کد خبر : ۷۲۵۶۲
تاریخ انتشار : ۲۵ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۸:۵۷
روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.

 ایران اکونومیست- روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.

 جام جم: تشویش اذهان عمومی ممنوع!


«تشویش اذهان عمومی ممنوع!» عنوان دیدار اول روزنامه جام جم به قلم مهدی فضائلی است که در آن می خوانید:

جشن سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را بتازگی با حضور چشمگیر مردم در سراسر کشور شاهد بودیم، انقلابی که آموزه های اسلام زیربنای آن است و در این آموزه ها، اخلاق جایگاهی ویژه دارد. اخلاق و شرع، دینداران را خصوصا وقتی ردای مسئولیت بر تن می کنند، مکلف می کند هر سخنی را بر زبان نرانند و اسباب سوءظن به دیگران را فراهم نسازند.

اما مع الأسف برخی دولتمردان دولت یازدهم مانند برخی دولتمردان پیش از خود، به این توقع پاسخی شایسته نداده و هر از چندگاه دولت قبل را بدون سند متهم به مفاسدی می کنند یا مورد سوءظن هایی قرار می دهند که در هیچ دادگاهی حتی مطرح نشده، چه برسد به اثبات!

برخی از این اتهامات و سوءظن ها آنقدر بزرگ است که دامنه آن کل نظام را در بر می گیردچرا که از یک پلشتی و بی حساب و کتابی حکایت می کند که دولت بتنهایی نمی تواند عامل آن باشد.

در میان دولتمردان دولت یازدهم، معاون اول محترم رئیس جمهور گوی سبقت را از دیگران ربوده و هر روز برگ نویی از مفاسد ثابت نشده دولت قبل را رو می کند.

«درآمد نفت در سال ۱۳۹۰، ۱۱۸ میلیارد دلار بوده و ما نفهمیدیم در این پنج سال گذشته پول نفت کجا رفت.»

این جدیدترین شبهه افکنی آقای مهندس جهانگیری است که به صورت ضمنی و تلویحی دولت قبل را در معرض سوءظن و اتهامی بزرگ قرار می دهد.

وی چند روز قبل از این هم به ماجرای خروج بی سر و صدای ٢٢ میلیارد دلار ارز از کشور در اواخر دولت قبل اشاره کرده بود.

جهانگیری همچنین اخیرا در یک اظهارنظر ژورنالیستی ادعا کرد بزرگ ترین فساد قرن در دولت گذشته اتفاق افتاده تا در آستانه سالگرد انقلاب اسلامی، پادشاهان و درباریان فاسد تاریخ سیاه کشورمان و خصوصا رژیم فاسد و منحوس پهلوی را روسفید کرده باشد!

این یادداشت نه درصدد تبرئه دولت قبل از اتهاماتی است که متوجه اوست و نه صلاحیت چنین کاری را دارد فقط می خواهد بگوید مردم مشابه این رفتار ناپسند یعنی زیر سؤال بردن غیرمنصفانه و تقریبا نفی کامل عملکرد دولت های قبل را اتفاقا از رئیس دولت قبل در ذهن دارند که از اشکالات عمده احمدی نژاد هم محسوب می شد لذا دولتمردان یازدهم که بنایشان نفی کامل هر آن چیزی است که احمدی نژاد انجام می داده است سعی کنند اولا پا جای پای او نگذارند و تجربه تلخ برخی رفتارهای او را تکرار نکنند.

ثانیا مبارزه با فساد که یکی از ارزشمندترین و مهم ترین تکالیف آنهاست را در عمل نشان دهند و با اهداف تبلیغاتی و انتخاباتی مخلوط نکنند و با نیت خالص پا به میدان این مبارزه مقدس بگذارند. و ثالثا مستندسخن گفتن را پیشه خود قرار دهند و تا جرمی آن هم در چنین سطوحی ثابت نشده، ذهن مردم را مشوش نکنند و بهانه دست بیگانگان و دشمنان نظام ندهند.

از قوه قضاییه نیز انتظار می رود همانگونه که با رسانه ها به جرم تشویش اذهان عمومی در مواردی به مراتب کوچکتر از این برخورد می کند، جلوی تشویش کلان اذهان عمومی از سوی مسئولان را بگیرد.

و سخن پایانی یاد آوری ششمین توصیه رهبر فرزانه انقلاب به دولتمردان دولت یازدهم است. ایشان در دیدار مورخ پنجم شهریورماه 1393 که به مناسبت هفته دولت انجام شد، چنین فرمودند: همواره دولت ها نسبت به دوره های گذشته خود منتقد بوده اند که ایرادی هم ندارد، اما این انتقاد نباید حالت اغراق آمیز و تخریب پیدا کند، زیرا در روحیه مردم تأثیر بد می گذارد و آنان را نسبت به آینده نیز نامطمئن می کند.

ایشان با اشاره به برخی اظهارنظرهای مبالغه آمیز و غیر منصفانه در خصوص دولت های گذشته، افزودند: اگر در این اظهار نظرها بی انصافی شود، قطعاً در آینده نیز نسبت به عملکرد ما هم بی انصافی خواهد شد. اگر برخی سیاست ها یا عملکردهای دوره گذشته را قبول نداریم، بهترین شیوه اصلاح آن در عمل است و این روش بهتر از اظهار نظر است.»

کیهان: یمن و فرمول انقلاب اسلامی

«یمن و فرمول انقلاب اسلامی» عنوان یادداشت روز کیهان به قلم جعفر بلوری است که در آن می خوانید:

حدود 32 سال بعد از وقوع انقلاب بی نظیر اسلامی در ایران، یکی از امواج نورانی این انقلاب الهی، به شکل بیداری اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا نمودار شد اما قدرت های غربی در کنار برخی کشورهای مرتجع عربی و صد البته رژیم صهیونیستی، با تمام ابزار و امکانات وارد معرکه شدند و بدون «هیچ» ملاحظه ای، از «هر» وسیله ای برای نابودی یا به انحراف کشاندن این انقلاب ها بهره جستند تا مبادا، دنیا مجددا شاهد بروز یک انقلاب اسلامی ایران دیگر باشد؛ رفتاری که در 36 سال گذشته با شدت و حدت بیشتر و بی وقفه علیه ایران اسلامی داشته اند.

