به گزارش خبرنگار گروه "رسانههای دیگر" خبرگزاری تسنیم، دولت یازدهم پس از برگزاری مراسم تحلیف در نیمه مرداد ماه رسما سکان قوه مجریه را در دست میگیرد و دکتر حسنروحانی به عنوان سکاندار این قوه هم در عرصه داخلی و هم در عرصه خارجی با مشکلات عدیدهای مواجه است. گذشته از مسائل داخلی دیوار بیاعتمادی بین ایران و جامعه جهانی بلندتر شده است چراکه در این هشت سال به دلیل رفتارهای خاص و خارج از عرف دیپلماتیک نه منافع ملی تامین شد و نه توانستیم در عرصه بینالمللی یارگیری مناسبی داشته باشیم، سیاست تنشزدایی که در دولتهای آیتاللههاشمی و محمد خاتمی دنبال شده بود توانست وجهه مخدوش شده را بازتعریف کند و ایران در عرصه سیاست خارجی در منطقه خاورمیانه و بینالمللی توانسته بود با منطق و گفتمان طوری حرکت کند که ایران را به عنوان یک تهدید حساب نمیکردند بلکه فرصتی بود که میتوانستند با دوستی با ایران منفعت جمعی را تجربه کنند.
ما با روی کارآمدن دولت محمود احمدینژاد سیاست تهاجمی جای تنشزدایی را گرفت و عملا آنچه در این سالها بافته شده بود به یک باره پنبه شد، پرونده هستهای ایران به شورای امنیت رفت و قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام واکنشی بود به منطق تهاجمی که در پیش گرفته بود، نتیجه سیاست تقابلی و رادیکال در این هشت سال این بود که وجهه دیپلماتیک و بینالمللی ایران به پرونده هستهای گره خورد و فشار تحریمها به دلیل بیتدبیریها مشکلات وارده بر ایران و مردم را دو چندان کرده بود. در این شرایط مردم در انتخابات به درستی و آگاهانه با برگزیدن شیخ دیپلمات خطی برسیاستهایی کشیدند که طعم تلخ آن را در این سالها چشیدند و خواهان فضایی مطلوب هستند.
روحانی که خود یک دیپلمات است و ادبیات جامعه جهانی را درک کرده و با شعار بهبود فضای داخلی و رفع تنش در سیاست خارجی در شرایطی در قامت رئیسجمهوری گام برداشته است که جامعه جهانی با استقبال از این تغییر گفتمانی تلاش میکند شرایط تعاملی متقابل ایجاد شود. محمد علی سبحانی سفیر سابق ایران در اردن و لبنان به آسیب شناسی سیاست خارجی ایران در این هشت سال و اولویتهای ممکن در دولت آینده پرداخته است که در ادامه میآید:
*اگر بخواهیم نقدی برسیاست خارجی دولت نهم و دهم داشته باشیم چه مواردی را میتوان نام برد و به نظر شما در این هشت سال ایران چه آسیبهایی را در عرصه بینالمللی دیده است؟
در دولتهای نهم و دهم گرفتار یک سیاست خارجی نامتعادل بودیم یعنی از یک طرف شاهد شعارهای تند توسط این دولتها بودیم و از طرف دیگر شاهد پایین آوردن جایگاه و موقعیت ایران در سطح منطقه و جهان بودیم و از طرفی هم متاسفانه قطعنامههای تحریم بینالمللی ایران را در سطح جهانی به یک مساله امنیتی تبدیل کرده و اینها همه دسته گلهایی است که در حوزه سیاست خارجی این دولتها شاهد بودیم. البته اینها مواردی بود که قبل از این هم گفته میشد ولی دوستان طرفدار دولت و اصولگرایان عزیزی که پشت سر آقای احمدینژاد با حرارت و شدت و حدت ایستادند از انتقادات مطرح شده علیه دولتهای نهم و دهم ناراحت میشدند.
