ناصر فیض در تهران امروز نوشت:وقتى که براى خوردنت نیت هستهم، در همه جاى خانهات ساعت هستاین قدر شتاب و عجله لازم نیست!بعد از افطار تا سحر مهلت هست**این ماه اگر از گناه مىپرهیزیمیک ماه ز دامان تو مىآویزیماین است که از وفور رحمت بىشکما آبروى گناه را مىریزیم!**از بالا فرض کن برو تا پایینامروز به بالاست و فردا پایینیک عمر فقط کبر فروشى کردىیک ماه بکش کرکرهات را پایین**این در که براى رفت و آمد باز استرازى است خودش، چرا بدین حد باز است!شرمنده ى معصیت کند تا ما رااین قدر در رحمت ایزد باز است**از گوشه کنایههاى رندانه ى تانگفتند به ما، فداى آن چانه ى تان!از صبح، تو مهمان منى تا سر شبافطار که مىبرى مرا خانه ى تان**مگذار! به شر خیر تو تبدیل شودپروندهات از گناه تکمیل شودشیطان چه کند که روزه دارید شما!یک ماه چرا وسوسه تعطیل شود!؟