کد خبر : ۸۴۴۹۸
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۴ - ۰۹:۳۹
17 سال می‌گذرد، از روزی که محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزارشریف، همراه با هشت نفر از کارکنان سرکنسولگری ایران در افغانستان به دست گروه تروریستی طالبان به شهادت رسید.
روز خبرنگار

17سال می گذرد، از اولین نامگذاری این روز به نام «خبرنگار» و گرامیداشت فعالیت افرادی که گفته می شود تعدادشان در ایران نزدیک به 6000 نفر است، ولی بسیاری از آنها هنوز گمنامند، خیلی از آنها را در لابه لای صفحات روزنامه ها و مجلات می بینیم، برخی شان را در قاب تصویر و گروهی را نیز با صدای شان آشناییم. خبرنگاران در همه جای دنیا با مخاطرات حرفه ای فراوانی دست به گریبانند، جامعه انتظار دارد خبرنگاران همه جا باشند؛ از پشت درهای بسته مذاکرات تا پرسه در بازارهای میوه وتره بار برای انعکاس گرانی ها و حضور در صحنه های دعوا و تصادفات و...، به همین دلیل صاحبان این حرفه طی دوران فعالیت شان انبانی از خاطره دارند و گاهی با صحنه ها و رویدادهایی روبه رو می شوند که باورکردنی نیست.

جعفر عزیزی؛ سرباز پیروز

خبرنگار جعفر عزیزی

من از سال 76 وارد کار خبر شدم. در آن سال از بین 2000 نفری که در آزمون شرکت کرده بودند، چند نفر انتخاب شدند که یکی از آنها من بودم. تجربه اولم در حوزه اخبار ورزشی و اولین اعزام من به مسابقه های المپیک 2000 سیدنی بود. پس از آن و سال های بعد جنگ های داخلی افغانستان، بحران جنگ عراق، جنگ 33 روزه لبنان و رژیم صهیونیستی، اخبار حج و بسیاری دیگر را به تجربه های خود افزودم.

از سال 87 به دفتر خبری برلین رفتم و پنج سال اخبار چند کشور اروپایی را پوشش می دادم. در آلمان خیلی تنها بودم و غیر از اخبار عادی و ویژه جامعه اروپا، پوشش اخبار آژانس حکام، تمام انرژی مرا به خود اختصاص می داد. دائم بین شهرهای وین، ژنو، برلین و دیگر شهرهای اروپایی در سفر بودم. کار خیلی سنگینی بود. یادم می آید در کنفرانس امنیتی مونیخ، خبرنگاران رسانه های اروپایی مرا دوره کردند تا از زیر زبانم خبری مبنی بر مشکلات و اختلافات داخلی ایران و مسئولان ایرانی بیرون بکشند، اما ناگهان ورق برگشت و من از آنها سه سوال کردم. سوال اول: می دانید صهیونیست ها به غزه حمله کردند. آیا شما به عنوان خبرنگار این تجاوز را محکوم می کنید؟ آنها یکه خوردند، سرخ شدند و به هم نگاه کردند و بعد از اندکی مکث بالاخره گفتند: محکوم می کنیم.

سوال دوم: شما آلمانی ها در زمان جنگ ایران و عراق، سلاح های شیمیایی به عراق فرستادید که باعث مرگ هزاران نفر انسان بی گناه شد. باز به همدیگر نگاه کردند بعد از مکثی گفتند دادگاهی در آلمان برگزار شد، ولی بی نتیجه بود. احتمالا تشریفاتی و ظاهری بود.

سوال سوم: معتقدید اسرائیل کلاهک هسته ای دارد و عضو ان پی تی هم نیست. باز با مکث فراوان اظهار کردند: درست است، اسرائیل نزدیک به 200 کلاهک هسته ای دارد. ما این وضعیت اسرائیل را محکوم می کنیم.

