کد خبر : ۶۲۷۳۱
تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ - ۰۹:۳۲
خواب تازه حریف!
روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «دفاع دلاورانه دیروز پشتوانه استقلال و امنیت امروز»،«خواب تازه حریف!»،«دفاع مقدس امروز»،«کفر اگر کوه باشد می‌شود کاه بسیج»،«خودزنی در نیویورک»،«وصله نچسب!»،«پرونده ملی ؛ وحدت ملی»،«34 روز تکاور»،«دفاع مقدس چگونه بود»،«درسی از توافق سیاسی افغان ها»،«تک‌تیراندازی در نظام برنامه‌ریزی»و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.

خراسان:دفاع دلاورانه دیروز پشتوانه استقلال و امنیت امروز

«دفاع دلاورانه دیروز پشتوانه استقلال و امنیت امروز»عنوان یادداشت روز روزنامه خراسان به قلم کورش شجاعی است که در آن می خوانید؛جنگ تلخ است و خونبار، جنگ همیشه با ویرانی و تجاوز و قتل و کشتار همراه بوده و خواهد بود، تنور جنگ که داغ می شود خیلی چیزها را می سوزاند و نابود می کند، پس ای کاش هیچ وقت در هیچ کجا آتش جنگ برافروخته نشود تا خرابی و ویرانی به دنبال نیاورد و از آن مهمتر جان انسان ها قربانی مطامع جنگ طلبان و جنگ افروزان نشود اما هر چه جنگ و تجاوز به حقوق و منافع و امنیت دیگران نکوهیده، شرم آور، جنون آمیز و پر از قتل و کشتار است، دفاع اما از حریم حقوق معنوی و مادی، امنیت، تمامیت ارضی، استقلال و عزت کشور مشحون از غیرت، دلاوری، عزت مداری، شجاعت و سرافرازی است و دفاع هشت ساله ملت ایران از استقلال و تمامیت ارضی و ناموس و دین و میهن خود در مقابل تجاوز همه جانبه ارتش بعث صدام از بارزترین نمونه های دفاع دلاورانه، تاریخی و تاریخ ساز یک ملت غیور و سلحشور در مقابل جنگ افروزان و تجاوزگران است چرا که این ملت بزرگوار در شرایطی خاص و در حالی که تازه هنوز دو سال از انقلاب بزرگش نگذشته و نظام جدید نه تنها به طور کامل تثبیت نشده بود بلکه حتی برخی از سازمان ها و ارگان های لازم برای مدیریت شرایط جدید کشور یا شکل نگرفته یا نظم و فسق کامل پیدا نکرده بود و ارتش و نیروهای دفاعی نیز نه آمادگی لازم و نه تجهیزات کافی داشتند و همچنان فشارهای شدید سیاسی و اقتصادی بین المللی و منطقه ای بر این ملت افزایش می یافت، مرزها و شهرهای مرزی جنوب کشورمان توسط ماشین جنگی مجهز و پیشرفته ارتش صدام با چراغ سبز آمریکا، برخی کشورهای غربی و شوروی سابق و حمایت های بی دریغ بسیاری از کشورهای عرب منطقه مورد تجاوز قرار گرفت و هر چند نیروهای مردمی و نظامیان غیورمان با همان امکانات کم غیرتمندانه در مقابل آن تجاوز سنگین و همه جانبه ارتش بعث دفاع کردند اما پس از ۳۵ روز سرانجام خرمشهر عزیز به تصرف تجاوزگران درآمد و بعد هم بخش ها و مناطق مهم دیگری از خوزستان، هر چند جهان آراها و فهمیده ها و... دلاوری ها کردند.