این جبهه، تلاش کرد با فرسایشی کردن انقلاب ها و سوء استفاده از عناصر مهمی چون«امنیت»، «اقتصاد» و بهره جستن از روش های «فریب» و ایجاد «وحشت»، «تهدید و تطمیع» و... انقلاب ها را به حاشیه رانده و با به صحنه آوردن هیولای داعش، جلوی به ثمر نشستن آنها را به طور موقت هم که شده بگیرد... اما این همه ماجرا نیست.

یمن، کشوری است واقع در جنوب شبه جزیره عربستان که به لحاظ ژئوپلتیک، موقعیتی«بسیار» مهم و حساس دارد؛ این کشور نیز همچون سایر کشورهای منطقه چند سالی است دچار تحولات بنیادین شده و مردم مسلمان آن اقدام به سرنگونی دیکتاتور دست نشانده کشورشان کرده اند اما غرب همان طور که برای مهار یا انحراف انقلاب سایر کشورها خیز برداشت و همه توان خود را در این راه به کار گرفت، در این تحول نیز بی کار ننشست اما، نه فقط نتوانست انقلاب این کشور را متوقف یا منحرف کند بلکه انقلاب یمن با وجود تمام توطئه ها و فراز و نشیب ها، همچنان در حرکت است و با سرعت باورنکردنی، به پیش می رود.

شاید کمی اغراق آمیز به نظر برسد اما، اهداف انقلاب این کشور نیز شباهت های زیادی با اهداف انقلاب اسلامی ایران دارد که سی و ششمین سالگرد آن را با شکوه هر چه تمام تر جشن گرفتیم.

اگر بخواهیم عصاره این شباهت ها را در یک واژه بیان کنیم، می رسیم به واژه «استکبارستیزی». به نظر می رسد رمز موفقیت انقلاب یمن هم در همین یک واژه نهفته باشد. واژه ای که در انقلاب دیگر کشورهای منطقه، یا اصلا نبوده، یا کمرنگ بوده یا اگر هم بوده، رفته رفته به حاشیه رانده شده است.

اما چرا انقلاب یمن پیروز شده و به سرعت پیش می رود؟ و پیروزی انقلاب در این کشور فقیر چرا مهم است؟

در این نوشتار می خواهیم پاسخی برای این پرسش ها- هرچند به طور خلاصه- بیابیم.

در اهمیت یمن همین بس که، تنگه استراتژیک «باب المندب» در جنوب این کشور قرار دارد. عربستان سعودی که تمام فتنه انگیزی های منطقه ای و توطئه سازی هایش به دلارهای نفتی وابسته است، و بدون نفت «هیچ» است، بیشترین نفت خود را پس از تنگه هرمز - که در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار دارد- از این تنگه عبور می دهد.

بد نیست این را هم بدانیم که، 30 درصد نفت جهان از این تنگه صادر می شود و سالانه 21 هزار کشتی و نفتکش از همین مسیر تردد می کنند. ارتباط تجاری بین دو قاره آسیا و اروپا نیز صد در صد به این تنگه وابسته است و ...
«تسلط یمن انقلابی بر تنگه باب المندب در کنار تسلط جمهوری اسلامی ایران بر تنگه استراتژیک هرمز» چه معنی می دهد؟!

حداقل مفهوم این اوضاع یعنی «تسلط بر شاهرگ حیاتی عربستان سعودی» و .... عربستانِ دست نشانده ای که فقط یکی از توطئه های اخیرش علیه ایران، کاستن شدید از قیمت نفت با هدف خدمت به آمریکا و رژیم صهیونیستی در گرماگرم مذاکرات هسته ای است... این، گوشه ای کوچک از اهمیت یمن و انقلاب آن.

اما دلیل موفقیت الحوثی ها زیاد پیچیده نیست. انقلابیون یمن دلیل پیروزی شان را در یک تکه «پارچه نوشته» و همیشه با خود حمل می کنند. این پارچه نوشته در واقع «مانیفست» انقلابیون یمن است که در راهپیمایی های آرام خود آن را به نمایش می گذارند. «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل»، در راس این مرامنامه قرار دارد.

ارادت لوکوموتیورانان این انقلاب به ائمه اطهار، دوری از آمریکا و رژیم صهیونیستی در کنار هوشیاری رهبران انقلابی این کشور، از جمله مهم ترین دلایل موفقیت الحوثی هاست. دقیقا همان نقاطی که برخی دیگر از کشورها با ناپرهیزی از آن، لطمه خوردند و هنوز هم می خورند.

مگر انقلابیون مصر با همین مرامنامه فرعون مصر را به زیر نکشیدند و سفارت رژیم صهیونیستی را تسخیر نکردند؟! مگر نه اینکه رهبران مصر، کشوری با آن پیشینه تاریخی و تمدنی پس از نزدیکی یا حتی اعتماد به آمریکا و عربستان انقلابشان به محاق رفت؟! چه اتفاقی برای انقلاب مصر افتاد که رژیم صهیونیستی امروز، دولت نظامی روی کار آمده در این کشور را «گنج جدید اسرائیل» می نامد؟ یا حسنی مبارک و دیگر دیکتاتورهای این کشور، آزاد و اخوانی ها به عنوان کسانی که در انقلاب اسلامی مصر نقش برجسته ای داشته اند، اعدام و زندانی می شوند؟ اگر «امروز» مردم مظلوم مصر در روز روشن و در جریان تماشای فوتبال از سوی نظامیان کشورشان به خاک و خون کشیده می شوند، و مدعیان دروغین حقوق بشر خم به ابرو نمی آورند، تقاص اعتماد رهبران «دیروز» خود به آمریکا را می دهند.

