با نزدیک شدن به انتخابات و پایان عمر دولت دهم، وزیر علوم قصد دارد تمام اتهاماتی را که در سالهای اخیر به وزارتخانهاش زده شده رد کند و رد شود. بعد از تکذیب دانشجویان ستارهدار و بازنشستگی پیش از موعد استادان حالا، نوبت «فرار مغزها» بود تا با زبان وزیر علوم تکذیب شود. این در حالی است که فرار مغزها موضوعی است که در کشورهای درحال توسعه وجود دارد و به عنوان یکی از معضلات اینگونه کشورها شناخته میشود.
وزیر علوم که در حاشیه مراسم افتتاح هفته پژوهش صحبت میکرد در جمع خبرنگاران گفت: فرار مغزها از کشور تبلیغات سوء است و اگر این اتفاق وجود داشت، چرا برخی دست به ترور دانشمندان کشور میزنند. اگر فرار مغزها از کشور وجود دارد چرا کشورها آغوش برای این مغزها باز نمیکنند و در داخل کشور دست به ترور میزنند.
وزیر علوم با بیان اینکه در حال حاضر موضعگیری طاغوت علیه کشور به دلیل رشد علم و فناوری است، گفت: ملت ما نشان داده است که تحت فشار زانو خم نمیکند و چارهای برای این مشکلات پیدا میکند. آنچه امروز باید از آن بترسیم تربیت جوانان در دانشگاهها با نگاه غرب است که در حال حاضر دانشگاههای کشور دانشجویان را با مبانی اسلامی تربیت میکنند.
اثر بازدارنده مهاجرت مغزها بر رشد اقتصادی
این سخنان وزیر علوم درست مصادف با روز جهانی مهاجرت، بهانهای بود برای مراجعه به برخی آمارها و اطلاعات رسمی در خصوص مهاجرت مغزها در ایران. مطالعات گوناگونی درباره مهاجرت نخبگان در کشور انجام شده است که نشان میدهد این مسئله از سالهای دور در کشور وجود داشته و در برهههایی تشدید هم شده است.
دکتر ابوالفضل شاه آبادی و رقیه پوران در یک مطالعه منتشر شده در فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی دانشگاه بوعلی سینای همدان تحت عنوان «بررسی و محاسبه اثر مهاجرت مغزها بر رشد اقتصادی ایران از طریق کانالهای مستقیم و غیرمستقیم» با بررسی این موضوع در سالهای 1338 تا 1385 مینویسند: «سرمایه انسانی عامل بسیار مهم در رشد اقتصادی است و مهاجرت مغزها بهعنوان یک نقص در تشکیل سرمایه انسانی میتواند بر رشد اقتصادی تاثیر معکوس داشته باشد. نتایج تجربی این مطالعه بیانگر آن است که تاثیر متقابل متغیر مهاجرت مغزها بر رشد اقتصادی منفی و بسیار معنیدار است. به عبارت دیگر مهاجرت مغزها نقش فوقالعاده مهم و در عین حال بازدارنده در تولید و رشد اقتصادی ایران دارد.»
روند مهاجرت مغزها از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته روندی جهانی است که نویسندگان این مقاله آن را این گونه تعریف میکنند: «مهاجرت مغزها انتقال بینالمللی منابع را در شکل سرمایه انسانی معرفی میکند، یعنی مهاجرت افراد با تحصیلات نسبتا بالا از کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته به کشورهای توسعهیافته.
اقتصاد ایران نیز به منظور پر کردن شکاف عمیق تکنولوژی و توسعه فعالیتهای اقتصادی از یک طرف به شدت نیازمند واردات فناوریهای نوین از کشورهای پیشرفته و از طرف دیگر نیازمند منابع انسانی غنی برای بهرهگیری از این فناوریها است. طبیعی است در چنین شرایطی فرار مغزها میتواند باعث تعمیق شکاف تکنولوژیکی بین اقتصاد ایران و اقتصادهای توسعه یافته شود و تحقق مطلوب رشد اقتصادی ایران و توسعه فعالیتهای اقتصادی را دچار بحران کند.»
70درصد مهاجران به آمریکا تحصیلکردهاند
آمار و ارقام منتشر شده از فرار مغزها در کشور هراز گاهی از سوی نهادهایی مثل بنیاد ملی نخبگان تکذیب میشود اما منابع مختلف از آمارهای مستند در این باره میگویند. نویسندگان مقاله اخیر سیر خروج نخبگان از ایران را این طور تشریح کردهاند: «پس از فرستادن محصلان ایرانی در زمان عباس میرزا به کشورهای غربی برای تحصیل علوم و فنون، از دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ سیل مهاجرت دانشآموختگان ایرانی به کشورهای پیشرفته آغاز شد.