صدام جنگ افروز متجاوز اعلام کرده بود که نه تنها می خواهد جزایر تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی را بلکه اروندرود و خرمشهر و خوزستان را از ایران جدا کند و چنان از غرور و تجاوز و حمایت حامیانش سرمست شده بود که می گفت در مدت کوتاهی در تهران سردار قادسیه شدن و پیروزیش را جشن خواهد گرفت و در آن شرایط که غرب و شرق نه تنها پیشرفته ترین جنگنده ها و تجهیزات نظامی را در اختیار صدام می گذاشتند و اکثر عرب های منطقه با دلارهای نفتی شان از متجاوز حمایت می کردند بلکه از ۴۶ کشور خصوصاً کشورهای عربی برای پشتیبانی و کمک به ارتش عراق نیرو اعزام شد، بگذریم از جاسوسی های اطلاعاتی «آواکس»های آمریکایی مستقر در عربستان سعودی به نفع ارتش عراق. آری ماجرای آن تجاوز سهمگین، همه جانبه و ناجوانمردانه کتاب ها می شود.

دفاعی شکوهمند و الگویی تاریخی

اما دفاع شکوهمند، شجاعانه و جوانمردانه دلاورمردان سرزمینمان آن قدر بزرگ، تاریخی و سرنوشت ساز است که نه تنها نقطه عطف و اوج برای تاریخ ایران محسوب می شود بلکه می تواند برای همه آزادی خواهان، استقلال طلبان و مورد تجاوز قرار گرفتگان، الگویی تاریخی باشد. چرا که آن دلاورمردی ها، غیرتمندی ها و از خود گذشتگی ها و جانفشانی های ارتشیان دلاور، بسیجیان و سپاهیان سلحشور و عشایر غیور و همه غیرتمندانی که به هر وسیله ای برای دفاع از کیان دین و میهن به پا خاستند و کمر همت محکم کردند، در شرایطی در مقابل تجاوز ارتشی پرتعداد، آماده، کاملاً مجهز و مورد حمایت ابرقدرت ها و کشورهای عرب منطقه جانانه دفاع و مقاومت کرد که نه تنها از تجهیزات کافی برخوردار نبود بلکه بسیاری از کشورها حتی از فروختن سیم خاردار به ایران امتناع می کردند اما دلاور مردان این سرزمین با توکل به خداوند باری تعالی و اقتدا به مولایشان حسین ابن علی(ع) آنچنان مردانه و غیرتمندانه در مقابل خصم متجاوز ایستادند و دفاع کردند که دیگر بار حقیقت پیروزی خون بر شمشیر در مقابل وجدان های بیدار و آزادگان رخ نمایی کرد و با ثبت یک سند تاریخی دوباره این حقیقت را اثبات کردند که هر قوم و ملتی اگر به خدا توکل کند و در مسیر رضای او حرکت کند و در پی حفظ استقلال، امنیت و حفاظت از هویت و حقوق حقه خود باشد پیروزی حتمی دیر یا زود از آنان می شود.

دفاع شکوهمند دلاورمردان سرزمین کشورمان در مقابل تجاوزگران گرچه به قیمت و بهای بسیار سنگین شهادت بیش از ۲۴۰ هزار دلاورمرد مومن شجاع و از خود گذشته اما به خدا رسیده و جانبازی هزاران عزیز سرافراز و تحمل سختی دوران اسارت تعدادی از رزمندگانمان و تحمیل هزار میلیارد دلار خسارت مالی تمام شد، اما آن دلاورمردی ها و جانفشانی ها و جانبازی های فرزندان این ملت نه تنها موجب شد که تجاوزکاران با آن ماشین جنگی پیشرفته و مجهز و آن همه حمایت منطقه ای و فرامنطقه ای نتوانند به تصرف و اشغال بخش هایی از میهنمان ادامه دهند بلکه دفاع دلاورمردان سرزمینمان اجازه نداد که حتی یک وجب از خاک وطن در اشغال دشمن تجاوزگر باقی بماند و این اتفاق بزرگی بود که در طول ۲۰۰ ساله اخیر ایران سابقه نداشته است.

