبیاری شش برابر شد و متعاقب آن سرعت‌های پمپاژ آب از اکوسیستم‌های آب شیرین تا هفت برابر افزایش یافت.

با توجه به تغییرات اقلیمی و آثار آن، این پیچیدگی‌ها در مطالعات هیدرولوژیکی روبه افزایش است و طبیعتا برنامه‌های مدیریت منابع آب بایست بطور پیوسته بروزرسانی شوند. این بروزرسانی مستلزم تعریف برنامه‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت مدیریت منابع آب با نگرش به نیازهای چند نسلی و نسل حاضر است و در ضمن بایست برنامه‌های بلندمدت با نگرش به نیازهای فرا نسلی و نسل‌های آینده تعریف شوند.

فارس: آیا مشکلات پیرامون مسئله مدیریت منابع آب به پیچیدگی‌هایی که ذکر کردید ختم می‌شود؟

تیموری: علاوه بر پیچیدگی مطالعات که ذاتی بوده و در تمام کشورها وجود دارد، یک مشکل دیگر نیز در زمینه‌ی مطالعات هیدرولوژیکی، خاص کشور ما و تعداد معدودی از کشورها است. این مشکل ضعف تولید سناریوهای اقلیمی است. بعنوان مثال باید با توجه به طرح‌های مختلف پمپاژ و نیز خشکسالی و تغییرات اقلیمی، سناریوهای مختلفی برای بحران‌های آبی پیش‌روی دیده شود. سناریوهای اقلیمی و خشکسالی شدید نباید فقط برای مناطق بحرانی و خشک دیده شوند بلکه بایست برای نقاطی که در حال حاضر فاقد تنش آبی هستند یا تنش آبی بسیار کمی دارند هم در نظر گرفته شود. مثلا برای همین استان‌های شمالی و سرسبز کشور شامل استان‌های مازندران و گیلان که مناطق نرمال‌تر کشور هستند باید سناریو داشته باشیم تا بتوان برای تمام تغییرات محتمل تغییرات اقلیمی آمادگی داشت.

فارس: دلیل این مسئله چیست؟

تیموری: همانند بسیاری از نقاط دیگر جهان، در کشور ما نیز دانش همچنان از سیاست‌گذاری آب عقب‌تر است و شاید به همین دلیل است که سیاست‌گذاران حوزه‌ی آب، اقبالی نسبت به مطالعات هیدرولوژیک ندارند. قطعا لازم است سناریوهای خشکسالی و تغییرات اقلیمی با در نظر گرفتن بسیاری از آمار و مطالعات که توسط مراجع ذیصلاح منتشر می‌گردند، پیش‌بینی شوند. یک نکته که اینجا لازم می‌دانم به آن اشاره کنم، سومین لایه از پیچیدگی مطالعات پایداری منابع آب زیرزمینی است که حول محوریت فعالیت‌های انسانی تعریف می‌شود. فعالیت‌های انسانی تاثیر حادی بر روی سیستم آب‌های زیرزمینی دارند. به چند دلیل لازم است مدیریت پایداری منابع آب زیرزمینی با در نظر گرفتن اندرکنش انسان با سیستم‌ آب‌های زیرزمینی که هنوز بطور کامل شناخته نشده، شکل گیرد.

*واکاوی هیدرولوژی اجتماعی و نقش آن در مدیریت منابع آب

فارس: این دلایل دقیقا چیست، یعنی از کجا متوجه این ضرورت شده‌اید؟

تیموری: اولا همانطور که گفتم، پایداری آب‌های زیرزمینی تابعی از فاکتورهای عملکرد آبخوان و فاکتورهای حکمرانی است. از آنجا که این فاکتورها با زمان و مکان تغییر می‌کنند و به علاوه فعالیت‌های انسانی تاثیر زیادی بر روی مدل‌های هیدرولوژیکی و پیش‌بینی تغییرات اقلیمی دارند، لذا در نظر گرفتن اندرکنش سیستم‌های منابع آب- انسان در برنامه‌های مدیریت منابع آب، بسیار حائز اهمیت است. از طرفی تغییرات کاربری زمین و نیز تغییرات اجتماعی می‌توانند سبب انحراف اساسی در فرضیات پایه‌‌ی مطالعات پایداری آب‌های زیرزمینی شوند، به طوری که تاثیر این انحراف اگر از تاثیر انحراف‌های ناشی از پیچیدگی تغییرات اقلیمی بیشتر نباشد، قطعا کمتر از آن نیست.