آن روز یکی از روزهای خوب و به یاد ماندنی خبرنگاری من بود،چون احساس یک سرباز پیروز در نبرد (رسانه ای) را داشتم. خاطره دیگری که دارم در جریان فتنه سال 88 است. من از آلمان شاهد جریانات داخلی کشور بودم و می دیدم هر اندازه داخل ایران متشنج تر باشد، قدرت ها و رسانه های خارجی و بیگانه بیشتر خوشحال می شوند. من خارج از جلسه حکام آژانس بودم و تیم ایرانی هم در حال مذاکره و رایزنی بود که ناگهان تصویر کشته شدن ندا آقا سلطان همه جا پخش شد. من آن روز دیدم که چه فشار سنگینی بر دیپلماسی ایران و تیم مذاکره کننده ایرانی وارد شد. همان روز قطعنامه ای علیه کشور ما با رأی بالا در شورای حکام امضا شد و وقتی تیم ایرانی از جلسه بیرون می آمدند من خستگی زیادی را روی شانه های آنها احساس می کردم.

در پایان از خبرنگاران انتظار دارم به وظیفه ذاتی خود عمل کنند. خبرنگار به مثابه پنجه عقاب و چشم عقاب است. عقاب از بالا به امور نگاه می کند. خبرنگار چشم تیزبین افکار عمومی است. اوست که می تواند افکار عمومی را جهت بدهد و هدایت کند.

آتوسا ظرافت: مسئولان با رسانه ها تعامل بیشتری داشته باشند

خبرنگار- آتوسا ظرافت

از سال 69 وارد کار خبر در روزنامه ها شدم و بیشتر در حوزه های اقتصادی فعالیت داشتم. باید بگویم خبر هر روزش یک خاطره است، اما نباید به خبر نوشتن و کار خبرنگاری عادت کنیم و به عبارت بهتر دچار روزمرگی شویم؛ چرا که روزمرگی برای یک خبرنگار یعنی خط پایان کار خبری. حرفه خبرنگاری تخصص و حرفه است و متاسفانه امروزه کسانی وارد این حرفه بخصوص در روزنامه ها شده اند که اصلا روحیه، سواد و شم خبری ندارند.

تلخ ترین خاطره من سقوط هواپیمای سی 130 بود که برای یک گزارش به مهرآباد رفته بودم. در حین تهیه گزارش صدای سقوط هواپیمایی را خارج از فرودگاه شنیدم. بسرعت با گروه خبری خود را به محل حادثه رساندم. بغض گلویم را گرفته بود و وقتی متوجه شدم همکاران ما در این هواپیما بودند بسیار متاثر شدم.

برای مسئولان یک توصیه دارم. ایشان بهتر است بیش از پیش با رسانه ها تعامل داشته باشند، چرا که خبرنگاران یک فرصت برای مسئولان هستند، نه تهدید.

محمد صابری : ماجرای ترکیه و قبرس

خبرنگار-محمد صابری

به واسطه تحصیلاتم در حوزه ارتباطات از سال 84 وارد کار خبر شدم. در سال های قبل از آن به عنوان خبرنگار در آنکارا فعالیت می کردم. یادم می آید قرار بود درباره بخشی از کشور قبرس ـ که به قبرسِ ترکیه معروف و مورد مناقشه دو کشور ترکیه و قبرس است ـ گزارشی تهیه کنم. خیلی جالب بود وقتی با گروه خبری به سراغ مردم و شهروندان ترک رفتم، تقریبا 98 درصد مردم ترکیه اصلا نمی دانستند کشور قبرس کجاست. در حالی که قبرس ترکیه مانند جزیره قشم است برای ایران.

رضا نیکقدم منش : بداخلاقی ممنوع

خبرنگار-رضا نیکقدم منش

از سال 79 کار خبر را آغاز کردم و بیشتر خبرنگار ورزشی بودم. خاطره تلخ کار من، راه پیدا نکردن تیم بسکتبال ایران به ملت های آسیایی به واسطه شکست از تیم اردن بود که در نتیجه از المپیک 2012 لندن بازماندیم، اما شیرین ترین خاطره هم نتایج عالی تیم والیبال ایران بود که والیبال ما را جزو چهار تیم مطرح جهان معرفی کرد.