دلاورمردی های دیروز پشتوانه امنیت امروز

نکته مهم دیگر این که آن دلاورمردی ها در آن دفاع جانانه و مقدس بزرگترین سرمایه و پشتوانه عزت، استقلال، اقتدار و امنیت ایران عزیز است. ناگفته پیداست که آن درس تاریخی دلاورمردان ایران زمین به تجاوزکاران، امروز بزرگترین مانع زیاده طلبی و تجاوز به حریم ایران توسط هر کشور منطقه ای و فرامنطقه ای است. بی گمان آن شجاعت ها و رشادت ها در مقابل صدام مدعی سردار قادسیه شدن و ژاندارمی خلیج فارس و همه حامیانش بزرگترین درس عبرت و مانع است برای هر که سودای تجاوز به ایران را در سر بپروراند.

آری خون هزاران جوان و پیر و میانسال به پای دفاع از حریم دین و میهن و نهال استقلال و آزادی و اقتدار کشور ریخته شد ولی امروز آن نهال به درختی بس ریشه دار و تناور تبدیل شده و سایه امنیت آن چنان در سراسر ایران گسترانیده شده که حتی در این شرایط بسیار سخت و بحران زده منطقه خاورمیانه، ناامنی در کشورهای همسایه ایران در افغانستان در پاکستان در عراق و در شرایطی که القاعده و داعش و... تروریست های دست پرورده و مورد حمایت دیروز آمریکا، عربستان سعودی، ترکیه، قطر، امارات و... پس از حدود ۴ سال خونریزی و کشتار هزاران انسان در سوریه و تصرف مناطقی از این کشور حالا به عراق رسیده اند پس از محاصره و کشتار فجیع چند هزار زن و مرد و جوان و سنی و شیعه و کُرد و ایزدی، شهر موصل و مناطق مهم دیگری از این کشور را تصرف کرده اند اما آن دفاع غیورمردانه و عبرت آموز هشت سال دلاورمردان ایران موجب شده که آن چنان استقلال و اقتدار و امنیتی در این سرزمین حکم فرما باشد که نه تنها هیچ قدرت منطقه ای و فرا منطقه ای جرأت تجاوز به ایران را نداشته باشد بلکه حتی گروه های تروریستی آدمکش انتحاری و جاهلانی که به راحتی آب خوردن سر مردم را می بُرند جرأت پا گذاشتن به حریم ایران زمین را نداشته باشند. داعشی که به خاطر سبوعیت، جلادی حمایت های سیاسی - مالی آمریکا و برخی کشورهای غربی و عربی، درآمدهای چند صد میلیون دلاری از چاه های نفتی که در عراق تصرف کرده، باج گیری، اخاذی و آدم ربایی، قاچاق و درآمدهای حاصل از آن ها امروز به یک معضل جدی برای کشورهای اسلامی، منطقه و حتی فرامنطقه ای تبدیل شده و به هر صورت بخش هایی از دو کشور اسلامی سوریه و عراق را به تصرف خود درآورده است.

آری آن دفاع جانانه و آن دلاورمردی های هشت ساله بهترین فرزندان این سرزمین، امروز بزرگترین سرمایه و گنج و پشتوانه برای استقلال، امنیت، اقتدار و حفظ تمامیت ارضی کشورمان در این دایره خونبار آتش تروریسم و ناامنی است. این ها بخشی از گنج های آن دفاع مردم ایران در مقابل تجاوزکاران است، پیشرفت های علمی - تجهیزاتی تولید و ساخت انواع تجهیزات نظامی - دفاعی، طراحی، ساخت و تولید انبوه انواع موشک های میان بُرد و دوربُرد، جنگنده ها، تانک ها، رادارهای پیشرفته، ناوشکن ها و زیردریایی ها و دیگر تجهیزات نظامی - دفاعی و خلاصه توان بسیار قابل توجه تجهیزاتی دفاعی کشورمان نیز از جمله دستاوردهای آن دفاع مقدس است.

