سه‌شنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 12 - ۲۴ ذی القعده ۱۴۴۷
برچسب ها
# اقتصاد
۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۰:۱۲

دوباره مهندس احمدی‌نژاد

ایران اکونومیست: مسرورم از اینکه یادداشت «مهندس محمود احمدی‌نژاد» توجه زیادی را برانگیخت و متأسفم که این یادداشت موجب سوء فهم‌هایی گشت. معترفم که عامل اصلی این بدفهمی‌ها عدم جامعیت یادداشتم بود و از آنجا که امکان پاسخ گفتن به تک تک نظرات برایم نامقدور است، فکر کردم که خوب است یادداشت دیگری بنویسم و نکاتی را به متن قبلی‌ام اضافه کنم:
کد خبر: ۳۲۶۳۱
اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند.
یکم – من هم مثل بسیاری از کامنت‌گذاران محترم درس‌های مهندسی را خوانده‌ام و لیسانس کامپیوتر گرفته‌ام، پس با فضای مهندسی چندان ناآشنا نیستم. هیچ کینه و بغضی نسبت به مهندسان، رشته‌های مهندسی و نگاه مهندسی ندارم و معتقدم هر چیز به جای خود نیکوست. نوشته‌هایم محصول تجارب شخصی، مشاهداتم از اساتید و دانشجویان مهندسی به علاوه‌ی اندکی مطالعه در این زمینه است. از قضا دید جزئی‌گرایانه‌ی مهندسی را تاب نیاوردم و برای ادامه‌ی تحصیل به علوم انسانی کوچیدم.

دوم – بین «مهندس بودن» و «نگاه مهندسی داشتن»، تفاوت اساسی وجود دارد. بسیار دیده‌ایم که مهندسانی نگاه کلی‌گرایانه دارند و مدیران موفقی در حوزه‌ی مسئولیت خود می‌باشند. آنها آموخته‌اند که چطور هنگام مواجهه با فعالیت‌های مهندسی، جزئیات را ببینند و موقع مدیریت، نگاهی همه جانبه داشته باشند. افرادی هم هستند که صرفا نگاهی کلی‌نگر یا جزئی‌نگر دارند. همان طور که یک فرد با نگاه صرفا کلی‌نگر مهندس خوبی نمی‌شود، فردی با نگاه صرفا جزئی‌نگر نیز مدیر خوبی نمی‌شود. در یادداشت قبلی، نقد من نه به مهندس بودن دکتر احمدی‌نژاد بلکه به نگاه مهندسی ایشان بود. ادعای من این است که فردی با نگاه جزئی‌نگرانه و مهندسی نمی‌تواند به خوبی از پس مسئولیت‌های کلانی که نیازمند نگاه همه‌جانبه است، برآید.

سوم – نگاه مهندسی جزئی‌نگرانه است، به این معنا که توجه یک مهندس صرفا به پروژه‌ای است که به او محول شده و نه دیگر مسائل و پروژه‌ها. این جزئی‌نگری معمولا در عنوان پروژه‌های مهندسی هویداست. مهندس پلیمری که می‌خواهد با کم و زیاد کردن مواد اولیه، انعطاف فلان پلیمر را افزایش دهد، مهندس عمرانی که می‌خواهد راهی برای افزایش مقاومت بتن بیابد یا مهندس برقی که می‌خواهد یک الگوریتم پردازش تصویر را بهینه کند، کارهای جزئی می‌کنند. البته یک مهندس در هنگام انجام پروژه اش باید به فاکتورهای مهمی نظیر استانداردها و آئین‌نامه‌ها توجه کند ولی این فاکتورها عموما مشخص و محدودند و جزئی از پروژه به حساب می‌آیند. لذا پس از تعریف کامل پروژه، مهندس به چیز دیگری به جز انجام پروژه‌اش نمی‌اندیشد. برای نیل به این هدف، او چندان در بند روش یا ابزار خاصی نمی‌ماند. او از هر چه که فکر کند در این راه یاری‌اش می‌رساند استفاده می‌کند. پس برای او اصالت با هدف است و ابزار جنبه‌ی فرعی دارد. برخلاف یک دیپلمات که همواره خود را ملزم به رعایت عرف نانوشته‌ی دیپلماتیک می‌داند و به جز ابزار دیپلماسی، ابزار دیگری نمی‌شناسد.