یادم می آید در بازی دربی تهران وقتی صد هزار نفر در استادیوم فریاد می زدند، صدا به صدا نمی رسید و من در ارتباط زنده ام با بخش خبری، بدون این که خودم متوجه باشم با داد و صدای بلند پلاتو می دادم و حتی صدای خودم را هم نمی شنیدم.

یک توصیه برای همکاران خودم بخصوص در حوزه ورزش دارم. خبرنگاران ورزشی باید به مسئولان ورزشی کشور، روسای فدراسیون ها و ورزشکاران با احترام برخورد کنند تا احترام ببینند. بداخلاقی یک خبرنگار در حوزه ورزش باعث از دست دادن حس اعتماد مسئولان ورزشی و ورزشکاران می شود.

اسماعیل جوانفکر :تلخ و شیرین خبرنگاری

خبرنگار-اسماعیل جوانفکر

من از سال 66 وارد کار خبر در رسانه ملی شدم و از همان روز نخست فهمیدم خبرنگاری سراسر خاطره است. از تلخ ترین خاطره ام که مربوط به سقوط هواپیمای سی 130 در سال 84 و شهادت جمعی از همکارانم بود تا شادترین اخبار و فعالیت های خبری که تعداد آنها خارج از شمار است.

یادم می آید در سال 77 به بوسنی و هرزگوین اعزام شده بودم که همزمان شده بود با ناآرامی های داخلی بوسنی و حوادث کوزوو. به واسطه حضور گروه های مختلف ازجمله صرب ها، کروات ها، سارقان محلی و گروه های مسلح و تروریست، در حین انجام فعالیت های خبری با تهدیدات جانی روبه رو می شدیم.

به عنوان مثال، یک بار همراه راننده ای محلی برای گرفتن تجهیزات فنی و ملزومات دفتر خبری با یک خودروی ون (گُلف) به کرواسی رفتم. پس از دریافت تجهیزات، هوا تاریک شده بود. در مسیر بازگشت و تقریبا ساعت یک نیمه شب، یک سواری به تعقیب ون ما پرداخت. تعقیب و گریز وحشتناکی بود. تیراندازی به سمت ما یک لحظه قطع نمی شد. تمام شیشه های ماشین خرد شد. لاستیک ماشین ترکید و از چرخ جدا شد و ماشین روی رینگ حرکت می کرد. باک ماشین تیرخورده بود و سوخت کف جاده می ریخت. تمام بدنه ماشین سوراخ سوراخ شده بود. من رد شدن گلوله ها از کنار سر و بدنم را احساس می کردم. بعد از مدتی که گویا تمامی نداشت به یک پاسگاه محلی پلیس رسیدیم. تروریست ها از تعقیب دست کشیدند و ما نجات پیدا کردیم. وقتی پلیس و مردم ماشین را دیدند از زنده بودن ما متعجب شدند. حتی خبر شهادت من در آن واقعه به پدر و مادرم رسیده بود و تنها با تماس تلفنی، آنها از سلامت و زنده ماندنم مطمئن شدند.

غلامرضا کوچک :امیرالمومنین ما را طلبید

خبرنگار-غلامرضا کوچک

من از سال 58 همکاری خود را با مرکز خوزستان آغاز کردم و با شروع جنگ وارد کار خبر شدم و فعالیت خبری را به صورت تجربی در جبهه و کنار خبرنگارانی فرا گرفتم که بعدها در حین کار خبر به خیل شهدا پیوستند.شهید احمد سگ وندی یکی از پیشگامان خبرنگاری در جبهه بود. ایشان با جسارت تمام در عملیات مختلف حضور داشت. در سوسنگرد و دارخوین با کمترین امکانات و زیر آتش مستقیم عراقی ها یک لحظه از رسالت خبری و خبرنگاری خود غافل نمی شد که در همان منطقه داروخوین و در حین کار خبری به شهادت رسید.