با توجه به وجود سه لایه پیچیدگی در مطالعات پایداری منابع آب زیرزمینی شامل پیچیدگی مدل‌سازی هیدرولوژیکی، پیچیدگی مدل‌سازی نیازهای آبی اکوسیستم‌ها و نیز پیچیدگی مدل‌های تعیین تاثیر فعالیت‌های انسانی بر روی سیستم‌های آب زیرزمینی، لازم است برنامه‌های مدیریت منابع آب حتما رویکردی سازگارانه، مشارکتی و در عین حال مبتنی بر ارزیابی ریسک و حساسیت‌سنجی داشته باشند.

فارس: مدیریت یکپارچه‌ی منابع آب بر مبنای رویکرد سازگارانه و مشارکت، در سال‌های اخیر سبب برجسته‌شدن نقش مطالعات هیدرولوژی اجتماعی در دو دهه‌ی گذشته شده است، این مسئله در سازوکار حکمرانی منابع آب چه جایگاهی دارد؟

تیموری: هیدرولوژی با جامعه مرتبط است و بنابراین بایست با دانش‌های اجتماعی و علوم طبیعی ادغام گردد تا تصمیمات مدیریت منابع آب را بهتر پشتیبانی کند. هدف از هیدرولوژی اجتماعی، درج ابعاد فعالیت‌های انسانی به عنوان یک مولفه یا جزء درون‌زاد در سیستم آب است.

هیدرولوژی اجتماعی عبارت از مطالعه‌ی آثار فعالیت‌های انسانی بر روی سیستم‌های منابع آب و آثار اجتماعی پروژه‌ها و طرح‌های منابع آبی می‌باشد. مدیریت یکپارچه‌ی منابع آب زیرزمینی سبب توسعه و تعمیم هیدرولوژی اجتماعی می‌شود.

فارس: همه این موارد نهایتا به مسئله مدیریت یکپارچه منابع آب ختم می‌شود، تعریف شما از مسئله مدیریت یکپارچه منابع آب چیست؟

تیموری: مدیریت یکپارچه‌ی منابع آب عبارت است از فرآیندی که مدیریت سازوکاری و سازه‌ایی مشارکتی آب، زمین و منابع طبیعی مرتبط با آنها را ارتقاء می‌دهد تا رفاه اقتصادی و اجتماعی را به گونه‌ایی عادلانه و بدون مصالحه بر سر پایداری اکوسیستم‌های حیاتی به حداکثر برساند.

با در نظر گرفتن توسعه‌ی پایدار منابع آب زیرزمینی، مدل‌های اقتصادی آب عمدتا مدل‌های ضابطه‌مند با هدف عملیاتی‌کردن و  وارد نمودن مفاهیم اقتصادی در مدیریت آب است تا یک تابع مصرف را جهت یافتن راه‌حل‌های بهینه و امکان‌پذیر، حداکثر کند.

*هدف بهره‌وری اقتصادی آب، حصول اطمینان از تامین پایدار آب است

فارس: هدف از مدل‌سازی اقتصادی آب در این پارادایم چیست؟

تیموری:هدف از مدل‌سازی اقتصاد آب، بهینه کردن اهداف اقتصادی یک سیستم آب که در معرض فشارها و محدودیت‌های اجتماعی و طبیعی است و یا ارزیابی گزینه‌های حفظ بهینه‌ی آب و پروژه‌های بهبود و توسعه‌ی آب خواهد بود. مدل‌های اقتصادی آب تلاش می‌کنند تا پیچیدگی تصمیم‌های اقتصادی کاربران آب و محدودیت‌ها و فشارهای بیوفیزیکی سیستم آب را تعیین کنند.