در اوایل دهه ۱۳۵۰ با افزایش ناگهانی قیمت نفت و در نتیجه بالا رفتن رشد تولید ناخالص داخلی، جریان اعزام دانشجو و خروج ایرانیان از کشور شدت مضاعفی به خود میگیرد. در سال ۱۳۵۶ (حدود ۱۵ ماه قبل از انقلاب اسلامی) و سالهای 1357 تا ۱۳۶۰ با داغ شدن جریانات سیاسی ایران، بروز انقلاب اسلامی، تغییر حکومت، شروع انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها، سرمایهداران، طرفداران حکومت قبلی، ناراضیان جدید و تعداد کثیری از دانشمندان و متخصصان از کشور خارج شدند که تعداد آنها را حدود ۲ میلیون نفر تخمین میزنند و اکثر آنها تحصیلکردهها، پزشکان و متخصصان بودهاند که ارزش آنها، حدود ۴۰۰ میلیارد دلار بوده است.»
همچنین به نوشته این فصلنامه، «تعداد مهاجران ایران به ایالات متحده در سال 1990، ۹۰۶ نفر بوده است که از میان آنها ۱۰۵۵۲۶ نفر، افراد دارای تحصیلات دانشگاهی بودهاند. بنابراین تنها در سال ۱۹۹۰، حدود 70درصد از مهاجران ایران به ایالات متحده، مهاجرین ماهر با تحصیلات دانشگاهی بودهاند. کشورهای در حال توسعه از جمله ایران، امروزه با مشکلاتی در زمینه سرمایه انسانی مواجهاند.
طبق برآورد سازمان ملل، بهطور متوسط هر کشور باید بین ۱۵ تا ۲۰ هزار دلار هزینه کند تا یک فرد به یک متخصص تبدیل گردد و مراحل آموزش عالی را طی کند. با توجه به هزینه زیاد آموزش، خصوصاً تحصیلات دانشگاهی و عالی در کشورهای در حال توسعه، بروز پدیده فرار مغزها موجب میشود که علاوه بر از دست دادن سرمایه مادی، بهترین و عالیترین نیروی انسانی خود را نیز از دست بدهند درحالی که کشورهای توسعهیافته بدون هیچ هزینهای این سرمایهها را جذب میکنند. فرار سرمایههای انسانی از ایران سالانه میلیاردها دلار است.»
تغییر روند مهاجرت ایرانیان در دورههای مختلف
علی علیآبادی، مسئول پیگیری طرحهای پژوهشی جهاد دانشگاهی علامه طباطبایی در مقاله «فرار مغزها در عصر جهانی شدن» که در زمستان 1380 در فصلنامه مطالعات راهبردی منتشر شده است، موجهای مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور را در نقاط عطف مختلفی تشریح کرده است. او روند تاریخی مهاجرت در صد سال اخیر را به سه دوره تقسیم میکند. اول دهههای چهل و پنجاه شمسی، دوم مقطع جنگ تحمیلی عراق و در پی آن دوره انقلاب فرهنگی و تعطیل شدن دانشگاهها و سوم دوره مهاجرتی که از سال 1367 تا 1377 شتاب گرفت.
او روایت تحلیلگران دیگری را هم از دورههای اوج مهاجرت ایران نقل میکند که بر اساس آن موج اول مهاجرت بعد از حادثه 17 شهریور 57، موج دوم در واپسین روزهای بهار 60 بعد از درگیریهای خیابانی سازمان مجاهدین خلق(منافقین) و سومین موج پس از واقعه 18 تیر در کوی دانشگاه تهران و تبریز در سال 1378 بوده است.
در این مقاله به آماری از مهاجران ایرانی در آمریکا اشاره شده که بر اساس آن طبق آمار سازمان ملل در سال 1993، حدود 240هزار ایرانی دارای تحصیلات عالی در این کشور زندگی میکردند که از این تعداد 1862 نفر عضو هیات علمی تمام وقت و حدود 3200 نفر عضو هیات علمی نیمهوقت بودهاند. تعداد کل اعضای هیات علمی تماموقت در ایران در سالهای 75-76 حدود 1900 نفر بوده است.
همچنین بر اساس تازهترین گزارشهای منتشر شده در روزنامههای کشور، 64 درصد از دانشآموزان مدالآور المپیادی کشور طی 14 سال گذشته به کشورهای توسعه یافته دنیا اعم از آمریکا و کانادا مهاجرت کردهاند.