اگرچه دلایل درست دیگری نیز در آسیب شناسی انقلاب های منطقه ارائه شده اما به نظر می رسد، رهبران انقلابیون در کشورهای اسلامی باید چند واحدی، درس «دشمن شناسی» در دانشگاه «انقلاب اسلامی ایران» بیاموزند. درسی که «سید عبدالملک الحوثی» یا «سید حسن نصرالله» آن را به خوبی آموخته اند، و امتحان خود را نیز با بالاترین نمره پس داده اند.

با همه این تفاسیر باید این را هم پذیرفت که، انقلاب یمن به خاطر اهمیت آن و تبعاتی که پیروزی آن برای منطقه و حتی جهان به دنبال دارد، هنوز راه پر فراز و نشیبی را پیش رو دارد. غرب و کشورهای مرتجع عربی نمی توانند ظهور یک جمهوری اسلامی ایران دیگر را در منطقه تحمل کنند، بنابراین طبیعی است که دست از فتنه انگیزی برنمی دارند.

بدون شک توطئه ها علیه انقلابیون یمن باز هم ادامه می یابد. اتحادیه اروپا چندی پیش این کشور را به تحریم اقتصادی تهدید کرد. چند روز بعد، برخی کشورهای مرتجع عربی نیز تهدید کردند یمن را تحریم و سفرایشان را از این کشور فرا می خوانند. این روش ناجوانمردانه شیطان بزرگ است که همواره برای رسیدن به اهداف پلید خود از هر ابزاری استفاده کند.

تهدید، تروریسم، جنگ، تحریم و فتنه انگیزی های مذهبی و ایجاد اختلاف های داخلی، ابزارهای همیشگی آمریکا است. هدف «عبد ربه منصور هادی»، رئیس جمهور دست نشانده یمن از استعفا و رد درخوست های الحوثی ها برای بازگشت به قدرت، ایجاد «خلأ قدرت» و به تبع آن ایجاد اختلاف های داخلی و هرج و مرج در این کشور بود.

سعودی ها نیز با تقویت و تسلیح القاعده در تکمیل این توطئه گام بر می دارند. اما حوثی ها با هوشمندی مثال زدنی که غرب را به حیرت انداخته است این توطئه را مهار و شرایط را به نفع انقلاب اسلامی یمن مدیریت کردند و با تشکیل «کمیته امنیت ملی یمن» خلأ کناره گیری رئیس جمهور را پر کردند.

بدون شک توطئه ها همچنان ادامه خواهد داشت؛ اما تا زمانی که انقلابیون یمن از پشتوانه گسترده مردمی، رهبری شجاع و مرامنامه ای اصولی برخوردارند، این انقلاب شکست خوردنی نیست. مرامنامه ای که «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» در راس آن قرار دارد.

سیاست روز: لغو تحریم ها امتیاز آنچنانی نیست

«لغو تحریم ها امتیاز آنچنانی نیست»سرمقاله روزنامه سیاست روز به قلم محمد صفری است که در آن می خوانید:

هنگامی که یک ملت پس از گذشت ۳۶ سال از پیروزی انقلاب خود، همچنان در سالگرد پیروزی به میدان می آیند و پای کار هستند، پیام های گوناگونی دارد، که باید مورد توجه قرار گیرد.

مردم ایران اسلامی از هر قشر و دیدگاهی که هنگامه ۲۲ بهمن به میدان می آید و چشم همگان رابه خود خیره می کند، یک پیام داخلی دارد و یک پیام خارجی.

پیام خارجی این حضور میلیونی و عزت آفرین، به همه آنهایی است که آن سوی مرزها، در حال دسیسه و توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران هستند. همه آن دشمنان قسم خورده انقلاب و ایران، روزهای دهه فجر به ویژه ۲۲ بهمن که فرا می رسد، دست به کار می شوند تا مردم را از آمدن به میدان انقلاب، دلسرد کنند، اما هیچ گاه نتوانسته اند به این هدف خود برسند.

چرایی آن هم به خاطر وجود مردمی آگاه و رهبری نظام اسلامی است که توانسته است تاکنون، انقلاب را در مسیر خود نگه دارد و از انحراف و بیراهه مصون بدارد.

فشارها، تحریم ها و تهدیدات دشمنان خارجی هم نتوانسته است، از همراهی مردم بکاهد، دشمن، دشمنی های خود را ادامه خواهد داد و دست بردار هم نخواهد بود، از او انتظاری جز این نیست اما پیام داخلی حضور میلیونی مردم چیست؟ مردم آگاه و نجیب ایران اسلامی، علیرغم همه مشکلات و سختی هایی که برای انقلابشان تحمل می کنند، از یک سو خواهان ایستادگی و کوتاه نیامدن مسئولین در برابر دشمنان و از سوی دیگر تلاش و کار بیشتر مسئولین برای رفع مشکلاتشان را خواهان هستند.

مردم شاید، که البته قطعاً فشارهای خارجی را راحت تر تحمل می کنند و با ایستادگی خود، مشکلات تحمیل شده از بیرون را از سر می گذرانند، اما اگر در داخل کشور، مشکلاتی از سوی مسئولین در هر حوزه ای ایجاد شود، کم کاری و کارشکنی صورت گیرد، تحمل آن سخت و دشوار خواهد بود، چون توقع دارند، هر مسئول و سازمان و نهادی که وظیفه خدمت رسانی به جامعه و آحاد مردم را دارد، کار خود را به خوبی انجام دهد تا منشاء خدمت و تعالی جامعه شود، نه این که در شرایطی که همه دشمنان برای این کشور انقلابی خیز برداشته اند تا بتوانند ضربه ای بر پیکر آن وارد کنند، در گوشه ای از کشور، مسئولی با ضعف مدیریتی خود، زخمی بر پیکر جامعه بزند.