به طور کلی، مهم‌ترین هدف بهره‌وری اقتصادی سیاست آب، حصول اطمینان از تامین پایدار آب است تا نیازهای کاربران را با هزینه‌ایی قابل استطاعت برآورد نماید. بسته به اهداف پایداری آب‌های زیرزمینی، مدل اقتصادی آب که با مدل هیدرولوژیکی ارتباط دارد، می‌تواند یک محصول ساده یا یک مدل تقاضای آب باشد که یک یا تعدادی از فعالیت‌های انسانی مرتبط با پایداری آب‌های زیرزمینی از قبیل کشاورزی، مصرف آب شهری، توریسم و سایر موارد را رتق و فتق و حل و فصل می‌کند. مدل‌های اقتصاد آب می‌توانند، توابعی تحلیلی باشند که نیازهای سرویس‌های اکوسیستم را نیز در نظر بگیرند.

فارس: با توجه به اظهارات شما، مسئله مدیریت سازگارانه با اقلیم به نوعی گامی در جهت خروج از عدم قطعیت در این فضا است؟

تیموری: در شرایطی که گسست‌های زیاد در دانش و عدم‌قطعیت‌های فراوان در سیستم‌های اکوسیستم ما را احاطه کرده‌اند، اعمال مدیریت سازگارانه ابزار بسیار مفیدی است. اعمال مدیریت سازگارانه‌ی منابع آب در حقیقت تمرین و یادگیری از طریق عمل است، زیرا در شرایطی که مشخصات هندسی و خصوصیات آبخوان‌ها و سرویس‌های اکوسیستم‌ها و فعالیت‌های انسانی با عدم‌قطعیت زیادی مواجه هستند، اتخاذ راهکارهای مدیریتی صرفه‌جویانه و پرهیز از اسراف در مصرف آب، کاری بس عاقلانه است. بر این اساس مدیریت سازگارانه در حقیقت ابزاری برای به حساب‌‌آوردن ناشناخته‌هایی است که کاملا نسبت به ناشناخته‌بودن آنها شناخت داریم. همچنین این شیوه حکمرانی تنها راهکار مهم برای مواجهه با عدم‌قطعیت‌ها و گسست‌های دانشی و تغییرات رویکردهای اجتماعی نسبت به منابع آب زیرزمینی است.

فارس: این مدیریت سازگارانه منابع آب در نهایت چه مزایایی به همراه خواهد داشت.

تیموری: مدیریت سازگارانه‌ی منابع آب، مزایای فرعی از جمله تشکیل حوضه‌ها یا نواحی مدیریت منابع آب زیرزمینی محلی، تعریف و توصیف و انتخاب استانداردهای جدید در مورد جریان حوضه‌های آب، اصلاح سریع سیاست‌های پمپاژ آب، حرکت از سیاست پمپاژ پایدار به سمت سیاست پایداری آب‌های زیرزمینی، اعمال مدیریت در زیر حوضه‌هایی که با مشکلات بالقوه مواجه هستند، افزایش پایش و نظارت و تلفیق آنها با مدل‌ها و آگاهی بیشتر نسبت به شناخته‌ها و ناشناخته‌ها، افزایش تصمیم‌های جمعی دارای پویایی در مورد شرایط زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی، افزایش توانایی پیش‌بینی آثار طرح‌ها یا سناریوهای پمپاژ آبخوان و نیز آثار سناریوهای تغییرات اقلیمی، پذیرش پیچیدگی مدل‌‌های اکولوژیکی و هیدرولوژیکی و مشخصات و خصوصیات آبخوان‌ها و در نتیجه اجتناب از اعمال تصمیم‌ها و راهکارهای سرسختانه‌ی دستوری و کنترلی و در نهایت حرکت جمعی بسوی سازگاری با شرایط اقلیمی و کمک به بهبود، ارتقاء و بروزرسانی برنامه‌های مدیریت منابع آب را در بر می‌گیرد و

همانطور که قبلا نیز عرض کردم، برای کاهش تبعات ناشی از پیچیدگی مدل‌ها، عدم‌قطعیت‌ها و در عین حال گسست‌های دانشی، علاوه بر مدیریت سازگارانه، نیاز به مشارکت ذینفعان می‌باشد.

