بر آنیم تا در این مجال، قطعاتی کوتاه و بلند از کتاب وحی را با نگاهی به انعکاس آن در ادبیات پارسی، پیشکش طالبان حق و جوینگان حقیقت کنیم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
بگو اين است راه من كه من و هر كس پيروىام كرد با بينايى به سوى خدا دعوت مىكنيم و منزه استخدا و من از مشركان نيستم
عجبا از اشاعره که: اینهمه بحث عقل و تفکر و استدلال که در قرآن آمده است و باآنکه حدیث «العقل رسول من داخل و الرسول عقل من خارج» یعنی «عقل، رسول درون آدمی است و رسول، عقل بیرونِ او»، باز بدین نتیجه رسیدهاند که حسن و قبح امری شرعی است.
از نگاه اینان ضرورتی ندارد که باعقل هم آهنگ باشد و اشکالی ندارد که چیزی بسیار سودمند در شرع حرام شده باشد و حرمت آن به صرف فرمان شرع باشد.
این طرز تفکر بود که به تحریم موسیقی و نقاشی و مجسمهسازی و بسیاری منهیات دیگر منتهی شد درحالیکه نظر بزرگان و فرهیختگان شیعه پیوسته همین بوده است که «حسن و قُبح، امری عقلی است».
معینالدین هروی صاحب کتاب حدائق الحقائق آیه چنین تعبیر کرده است که: میخوانم خدای تعالی را بر دیدهوری و راستی و پیدایی، هم من و هم آنکه بر پی من است این دعوتی است به حق سبحانه و تعالی به بصیرت که عبارت از حجت و برهان است یعنی مقلد نیستم و شما را به تلبیس و شک نمیخوانم بلکه به حجت و یقین و دلیل و برهان بر طریق معیّن دلالت میکنم..
و بعد میافزاید: این آیه دلیل است که دعوت به حق تعالی مشروط است به بصیرت که اگر مقرون به بصیرت نباشد آن محض غرور (و فریب) باشد.