این مردم اگر پای انقلاب نایستاده بودند و نسبت به آن دلسرد شده بودند، ۲۲ بهمن ۱۳۹۳ با آن شکل زیبا و عزتمندانه به خیابان نمی آمدند، که اگر از انقلاب و اسلام ناخشنود بودند، می توانستند نیایند و هیچ اجباری هم بر روی آنها نبوده و نخواهد بود برای آمدن.

ایستادگی مردم بر سر آرمان های انقلاب به همه مسئولین کشور این پیام را دارد که، همانگونه که ما ایستاده ایم شما مسئولین هم باید برای گرفتن حق کشور ایستادگی کنید، کوتاه آمدن مسئولین مقابل زیاده خواهی های دشمنان، دلسردی و ناامیدی مردم را با خود خواهد داشت.

انقلاب اسلامی ایران، اگر می خواهد همچنان به عنوان ملت و کشوری که، برای آمریکا، غرب و رژیم صهیونیستی چالش های جدی ایجاد کرده و معادلات آنها را برهم زده باقی بماند، راه روشن و جاده رسیدن به هدف آماده است، انحراف از این جاده، فرصت سوء استفاده را به دشمن می دهد.

رهبر و راهنما حاضر و آماده است. دقت در فهم و درک سخنان ومواضع ایشان، کشور را در این راه سخت از گردنه های خطرناک هم به سلامت عبور می دهد. تنها باید با درایت و عقل و منطق همراه با دلسوزی مسئولین، این راهنمایی ها و هدایت های رهبری نظام را به گوش جان خرید، تا گزندی به مردم و انقلاب وارد نشود.

اتفاقی که هفته گذشته با سخنان رهبر انقلاب افتاد بار دیگر اهمیت ویژه وجود رهبری را به همگان نشان داد.

مذاکرات هسته ای می رفت تا با توطئه غرب در دو مرحله کلیات و سپس جزئیات به سرانجامی برسد که مطلوب غرب است، اما رهبر انقلاب با چنین تصمیمی مخالفت کردند و گفتند که گفت وگوهای هسته ای تنها یک مرحله باید داشته باشد. کلیات و جزئیات باید در یک مرحله مورد موافقت قرار گیرد.

باید توجه داشت که براساس توافق احتمالی، حقوق هسته ای ایران طبق قوانین بین المللی رعایت شود و ما به ازای آن که البته نمی توان نامش را امتیاز گذاشت، رفع کامل تحریم هایی است که از سوی غرب، آمریکا و شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران وضع شده است.

مردم ایران اسلامی هم با حضور در راهپیمایی جشن بزرگ انقلاب، در قبال همکاری های ایران در گفت وگوهای هسته ای همین اتفاق را خواهان هستند علاوه بر این که عزت و احترام مردم و انقلاب باید حفظ شود و دستاوردهای هسته ای هم ماندگار باشد.

تحریم ها گرچه تأثیراتی بر روند اقتصادی کشور گذاشته است اما به این خاطر نیست که فشار تحریم باعث شده است که ایران گفت وگوی هسته ای داشته باشد، لغو تحریم ها بخشی از خواسته به حق ایران برای شکست غرب در جریان گفت وگوهای هسته ای است. پس لغو کامل تحریم ها به این خاطر اهمیت دارد که غرب و آمریکا باید تن به این خواسته ایران بدهند تا حقانیت جمهوری اسلامی ایران هم اثبات شود.

شرق: خشونت تصویر یا تصویر خشونت

«خشونت تصویر یا تصویر خشونت» عنوان یادداشت روز روزنامه شرق به قلم احمد غلامی است که در آن می خوانید:

در این جهان پرآشوب که انگار آدمیزاد به سیم آخر زده است و در چهار گوشه جهان شاهدیم که هرازچندی یکی، گروهی و گاه دولتی روی چنگیز و نرون و هیتلر را سفید می کنند و به بهانه ای واهی حمام خون به راه می اندازند؛ رسانه، آن هم رسانه ای مستقل تا چه حد محق است چنین صحنه هایی را بازنمایی کند؟ از دهه ٥٠میلادی به بعد، به خصوص پس از آنکه ویرانه های اردوگاه های تمرکزیافته نازی ها روی دست بشر، آن هم بشر مدعی تمدن و ترقی باد کرد، بازنمایی جنایت به نوعی شراکت در آن قلمداد شده است. در مقام تحلیل، معمولش این بود که می گفتند، تنها آن کس می تواند فاجعه را با خونسردی و بی طرفی محض بازنمایی کند که خود در سایه امن فاجعه آفرینان از هر خطری مصون مانده باشد.

علاوه بر این، با بمباران هیروشیما و ناکازاکی، بشر با نوعی از فاجعه رودررو شد که عملا هیچ شاهدی از آن جان سالم به در نمی برد.

از این رو، بازنمایی فاجعه ذیل قاعده ای اخلاقی و زیبایی شناختی ممنوع اعلام شد و توسل به آن مصداق تعدی به حقوق مخاطبان فرضی به حساب می آمد. رسانه های رسمی از نشان دادن تصاویر دردناک و موحش پرهیز می کنند تا مبادا احساسات مخاطبِ نوعی خود را جریحه دار یا زندگی را بر آنها سخت کنند.

چه بسا بیماران مبتلا به ناراحتی های قلبی از دیدن چنین تصاویری جانشان به خطر افتد. این روزها در رسانه های تصویری، پخش تصاویری که در آنها دوربین فلاش خورده است بدون پیش آگهی به بیننده کراهت دارد، زیرا احتمال آن می رود که بیننده ای مبتلا به صرع یا میگرن ناراحتی اش عود کند.