*صفر تا صد مشارکت ذینفعان در حکمرانی آب

فارس: به مسئله مهمی رسیدیم، این روزهای در ادبیات متولیان حوزه مدیریت منابع آب کشور به کرات با موضوع مشارکت ذینفعان مواجه می‌شویم، در چنین شرایطی این موضوع اساسا چه مفهومی را منتقل می‌کند؟

تیموری: مشارکت ذینفعان به هر سطح از درگیری ذینفعان در برنامه‌ریزی، مدل‌سازی و مدیریت منابع آب اطلاق می‌شود. یک ذینفع یعنی یک شخص یا یک هویت یا موجودیت است، نظیر مسئولان آب، سازمان‌های غیردولتی یا اعضای جامعه که در چیزی سهم یا نفع یا دغدغه دارند.

مشارکت ذینفعان سه جنبه‌ی بسیار مهم دارد که نیاز به بررسی دارند. در گام اول باید ضرورت و مزایای مشارکت ذینفعان تبیین شود. در گام دوم باید سطوح مشارکت ذینفعان تشریح شود و در گام سوم بایست نحوه‌ی مشارکت ذینفعان یا اصطلاحا روش‌های مشارکت و درگیری ذینفعان مشخص شود. بر این اساس استقرار نظام مدیریتی با چنین ویژگی سبب برجسته‌شدن، قانون‌مندشدن و نیز افزایش قابلیت اعتماد نسبت به ارزیابی‌های علمی پایداری آب‌های زیرزمینی می‌شود که به نوبه خود می‌تواند منجر به شناسایی راه‌حل‌های موثر و نیز اتخاذ موثرتر و آسان‌تر تصمیمات مدیریت سازگارانه‌ی منابع آب شود.

مقصود از برجسته‌شدن ارزیابی علمی پایداری آب‌های زیرزمینی این است که دانش پایداری آب‌های زیرزمینی تقاضا محور خواهد شد و این تقاضا برای دانش، سبب به حرکت درآمدن دانش و پویایی و رشد بیشتر آن خواهد شد و در نتیجه مزایای فنی و کیفیت دانش افزایش می‌یابد.

در این تعاریف قانونمندی اشاره به یک فرآیند جامع و عادلانه دارد. برای آنکه محصولات دانش بتوانند به صورت سیاست آب اعمال شوند، باید از پشتوانه‌ی قانونمندی برخوردار باشند. مشارکت ذینفعان و تبادل اطلاعات بین آنها سبب تسهیل در اعمال محصولات دانش به صورت سیاست‌های آب خواهد شد. قانون‌مندی پیش‌بینی می‌کند که آیا محصولات دانش در تصمیم‌سازی به کار برده شده‌اند یا خیر. بعلاوه قانون‌مندی پیش‌بینی می‌کند که آیا قانون‌مندی از درگیری ذینفعان در ارزیابی علمی پایداری آب‌های زیرزمینی حاصل شده است یا خیر.    

از سوی دیگر اجماع ذینفعان جایگزین تصمیمات مدیریتی از بالا به پائین می‌شود و لذا نتایج بهتری در برنامه‌های مدیریت سازگارانه‌ منابع آب حاصل می‌شود. چنانچه برخلاف توصیه‌ی اتحادیه‌ی بین‌المللی طبیعت (IUCN) ، کاربران آب در طراحی حکمرانی منابع آب نقش نداشته باشند، مدیریت آب‌های زیرزمینی صرفا در حد یک فعالیت تکنوکراتیک از بالا به پائین با نتایج غیر رضایت‌بخش باقی خواهد ماند.

همچنین مشارکت ذینفعان تمرین و تجربه‌نمودن مشارکت برای حل مشکلات و مسائل مربوط به آبخوان‌های فرامرزی بسیار مهم و حیاتی است و تنها راه کاهش یا اجتناب از تهدیدات جدی متوجه منابع آب‌های زیرزمینی به حساب می‌آید.

