به گزارش ابتکار، ساعت 4 بعدازظهر هفتم تير امسال از طريق مركز فوريتهاي
پليسي 110 يك فقره فوت مشكوك در منطقه سه راه آذري به كلانتري111 هفت چنار
اعلام شد.
با حضور مأموران كلانتري و بررسيهاي اوليه مشخص شد فردي
به نام”فريد” 28 ساله در منزل دوستش به نام”حميد” به علت مشكوكي فوت کرده
است.
با تشکيل پرونده مقدماتي با موضوع”فوت مشکوک” و به دستور
بازپرس شعبه پنجم دادسراي امور جنايي تهران، جسد براي تعيين علت اصلي مرگ
به پزشکي قانوني منتقل و پرونده نيز براي انجام تحقيقات تکميلي در اختيار
اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
با انتقال جسد به پزشکي
قانوني، نظريه تيم پزشکي قانوني علت مرگ را”ضربه مغزي ناشي از برخورد جسم
سخت به ناحيه سر” اعلام کرد که بلافاصله پرونده با موضوع”قتل عمد” تشکيل
شد.
خانواده مقتول در اظهارات خود به کارآگاهان عنوان داشتنند: چند
روز قبل، يکي از دوستان فريد چندين بار به در منزل ما مراجعه و جوياي فريد
شد و عنوان کرد که فريد يک دستگاه موتورسيکلت را از وي به امانت گرفته اما
ديگر بازپس نداده است. پس از چند روز، همين شخص در آخرين
مراجعه به در منزل مدعي شد که ديگر موتور نميخواهد و تهديد کرد که تنها به دنبال پيدا کردن فريد است.
در
ادامه تحقيقات، کارآگاهان متوجه شدند که دوست فريد که اقدام به تهديد
خانواده مقتول کرده، اميد 36 ساله است که جسد فريد در خانه آنها پيدا شده
بود. کارآگاهان براي دستگيري سعيد به در منزل وي مراجعه و پي بردند که
همزمان با اعلام خبر کشف جسد، او نيز از محل سکونت خود متواري شده است.
در
ادامه رسيدگي به پرونده، کارآگاهان اطلاع پيدا کردند که”سعيد” يکي از
اراذل واوباش منطقه و مجرمان سابقه دار و حرفه اي است که بارها به اتهام
ارتکاب جرايم مختلف”شرب خمر” –”موادمخدر” –”ايراد ضرب و جرح عمدي” –”اخلال
در نظم عمومي” –”سرقت” و”حمل و نگهداري سلاح غيرمجاز” دستگير و روانه زندان
شده بود. همچنين بر اساس تحقيقات تکميلي مشخص شد که سارقان و افراد سابقه
دار منطقه نيز به واسطه ترس و وحشتي که از سعيد دارند، هر بار و پس از
انجام سرقتهاي خود، قسمتي از اموال به دست آمده در سرقت هايشان را به سعيد
تحويل ميدهند !!
با توجه به متواري بودن متهم و احتمال تردد سعيد
در سطح منطقه محل سکونتش، هماهنگيهاي لازم ميان کلانتري 111 و اداره دهم
انجام و دستگيري وي به اتهام”قتل عمد” در دستور کار مشترک کلانتري 111 و
اداره دهم قرار گرفت.
سرانجام ساعت 16 و 30 دقيقه 26 تير مأموران
کلانتري 111 هنگام گشت زني در خيابان اردشير موفق به شناسايي”سعيد. الف”
شدند که بلافاصله به وي دستور ايست داده اما او با مشاهده مأموران اقدام به
فرار کرد. مأموران در مرحله اول اقدام به شليک چندين تير هوايي کرده اما
سعيد بي توجه به شليک تيرهاي هوايي همچنان قصد فرار از دست آنها را داشت که
با رعايت قانون بکارگيري سلاح، سعيد از ناحيه پاي راست مورد اصابت گلوله
قرار گرفته و دستگير شد.
با پايان اقدامات درماني، متهم به اداره
دهم پليس آگاهي تهران بزرگ منتقل و همانند بسياري از مجرمان سابقه دار و در
مراحل اوليه تحقيقات منکر هرگونه ارتکاب جنايت شده اما در برابر دلايل و
مدارک غير قابل انکار به ناچار لب به اعتراف گشوده و در اظهاراتش به
کارآگاهان گفت: فريد در کار سرقت لوازم و محتويات خودرو بود و اعتياد شديدي
نيز به الکل و شيشه داشت و روزانه شيشه، کراک و الکل مصرف ميکرد. پيش از
اين هم به منزل ما ميآمد و در آنجا مواد و الکل مصرف ميکرد و من هم شيشه و
مشروب استفاده ميکردم و با هم دوست بوديم و رابطه خوبي داشتيم تا اينکه
دو روز قبل از فوت، موتورسيکلت مرا به امانت گرفت و ديگر پس نداد که جلو
منزلش رفتم اما خانه نبود. دنبال فريد ميگشتم تا اينکه ششم تير به مغازه
يکي از دوستانم در يافت آباد رفتم که پاتوق است و اکثر خلافکارهاي محل در
آن تجمع ميکنند که فريد نيز آنجا بود و با هم درگير شديم. چند ضربه به سر و
صورت وي زدم و چند ضربه نيز با مشت و لگد به سينه و شکمش زدم که تعادلش به
هم خورد و سرش به کمد برخورد کرد و به زمين افتاد و از سرش خون آمد.
بلافاصله با پرايد، فريد را به منزل بردم و چون من هم مشروب زيادي خورده
بودم و حال خوبي نداشتم، فريد را در اتاق پذيرايي گذاشتم و خودم نيز
خوابيدم. فرداي آن روز، ساعت هفت مادرم که تازه از مسافرت آمده بود مرا از
خواب بيدار کرد و گفت:”فکر ميکنم که دوستت مرده است”. بيدار شدم و ديدم که
فريد هيچ حرکت و عکس العملي ندارد. ترسيدم و از خانه خارج شده و متواري
شدم.
سرهنگ کارآگاه آريا حاجي زاده، معاون مبارزه با جرايم جنايي
پليس آگاهي تهران بزرگ با اعلام اين خبر گفت: با توجه به اعترافات صريح
متهم، قرار بازداشت موقت از سوي مقام قضايي صادر و متهم براي انجام تحقيقات
تکميلي در اختيار اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.