اما از طرف دیگر در عرصه زیبایی شناختی، بازنمایی فاجعه ظرف دو سده گذشته بازارگرمی داشته است. نقاشی که در غیاب عکاسی، رسانه ای خبری و مستندساز نیز به شمار می آمد، بی هیچ محدودیتی فاجعه را بازنمایی می کرد.

ژریکو از دست ها و پاهای بریده در میدان درگیری نیروهای متخاصم انقلاب و اعتراض های فرانسه نقاشی می کرد. دلاکروا آدمکشی خیابانی را به جلوه تابلویی در می آورد که نمایش عمومی آن مایه اشمئزاز اکثر مخاطبان می شد. گرنیکای پیکاسو را هم از یاد نبریم که صحنه بمباران روستایی بی دفاع، در تاریکی و سیاهی تکه پاره های زندگی قبل از فاجعه بر پرده نقش بسته است.

ادموند برک، گزارشگر محافظه کار انقلاب فرانسه در روزنامه های انگلیس، در کتابی که به زیبایی شناسی اختصاص داد، در کنار زیبایی، از مقوله ای موسوم به «امر والا» نام می برد که خصیصه اصلی ترسناکی و هول انگیزی اثر هنری بود. اندیشمند معاصر، پل ویریلیو به تفصیل شرح می دهد که تجربه اثر هنری با تجربه ترس های زیسته به هم گره خورده است.

همان طور که در سرمقاله شنبه گذشته اشاره کردیم، جهان بعد از دو رویداد ١١سپتامبر و رکود اقتصادی ٢٠٠٩-٢٠٠٧ شکل عوض کرد و ما حالا با معضلاتی دست وپنجه نرم می کنیم که بسیاری از آنها کاملا تازگی دارد. بازنمایی فاجعه نمونه ای از تحول را آشکار می کند. آیا تصاویر دوربین های حرفه ای و آماتوری از فروریختن برج های سازمان تجارت جهانی و سقوط ناگزیر آدم از آن ارتفاع از مصادیق بازنمایی مجاز است یا غیرمجاز؟ آیا پخش و تاکید بر چنین تصاویری آب ریختن به آسیاب القاعده یا جنگ طلبان، بهانه جویی نبود که دقیقا با چنین مستمسکی عراق و افغانستان را به خاک و خون کشیدند؟ آیا بازنمایی کودکانی که در غزه، آن هم در مدرسه ای تحت نظر سازمان ملل زیر آوار مانده یا با ترکش تکه تکه شده اند، در زمره بازنمایی جنایت به شمار می آید و رسانه باید تا حد ممکن به تلویح از کنار آن بگذرد و با پخش چنین تصاویری روان مخاطب خود را آزرده نسازند؟ تعارف را کنار بگذاریم، همه می دانیم که بازنمایی خشونت با خشونت بازنمایی از زمین تا آسمان فرق می کند.

هم اینک اکثر ساکنان جهان به آسودگی حین میل غذا، شنیع ترین اخبار جهان را از تلویزیون تماشا می کنند و شب با خیال تخت به بستر می روند و تا خود صبح می آرامند.

ظاهرا مخاطبان رسانه ها آنطور که معمولا تصور می شود اشکشان دم مشکشان نیست و به این راحتی ها به هیجان نمی آیند. بر خطاییم اگر فکر می کنیم تماشاگران تصویرهای مندرج در رسانه ها عقلشان به چشمشان است و به محض اینکه تصویری اندوهبار و موحش را ببینند، دست و پایشان را گم می کنند یا می ترسند یا می زنند زیر گریه.

تصویر خلبان اردنی که در قفس داعشی ها زنده زنده می سوزد، یکی از مصادیق همین بحث است. بدیهی است که داعش با تهیه چنین فیلم ها و تصاویری برآن است تا در دل دیگران رعب ایجاد کند. اما تکثیر چنین تصاویری لزوما به این معنی نیست که نیت داعشی ها محقق خواهد شد.

رسانه ها می توانند ضمن تکثیر چنین تصویری، زمینه متن را تغییر دهند حتی می توانند انحصار دلالت بصری را از چنگ داعش درآورند و خلبان اردنی را شبیه به ققنوسی بازنمایی کنند که از دل آتش پر می کشد و حسرت شنیدن یک آخ را هم بر دل دژخیم می گذارد. اینکه ممکن است سطح آگاهی برخی مخاطبان پایین باشد، دلیل آن نمی شود که آنها را منفعل فرض کنیم.

جمهوری اسلامی: چرا درس نمی گیرند؟

«چرا درس نمی گیرند؟» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن می خوانید:

صفحه خبر: بسم الله الرحمن الرحیم
سخنرانی اوباما درباره مقابله با تروریست های داعش در عراق و سوریه که روز پنجشنبه به بهانه درخواست مجوز از کنگره آمریکا برای حمله زمینی به آنها ایراد شد، نشان می دهد دولت آمریکا درصدد به دست آوردن بهانه ای برای حضور مجدد نظامی در عراق و اعزام نیروی زمینی خود به این کشور و سوریه است.

رئیس جمهور آمریکا در نطق رادیو تلویزیونی خود گفت: «اکنون 2600 نظامی آمریکائی در عراق حضور دارند که به میزان زیادی در پایگاه های خود فعالیت می کنند. به عنوان بخشی از فعالیت در هر محیط خطرناک، آنها با خطرهائی مواجه می شوند اما در ماموریت رزمی نیستند.»

وی این را هم گفت که: «به دنبال دریافت مجوز کنگره هستیم تا در صورت نیاز و ضرورت از نیروی نظامی زمینی ارتش آمریکا علیه داعش استفاده کنیم.»

