سه‌شنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 12 - ۲۴ ذی القعده ۱۴۴۷
برچسب ها
# اقتصاد
۰۴ تير ۱۳۹۲ - ۱۸:۱۱
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس:

سلیقه گرایی جایگزین برنامه ریزی شد

بخش زیادی از مشکلات فعلی کشور به انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی مربوط می شود البته نمی توان عدد یا درصدی در این رابطه عنوان کرد، چون یک کار علمی روی این موضوع صورت نگرفته است. اما می توانم بگویم که تاثیرگذار بود.
کد خبر: ۲۳۰۰۳

به گزارش خبرنگار گروه "رسانه‌های دیگر" خبرگزاری تسنیم، با وجود اینکه سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در طول دوره حیات خود بارها دچار تغییر ساختار و نام شد و چندین بار طعم تجزیه و ترکیب با دیگر نهادهای مرتبط را چشید، اما تغییر ساختار آن در دولت نهم و تفکیک آن به دو معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی و توسعه منابع انسانی به شدت در فضای سیاسی کشور به ویژه در فضای انتخاباتی سال های 88 و 92 چالش برانگیز شد، به گونه‌یی  که سیاسیون و کارشناسان اقتصادی متمایل به آنها از این تفکیک به انحلال سیستم برنامه ریزی متمرکز کشور یاد کردند.
گرچه در این سال ها جسته و گریخته سخن از احیای سازمان یاد شده به گوش می رسید، اما در روزها و هفته های اخیر به عنوان یکی از برنامه های کاندیدای پیروز انتخابات بار دیگر این بحث ها زنده شد: به طوری که هنوز دولت جدید مستقر نشده و به مرحله اجرای برنامه های خود نرسیده و تنها با انتخاب حسن روحانی به عنوان رییس دولت یازدهم، مجلس نهم با یک فوریت، طرح احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور را تصویب کرد. طراح این طرح، محسن علیمردانی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس است و استدلال او برای ارائه این طرح به مجلس، جایگزینی سلیقه گرایی به جای برنامه ها و قوانین است.
در همین ارتباط، به گفت وگو با علیمردانی پرداخت که در ادامه می خوانید:
   
*در رابطه با طرح احیای سازمان مدیریت و برنامه توضیح دهید. چه اتفاقی افتاد که مجلس به فکر احیای این سازمان، آن هم به صورت تصویب قانون افتاد؟
قبل از اینکه بحث انتخابات مجلس مطرح شود، همیشه یکی از دغدغه های من، احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود. چراکه بعد از انحلال سازمان، با چالش های زیادی در کشور روبه رو شدیم. از سوی دیگر، با وجود زمانی که از کشور و کارشناسان و مدیران گرفته شد و اختلافاتی که این مساله بین مجلس و دولت پیش آورد، ارزش این همه سردرگمی در کشور را نداشت. البته سازمان مدیریت و برنامه ریزی یکسری ایرادات جزیی داشت، اما منتها حسن آن در مقابل ایرادات اصلاقابل قیاس نبود تا بخواهیم به خاطر یکسری ایرادات جزیی، آن را منحل کنیم. به همین دلیل همیشه این موضوع در ذهن من بود و پس از انتخابات مجلس، احیای سازمان را دنبال می کردم. اما به علت اینکه روزهای پایانی دولت دهم را سپری می کردیم و اعتقاد داشتیم که اگر قبل از عید این طرح را به مجلس ارائه کنیم، باز هم این تصمیم ممکن است به زمین بیفتد و دوباره چالش جدید ایجاد کند.
   