البته رسیدن به این وضعیت و شرایط فعلی از قبل قابل پیشبینی بود؛ به ویژه در رابطه با قطعنامههای تحریم، استراتژی دولت اصلاحات آن بود که ما قطعنامه تحریم نگیریم یعنی آنقدر با دنیا دوستیمان جدی باشد و در جهت شفافسازی یا اعتمادسازی حرکت کنیم تا به هیچ عنوان قطعنامهای علیه کشور صادر نشود، در واقع ما قطعنامه را خط قرمز برای کشور میدانستیم چون میدانستیم که وجود چنین قطعنامههای تحریمی میتواند کشور را از مسیر رشد و توسعه باز دارد و برای مردم گرفتاریهای بسیاری را در زمینه معیشت، منزلت و سایر امور ایجاد کند. حالا این خطایی بود که صورت گرفت و خوشبختانه در جریان مناظرات انتخاباتی دیدیم که دوستان اصولگرا با شدت و حرارت بیشتری به آقای احمدینژاد و دولت نهم و دهم تاختند و اشکالاتی را که ما طی سالهای گذشته مطرح کردیم را تکرار کردند.
*با توجه به سابقه فعالیت دیپلماسی آقای روحانی، فکر میکنید چقدر میتواند در عرصه فعلی موثر باشد؟ اولویتهای دولت آینده باید چگونه تدوین شود؟
حل مسائل فعلی در حوزه داخلی و خارجی نیازمند یک بسته همه جانبه اقتصادی و سیاسی است که بخش سیاست آن به سیاست داخلی و خارجی برمیگردد. بدون شک اگر یک بسته یا مجموعهای، به عنوان یک برنامهای که مورد قبول همه نیروهای داخلی نباشد و مورد حمایت آنها قرار نگیرد کار بسیار دشوار خواهد بود بنابراین به نظر میرسد با توجه به شخصیت و سابقه آقای روحانی این امید، امید بیجایی نیست بلکه امیدی عملیاتی است که امکان آن وجود دارد که همه امور را با کلید حکمت و عقلانیت باز کند اما این خوشبینی نیازمند ضرورتهایی است که باید انجام پذیرد چرا که در غیر این صورت، دچار مشکل خواهیم شد یکی از این ضرورتها آن است که ما اگر وضعیت کنونی کشور را با توجه به رایی که به آقای روحانی داده شده است سبد رای ایشان در روستاها و شهرهای کوچک و مناطق محروم نیز سبد رای قابل قبولی بوده است که این سبد رای نشان دهنده آن است که مطالبات مردم از آقای روحانی نه فقط صرفا مطالبات آزادیخواهانه و در جهت افزایش آزادیهاست بلکه به نظر میرسد محوریترین مطالبات مردم بهبود وضع معیشت و اقتصاد است و برای آنکه وضعیت معیشت بهبود یابد و زندگی با کرامت مردم در داخل تامین شود ما نیازمند آن هستیم که سه اقدام را در کنار هم و همزمان با هم انجام دهیم.
اقدام اول آن است که ما در بحث سیاست داخلی تمرکز کنیم چرا که در سیاست داخلی بعد از وقایع سال 88 با یک بحران اعتماد مواجه شدیم و این بحران اعتماد در سال 92 با حضور مردم در انتخابات تا حدی ترمیم شده و حال لازم است که این ترمیم تکمیل شود یعنی در موضوع سال 88 و حوادث بعد از آن که روحیه افراطی در مدیریت کشور حاکم بود باید از آن عبور کنیم و در جهت حل این مشکلات برآییم. به نظر من باید آقای روحانی به شعارهای مردم در خصوص آزادی آقایان موسوی و کروبی و همچنین زندانیان سیاسی توجه داشته باشد چرا که آقای روحانی به هر شهر یا منطقهای که برود با توجه به شعارهای انتخاباتییشان که کنار زدن فضای امنیتی بود مردم این مساله را مطرح خواهند کرد.
در خصوص رویکرد سیاست خارجی هم باید گفت که این رویکرد از حالت افراطی باید به یک منطق عقلانی و تعادلی که منافع ملی در آن مد نظر است برگردد که بازهم سیاست خارجی نیز یک ترمیم اساسی لازم دارد در آن صورت میتوانیم به بهبود وضعیت تولید و افزایش فضای کسب و کار و توسعه آن و یا استفاده از درآمدهای کشور در مسیر صحیح و برنامهریزی و مدیریت دقیق امیدوار باشیم. من معتقدم که آقای روحانی چنین ارادهای را دارند و براین باورم که یک فرصت بینظیری در اختیار هم مردم، هم سیستم و هم همه کسانی که در کشور نقش تاثیرگذاردارند قرار گرفته تا با استفاده از ویژگیهای فردی و شخصیتی آقای روحانی و با توجه به کسانی که ایشان را حمایت کردند که طبیعتا اصلاحطلبان در راس آن قرار داشتند و البته اصولگرایانی هم از آقای روحانی حمایت کردند همه باید از این فرصت استفاده کنند تا در جهت حل این سه مشکل باهم اقدام کنند زیرا چنانچه هریک از این مشکلات را ما در جهت حل آن گام برنداریم مشکلات دیگری ایجاد خواهند کرد.