هر چند سخنان دو پهلوی اوباما، نگرانی وی از واکنش منفی دولتمردان عراقی و سوری در برابر حضور نیروی نظامی آمریکا در خاک این دو کشور را نشان می دهد، با اینحال وی به عنوان نمونه ای از ضرورت حمله زمینی، در همین سخنرانی افزود: «اگر رهبران داعش را در منطقه ای بیابیم و از طریق ارتش های هم پیمان نتوانیم به آنها حمله کنیم، در این صورت من می توانم دستور حمله را صادر کنم.» رئیس جمهور آمریکا در عین حال که این قبیل حملات را «حملات محدود» می داند، در سخنرانی خود گفت از کنگره خواسته است مجوز سه ساله برای حضور نیروی زمینی ارتش آمریکا در عراق و سوریه صادر کند.

اظهارات اوباما و درخواست مجوز سه ساله حمله زمینی به داعش در عراق و سوریه، قبل از هر چیز به معنای شکست ائتلاف ابتکاری آمریکا برای مبارزه با داعش از طریق حملات هوائی در این دو کشور است. این ائتلاف از همان زمان اعلام مشخص بود که دروغی بیش نیست و آمریکا قصد دارد به بهانه حمله هوائی به داعش، اهداف دیگری را دنبال کند.

این واقعیت، در عمل نیز آشکار شد و اطلاعاتی از مناطق تحت اشغال داعش در سوریه و عراق رسید که نشان می داد هواپیماهای آمریکائی به بهانه حمله به داعش، به آنها سلاح می رساندند!

علاوه بر این، دلایل روشنی وجود دارند که ثابت می کنند دولت آمریکا در ماه های گذشته فقط درصدد وقت کشی بوده تا بتواند به تدریج تهدیدهائی که در خود منطقه علیه داعش وجود دارد را خنثی کند و از این گروه تروریستی برای بهره برداری های بعدی حفاظت نماید.

بدیهی است آمریکا اگر برای نابودی داعش اراده ای جدی داشت به راحتی می توانست حتی بدون همراهی حدود یکصد و پنجاه کشور که نام آنها را در فهرست ائتلاف علیه داعش قرار داده بود، در مدت کوتاهی این هدف را محقق سازد، ولی همه می دانند که داعش در این مدت از ناحیه ائتلاف صدمه ای ندیده و هر ضربه ای به این گروه تروریستی وارد شده نتیجه همکاری عراق و ایران است. این، واقعیتی است که بارها مسئولان عراقی به زبان آورده اند و بی تفاوت بودن آمریکا در برابر داعش را به رخ دولتمردان آمریکائی کشیده اند و اکنون مردم عراق با این واقعیت آشنا هستند.

نه تنها مردم عراق بلکه حتی خود دولتمردان آمریکائی نیز به خوبی می دانند که کمر داعش را در عراق، فتوای آیت الله سیستانی و اقدامات جدی ایران شکسته و اگر این دو عامل تعیین کننده نبودند، داعش اکنون بر عراق مسلط بود. از این پس نیز پشتوانه مرجعیت و حمایت های همه جانبه جمهوری اسلامی ایران است که می تواند داعش را در عراق زمین گیر کند و این کشور را به امنیت کامل برساند.

در سوریه نیز آمریکا به کمک رژیم صهیونیستی، ترکیه، عربستان، قطر و چند کشور اروپائی هرچه توانست از تروریست ها، از جمله داعش، حمایت کرد و آنها را به سلاح و پول و امکانات مختلف مجهز نمود تا بلکه حکومت بشار اسد را ساقط کند ولی نه تنها به هدف خود نرسید بلکه اکنون بعد از چهار سال که از شروع شورش در سوریه می گذرد، دولت سوریه در موضع قدرت است و مخالفان و معارضان و تروریست ها در موضع ضعف قرار دارند.

حمله هوائی به داعش در سوریه نیز یک دروغ بزرگ بود. تروریست های داعش و هسته مرکزی و اصلی آنها از مدت ها قبل در منطقه «رقه» حضور داشته و دارند و آمریکا و نیروهای ائتلافی اگر می خواستند می توانستند آنها را ظرف چند روز نابود کنند، ولی نه تنها چنین نشد بلکه آنها همچنان به توطئه ادامه می دهند و از حمایت های غربی و عربی نیز برخوردار هستند.

نمونه روشن خیانت آمریکا و ائتلاف دروغین ضد داعش آمریکا، وقایعی است که در «کوبانی» رخ داد. کوبانی، شهری کردنشین است که در خاک سوریه و در نزدیکی مرز ترکیه قرار دارد. تروریست های داعش در تمام مدتی که آمریکا تحت عنوان ائتلاف ضد داعش ادعای حملات هوائی به داعش را مطرح می کرد شهر کوبانی را در محاصره خود داشتند و به آن حمله می کردند.

مردم کوبانی جوانمردانه درحالی از خود دفاع کردند که دولت ترکیه حاضر نشد به آنها کمک کند و ائتلاف مورد ادعای آمریکا نیز نه تنها کمکی به آنها نکرد بلکه به شکل های مختلف از تروریست های داعش حمایت کرد. کوبانی، سرانجام با مقاومت مردم آزاد شد ولی این ننگ در پرونده آمریکا و سایر مدعیان مبارزه با تروریسم به ثبت رسید که تروریست های داعش درحالی که از حمایت های همه جانبه آنها برخوردار بودند در برابر اراده مردم کوبانی به زانو در آمدند.

در مرحله جدید که رئیس جمهور آمریکا درصدد اعزام نیروی زمینی ارتش این کشور به عراق و سوریه برآمده است نیز همه می دانند که هدف، مبارزه با داعش نیست. آمریکا درصدد است اهداف محقق نشده خود در عراق را با حضور مجدد نیروی زمینی تحقق بخشد و در سوریه نیز می خواهد شکست تحقیر کننده ای که در چهار سال گذشته متحمل شده است را جبران نماید و البته اهداف دیگری را نیز دنبال کند. تردیدی نیست که اینبار نیز چیزی غیر از شکست در انتظار رئیس جمهور آمریکا نخواهد بود ولی آنچه مایه تعجب است اینست که دولتمردان آمریکائی چرا از اینهمه شکست و ناکامی درس نمی گیرند؟

خراسان: نکات حقوقی و سیاسی بحران گرد و غبار در غرب کشور

«نکات حقوقی و سیاسی بحران گرد و غبار در غرب کشور» یادداشت روز روزنامه خراسان به قلم دکترحجت میان آبادی پژوهشگردیپلماسی آب؛ بوستون - آمریکا است که در آن می خوانید:

بدون شک، مشکلات گرد و غبار در خوزستان یک شبه به وجود نیامده است که بتوان بخش عظیمی از آن را یک شبه حل نمود.