فارس: آیا مزایای مشارکت ذینفعان به این مرحله ختم می‌شود؟

تیموری: قطعا خیر، مشارکت قدرت چانه‌زنی تصمیم‌گیران و مدیران را با کسانی که سیاست‌های آب را به چالش می‌کشند، افزایش می‌دهد، اگر ذینفعان در یک فرآیند طراحی حکمرانی آب درگیر باشند که در برگیرنده‌ی اتخاذ تصمیمات جمعی باشد، در این صورت شانس اینکه نتایج تحقیقات را قبول کنند، بطور قابل‌ملاحظه‌ایی افزایش می‌یابد.

این مسئله سبب می‌شود ابزارهای اجتماعی مناسبی جهت برنامه‌ریزی منابع آب منطقه‌ای و ملی ایجاد شود. منظور از این ابزارها افزایش آگاهی از طریق آموزش اجتماعی است. تعلیم اجتماعی قوی و برنامه‌ی وسیع‌ برای افزایش درک طبیعت و نیز درک پیچیدگی و تنوع منابع آب‌های زیرزمینی توسط جامعه و ذینفعان حیاتی است. به علاوه تعلیم اجتماعی سبب می‌شود تا بهتر بتوان برنامه‌‌های مدیریت منابع آب را عملیاتی کرد. فشار ناشی از جامعه یا مردم برای مدیریت بهتر منابع آب، تنها نیروی محرک برای نیل به حداکثر تغییرات است. آموزش اجتماعی عامل و ابزاری برای ایجاد ظرفیت آموزش در جامعه و پاسخ به معضلات کنونی و پیچیده‌ی سیستم‌های آب‌ است. آموزش اجتماعی موجب می‌شود تا کاربران آب بر روی ذینفعان کلیدی از قبیل تنظیم‌کنندگان مقررات آب و مدیران فشار وارد نمایند و این ذینفعان کلیدی نیز این نگرانی‌ها را به محققان انتقال دهند تا تقاضا برای محصولات دانش افزایش یابد.

از طرفی مشارکت ذینفعان ضامن کاربردی‌بودن طرح‌های حکمرانی آب و موفقیت در اجرای برنامه‌های مدیریت منابع آب است و  سبب می‌شود حقوق کلیه‌ی کاربران آب بطور عادلانه رعایت گردد.

*مردم در چه سطحی می‌توانند در مدیریت منابع آب مشارکت کنند؟

فارس: فارغ از ضرورت مشارکت ذینفعان، آنچه که حائز اهمیت است این است که مشارکت ذینفعان باید در چه سطوحی انجام پذیرد. به عبارت دیگر مهم این است که ذینفعان تا چه حدی یا تا چه سطوحی بایست در تصمیمات مشارکت نمایند. نظر شما راجع به این مسئله چیست؟

تیموری:  اولین سطح مشارکت ارزیابی علمی پایداری آب‌های زیرزمینی است. مشارکت در این سطح سبب می‌شود که محصولات دانش از قبیل تصمیمات مدیریتی و سناریوهای پیش‌بینی‌کننده‌، انطباق زیادی با اولویت‌ها و نیازهای کاربران داشته باشند. این امر سبب افزایش تقاضا برای دانش خواهد شد. در این سطح از مشارکت، ذینفعان می‌توانند از تحقیقات علمی در حال انجام مطلع یا نامطلع باشند و بعلاوه می‌توانند به تحقیقات علاقمند یا بی‌علاقه باشند.

دومین سطح مشارکت،  ارائه‌ی مدل مشارکتی و تعیین مشخصات و خصوصیات پیامدهای گزینه‌های جایگزین است. بر این مبنا درگیری ذینفعان در این سطح سبب می‌شود بتوان گزینه‌های مختلف را جایگزین گزینه‌های موجود در مدیریت منابع آب کرد.

فارغ از ضرورت و مزایای مشارکت ذینفعان و نیز سطوح مشارکت ذینفعان که بدان‌ها اشاره شد، باید روش‌های مشارکت و درگیری ذینفعان نیز بررسی گردد. این بدان معناست که باید ساختارهای لازم برای مشارکت ذینفعان پیش‌بینی شود.