*به نظر شما در دولت آینده برای تقویت گفتمان دیپلماسی در جهت منافع ملی چه گامهایی باید برداشت؟
به نظر من با توجه به رای بسیار بالایی که آقای روحانی کسب کردند این خودش تغییر فضایی را ایجاد کرد که اکنون قابل مشاهده برای همگان در موضعگیریهای مقامات مختلف در سطح جهان و منطقهای است. این یکی از ضرورتهای کار دیپلماتیک است ولی کافی نیست بلکه دیپلماسی و مذاکره باید با هدفهای مشخصی پیگیری شود. هدف، آن است که ما باید از حقوق قانونی خودمان که در آن قانون بینالملل رعایت و منافع هم تامین شده باشد دفاع کنیم و در عین حال ضمن دفاع از این حقوق گفتمان عقلانی، اخلاقی و منطقی دیپلماسی را پیگیری کنیم. من معتقدم ما در هشت ساله گذشته دیپلماسی ضعیفی داشتیم و آقایانی که برای مذاکره میرفتند در حقیقت مذاکرهای انجام نمیشد چرا که مذاکره مفهوم خودش را دارد، مذاکره برای مذاکره که معنایی ندارد بلکه مذاکره برای رسیدن به یک مطلوب و هدفی دارای مفهوم است.
ما باید اهداف مذاکراتمان را مشخص کنیم و با متخصصین سیاست خارجی که تعداد آنها هم بسیار فراوان است با دنیا با همان زبان دیپلماتیک و با همان هدفهای چارچوبداری که در آن هم قانون بینالملل رعایت شود و هم حقوق کشورمان پایمال نشود با این شرایط میتوانیم گامهای بلندی را برداریم. البته این کار بسیار سختی است و باید در داخل به یک وحدت کامل و جدی برسیم و به حل همه مشکلات و ذهنیتهای گذشته دست پیدا کنیم و از مسائل عبور کنیم به این دلیل که طرف مقابل ما منافعش همانند منافع تعریف نشده است در عین حال که باید انسجام داشته باشیم گرایشهای مختلف را در یک دیدگاه ملی و در پشت سر آن مذاکره کننده، مورد توجه قرار دهیم در آن صورت میتوانیم امتیازات لازم برای حفظ حقوق کشور را به دست آوریم وگرنه چنانکه در داخل با مشکل مواجه باشیم یا در برخورد با جهان باز از برخورد تهاجمی استفاده کنیم نتیجهاش همان میشود که تا الان اتفاق افتاد یعنی باید تغییر رویکرد در سیاست داخلی و خارجی را برای حل مشکلات به کار گیریم و مطمئن باشیم که به دنبال آن مشکلات اقتصادی هم حل خواهد شد.
*اقبال عمومی کشورها از انتخاب آقای روحانی به عنوان رئیسجمهور ایران را نشانه چه میدانید؟
این قدرت ملت، قدرت رای، قدرت صندوق و حضور و انسجام مردم است ما باید برای این دستاورد ارزش قائل باشیم و در جهت حمایت از آقای روحانی در جهت رسیدن به شعارهایی که در انتخابات داده تا مردم پای صندوقهای رای آمدند، کمک کنیم. امروز اگرچه هنوز هیچ اتفاقی هم نیفتاده و هیچکسی هم نیامده و دولت جدید شکل نگرفته اما این اقبال را شاهد هستیم معنای آن است که دنیا هم به این نتیجه رسیده که یک ملتی ضمن آنکه جدی است، رویکرد رفتار متعادلی که شعار آقای روحانی هم هست آمده تا با دنیا برای حل مشکل خود صحبت کند. اینجاست که طرف مقابل هم مجبور به حمایت میشود؛ این قدرت ملت است.