کد خبر : ۷۷۸۹۸
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۰۹:۱۱
سجاد ترابی،
چندی است که برخی کشورهای عرب زبان منطقه هم صدا با رژیم غاصب اسرائیل خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن می ریزند. تشکیل ارتش عربی که دراتحادیه عرب مطرح شده است یکی از صدها طرح شکست خورده است که از سوی برخی کشورهای فرامنطقه ای و در جهت دامن زدن به اختلافات منطقه به سران برخی کشورهای عرب دیکته شده است.
ارائه این طرح که در جهت تامین امنیت کشورهای عرب منطقه هست هیچ دستاوردی به دنبال نخواهد داشت.

به واقع این طرح جهت مقابله با تشکیل نظام های مردم سالارانه و جلوگیری از دخالت مردم در سرنوشت خود که در پی بهار عربی امکان آن محقق شده بود ارائه شده است. پناه دادن به سران کشورهایی که در پی بهار عربی به مردم خود پشت کرده و راهی کشور عربستان شده اند زنگ خطر را برای رژیم آل سعود به صدا درآورد و آل سعود را به فکر مقابله با موج گسترده آزادی خواهی انداخت.

رژیم آل سعود زاییده نظام منسوخ شده سلطنتی می باشد که با واقعیت های دنیای امروز در تضاد کامل است عدم توجه به حقوق زنان در جامعه عربستان، آزار و اذیت اقلیت های دینی و عدم دخالت آحاد جامعه در تعیین سرنوشت خود می تواند به مثابه یک بمب ساعتی عمل کند که هر لحظه امکان انفجار آن می رود و برای جلوگیری از آن سران رژیم آل سعود اقدام به طرح تشکیل ارتش عربی کردند که صرفا در جهت حفظ رژیم های دیکتاتور و حافظ منافع عربستان شکل خواهد گرفت.

 ارتش عربی نه توسط اعراب بلکه به واسطه حضور تعدادی مزدور و افسران اجاره ای شکل خواهد گرفت زیرا به شهادت تاریخ عربستان توانایی ایجاد یک ارتش بومی و جان بر کف را نخواهد داشت. در جوامع عرب خانواده هسته اصلی تشکیل دهنده جامعه است و وابستگی بسیار زیادی در بین اعضای یک خانواده عرب وجود دارد. هنگامی که رژیم عضوی از یک خانواده را جدا می کند و به جبر راهی نظام می کند، پُر واضح است که آن فرد دیگر هیچ عالقه و اشتیاقی به حضور در نظام از خود نشان نخواهد داد.

شاهد این مدعا خاطرات تعدادی از خلبانان جمهوری اسلامی است که برای آموزش راهی آمریکا شده بودند.

سرهنگ خلبان محمد غالم حسینی در کتاب خاطرات خود تحت عنوان مهمان صخره ها که توسط انتشارات سوره وابسته به حوزه هنری به چاپ رسیده در فصل غربت ص 54 می نویسد: در آن دوره غیر از دانشجویان آمریکایی، فیلیپینی، آفریقایی های زئیر عرب های عربستان سعودی هم با ما سر یک کلاس بودند. ما با آن ها ارتباط خوبی داشتیم علتش هم این بود که همگی مسلمان و هم کیش بودیم و علت دیگرش این بود که عرب ها احترام زیادی برای ما قائل بودند به گفته عرب ها آموزش آن ها با بیرون کشیدن شان از چادر و دشداشه و آوردن شان به آمریکا شروع می شد و در آنجا بدون گذراندن دوره های مقدماتی و سختی که ما در ایران دیده بودیم به زور موهایشان را می زدند و لباس نظام تنشان می کردند و از همان روز اول پشت نیمکت کلاس خلبانی نشسته تا دوره خلبانی ببینند.