دعاها و نفس های مادران و پدران شهیدان

بی گمان نفس ها و دعاهای پدران و مادران شهیدان والامقام، نفس ها و دعاهای جانبازان سرافراز کشورمان، دعاها و نگاه های «مادران چشم انتظار» که هنوز پس از چندین سال منتظر بوییدن شمیم پیراهن یوسفشان هستند نیز سرمایه و پشتوانه ای بسیار گرانقدر و بی بدیل در زمین و آسمان است. برای این کشور و این ملت و خلاصه کلام دفاع غیرتمندانه دیروز آن دلاورمردان پشتوانه ای بس مستحکم و ارزشمند برای اقتدار، استقلال، امنیت و نماد و پرچم سرافرازی ایران زمین است.

کیهان:خواب تازه حریف!

«خواب تازه حریف!»عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن می خوانید؛پرداختن به آنچه در یادداشت پیش روی آمده است را به مصلحت نمی دانستیم و بر این باور بودیم- و هنوز هم هستیم- که تیم مذاکره کننده و مسئولان محترم کشورمان هوشیارتر از آنند که ترفند تازه حریف از نگاه آنان مخفی مانده باشد. اما، این روزها از اردوگاه داخلی و از سوی یک جریان سیاسی که در سامانه دولت حضور درخور توجهی دارد زمزمه هایی به گوش می رسد که هر چند احتمال تاثیر آن در تصمیم سازی مسئولان محترم اندک است ولی به دلیل اهمیت موضوع، همین احتمال اندک و ضعیف نیز می تواند در صورت کم توجهی و غفلت دست اندرکاران برنامه هسته ای کشورمان، خطرناک و خسارت آفرین باشد. از این روی اشاره ای گذرا به ماجرای پیش روی و تازه ترین ترفند احتمالی حریف را ضروری تلقی می کنیم و پیش از آن مقدمه ای را لازم می دانیم؛

1- در فاصله کوتاهی بعد از توافق ژنو که مسئولان محترم از آن با عنوان بزرگترین دستاورد هسته ای در چالش یازده ساله اخیر!، تسلیم قدرتهای بزرگ! و... یاد می کردند و این دستاورد بزرگ! را شایسته جشن و سرور می دانستند، معلوم شد که ماهیت این توافق در یک کلام - و جان کلام- تقدیم سخاوتمندانه امتیازات نقد به حریف و دریافت وعده های نسیه است. وعده هایی که اگر چه «نسیه» بود ولی طرف مقابل حتی به همین وعده های نسیه هم تن نداد و فقط چند ساعت بعد از توافق، از پیروزی خود درتوقف برنامه هسته ای ایران خبر داد تا آنجا که تعجب آمیخته به اعتراض مسئولان تیم مذاکره کننده را نیز به دنبال داشت. ماجرا می رفت تا به نابودی کامل فعالیت هسته ای کشورمان برسد. اما، ناخدای باخدای این سفینه، بیدارتر از آن بود که حریف تصور می کرد و تیم هسته ای را با نسخه ای روشن و خالی از ابهام که حاوی خطوط قرمز غیرقابل عبور بود پای میز مذاکره فرستاد. از آن نقطه به بعد بود که آمریکا و متحدانش، راه را برای ادامه زیاده طلبی ها و باج خواهی های خود بسته دیدند چرا که ایران اسلامی کمترین عبور از خط قرمزهای ترسیم شده را نمی پذیرفت و چنین بود که مذاکرات بی نتیجه به پایان می رسید و طرفین دست خالی به کشورهای خود باز می گشتند. حریف در این حالت، سه راه پیش روی داشت.

