سه‌شنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 12 - ۲۴ ذی القعده ۱۴۴۷
برچسب ها
# اقتصاد
۱۶ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۱۷

پنج نخست‌وزیر و یک اشتباه

"حتی پرشورترین حامیان از سرگیری مذاکرات صلح با فلسطینی‌ها می‌دانند که خوش‌بین ماندن نسبت به نتایج این مذاکرات بسیار دشوار است. دلیل اصلی این است که این توافقنامه اگر حاصل شود، خصوصیات یک بده-بستان یعنی بیشتر مال من، کمتر مال تو و بالعکس را خواهد داشت. در این شرایط به نظر می‌آید که سازش همیشه فراتر از یک دستاورد خواهد بود و به همین دلیل است که هر دو طرف مذاکره نگران و ناراحت هستند."
کد خبر: ۳۰۹۷۶

 گیورا ایلند، در سر مقاله‌ای تحت عنوان "پنج نخست‌وزیر و یک اشتباه" در روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارونوت می‌نویسد: «آیا ما باید به این موقعیت می‌رسیدیم؟ ضرورتی نداشت. این شرایط به وجود آمده چرا که پنج تن از نخست‌وزیران اسرائیل ندانسته پیام واحدی را به جهان ابلاغ کردند مبنی بر اینکه مساله فلسطین تنها مساله ما است و ما می‌دانیم که چگونه آن را حل کنیم!

اولین نفرمناخیم بگین بود. پس از دستیابی به توافقات در مورد توافقنامه صلح اسرائیل و مصر، انورسادات، رئیس‌جمهوری سابق مصر از این نخست‌وزیر پرسد: در مورد فلسطینی‌ها چطور؟ مناخیم بگین در پاسخ گفت: ما به آنها در مناطق ساماریا و جودئا استقلال می‌دهیم. آنها خوشحال خواهند شد و ما نیز همینطور. انورسادات متوجه شد که مصری‌ها بیشترین سود را از این مساله خواهند برد و به همین خاطر با آن موافقت کرد.

کمی بعد از آن یکبار دیگر سرنوشتمان را در دستانمان گرفتیم و برای حل مشکل فلسطین در لبنان به تنهایی وارد عمل شدیم (نخستین جنگ لبنان در سال 1982 میلادی). چند سال بعد در سال 1988 میلادی ملک حسین، پادشاه اردن و شیمون پرز، وزیر امور خارجه وقت اسرائیل به توافقاتی در مورد تشکیل یک فدراسیون میان اردن و بخشی از کرانه باختری دست یافتند. به طور رسمی کرانه باختری از سرزمین اردن تصرف شد و شهروندانش اردنی بودند و پول رایج در آن دینار اردن بود.

اسحاق شامیر، نخست‌وزیر سابق اسرائیل به شدت با این توافقات مخالف بود. ملک حسین این پیام را دریافت کرده و نهایتا شرایط به جایی منتهی شد که اردن خود را از هرگونه مسئولیتی کنار کشید. او گفت: شما با سازمان آزادی بخش فلسطین صحبت کنید.

بازنگری این وضعیت

پنج سال بعد اسحاق رابین، نخست‌وزیرسابق اسرائیل در خصوص توانایی ما (اسرائیل) برای دستیابی به توافقی با سازمان آزادی بخش فلسطین و تنها با حضور ما و آنها متقاعد شد. ما آمریکایی‌ها را در مورد نتیجه این روند مطلع خواهیم کرد. بدین صورت توافقنامه اسلو به وجود آمد.

هفت سال دیگر گذشت و در سال 2000 میلادی ایهود باراک، نخست‌وزیرسابق اسرائیل به این نتیجه رسید که یک پیشنهاد سخاوتمندانه به یاسر عرفات، رئیس فقید تشکیلات خودگردان فلسطین منجر به یک توافقنامه دائمی می‌شود. بدین صورت انتفاضه دوم ‌آغاز شد.

سه سال بعد آریل شارون، نخست‌وزیر وقت اسرائیل بررسی‌های دقیقی انجام داده و گفت: تلاش‌های ما برای دستیابی به صلح با فلسطینی‌ها به نتیجه نرسید. بنابراین بیایید سرنوشتمان را در دستمان گرفته و از فلسطینی‌ها جدا شویم. بدین صورت برنامه متارکه روابط به وجود آمد.

باوجود تمامی تفاوت‌ها و اختلافات در جهان‌بینی‌ها و تصمیماتشان، این نخست‌وزیران یک موضع مشترک داشتند: آنها پیامی به جهان ابلاغ کردند مبنی بر اینکه اسرائیل خودش می‌داند چگونه مساله فلسطین را حل کند. به درستی جهان هم همین انتظارات را از ما دارد.

و این توضیح مختصر و مفیدی از این مساله است: اسرائیل و فلسطین قادر نیستند تا خودشان به تنهایی این درگیری را حل کنند. به خصوص درگیری در این منطقه میان رود اردن و دریای سرخ حل نمی‌شود. موقعیت‌های خوبی که پیش از معاهده صلح با مصر، پیش از جنگ 1988 و قبل از توافق صلح با اردن داشتیم، به هدر رفتند و هم‌اکنون مشکل خواهد بود با یک روایت جدید روبه‌رو شویم.

حتی اگر فرض کنیم که مذاکرات کنونی به نتیجه‌ای نمی‌رسد، بازهم پس از 20 سال راهکار درست این است که نهایتا آمریکا را متقاعد کنیم تا به درستی این اوضاع و شرایط را مورد بازنگری قرار داده و این دو فرض را که به ‌آنها تکیه کرده دوباره مورد بررسی قرار دهد. این دو فرض از این قرارند: نخست این که راه حل باید به منطقه‌ای میان رود اردن و دریای سرخ محدود شود و دوم اینکه تنها راه حل این درگیری ایجاد "دو کشور" در این منطقه تعریف شده است.

هنگامی که این فرض‌ها را کنار بگذاریم، متوجه می‌شویم که گزینه‌هایی وجود دارد که می‌تواند به نفع چهار بازیگر اصلی یعنی مصر، اردن، اسرائیل و فلسطین باشد. به طور مثال اراضی میان این مناطق مبادله می‌شود. به هر حال مصر و اردن آماده‌اند تا بیشترین نفع را از این مساله ببرند.»

آخرین اخبار