 در کتاب دیگری که توسط همین ناشر به چاپ رسیده است سرهنگ خلبان صمد علی بالا زاده در کتاب آسمان مال من بود در فصل اول ص 54 می نویسد: شبی یکی از خلبان های عربستانی به نام العنزی می خواست فرورد بیاید بچه های کاروان )کاروان یک اتاقک شیشه ای است که حدود سه تا چهار متر از زمین بلندتر بوده و همیشه یکی از خلبانان خاص هواپیمایی سازمان، پایگاه به منظور نظارت دقیق بر وضعیت هواپیما در هنگام بلند شدن و نشستن در آن حضور دارد. وجود این خلبان که با دوربین هواپیما را از نظر ظاهری چک می کند از بروز حوادث زیادی جلوگیری می کند. افسر کاروان با در اختیار داشتن انواع رادیو، بی سیم، تلفن، نورافکن رنگی و تپانچه منور می تواند ارتباط الزم را با خلبان داشته باشد و در مواقع قطع ارتباط رادیویی با عالمت خلبان را هدایت کند( دو سه بار اعالم کردند چرخ های هواپیما باز نیست ولی العنزی بی توجه می آید و می نشیند هواپیما بر اثر برخورد با باند دچار سانحه می شود. روز بعد استادان به او فرصت دیگری دادند تا در صورت قبولی به دوره ادامه دهد اما الغنری از فرصت دوباره استفاده نکرد و به مسئولین و اساتید گفت شما آمریکایی ها می خواهید مرا بکشید. چند روز بعد العنزی به عربستان برگشت.

نوع رفتار سران رژیم سعودی با اعضای خانواده ها دلیل محکمی است که فرزندان خود را ترغیب کنند به دوری از نظام.
 حال با چه نیرویی می توان یک ارتش عربی ایجاد کرد؟

تنها گزینه پیش رو استخدام نیروهای فرامنطقه ای و متکی به تسلیحات آمریکایی و اسرائیلی می تواند باشد که در جایگاه خود به دالیل شکست این گزینه هم اشاره خواهم کرد.

امنیت واژه ای بسیار قدیمی تر از تاریخ بوده است.

امنیت خاورمیانه از دیر باز به عهده امپراطوری ایران بوده است که تنها کشور دارای نظام حکومتی و شهری بوده است که عربستان سعودی امروز هم جزو سرزمین های متعلق به ایران بوده است.

 دکتر زرین کوب ادیب، تاریخ نگار و منتقد ادبی که سابقه تدریس در دانشگاههای اکسفورد، کالیفرنیا و بریستون را در کارنامه دارد، در کتاب دو قرن سکوت می نویسد: در آن روزگاران که هیبت و شکوه دولت ساسانی سرداران و امپراطوران روم را در پشت دروازه های قسطنطنیه به بیم و هراس می افکند عربان نیز مانند سایر مردم (انیران) روی نیاز به درگاه خسروان ایران می آوردند و در بارگاه کسری چون نیازمندان و درماندگان می آمدند و گشاد کار خویش را از آنان می طلبیدند. پیش از این نیز به درگاه شهریاران ایران جز از در فرمانبرداری در نیامده بودند. پیش از اسکندر (بیابان عرب)در زمره سرزمین هایی بود که به داریوش شاهنشاه ایران تعلق داشت. از آن پس نیز سران و پیران قوم بر درگاه پادشاه ایران در شمار پرستاران و فرمانبرداران بودند در دوره ای که شاپور ذوالاکتاف هنوز از مادر نزاده بود برخی از آنان به بحرین و کناره های دریای فارس (خلیج فارس) به غارت آمده بودند. اما چنان که در تاریخ ها آورده اند وقتی شاپور به زاد بر آمد آن ها را ادب کرد و به جای خویش نشاند. در درگاه یزد گرد اول بزرگان حیره چون دست نشاندگان و گماشتگان ایران به شمار می آمدند. و در روزگار نوشیروان تازیان سرزمین ها ما وران نیز مثل تازیان حیره خراج گذار و دست نشانده ایران بودند. بادیه های ریگزار بی آب نجد و تمامه را دیگر آنقدر محل نبود که حکومت و سپاه ایران را به خویشتن کشاند. زیرا در این بیابان های بی آب هولناک خیال انگیز از کشت و ورز بازار و کالا هیچ نشانی نبود. و جز مشتی عرب گرسنه و برهنه که چون غولان و دیوان همه جا بر سر اندکی آب و مشتی سبزه با یکدیگر در جنگ و ستیز بودند. از آدمی نیز در آنجا کسی اثری نمی دید.