*مثلاچه چالشی؟
ما با روحیه آقای احمدی نژاد آشنا بودیم و می دانستیم که ایشان این سازمان را منحل کرده است. دیگر او با دست خود که نمی آمد سازمان مدیریت و برنامه ریزی را احیا کند. طرحی که من نوشته بودم، در عید آماده بود. تصمیم گرفتم که طرح را زمانی مطرح کنم که بین دو دولت دهم و یازدهم باشد. اما امضاها را زودتر گرفتم و تقریبا از اردیبهشت ماه شروع کردم به امضا جمع کردن. از اواخر اردیبهشت ماه طرح را تحویل هیات رییسه دادم که بعد از انتخابات ریاست جمهوری مطرح شود. نمی خواستم با توجه به انتخابات، این طرح رنگ و بوی سیاسی به خود بگیرد. معمولادر کشور ما این گونه است که همه چیز و حتی اقتصاد و ورزش، سیاسی می شود. ما در همه کارها سیاست زده شده ایم، بنابراین نمی خواستم این طرح علمی و کارشناسی، در انتخابات رنگ و بوی انتخاباتی به خود بگیرد.
حتی این طرح را من زمانی ارائه دادم که کاندیداها مشخص نبودند و قبل از اینکه معلوم شود چه کسی قرار است رییس جمهور شود. به همین دلیل بلافاصله بعد از انتخابات این موضوع مطرح شد. من اعتقاد دارم آقای رییس جمهور طبق قانون نمی تواند سازمان را منحل کند. طبق اصل 126 قانون اساسی، مسوولیت اداره سازمان برعهده رییس جمهور است. او می توانست مسوولیت سازمان را به فرد دیگری منتقل کند. تشکیل وزارتخانه ها، ادغام وزارتخانه ها، تشکیل سازمان ها، همه اینها باید در اختیار مجلس باشد. رییس جمهور جدید هم به نظر من نمی تواند سازمان را احیا کند: مگر اینکه با نظر مجلس باشد. قوه مجریه باید در اجرا ورود پیدا کند، قانون گذاری برعهده مجلس است. به همین دلیل تصمیم گرفتیم که احیای سازمان توسط مجلس صورت گیرد: چراکه ممکن بود در آینده در دولت جدید مورد نقد قرار گیرد و با چالش هایی از این بابت هم روبه رو شویم.
   
*چون همزمان با مشخص شدن رییس دولت یازدهم بحث احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی مطرح شد، این شائبه وجود داشت که به خاطر صحبت آقای روحانی، این طرح به مجلس آمد.
خیر، اصلاطرح و امضاها و تاریخ شان مشخص است. شما می دانید که یک طرح بلافاصله در مجلس مطرح نمی شود، حداقل یک ماه طول می کشد و طرح در نوبت می ماند. من این طرح را یک فوریتی به مجلس دادم: گرچه ممکن بود دوفوریت آن هم رای بیاورد، اما نگاه من این بود که طرح به کمیسیون برنامه و بودجه برود و ایرادات آن برطرف شود و کارکارشناسی روی آن صورت گیرد. حتی می خواستم نمایندگان و کارشناسان دولت منتخب در کمیسیون حضور پیدا کنند و کار مشترکی بین مجلس و دولت برای احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی صورت گیرد، زیرا اگر یک کار مشترک باشد، در آینده نقد کمتری بر طرح خواهد بود. هر چقدر کار پخته تر باشد، برای دولت خوب است.
الان ما نمایندگانی در مجلس داریم که سال های سال در کمیسیون برنامه و بودجه حضور داشتند و حتی بعضی از وزرا و مدیران اجرایی دولت های قبلی در مجلس حضور دارند. این افراد کارهای اجرایی زیادی انجام دادند، بنابراین ظرفیت مجلس در این مساله اگر کمتر از دولت نباشد، بیشتر هم هست. اگر نظریات دولت جدید هم به این کار اضافه شود تا با ایرادات کمتر، پختگی بیشتر و کارکارشناسی بیشتری طرح به سرانجام برسد، برآیند کار افزوده می شود.
   
*پیشنهاد ادغام سازمان بهره وری با این سازمان برای چه بود؟
من بعید می دانستم که اگر دولت جدید سازمان مدیریت و برنامه ریزی را احیا می کرد، بهره وری را به این سازمان اضافه می کرد. واقعیت این است که بحث بهره وری در کشور ما بسیار مظلوم واقع شده است. الان حتی مسوولان کشور در رده های بالایی و حتی نمایندگان نمی دانند رییس سازمان بهره وری چه کسی است. در کارهای کارشناسی واقعا بازدهی کارها پایین است، اولویت بندی کارها به هم خورده و آزمون و خطا در کشور به قدری زیاد شده که باعث شده بسیاری از امور در کشور گران و پرهزینه اداره شود. بنابراین خواستیم موضوع بهره وری برجسته شود و هم تراز با بحث های مدیریتی و برنامه ریزی قرار گیرد. به همین دلیل پیشنهاد دادیم که با ادغام معاونت برنامه ریزی و نظارت ریاست جمهوری و معاونت توسعه و سرمایه انسانی ریاست جمهوری، سازمان ملی بهره وری هم در این ادغام حضور داشته باشد.
به همین ترتیب سازمان مدیریت و برنامه ریزی و بهره وری ایجاد می شود که این سازمان هم مستقیما تحت نظر ریاست جمهوری ایفای وظیفه خواهد کرد. الان در جهان رقابتی دستیابی به رشد اقتصادی مطلوب و پایدار که افزایش رفاه اجتماعی را به دنبال دارد و استفاده بهینه از کلیه منابع و ظرفیت های ملی مطرح است، بنابراین بحث ارتقای بهره وری در دنیا جزو اولویت های کشورها قرار دارد. بهره وری، اشتغال را بهبود می بخشد و نرخ بیکاری را کاهش می دهد. همچنین وضعیت اقتصادی جامعه را بهبود می بخشد و تورم را حتی می تواند کنترل کند. به همین دلیل پیشنهاد دادیم که مدیریت بهره وری در عالی ترین سطح نظارتی و مدیریتی کشور مدنظر مسوولان اجرایی باشد.
   