ابتدا اولویت‌های اجتماعی بایست تعیین شوند تا بتوان به این اولویت‌های اجتماعی پاسخ داد. اما مشکل این است که بدلیل یکدست‌نبودن مردم و منافع آنها و نیز میزان درک آنها، پاسخ به اولویت‌های اجتماعی بسیار سخت‌تر از تعیین اولویت‌های اجتماعی است.

فارس:مسئله اولویت اجتماعی و مدیریت آب با پیچیدگی‌های زیادی رو به رو است، این پیچیدگی‌ها چگونه قابل مدیریت است؟

تیموری: برای مدیریت پیچیدگی ابتدا باید شناخت مبسوطی از آن به دست آمد. بر این اساس وقتی که قلمروهای آب خیلی گسترده باشند مثلا وقتی که آبخوان‌ها فرامنطقه‌ای، ملی، مرزی یا فرامرزی باشند یکی از انواع پیچیدگی است. وقتی که اشخاص، افراد یا موسسات و شرکت‌ها برای منافع کوتاه‌مدت خود از آب‌های زیرزمینی بهره‌برداری می‌کنند و نیز وقتی که برای حفظ یک منبع آب مشترک، منافع کاربران بر نیازهای آنها غالب می‌شود یا وقتی که علایق فردی خیلی از یکدیگر فاصله می‌گیرند، نیز از دیگر پیچیدگی‌های یاد شده است.

فارس: به عنوان سوال پایانی راه کارهای استقرار مشارکت ذینفعان در این حوزه چگونه قابلیت تعریف دارد؟

تیموری: استخراج اولویت‌های اجتماعی یا دغدغه‌های جامعه می‌تواند از طریق بررسی و تحقیق در سطح جامعه، دریافت نظرات مردمی، رای‌گیری در سطح اجتماع و نیز مصاحبه و سایر ابزارهای مشابه انجام شود. اینکار به مثابه مطالعات اجتماعی در حوزه‌ آب است، به طوری که بتوان با ارزیابی نظرات جامعه و واکنش آنها نسبت به تصمیمات مدیریتی و قانونی، زمینه را برای افزایش مشارکت مردم و اعتمادسازی در سطح جامعه فراهم نمود و اقدامات بهتری را جهت درگیر نمودن مردم و ذینفعان ارائه کرد. به علاوه دریافت ایده‌ها از سطح جامعه می‌تواند سبب ساده‌تر شدن و شفاف‌شدن ویژگی‌های اجتماعی برنامه‌های مدیریت منابع آب و درک بهتر فرهنگ آب جامعه و ارزش‌های اجتماعی و نیز ارتقای آن‌ها شود.

در نهایت می‌توان خلاصه‌ی این ارزیابی‌ها را به صورت مدل‌های رفتار انسانی در سطح محلی به مدیران و قانون‌گذاران ارائه کرد تا به مدد مشارکت ذینفعان نیز، مجددا دانش در محوریت تقاضا برای ارائه‌ی سناریوها قرار گیرد.

فارس: در پایان اگر نکته‌ای دارید، بفرمایید؟

تیموری: با توجه به مطالبی که در مورد حکمرانی منابع آب و ارکان، ارزش‌ها، مولفه‌ها، چالش‌ها و الزامات آن خدمتتان عرض کردم، چنانچه حرکت جمعی و میهنی و نیز اراده‌ی قوی در نزد مسئولان برای دستیابی به مدیریت سازگارانه‌ی منابع آب در کشور وجود داشته باشد، می‌توان با تغییرات اقلیمی سازگار شد و با حذف فرهنگ‌های غلط در زمینه‌ی مصرف آب و نهادینه‌کردن تفکر حفاظت و صیانت از منابع آبی کشور در آحاد جامعه، تهدیدهای ناشی از خشکسالی، سیلاب و بطور کلی تغییرات اقلیمی را به حداقل رساند.

فارس: با تشکر از زمانی که در اختیار ما گذاشتید.

انتهای پیام/

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پرطرفدارترین ها