جز آن بیابان های هولناک هراس انگیز بی آب و گیاه که به رنج گرفتن و نگه داشتن نمی ارزید دیگر هر جا از سرزمین تازیان ارجی و بهایی داشت اگر از آن روم نبود در زیر نگین ایران بود. عربان که در این حدود سکونت داشتند بارگاه خسروان را در مدائن کعبه نیاز و قبله مراد خویش می شمردند. جهت آگاهی خوانندگان عزیز ذکر این نکته ضروری است که تامین امنیت سیاسی، اقتصادی و نظامی امپراطوری هخامنشیان که سرزمین ها و دریاهای بسیاری را در بر می گرفت نیازمند وجود یک نظام مترقی حکومتی و شهری بوده است.

دکتر پیروز مجتهد زاده در کتاب خود تحت عنوان خلیج فارس نامی کهن تر از تاریخ در فصل دوم ص 9 به سه پدیده حکومت، ملت و سرزمین اشاره می کند: استیت: کشور مرکب از یک ساختار عمودی (حکومت state) و یک چهره افقی (سرزمین) است که در چهار چوب محدوده های ویژه مرزی تعریف می شود که هر دو مفهوم از سوی مردم یک بخش ویژه از جهان به وجود می آید به این ترتیب کشور یا استیت عبارت است از مکانیزمی که بین سه پدیده ملت حکومت و سرزمین رابطه ای دیاکتیت برقرار می کند. جغرافی دانان سیاسی باختر زمین این پدیده جغرافیایی و سیاسی را حاصل امضای پیمان وستفالی 1648( Westphalia)می دانند. ولی  پژوهش های گسترده و مداوم نگارنده در اسناد تاریخی ایران و غرب آشکار می سازد که استیت به معنی نظام حکومتی چند شهری از پدیده های تمدنی ایران بوده است. در خصوص تامین امنیت کلیه آب راه های باستانی ذکر این نکته ضروری است. از دیر باز حفظ امنیت خلیج فارس،تنگه هرمز، دریای عمان، خلیج عدن، تنگه باب المندب، دریای سرخ و کانال سوئز به عهده ناوگان دریایی ایران بوده است اولین ناوگان دریایی که تامین امنیت کشتی های تجاری را به عهده داشت نیروی دریایی ایران بوده است.
فردوسی سراینده شاهنامه جمشید پادشاه پیشدادی را بنیانگذار خیلی از صنایع از جمله کشتی سازی و نیروی دریایی در ایران معرفی می کند:
پزشکی و درمان هر دردمند                  در تندرستی و راه گزند
 همان رازها کرد نیز آشکار                  جهان را نیامد چند خواستار
گذر کرد از آن پس بر آب                   ز کشور به کشور گرفتن شتاب

توجه به اسناد تاریخی نشان می دهد تشکیل نیروی دریایی نظامی و تجاری همزمان با سلسله هخامنشیان بوده است که در این دوران توجه به سلسله مراتب فرماندهی مورد توجه و دقت بوده است.

 در زمان ساسانیان اولین کتاب پایلوت دریانوردی نگارش یافت و راهنمای دریانوردان شد واژگان بسیاری که امروزه مورد استفاده بین المللی است به مانند ناو، ناخدا، ناوگان، قطب نما، سکان و غیره یادگار نیروی دریایی عهد ساسانیان است.

صرف نظر از جنسیت، نحوه اعمال صحیح فرماندهی در سطوح باال بسیار حائز اهمیت بود در این دوران به نام زنی بر می خوریم به نام آرتمیس که فرماندهی ناوگان دریایی 8 ایران را به عهده داشت و به عنوان تنها زن دریاسالار(سپهبد) نام خود را جاودان کرد. شهر آتن با اعمال فرماندهی دریا سالار آرتمیس به تصرف نیروهای ایران در آمد در یکی دو قرن اخیر و با توجه به کشف میادین نفتی در خلیج فارس و خاورمیانه اهمیت خلیج فارس، خلیج عدن، تنگه هرمز، دریای عمان، دریای سرخ و تنگه باب المندب صد چندان شد.