اول- میز مذاکره را ترک کند. لازمه این گزینه، اقدامات سخت بعدی علیه جمهوری اسلامی ایران بود که آمریکا برخلاف رجزخوانی های پی در پی، توان انجام آن را نداشت. این اقدامات - به قول سخنگوی وزارت خارجه آمریکا- پشیمان کننده نهایتا در دو محور تعریف شده بود.
الف: استفاده از گزینه نظامی! دراین باره گفتنی های فراوانی همراه با شواهد و نشانه های غیرقابل تردید ارائه شده که اشاره دوباره به آن، تکرار مکررات و ملال آور است و در وجیزه پیش روی تنها به این نکته بسنده می کنیم که فقط نگاهی گذرا به شکست های پی در پی آمریکا در منطقه و در عرصه جهانی به وضوح نشان می دهد که آمریکا به نوشته مستند نیویورک تایمز در بیرون خاک خود، حتی توان دخالت نظامی در حد و اندازه یک بند انگشت هم ندارد.

ب: روی آوردن به تحریم های بیشتر. این گزینه هم نمی توانست آنگونه که آمریکا و متحدانش انتظار داشتند، موثر باشد. توضیح آن که در عرف سیاسی و در عرصه تقابل اقتصادی، «تحریم»ها فقط هنگامی به عنوان یک اهرم بازدارنده تلقی می شوند، که طرف تحریم شونده بپذیرد اگر امتیاز بدهد، تحریم ها برداشته می شوند و ایران اولا؛ تاکید کرده و طی 11 سال گذشته نشان داده است که حاضر نیست به حریف امتیازات ذلیلانه بدهد و ثانیا؛ تحریم ها فقط برای ایران دردسرساز و مشکل آفرین نبوده است بلکه کشورهای تحریم کننده نیز از آن آسیب های جدی دیده اند تا آنجا که به راحتی - و البته مخفیانه- حاضر به دور زدن تحریم ها بوده و هستند. ثالثا؛ جمهوری اسلامی ایران با مبادلات تجاری چند صد میلیارد دلاری سالانه، به آسانی قابل تحریم کردن نیست، مخصوصا آن که در دنیای امروز کشورهای دیگری هستند که برای جایگزینی با کشورهای تحریم کننده اعلام آمادگی کرده و نمونه هایی از آن نیز تحقق یافته است. رابعا؛ آمریکا و کشورهای اروپایی تحریم کننده با بحران های اقتصادی کم سابقه و در مواردی بی سابقه روبرو هستند که ادامه تحریم ها را برای آنان غیرقابل تحمل کرده و می کند و از همه با اهمیت تر آن که جمهوری اسلامی ایران با رویکرد به اقتصاد مقاومتی و تدوین بودجه سالانه با در نظر گرفتن ادامه تحریم ها، برخورداری از 15 کشور همسایه و دهها امتیاز دیگر قابلیت فراوان و ظرفیت های به کار نگرفته بسیاری برای عبور از تحریم ها دارد.

دوم- راه کار دوم؛ حفظ ظاهر خطوط قرمز ترسیم شده و خالی کردن یا تغییر محتوای آنهاست. توضیح در این خصوص به درازا می کشد و به بعد می گذاریم و تنها به این نکته اشاره می کنیم که پیشنهادهای حریف درباره حفظ ماهیت آب سنگین راکتور اراک، ظرفیت غنی سازی مطابق نیاز اعلام شده ما، لغو یکجای تحریم ها، تعطیل نشدن هیچیک از تأسیسات هسته ای، عدم ورود به حوزه نظامی و... بدون استثناء به گونه ای است که فقط ظاهر این خطوط قرمز حفظ می شود بی آن که ماهیت اصلی مورد نظر ایران اسلامی را درخود داشته باشد. خوشبختانه اخبار و گزارش های رسیده حاکی از آن است که پیشنهادات فریبکارانه حریف با مخالفت تیم مذاکره کننده کشورمان روبرو شده است و امید است این مخالفت ادامه داشته باشد.