*شما در صحبت های خود عنوان کردید که سازمان مدیریت و برنامه قبلی با ایراداتی همراه بود. این ایرادات در کدام بخش ها بود؟
واقعیت این است که این سازمان ایرادات جزیی هم داشت: به ویژه در رفتار کارشناسی سازمان. واقعا بعضی از کارشناسان کارهایی می کردند که تعجب انگیز بود.
   
*مثلاچه کارهایی؟
گاه سکه می گرفتند. گاه روابط در امور حاکم بود. از استان ها می آمدند و می خواستند که بودجه یی به یک دانشگاه یا یک بخش اختصاص پیدا کند و کارشان به تاخیر می افتاد.
   
*این مساله که در همه سیستم های اداری دیده می شود.
نه، در این سازمان واضح تر بود. کسی هم نمی توانست به این کارشناسان بگوید بالای چشم تان ابرو است. هر از چندی ایرادات بنی اسراییلی برای استانداران می گرفتند و به هر صورت فضا از این جهت مناسب نبود. شاید یکی از دلایلی که آقای احمدی نژاد این سازمان را منحل کرد، این بود که اعتقاد داشت این کارشناسان سرعت کارهای اجرایی را می گیرند. من یقین دارم که اکثر کارشناسان سازمان مدیریت و برنامه ریزی، افراد بسیار برجسته، علمی و کاری و اکثرا دلسوز بودند. منتها افرادی که جزء بودند، این کارها را کردند. این مسائل هم در کشور ما به دست عده یی بهانه می دهد.
   
*اما یکی از دلایلی که آقای احمدی نژاد برای انحلال سازمان مطرح می کرد، غرب زده بودن این سازمان بود.
بله، یکی از شعارهای ایشان، غرب زده بودن سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود. غرب زدگی که شعار نیست. یکی از دستورات اسلام این است که باید از علوم و تجربه همه کشورها استفاده کنیم. ما نباید دنبال آزمون و خطا باشیم. حتی افتخار نظام می تواند این باشد که علوم خوب را از همه جای جهان و تمام کشورهای دنیا بردارد. به نظر من عقلانی نیست که بگوییم سازمان غرب زده است. این سازمان می توانست مغز دولت باشد و در تدوین برنامه ها و سیاست های راهبردی دولت و حتی در تدوین بودجه های سالانه و برای مشورت به دولت و نمایندگان کمک کند.
ما در تمام موارد حق نداریم سلیقه گرایی کنیم. بحث ها باید کارشناسی و علمی باشد. شما می دانید که با شکل گیری و سازماندهی سازمان مدیریت و برنامه ریزی، بسیاری از امور عقلانی می شود و این سازمان می تواند به مجلس و سایر قوا گزارش دهد و طرح ها و دستورات کارهای غیرکارشناسی و سلیقه یی را به حداقل برساند. یعنی برنامه جایگزین سلیقه ها می شود. در حال حاضر سلیقه گرایی در استان ها و استانداری ها بیشتر و کارهای کارشناسی کمتر شده است. منتها مساله یی که وجود دارد، این است که سازمان مدیریت و برنامه ریزی نباید در بحث های اجرایی دخیل شود. باید در برنامه ریزی ها و نظارت ورود کند و مغز مشورتی دولت باید باشد. نباید دنبال تصدی گری و بحث های اجرایی برود تا یک زمانی بگویند کارشناس سازمان سرعت اجرایی کارها را می گیرد. ما اگر بتوانیم در طرح جدید ایرادات قبلی را برطرف کنیم، برای نظام و آینده کشور مفید است.
   