تئوری قدرت دریایی آلفرد تایر ماهان صراحت دارد بر این اصل مهم که تسلط بر دریاها تسلط بر جهان است 25 قرن پیش دریا سالار هخامنشی به نام سیلاک عنوان نمود هر کشوری به سه منطقه کلیدی و راهبردی یعنی بحرین، عمان و یمن مسلط باشد بر جهان حکومت خواهد کرد.

با کشف نفت که موتور محرک جهان صنعتی هست شاهد دخالت کشورهای فرامنطقه ای در این منطقه مهم بوده و هستیم در قرون گذشته حضور ناوگان دریایی پرتغال در خلیج فارس زمینه ساز ورود سایر دول غربی به این منطقه گردید.

 توجه استعمار پیر به این منطقه باعث حضور نا به جای ناوگان دریایی بریتانیا شد و منجر به تغییر جغرافیایی سیاسی و نظامی منطقه گردید.

اعمال قدرت سخت و نرم منجر به تشکیل کشورهای جدید که از چند پاره شدن امپراطوری عثمانی به وجود آمده بودند شد و این نتیجه اقدامات تفرقه افکنانه کشورهای فرامنطقه ای مانند انگلستان و فرانسه بود.

 وجود ذخائر عظیم نفت و گاز در این نقطه نیاز به امنیت پایدار و بومی را صد چندان می کند. از 42 هزار منطقه نفت خیز در جهان 417 نقطه آن را مناطق نفت خیز غول، ابر غول و غول عظیم الجثه تشکیل می دهند. همین 417 نقطه سه چهارم نفت جهان را تامین می کند که دو غول عظیم الجثه، دو سوم ابر غول ها و یک سوم غول ها در کشورهای حاشیه خلیج فارس قرار دارند. دو غول عظیم الجثه یکی در منطقه القرار عربستان به طول 250 کیلومتر و عرض 15 کیلو متر قرار دارد و یکی در منطقه بورغان کویت هست.

با مشاهده گذشته این منطقه به راستی در می یابیم که برای تامین امنیت تمامی کشورهای خاورمیانه هیچ گونه نیازی به استخدام نیروهای فرامنطقه ای در قالب ارتش عربی نیست و با اتکا به توان کشورهای منطقه می توان امنیت پایدار را ایجاد کرد.

استخدام یک ارتش اجاره ای نه تنها هیچ کمکی به امنیت منطقه نمی کند بلکه سبب بروز تنش و درگیری بین مرزنشیان کشورها خواهد شد. عمده کشورهای عرب منطقه فاقد نیروی انسانی کافی و آموزش دیده جهت حفظ امنیت خود هستند و برای جبران این خال اقدام به استخدام نیروهای نظامی سایر کشورهای فرامنطقه ای می کنند که همین موضوع سبب درگیر های مرزی و قومی و قبیله ای خواهد شد چند عامل می تواند بیانگر عدم موفقیت نیروهای اجاره ای حافظ امنیت کشورهای عرب منطقه باشد.

یک: عدم اشنایی با فرهنگ بومی منطقه
دو: عدم اشنایی با جغرافیایی سیاسی و اجتماعی کشورهای حاشیه خلیج فارس
سه: نبود انگیزه کافی در جهت دفاع از کشور ثالث
چهار: نوع نگاه مردم کشور میزبان به این نیروهای اجاره ای به عنوان اشغال گر
پنج: دوری از خانواده و دوستان
شش: هزینه های باالی اسکان و تجهیزات
هفت: عدم تمایل کشورهای غربی به ادامه حضور نظامی در خاورمیانه و خلیج فارس

با توجه به چندین سال رکود اقتصادی که کشورهای غربی را درگیر کرده بود این کشورها سعی در بازسازی اقتصادی خود خواهند کرد و در این میان از هزینه های غیر ضروری نظامی کاسته خواهد شد و روابط به سمت تجارت با کلیه کشورهای خواهد رفت. شاهد این مدعا بحران کریمه بود که غرب عدم تمایل خود را به یک درگیری تمام عیار با روسیه نشان داد و صرفا اقدام به صدور چند بیانیه کرد.