بنابر مطالعات صورت گرفته، بخش اعظمی از گرد و غبار در خوزستان ناشی از خشک شدن دریاچه ها و تالاب ها در جنوب عراق و همچنین زمین های بادیة الشام در جنوب شرق سوریه است. اما مسئله مهم علت خشک شدن این تالاب ها و دریاچه هاست به گونه ای که در گذشته شاهد این مشکلات در خوزستان نبوده ایم.

یکی از علل مهم خشک شدن دریاچه ها و تالاب ها در عراق و سوریه، ناشی از پروژه عظیم آناتولی یا GAP با عنوان کامل «the South-East Anatolian Development Project»

(Guneydogu Anadolu Projesi: GAP) در ترکیه است. بر اساس اهداف تعریف شده در این پروژه، بیش از 1.8 میلیون هکتار از زمین های کشاورزی ترکیه زیرکشت رفته و بیش از 27 هزار گیگا وات ساعت برق تولید خواهد شد.

بر اساس اصلاحات صورت گرفته در این پروژه در سال 2005، ساخت بیش از 22 سد و 19 طرح برقابی و توسعه سیستم کشاورزی در حوضه های دجله و فرات تا سال 2023 در دستور کار دولت ترکیه قرار گرفته است. تا کنون، نزدیک به 21 درصد از پروژه آبیاری و 74 درصد از طرح های برقابی ترکیه در این حوضه تکمیل شده است.

بنابر اسناد و مدارک موجود، ظرفیت مخازن سدهای موجود و احداث شده ترکیه بر رودخانه فرات، نزدیک به یک و نیم برابر (150درصد) کل حجم آورد این رودخانه می باشد. این در حالی است که بیش از 98 درصد آب کشور عراق وابسته به رودخانه های دجله و فرات می باشد و این میزان برای سوریه بیش از 86 درصد می باشد.

احداث این پروژه ها در بالادست این حوضه، تنش های سیاسی، نظامی و دیپلماتیک بسیاری بین کشورهای ساحلی این حوضه ایجاد کرده است که از آن جمله می توان به تنش ترکیه و سوریه و همچنین تنش سوریه و عراق در احداث سد الثوره اشاره کرد.

برای نمونه، سوریه برای گرفتن حقابه مورد نظر خود از ترکیه به حمایت سیاسی از گروه جدایی طلب P.K.K اقدام نمود تا اینکه براساس پروتکل امنیتی سال 1987 بین سوریه و ترکیه در حوضه آبریز فرات، ترکیه متعهد گردید تا حداقل جریان متوسط سالیانه 500 مترمکعب بر ثانیه را برای سوریه تأمین نماید و به ازای آن، سوریه متعهد گردید که در عدم حمایت از گروه جدایی طلبان ترک P.K.K با ترکیه همکاری نماید.

از سوی دیگر، تنش بین عراق و سوریه در سال 1975 در بهره برداری سوریه از سد الثوره و کاهش دبی رودخانه فرات تا مرز یک جنگ تمام عیار نظامی پیش رفت و عراق، سوریه را تهدید به بمباران سد الثوره کرد.

این اختلاف باعث شد که دو کشور نیروهای مرزی خود را در مرزهای یکدیگر مستقر نمایند. این مسئله در نهایت با میانجیگری عربستان و شوروی سابق خاتمه یافت.

علاوه بر موارد ذکر شده، کشور ایران در بیش از ده درصد کل آورد رودخانه دجله نقش دارد که برخی اقدامات و سیاست گذاری های صورت گرفته برای مسدود کردن تمام این آب های مرزی به کشور عراق نیز به نوبه خود بر خشکسالی تالاب ها و دریاچه ها در عراق تأثیر بسزایی داشته است. گرچه این تاثیر به اندازه اثرات پروژه آناتولی ترکیه نبوده و قابل قیاس با آن نمی باشد ولی بدون شک، یکی از عوامل اثرگذار بر خشکی دریاچه ها و تالاب ها می باشد.

تصویب طرح ممانعت از خروج آب های مرزی غرب کشور در چشم اندازهای سیاست گذاری کشور در مجمع تشخیص مصلحت نظام و سایر نهادهای تصمیم گیری و سیاست گذاری در مجلس و دولت، تبعات زیست محیطی بسیار متعددی در پی داشته و پاسخ طبیعت به این تصمیم نادرست را به همراه خواهد داشت. چرا که دخالت بی جا و افراطی در طبیعت هیچ گاه بدون پاسخ نخواهد بود.

در پایان باید بر این نکته تأکید نمود که بر اساس مواد پنج، شش و هفت "کنوانسیون حقوق استفاده های غیر کشتیرانی از آبراه های بین المللی 1997سازمان ملل” که در سال 2014 وارد مرحله اجرایی شد، کشورهای بالادست حق احداث و اجرای پروژه های زیربنایی آبی را در بالادست رودخانه، به طوری که سبب بروز مشکلات و آسیب های جدی به کشورهای پایین دست شوند، ندارند. لذا ریشه بحران گرد و غبار در خوزستان و غرب کشور را نباید در غرب کشور و خوزستان، بلکه باید در ترکیه و مذاکرات جدی با این کشور جستجو و پیگیری نمود.

