زنگ ساعت عزرائیل خوابهاست.نسخه پیچی که رزوه نداشت از داروخانه اخراج شد.کفن عشق با طعمهای مختلف در داروخانه توزیع میشود.خسیس از دست دادن هم دریغ میکند.حسادتش گل کرد نفرت به بار نشست.