 پیدایش چند قدرت نو ظهور در دنیا مانند چین، هند، ترکیه و برزیل لزوم واگذاری امنیت هر منطقه به مردم همان اقلیم را به اثبات خواهد رسانید.

در خاورمیانه و خلیج فارس تنها دو کشور توانایی برقراری امنیت را دارا هستند ایران با داشتن موقعیت سوق الجیشی عالی جمعیت جوان، نیروی نظامی بازدارندن بسیار قوی، وسعت سرزمینی دسترسی به آب های آزاد و غیره با اختالف بسیار زیاد در صدر قرار دارد.

عربستان گرچه به شدت ثروتمند است اما فاقد نیروی انسانی الزم جهت تامین امنیت آب راه ها و تنگه های بین المللی هست ضمنا پس از فوت ملک عبداله و به قدرت رسیدن ملک سلمان شاهد برخی تصمیمات عجوالنه و شتابزده در بین مقامات این کشور هستیم. دکترین نظامی و سیاسی عربستان سعودی به سمتی پیش می رود که نه فقط امنیت عربستان را بلکه امنیت کلیه کشورهای که امنیت اقتصادی، سیاسی و نظامی خود را با این کشور گزه زده اند به خطر انداخته.

حمله هوایی به یمن که با پشتیبانی ناوهای امریکایی انجام می گیرد و به خاک و خون کشیدن کودکان بی گناه یک کشور همسایه و هم زبان از گرفتار شدن عربستان در یک جنگ نیابتی خبر می دهد.

پناه دادن به دیکتاتورهایی که از طرف ملت خویش طرد شده اند به وجه عربستان سعودی به عنوان یک کشور اسالمی که باید حافظ حقوق مسلمانان باشد خدشه وارد کرده است.

واقعیت حال حاضر منطقه بسیار با دیدگاه سعودی ها فاصله دارد و حمله هوایی به یمن که به بهانه حمایت از ریس جمهور مستعفی یمن صورت گرفته دلیل خوبی برای تجاوز به یک کشور مسلمان نیست ادامه وضع فعلی موجب خواهد شد مردم عربستان نسبت به این تجاوز واکنش نشان داده و در جهت حمایت از همسایگان و هم زبانان خود در یمن اقدام نمایند.

 مقایسه اقدامات اخیر عربستان با اقدامات ایران در قبل از انقالب و در جریان قرارداد 1975 الجزایر نشان از عدم تمایل ایران به کشور گشایی و تجاوز به همسایگانش دارد. جهت تنویر افکار خوانندگان عزیز اشاره ای می کنم به کتاب نقش ارتش در تحوالت تاریخی ایران نوشته سرلشکر ناصر فربد. 

سرلشکر ناصر فربد رئیس ستاد کل ارتش در اوایل انقلاب در کتاب خود ص 251 می نویسد: با ورود ناوهای جنگی ایران و علی رغم تهدیدهای جدی عراق به داخل اروند رود و استقرار بزرگ ترین نیروهای رزمی و پیاده مکانیزه و توپخانه ارتش ایران در سراسر مرز عراق به جدی ترین صورت خود درآمده ولی با این که فرماندهان و یگان های رزمی ارتش ایران با تسلطی که از جهت کمی و کیفی و بررسی رزمی داشتند با روحیه ای عالی در انتظار صدور دستور بودند که با یک یورش زرهی و هوابرد و برخورداری از پوشش مسلط هوایی و قدرت عظیم نیروی دریایی به خاک عراق از زمین و هوا و دریا )اروند رود( ابتدای ساحل فرات را مسخر و سپس در صورت ادامه جنگ با عبور از رودخانه دجله مقاومت دولت را تا سقوط بغداد در هم شکنند.

بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و تجاوز آشکار عراق در 59/6/31 و اشغال مناطقی از کشور عزیزمان نیروهای رزمنده ارتش، سپاهی و بسیجی دست به یک سلسله عملیات زدند و موفق شدند برخی از مناطق اشغال شده را آزاد کنند.