دیگر شهیدی که الگویی برای کار خبری من بود غلامرضا رهبر بود که تا زمان شهادتش، همدوش با رزمندگان خط مقدم خبررسانی می کرد. شهید احمد رستگار دیگر خبرنگاری بود که در تاریخ انقلاب اسلامی ماندگار شده است. یادم می آید سال 1996 برای فعالیت خبری به لبنان اعزام شده بودم. خبردار شدم صهیونیست ها به زنان و بچه ها و سالمندان لبنانی که به کمپ سازمان ملل در قانا پناهنده شده بودند، حمله کرده و تعداد بسیاری از مردم بی دفاع و بی گناه را وحشیانه به شهادت رسانده است. جنایتی فراموش نشدنی بود.وقتی به محل کمپ رسیدم بسیار منقلب شدم. هنوز بعد از سال ها که به یاد آن صحنه های جنایت می افتم نفرت از صهیونیست ها تمام وجودم را فرا می گیرد.

یک خاطره خوب از عراق دارم. یک سال قبل از سقوط صدام در قالب هیأت دیپلماتیک، من و یک تیم رسانه ای در ماه رجب به عراق رفتیم. عراقی ها، شعارها و رفتارهای ضدآمریکایی از خود نشان می دادند و می خواستند بگویند مواضعشان در برابر آمریکا بسیار به ایران نزدیک است.

ما از آنها خواستیم به صورت مصداقی، صداقت و همکاری خود را با ملت ایران نشان دهند و اجازه بدهند در 13 رجب یک ارتباط زنده از حرم علی بن ابیطالب با تلویزیون ایران داشته باشیم. آنها رفتند و بعد از چند روز، مقامات بالای بعث پیام دادند اجازه داده نمی شود. من بسیار دلشکسته به حرم امام علی(ع) رفتم، به مولا گفتم حالا که نشد ملت ایران از راه دور زیارتت کنند، کاری کن تا سال دیگر مردم ایران حاجت روا شوند و به زیارت شما از طریق ارتباط زنده تلویزیونی نایل شوند. همین شد که سال بعد وقتی صدام متواری شده بود در 13 رجب مردم ایران ارتباط زنده ای را از نجف و بارگاه امیرالمومنین شاهد بودند.

من ایمان دارم امیرالمومنین مردم ما را به زیارت خود و فرزندانش در عراق دعوت کرد.

محمد دلاوری : خبرنگار وامدار کسی نباشد

خبرنگار-محمد دلاوری

من به عنوان یک خبرنگار معتقدم که یک گزارش جذاب باید ابتدا از مضامینی جدید استفاده کند، حرفی بزند که بیننده پیش از آن کمتر شنیده باشد یا وارد فضاهایی شود که برای او جذابیت دارد تا بتواند مشارکت بیننده را تقویت کند. همچنین باید تلاش کند تا به شکلی نو دست یابد و ساختار فرم و محتوا را به گونه ای با هم ترکیب کند تا در بیننده احساس خوبی ایجاد کند.

یک خبرنگار باید مخاطب خود را دقیق بشناسد، اگر خبرنگار و گزارشگر بداند مخاطبش در چه زمینه هایی احساس خلأ می کند، می تواند پیام متناسب با آن را به وی برساند و در کارش موفق خواهد بود.

درخصوص موانعی که در مسیر تهیه گزارش های خبری با آن مواجه هستیم می توانم بگویم که ما قوانین مشخصی درباره این که در مواجهه با یک سازمان تا کجا می توانیم نفوذ کرده و اطلاعات به دست آوریم و در گزارش از آن استفاده کنیم، نداریم.