سوم- و اما، موضوع اصلی یادداشت پیش روی که در آغاز به آن اشاره شد و اظهارات جسته و گریخته ولی صریح و جدی برخی از مقامات آمریکایی حکایت از آن دارد، عبور آمریکا از بن بست یاد شده با اتخاذ یک تصمیم غیرهسته ای است. توضیح آن که از چند ماه قبل در میان سیاست پردازان و تصمیم سازان آمریکایی این زمزمه شنیده می شود و به توهم بر این باورند که حمایت از دولت محترم با توجه به حضور شماری از غرب گرایان و نزدیکی برخی از اصحاب فتنه به آن می تواند آمریکا را به هدف اصلی خود که بیرون از چالش هسته ای تعریف شده و اساسا چالش هسته ای بهانه ای برای آن است نزدیکتر کند. از این روی- باز هم به زعم آنان- اگر دولت کنونی از مذاکرات دست خالی و بدون دستاورد قابل توجه بازگردد موقعیت و جایگاه جبهه اصلاحات- بخوانید مدعیان اصلاحات و نه همه آنها- در میان مردم با آسیب جدی روبرو می شود و این در حالی است که مدعیان اصلاحات در دوران حاکمیت خود بر دولت و مجلس - دوران اصلاحات - نشان داده اند نه فقط می توانند متحدان استراتژیک و قابل اعتمادی برای آمریکا باشند بلکه در جریان فتنه 88 از تلاش و توطئه برای براندازی نظام اسلامی نیز دریغ نکرده و با این منظور مدیریت مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس را هم پذیرفته بودند.

«جوفی جوزف» مدیر سابق منع گسترش سلاح هسته ای در شورای امنیت ملی کاخ سفید- 24 جولای 5/2014 مردادماه 93- در نشست شورای آتلانتیک با اشاره به نکته فوق از موقعیت منحصر به فرد مذاکرات کنونی یاد کرده و تاکید می کند «باید به توافقی خوب دست پیدا کنیم و اگر این توافق در چند ماه آینده، به دست نیاید و دیپلماسی شکست بخورد، ما به وضعیت پیش از نوامبر2013- یعنی دورانی که اصلاح طلبان دولت را در اختیار نداشتند - باز می گردیم!

جوفی جوزف در همان نشست اعلام می کند که «در عرصه داخلی ایران دولت کنونی برای پیشگیری از تغییر اوضاع سیاسی به نفع تندروها- بخوانید انقلابیون که البته آقای روحانی نیز برخلاف تصور آنان در همین حلقه قابل تعریف است- تغییر می کند. باید در مذاکرات پیشرفت نشان داده شود. در غیر اینصورت فعالان طرفدار دموکراسی- یعنی مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه- نسبت به آینده خود مطمئن نخواهند بود. سقوط مذاکرات کنونی قطعا به نفع تندروها خواهد بود»!

«شای فرانکلین» در روزنامه «تایمز اسرائیل» بر این نکته تاکید می کند که مذاکرات هسته ای باید برای دولت کنونی ایران دستاورد داشته باشد و آمریکا ناچار است به یک توافق دست یابد. وی می نویسد «این توافق به ایران نشان می دهد که سعادت و رفاه آنان در کاهش سطح انقلاب اسلامی و دست کشیدن از انقلابی گری است»!

«مارک فیتز پاتریک» مدیر بخش منع تکثیر و خلع سلاح هسته ای در موسسه بین المللی مطالعات راهبردی در وب سایت این موسسه می نویسد؛
تحریم های شدیدی که علیه ایران وضع شده است، شرط ضروری بود تا اکنون به این نقطه برسیم اما تحریم ها شرط کافی نبوده است. باید در هر دو طرف رهبران عملگرا وجود داشته باشند که تصمیم به سازش بگیرند. این شرط در دولت روحانی وجود دارد! و تاکید می کند که نباید این فرصت را از دست داد.

2- برخی از اصحاب فتنه نیز از داخل کشور پالس ها و پیام های مشابهی برای آمریکا می فرستند. به عنوان نمونه - و فقط یک نمونه- ارگان حزب کارگزاران به آمریکا توصیه می کند «موقعیت طلایی» به قدرت رسیدن «میانه روها» در ایران را از دست ندهد و اشتباه دوران کلینتون را تکرار نکند و می نویسد یک دهه قبل در دوران خاتمی «جرج بوش» شرایط فراهم شده ناشی از روی کار آمدن خاتمی را درک نکرد و در نتیجه در ایران با افراطی گری! و درخاورمیانه با موجی از قیام های ضدغربی مواجه شد!