پس از عملیات طریق القدس فرماندهان نظامی اقدام به طرح عملیات رمضان کردند که قرار بود وضعیت نبرد را به طور کلی تغییر بدهد اما موفقیت این طرح مستلزم ورود به خاک عراق بود. 

سخنرانی حضرت امام خمینی  در حسینیه جماران 3 مرداد 1361 دیدگاه فرماندهی کل قوا را نشان می دهد.
 وارد شدن ما در عراق نه برای این بوده است که ما عراق را می خواهیم تصاحب کنیم یا بصره را ما وطنمان بصره و شام نیست، ما وطنمان اسلام است، تابع احکام اسلام هستیم. اسلام به ما اجازه نمی دهد که یک کشور مسلمان را تحت سلطه قرار بدهیم و ما هیچ وقت به این و چنین مطامعی توجه پیدا نخواهیم کرد.

 دکتر ولایتی وزیر امور خارجه وقت دولت جمهوری اسلامی ایران درباره عملکرد مسئولان نظام در دوران دفاع مقدس می گوید: شاید نظر اولیه امام این بود که ما به داخل خاک عراق نرویم و فقط سرزمینهای اشغالی خودمان را آزاد کنیم. چون در زمانی که خرمشهر فتح شد هنوز قسمتهای مهمی از سرزمین ما دست نیروهای عراقی بود اما بعضی ها سعی دارند به مردم القا کنند که ما خرمشهر را که گرفتیم همه سرزمینمان آزاد شد در حالی که این طور نبود چند هزار کیلومتر مربع از خاک ما در طول مرز در اشغال عراقی ها بود لذا در آن شرایط توقف جنگ معنا نداشت و امام به هیچ وجه نگفتند بعد از فتح خرمشهر جنگ را متوقف کنیم.

حال برای آگاهی از دیدگاه فرماندهان ارشد دفاع مقدس نگاهی گذرا به بیانات دکتر محسن رضایی میرقائد که از سال 1360الی 1376 فرماندهی کل سپاه پاسداران را به عهده داشته است می اندازیم: رفتن ما به سمت بصره جدی بود و ما می خواستیم به اروند بچسبیم. از نظر سیاسی ما گفتیم اگر چیزی می خواهیم از عراق بگیریم باید هم زمان با آزادی خرمشهر باشد. چون احتمال آتش بس را می دادیم. ما در حقیقت با تصرف سرزمین های بعدی می توانستیم (از موضع قدرت) با عراق مذاکره کنیم. زمانی که (طی مراحل دوم وسوم نبرد الی بیت المقدس) ما به مرز حمله کردیم و استقرار دشمن را دیدیم از بصره به خاطر خرمشهر گذشتیم چون خرمشهر برایمان مهم بود.

دیدگاه فرماندهی وقت سپاه پاسداران نشاندهنده این موضوع است که حمله به بصره نه برای کشورگشایی بلکه در جهت احقاق حق و دفاع مشروع بوده است. با توجه به همکاری مشترک ارتش و سپاه الزم است از دیدگاه سپهبد شهید امیرعلی صیاد شیرازی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش نیز آگاه شویم:
در دیدگاه هایمان می دانستیم که ادامه نبرد به صورت لشکرکشی گسترده و عمیق به عمق کشور همسایه نیست. ما باید عملیات را در حدی تداوم می دادیم که علاوه بر اینکه دشمن را دفع کرده باشیم برای آینده و پیشگیری تهدید دشمن او را مجازات و تنبیه کنیم. به طوری که با یادآوری خاطره نبرد متوجه شود که دیگر نمی تواند به یک کشور اسالمی تجاوز کند.

دیدگاه حضرت امام به عنوان فرمانده کل قوا، مدیران سیاسی و فرماندهان نظامی نشان دهنده عدم تمایل ایران برای ورود به یک کشور همسایه و مسلمان است. اما در حقوق بین الملل اصلی وجود دارد به نام دفاع مشروع که صراحت دارد بر این موضوع که: هرگونه اعمال زور از جمله تجاوز مسلحانه یا جنگ تجاوزکارانه از سوی یک کشور علیه کشور دیگر ممنوع است و موجب مسئولیت بین المللی کشور متجاوز می گردد. در مقابل کشور مورد تجاوز مجاز است تا تجاوزگر را با اعمال زور سرکوب نماید. کشور مورد تجاوز حق دارد در مقابل تجاوز به دفاع مشروع یا دفاع از خود مبادرت ورزد.