در غیر این صورت، با توجه به اینکه تا کنون تنها نزدیک به 21 درصد از پروژه آبیاری و 74 درصد از طرح های برقابی ترکیه در این حوضه تکمیل شده است، بدون شک، با تکمیل سایر بخش های این پروژه عظیم، مشکلات و چالش های زیست محیطی حاصل از آن بیشتر دامان کشور به ویژه غرب کشور را خواهد گرفت.

آفرینش: ضرورت تغییر نگرش فرهنگی در سلامت فردی

«ضرورت تغییر نگرش فرهنگی در سلامت فردی» عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم حمیدرضا عسگری است که در آن می خوانید:

بی توجهی به مصرف کافی شیر و لبنیات در سبد غذایی خانوار هشداری است که به شدت سلامت جامعه و نسل های آینده را تهدید می کند. نباید فراموش کرد که سلامتی افراد در گرو تغذیه سالم است اما درحال حاضر الگوی تغذیه ما تاحد زیادی سلامت جانی جامعه را به خطر انداخته است. صرف نظر از مصرف مواد غنی و پروتئینی؛ جایگزین کردن تغذیه های وارداتی و تغییر ذائقه جامعه، چالشی بزرگ برای سلامت افراد محسوب می شود.

امروز مدل تغذیه و خوراک جامعه ما با حرکت به سمت یک الگوی فرهنگی غلط، مصرف مواد خوراکی استراتژیک همچون شیر و لبنیات را از سبد مصرفی خود حذف کرده و اهمیتی برای نیازهای اساسی بدن و مراقبت از آن قائل نیستند. شاید کمتر خانواده هایی باشند که برای جلوگیری از پوکی استخوان دغدغه دارند!.

شیر غذایی بسیار ارزشمند و بهترین منبع پروتئین است، اما در این زمینه ما با مشکلی فرهنگی- اقتصادی مواجه هستیم.

فرهنگی از این حیث که اغلب خانواده ها و افراد به ظواهر زندگی توجه می کنند. به عنوان مثال اکثر ما آنقدر که به نوع لباس و آرایش صورت و مدل مو اهمیت می دهیم، برای اسکلت بندی و استحکام استخوان هایمان ارزشی قائل نیستیم و حتی به آن فکرهم نمی کنیم!.

اما اقتصادی از این باب که هرزمان صحبت از مصرف شیر می شود عنوان می کنند که باید قیمت آن ارزان شده و دولت برای آن یارانه بپردازد. البته توجه دولت به سلامت و تامین نیازهای پروتئینی امری ضروریست، اما در طی سال های گذشته به سبب افزایش هزینه های جاری زندگی، یکی از اولین اقلامی که برای کاهش هزینه ها از سبد مصرفی خانوار حذف شده شیر می باشد. این عملکرد غلط جامعه نشان از ضعف ما در الگوسازی فرهنگی- اقتصادی در مصرف شیر دارد.

چرا که در اکثر کشورهای توسعه یافته دنیا مصرف روزانه یک لیوان شیر، تبدیل به فرهنگی مصرفی و غیرقابل ترک تبدیل شده و مردم برای حفظ سلامت و جلوگیری از هزینه های سنگین درمانی در آینده شیر را از سبد مصرفی خود حذف نمی کنند.

اما مردم ما به بسیاری از هزینه های اضافی در زندگی توجه می کنند، و حتی برای خرید چیپس و پفک برای فرزندان اهمیت قائل می شوند، اما به مصرف روزانه شیر توجهی ندارند.

با ادامه این روند در کشور، در آینده خطر کوتاه قد شدن ایرانی ها وجود دارد چراکه عدم مصرف شیر و لبنیات یا کاهش آنها در تراکم و توده استخوانی موثر است. متأسفانه در حال حاضر از هر دو زن بالای 40 سال کشور و هر سه مرد بالای 40 سال کشور یکی پوکی استخوان شدید دارد. این آمار و ارقام بی تردید برای آینده جوانان امروز بیشتر خواهد بود.

در حال حاضر سالانه 50 هزار شکستگی رخ می دهد که 10 هزار نفر آنها به دلیل عوارض ناشی از شکستگی جان خود را از دست می دهند و مابقی نیز دچار معلولیت می شوند. بنابراین به جای اینکه به ظواهر توجه کنیم باید تغذیه و نقش آن در سلامت را جدی بگیریم.

جدای از الگوسازی فرهنگی؛ در بعد اقتصادی نیز اگر امروز صحبت از اقتصاد مقاومتی داریم برای عمل به این مبحث باید زمینه های رشد صنعتی همچون دامپروری در کشور را فراهم کنیم. حمایت از دامپروری بی تردید حمایت از استقلال کشور و نهایتا فراهم آوردن سلامت برای جامعه و پیشگیری از بسیاری از بیماری ها نظیر پوکی استخوان را به دنبال خواهد داشت.

باتوجه به شرایط اقلیمی کشور، حمایت از بخش خصوصی در صنعت دامپروری و لبنیات، می تواند بخشی از رکود اقتصادی کشور را جبران و کمکی باشد برای تامین سلامت شهروندان.

تغییر الگوی مصرف و نگرش خانواده ها در مصرف شیر باید به گونه ای باشد که مردم خرید و خوردن شیر را به عنوان هزینه ای روزانه تلقی نکنند، بلکه آن را یک ضرورت برای حفظ سلامت و جلوگیری از بیماری های هولناک همچون پوکی استخوان قلمداد کنند.

انتظار نداریم که تمام این مشکلات بهداشتی جامعه به دست یک وزیر یا یک دولت حل شود، اما از سیاستگذاران عرصه سلامت توقع داریم تا زمانی که برسرکار هستند، افق برنامه های خود را طوری پایه گذاری کنند که در یک دهه آینده شاهد افزایش مصرف شیر و تغییر الگوی تغذیه در کشورمان باشیم.

خواندنی ها و دیدنی های بیشتر
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پرطرفدارترین ها