سازمان ها به مرور زمان قانونی نانوشته و قدرتی ایجاد کرده اند که رسانه ها را کنترل می کند و این مساله در بسیاری از موارد دست گزارشگر را می بندد. در برخی نهادها این تعبیر غلط جا افتاده که اگر کسی آنها را مورد نقد قرار داد، در واقع افراد را زیر سوال برده است، در حالی که فرد نباید حقیقت خود را به پست و مقامش سنجاق کند. آن پست باید همیشه تحت نظارت رسانه ها به عنوان نمایندگان مردم و ناظر کارها باشد.

متاسفانه برخی نهادها به هیچ عنوان آمادگی تحمل این فشارها را ندارند و من بارها با این اتفاق مواجه شده ام که یک مسئول در برابر نقد، آمادگی و روحیه خود را از دست می دهد، به نظرم گزارشگر در چند سال نخست فعالیت ، باید در بخش های مختلف ورود پیدا کند تا به دیدی کلی نسبت به فضای اجتماعی دست یابد. پس از آن هم به یک حوزه موضوعی و نه یک وزارتخانه وارد شود. اشتباه اصلی در همین نکته است. برای مثال گزارشگری که به حوزه وزارت نفت وارد می شود، ژورنالیست انرژی نیست و نمی تواند تحلیلی از وقایع انرژی در جهان داشته باشد، فقط مدیران آن سازمان را خوب می شناسد و به نوعی خود را به یک ساختار اداری محدود می کند. متاسفانه گاهی هم وامدار و به نوعی کارمند آن وزارتخانه می شود.

بنابراین گزارش باید در یک موضوع عمیق شود و این اتفاق نیاز به عزم جدی گزارشگران و رسانه دارد تا آنقدر نیرو جذب کند که بتواند گزارشگران یک حوزه را حفظ کند، در حالی که اکنون رسانه بنابر احساس نیاز به جابه جایی گزارشگران در حوزه های مختلف می پردازد و گاهی آنها را در همه موضوعات مهم دخالت می دهد.

نتیجه آن می شود که پس از مدتی متوجه می شویم گزارشگر در هیچ موضوعی عمیق نشده و تنها به توصیف رویدادها بسنده کرده است.

امیدکامل قالیباف: خبرنگار؛ چشم سوم جامعه

خبرنگار-امیدکامل قالیباف

18 سال است در حوزه اخبار اقتصادی فعالیت می کنم. معتقدم رسانه ملی و بویژه خبرنگاران آن در حکم چشم سوم جامعه هستند چرا که پل ارتباطی بین مسئولان و مردم اند. لذا کار در این حوزه بسیار سخت است و اگر خبری مانند خبر حذف برخی دهک ها را از فهرست یارانه بگیران اعلام کنیم برخی از مردم ناراحت می شوند ولی اعلام مصوبه های دولتی برای دولت خوب است. از طرفی اگر آمار بیکاران فارغ التحصیل را اعلام کنیم مردم می گویند رسانه واقعیت را می گوید ولی احتمالا چنین خبری خوشایند دولت نیست. به خاطر همین است که کار خبر، حرکت روی لبه تیغ است. من ارائه اخبار اقتصادی را در چند دولت تجربه کرده ام و در این سال ها متوجه شده ام که هیچ کدام از دولت ها، هیچ نقد و انتقاد اقتصادی را برنمی تابند و واکنش های سخت و بعضاً منفی نشان می دهند. در بسیاری موارد رسانه و شخص خبرنگار مورد اتهام قرار می گیرد که با جانبداری جناحی و سیاسی خبررسانی می کند. بارها خبرنگاران به کج فهمی و قضاوت های ناعادلانه از سوی مسئولان و جناح های سیاسی متهم شده اند. البته این را هم قبول دارم که خبرنگاران نیز دچار اشتباه و خطا می شوند اما این گوشه کنایه ها و اتهام زنی ها روی اطلاع رسانی خبرنگار قطعاً تاثیر می گذارد.