یاروسالو زورک رئیس اسبق کمیسیون حقوق بین الملل سازمان ملل متحده در مقاله (مفهوم دفاع مشروع در حقوق بین الملل) صراحتاً بر موضوع ورود به کشور تجاوزگر اشاه دارد و می نویسد:

در صورتی که یک تجاوز با نقشه قبلی صورت گیرد دفاع مشروع ممکن است تمدید گردد. حتی اگر متجاوز به خارج از قلمروکشور اشغال شده رانده شده باشد. و نیز ممکن است دفاع در بعضی موارد استثنایی تا امحای کامل نیروهای مسلح دولت متجاوز ادامه یابد و منجر به تحمیل معاهده صلح به او گردد.

با نگاهی گذرا بر یکی دو قرن اخیر مشاهده می کنیم تحوالت بسیار عظیمی در روابط بین الملل به وجود آمده که عمده این روابط در جهت تأمین منافع برخی کشورهای برخوردار از قدرت نظامی و اقتصادی قرار گرفته است. تشکیل سازمان های مختلف که رفا تبدیل شده است به برای امنیت کلیه کشورهای عضو این سازمانها بوجودآمده ص نهادی که مجوزهای لازم را در اختیار کشورهای برخوردار از قدرت اقتصادی و نظامی قرار می دهد که عمده این مجوزها فاقد پشتوانه حقوقی است در برخی موارد مشاهده شده که این نهاد )به طور ویژه شورای امنیت سازمان ملل(هیچگونه اختیاری نداشته و به واسطه اعمال فشار توسط کشورهای زورگو اقدام به صدور بیانیه های فاقد وجاهت قانونی کرده به طور ویژه می توان به اعمال تحریم های ظالمانه برعلیه مردم کشور مسلمان ایران عزیز اشاره کرد که به بهانه برنامه صلح آمیز اتمی پرونده ایران را تحت فصل هفت شورای امنیت قرار داد. تصویب برخی قطعنامه های خالف قانون شورای امنیت سازمان ملل نشان از فروپاشی این سازمان و نهاد دارد کشور یمن که مورد تجاوز قرار گرفته وبه صورت مداوم توسط عربستان بمباران می شود باید به کدام نهاد شکایت کند؟

حصول توافق هسته ای بین ایران و کشورهای 1+5به منزله تأیید برنامه هسته ای ایران و شکست پروژه ایران هراسی در دنیاست پروژه ای که در جهت کمک به اقتصاد کشورهای غربی و ایجاد اشتغال در این کشورها راه اندازی شد و با به ثبات رسیدن اقتصاد جوامع غربی به پایان خود رسیده.
 محمد حسنین هیکل نویسنده شهیر مصری در کتاب ایران روایتی که ناگفته ماند می نویسد: (ما عرب ها بوسیله زنجیر طلایی دربند آمریکا گرفتار هستیم) آمریکا پول کشورهای نفتی را به دالر کم ارزش ثابت می دهد و آنها منافع آنرا در پایتخت های خودشان و برای کاالهای آمریکایی خرج می کردند. آمریکا نفت میگیرد و به کشورهای عربی کاالی مصرفی صادر می کند. آمریکا سودها را می برد و تولیدکنندگان نفتی بدگویی و ناسزا و این برای آمریکا برنامه بدی نبود.

همانطور که طرح مارشال برای کمک به کشورهای اروپایی ارائه شد و یکی از اهداف آن تأمین نفت ارزان برای اروپای بعد از جنگ جهانی دوم بود، حل و فصل برنامه صلح آمیز هسته ای ایران پایان پروژه ایران هراسی بود که یکی از اهدافش کمک به دول غربی و در جهت بازگشت دلارهای پرداختی به کشورهای عرب به بهانه فروش اسلحه و درجهت ایجاد امنیت در مقابل ایران بود.