*آقای علیمردانی، در حال حاضر اقتصاد ایران با چالش های متعددی روبه رو است. چند درصد چالش های فعلی اقتصاد را به نبود سازمان مدیریت و برنامه ریزی مربوط می دانید؟
ببینید، بخش زیادی از مشکلات فعلی کشور به انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی مربوط می شود. البته نمی توان عدد یا درصدی در این رابطه عنوان کرد، چون یک کار علمی روی این موضوع صورت نگرفته است. اما می توانم بگویم که تاثیرگذار بود. بحث های مدیریتی در کشور ما تاثیرگذار است. وقتی افرادی را که ظرفیت بالادارند از مسند برمی داریم و افراد با ظرفیت های کم را جایگزین می کنیم، به مشکل برمی خوریم. در این شرایط کارها کارشناسی نمی شود و آزمون و خطا افزایش می یابد. افرادی که به عنوان وزیر یا استاندار انتخاب می شوند، باید امتحان پس داده باشند و توانمندی زیادی داشته باشند. چینش نیروها خیلی مهم است. از سوی دیگر، وقت کشور نباید خیلی به سخنرانی ها بگذرد و همه مردم در کنار نگاه های سیاسی شان، باید بیشتر به کار و تلاش بپردازند. یعنی نظام به گونه یی سیاستگذاری کند که همه ظرفیت ها به سمت بهره وری بالاو کارهای درست برود.
سیاستگذاری بسیار مهم است. من وقتی دوره انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی را با دورانی که منحل نشده بود، مقایسه می کنم، می بینم که واقعا زمان تنظیم و تدوین بودجه با تقدیم و تصویب و ابلاغ آن به دولت ها متفاوت بود. الان چندین سال است که بودجه با چالش جدی مواجه شده است و امسال متاسفانه تصویب تنخواه را در کشور شاهد بودیم. تاخیر ارائه بودجه ها در دولت ها مشخص است. در سال های 80 تا 83 تاخیر در ارائه لایحه بودجه حدودا 17 روز بود: منتها از سال 84 تا 91 این تاخیرها نزدیک به دو ماه شد. همین یک مورد به قدری در کشور چالش ایجاد کرد و نمایندگان تذکرات متعدد دادند و وقت مجلس گرفته شد که هزینه های بسیاری را در پی داشت.
   
*این موضوع چه اندازه به قانون گریزی دولت مربوط می شد؟
یک زمانی دولت اعتقادی به قانون ندارد، یک زمانی دولت عنوان می کند که می خواهم کار بهتری انجام دهم. سه ماه از سال گذشته و تازه قرار است بودجه اجرا شود. اینکه دولت قانون را اجرا نمی کند، وضعیت کشور را به هم می ریزد. قانون اجرا نکردن فقط یک طرف قضیه است. همه مردم می دانند، دولت هم می داند که وقتی بودجه را به سه دوازدهم بکشاند، دیگر نمی تواند بگوید من قانون را نمی پذیرم و کاملامشخص است که بحث قانون نیست. دولت در اجرای قانون عملاموضع می گرفت و این موضوع درست نیست.
من امیدوارم دولت بعدی از تجربه های دولت های قبل استفاده کند و به نوعی خود قانون گذاری نکند و درگیر مسائل چالشی نشود و قانون را برعهده مجلس بگذارد. اگر اعتقاد به قانون داشته باشد، می تواند ورود پیدا کند و نمایندگان را قانع کند. وقتی هم که در جایی مشکل وجود داشت، می توانند لایحه به مجلس بفرستند. قطعا نمایندگان از کارهای کارشناسی و علمی استقبال می کنند. پیشنهاد من به دولت آینده این است که تفاهم و یکدلی و انسجام را با همه قوا بیشتر کند. انصافا یکی از ضربه هایی که ما الان می بینیم، به دلیل این است که انسجام ملی به مشکل برخورده است.
   
*به نظر شما استراتژی یا سیاستگذاری مناسب اقتصادی دولت یازدهم چه می تواند باشد؟
من معتقدم دولت یازدهم باید یک تیم و یک مغز مشورتی خوبی را در همه موارد انتخاب کند تا قبل از تصمیم گیری در بحث های کلان، برنامه ها پخته تر شود. چون وقت آزمون و خطا گذشته است.

آخرین اخبار