چهارم - طبیعی است که یک نفر با نگاه مهندسی، اداره‌ی امور اجرایی کشور را یک پروژه بداند و تلاش کند آن را به چند زیرپروژه‌ی مستقل تقسیم کند تا کار راحت‌تر جریان پیدا کند. ولی این نگاه به اداره‌ی امور اجرایی یک کشور، خسران‌خیز است زیرا نمی‌توان هر کدام از زیرپروژه‌ها را به تنهایی به نتیجه رساند. بخش‌های مختلف امور اجرایی کشور درهم‌تنیده‌اند و با هم وابستگی متقابل دارند پس نمی‌شود با نگاه پروژه‌ای، امور اجرایی مملکت را به درستی پیش برد. فرهنگ، اقتصاد، سیاست و ... هیچ کدام به تنهایی به نتیجه نمی‌رسند. فقط یک نگاه کل‌گرایانه است که می‌تواند ارتباطات و تأثیرات متقابل هر حوزه بر دیگری را بپاید و بکوشد همه‌ی حوزه‌ها را همزمان جلو ببرد.

پنجم – موفقیت‌های دولت احمدی‌نژاد عموما در حوزه‌هایی بود که می‌شد مسئولیت را به صورت یک پروژه تعریف کرد. حجم کارهای عمرانی صورت گرفته در دوره‌ی ایشان ستودنی و غیر قابل انکار است. به همین دلیل نیز در هنگام آماردهی، دست ایشان بسیار پر بود و از آمار پیشرفت‌های گوناگون در عرصه‌های مختلف سخن می‌گفت. ولی در حوزه‌هایی که مسئولیت، ماهیت غیرپروژه‌ای و غیرآماری داشت، دولت ایشان ناکامی‌های بسیار به دست آورد، مثلا فرهنگ و سیاست خارجی. نگاه مهندسی به چنین حوزه‌هایی زیان‌آور است. گاهی لازم است در این حوزه‌ها فاکتور زمان (که یکی از مهم‌ترین فاکتورها در انجام هر پروژه‌ای است) را به کلی حذف کرد. شتاب‌زدگی در چنین عرصه‌هایی نتیجه‌ی معکوس می‌دهد؛ چنان که بسیار دیده‌ایم. نگاه کمّیت‌گرایانه به حوزه‌‌ی سیاست خارجی سبب شد که رئیس‌جمهور سابق در ارائه‌ی گزارش از این عرصه، تعداد سفرهایش به دیگر کشورها را (بدون توجه به تأثیر آن‌ها) با افتخار اعلام کند.

ششم – جامعه‌ی مهندسان ابدا تقصیری در ناکامی‌های دولت احمدی‌نژاد ندارد. وجود جامعه مهندسان نیز همچون جوامع اقتصاددانان، سیاسیون، هنرمندان، جامعه‌شناسان، پزشکان و ... برای پیشرفت هر کشوری ضروری است. روند آموزشی کشور ما به این ترتیب است که اکثر دانش‌آموزان مستعد و باهوش در دبیرستان رشته‌ی ریاضی می‌خوانند تا در دانشگاه مهندس شوند. فارغ از خوبی یا بدی این روند، حقیقت این است که بسیاری از افراد مستعد ایرانی درس مهندسی خوانده‌اند. طبیعی است که باید از این ظرفیت به بهترین شکل استفاده کرد. فقط تذکر می‌دهم که اولا برای مدیریت‌های کلان بهتر است از مهندسانی استفاده شود که فراتر از رشته‌ی خود ببینند و توانایی کلی‌نگری را داشته باشند و ثانیا پیش از رئیس جمهور یا وزیر شدن یک مهندس، بهتر است به او آموزش‌های تخصصی مدیریت داده شود تا به جز تخصص مهندسی‌اش، از دیگر تخصص‌های مورد نیاز بی‌نصیب نماند.
آخرین اخبار