حمله عربستان به یمن در حالی صورت گرفته که هیچگونه تناسبتی بین نیروهای متجاوز و مردم محروم یمن که با کمترین امکانات اقدام به دفاع از سرزمین و حق حاکمیت خود کرده اند وجود ندارد بنابر اخبار موثق که توسط مجامع بین المللی مورد تأیید قرار گرفته غربی به مبلغ سرسام عربستان سعودی فقط در سال2014 اقدام به خرید تسلیحات عمدتا آور بیش از هشتاد میلیارد دلار کرده که همین موضوع ثبات منطقه را به خطر خواهد انداخت.

عربستان سعودی با جمعیتی بالغ بر 30 میلیون نفر که قریب به یک سوم آن یعنی چیزی در حدود 10 میلیون نفر آن را اتباع خارجی تشکیل می دهند با منابع سرشار نفت و گاز و هم مرز بودن با خلیج فارس و دریای سرخ در حالی اقدام به حمله نظامی به یمن کرده است که هدف از این اقدام خود را کمک به نیروهای رئیس جمهور مستعفی عبدربه منصور هادی اعالم داشته اما حقیقت ورای این هاست. کشور بزرگ ایران طولانی ترین نوار ساحلی را در خلیج فارس در اختیار دارد و با توجه به کلیه قوانین بین الملل اگر دو طرف ایران و عمان در زمره دولت متحارب نباشد وضعیت زمان صلح حاکم است اما اگر یکی از آنها درگیر جنگ باشد برای او حق کنترل عبور ومرور و بازدید کشتی های تجاری وجود دارد برای مثال در جنگ ایران و عراق ایران از این حق بین المللی به نحو مطلوب استفاده نمود.

عربستان سعودی گرچه از طرف شرق با خلیج فارس و از طرف غرب با دریای سرخ مرز آبی مشترک دارد اما با وجود یک کشور مستقل و آگاه به مانند یمن از تسلط بی چون و چرای بر دریای سرخ،خلیج عدن و تنگه استراتژیک باب المندب محروم است.  پس به طورکلی اهداف حمله به عربستان به یمن را می توان در چند بخش به طور خالصه شرح داده:
 1. جلوگیری از ایجاد یک نظام مردم سالارانه
 2. جلوگیری از نزدیکی شیعیان یمن و شیعیان عربستان
3. حمایت از یک حکومت دست نشانده و وابسته به ریاض
4. تسلط بی قیدوشرط به تنگه استراتژیک باب المندب و به تبع آن خلیج عدن
5. تلاش در جهت تقسیم یمن و الحاق بخشهایی از آن به عربستان
6. راه اندازی جنگ های قومی و قبیله ای
عمده آرزوهای رژیم آل سعود در این 6 بخش مستتر شده است.
رژیم آل سعود در محاسبات خود دچار یک اشتباه تاریخی شده است و آن عدم توجه به قدرت توده های مردم است.
مردم کشور عربستان و یمن همزبان و دارای وجوه مشترک فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و از همه مهمتر مذهب مشترک هستند. مردم عربستان هیچگاه کلام پیامبر خدا را فراموش نمی کنند که فرمود: مردم از حضرت آدم تا امروز مانند دندانه های شانه با یکدیگر یکسانند، عرب را بر عجم فضیلتی نیست سرخ رویان بر سیاهان برتری ندارند، تنها افراد پاکدل و درستکار گروه ممتاز جامعه هستند.
امید است ملت بزرگ و برادر عربستان در برابر تجاوز آشکار به همکیشان و همزبانان و همسایگان خود بی تفاوت نبوده و جمله رسول بزرگ خداوند را سرلوحه خود قرار داده تا همگی در یک منطقه سرشار از مهر و صفا که رسول بزرگ خدا وعده کرده بود در کنار همسایگان خود زندگی کرده و تمام امور خود را به واسطه دین مشترک با همکاری و همدلی به سرانجام برسانیم.

*  Sajjadt8@yahoo.com 
خواندنی ها و دیدنی های بیشتر
نظرات بینندگان
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
یسنا
Iran, Islamic Republic of
07:58 - 1395/10/02
۱
۰
بدنبود
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پرطرفدارترین ها