حسینی بای؛ توجه به شیوه های نوین گزارشگری

خبرنگار-حسینی بای

محمدرضا حسینی بای، خبرنگار خبرگزاری صداوسیما هستم ، من در گزارش هایم سعی می کنم ویژگی هایی همچون مردمی بودن، مستند و واقعگرایی، استفاده از تکنیک های خبری، کیفیت بالای تصویربرداری از نظر رنگ، زاویه دوربین و هنری بودن تصاویر، صدا و ظاهر مناسب خبرنگار و در نهایت تدوین عالی را مورد توجه قرار دهم.

گزارش هایم از جنگ عراق یا سوریه با نگاه کالبدشکافانه بوده و صرفا یک اتفاق را برای مخاطبانم توصیف نمی کنم . ضمن این که تلاشم این بوده همیشه در خط مقدم جنگ باشم و گزارش هایی را از مناطق جنگزده تهیه کنم تا مردم به صورت مستقیم شاهد درگیری های نیروهای عراقی و سوری با دشمنان شان باشند.خبرنگار باید بپذیرد که این شغل فراز و نشیب های بسیاری دارد، یعنی در کنار تهیه گزارش های مطلوب و بی خطر از تهیه گزارش های خطرناک شانه خالی نکند که خوشبختانه خبرنگاران خبرگزاری صداوسیما بسیار شجاع و نترس هستند. کار تهیه گزارش خوب همیشه پرمشغله است و گزارشگر و گروه گزارش با مشکلات بسیاری از لحظات ابتدایی تهیه گزارش تا مراحل پایانی روبه رو هستند. برخی مشکلات با پیگیری حل و فصل می شود؛ به طور مثال درخواست مصاحبه با یک شخصیت شناخته شده. برخی مواقع نیز این مشکلات با روابط خوب میان عوامل کار برطرف می شود که البته اگر یکی از عوامل تحمل برنامه های سخت را نداشته باشد، احتمال از هم پاشیده شدن سناریوی گزارش و به نوعی خراب شدن آن وجود دارد. برخی مشکلات هم سرصحنه پیش می آید؛ مثلا تهیه گزارش در مکان های خطرناک یا از افرادی که منافعشان در خطر است. این افراد نیز به واسطه کارهای خلافی که انجام داده اند، مانع تصویر گرفتن و تهیه گزارش می شوند که گاه گروه خبری تهدید جانی هم می شود. در مسیر زندگی گزارشگران و خبرنگاران مشکلات بسیاری وجود دارد که این نکات بخش کوچکی از آنها بود.

افروز اسلامی؛ حرفه ای پویا

خبرنگار-افروز اسلامی

18 سال است تجربه فعالیت خبری در حوزه های مختلف دارم. رمز ماندگاری خود را در این شغل سخت بودن، تنوع و پویایی در کار احساس می کنم.

با گزارش ننه حسن، چند روز شاد و خشنود بودم و با گزارش شهادت همکارانم در سقوط سی 130 چند روز غمگین. به طور کلی هر آفیش خبری برای من یک خاطره و تجربه جدید است. طی این چند سال دریافتم مردم همیشه به خبرنگاران محبت داشته و دارند.

امیر شایان مهر؛ روز تلخ سقوط

خبرنگار-امیر شایان مهر

من از سال 79 با کار خبر و خبرنویسی آشنا شدم. بدترین روز خبری من سقوط هواپیمای خبرنگاران در سال 84 بود که گروه من از اولین گروه های خبری بود که به محل حادثه رسید و اصلا نمی دانستیم در این هواپیما همکاران خبرنگار ما حضور داشتند. گروه گریه می کرد و ابتدا توان ارائه خبر از گروه سلب شده بود. بعد از مدتی با کنترل و تمرکز روی کار توانستم یک ارتباط زنده تلفنی با خبر جام جم برقرار کنم.

از خاطرات شیرین دوران خبرنگاری ام می توانم به ارائه گزارش غرورآفرین پرتاب شهاب 3، فک پلمب یو اف سی اصفهان و مانورهای آبی ـ خاکی نیروهای نظامی و انتظامی اشاره کنم.

پایگاه خبری ایران اکونومیست

خواندنی ها و دیدنی های بیشتر
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پرطرفدارترین ها