3- تردیدی نیست که روحانی، شخصیتی برخاسته از انقلاب اسلامی و مانند تیم هسته ای مذاکره کننده کشورمان فرزند انقلاب است و به خوبی می داند که در مذاکرات پیش روی حاصل خون صدها هزار شهید و خون دل خوردن های ایثارگرانه مردم این مرز و بوم و ایران مقتدر را نمایندگی می کند.

و از سوی دیگر، دشمن در چالش هسته ای فقط با دولت محترم روبرو نیست، بلکه با امت بزرگ و گوش به فرمان امام خویش طرف است و از این روی در ترفند یاد شده نیز، به یقین و مانند دهها ترفند و توطئه سخت تر و پیچیده تر دیگر با ناکامی روبرو خواهد شد و البته در این میان برای آن که دندان طمع دشمن - ولو به توهم - تیز نشود، بایستی ادبیات سیاسی به کار گرفته شده از سوی رئیس جمهور محترم و تیم هسته ای کشورمان نیز با آموزه های انقلاب اسلامی و صلابت آن همخوانی بیشتری داشته باشد. مثلا؛ در حالی که آمریکا هیچ فرصتی را برای کینه توزی و ابراز دشمنی و نادیده گرفتن تعهدات خود از دست نداده است، شایسته نیست برادر عزیزمان جناب آقای دکتر ظریف اعلام کند، «اگر اوباما قول بدهد به قولش اعتماد خواهیم کرد»! و ...

جمهوری اسلامی:دفاع مقدس امروز

دفاع مقدس امروز»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن می خوانید؛در 31 شهریو 34 سال قبل رژیم بعث عراق به فرمان صدام، جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرد. این جنگ نزدیک 8 سال طول کشید و هر چند تلفات انسانی و زیان های مادی زیادی برای کشور ما داشت، اما این افتخار را برجای گذاشت که ملت ایران در سخت ترین شرایط و درحالی که هنوز نیروهای نظامی منسجم کارآزموده ای بعد از فروپاشی رژیم منحط پهلوی در اختیار نداشت و مسئولان سیاسی و اقتصادی کشور نیز تجربه چندانی در زمینه مدیریت کشور نداشتند، تصمیم به ایستادگی در برابر تهاجم دشمن گرفتند و در یک دفاع جانانه، که به درستی "دفاع مقدس" نام گرفت، توانستند تمامیت ارضی کشور را حفظ کنند و اجازه ندهند. دشمن به اهدافش برسد. آنچه جان مایه اصلی پیروزی انقلاب ایران در آن زمان بود، وحدت و اخلاص مردم و مسئولان بود.

اکنون بعد از گذشت 34 سال از آغاز این واقعه مهم و 26 سال از پایان آن، درحالی که افتخارات بزرگی از آن دوران سخت برای ملت ایران برجای مانده و نسل های آینده می توانند این افتخارات را با خطوط برجسته در تاریخ کشور خود بنویسند و تکرار و مرور کنند، توجه به این نکته نیز یک ضرورت است که ما مردم ایران همچنان در معرض تهدیدات دشمن هستیم و حتی بیش از دوران جنگ تحمیلی به "دفاع مقدس" از خود نیازمندیم.

سازمان دهندگان تهاجم نظامی رژیم بعث عراق، یعنی قدرت های استعماری و چپاولگری که پیروزی انقلاب اسلامی ایران منافع نامشروع آنها در ایران و منطقه را به خطر انداخته بود، وقتی به این نتیجه رسیدند که از طریق تهاجم نظامی نمی توانند نظام جمهوری اسلامی را ساقط کنند و ملت ایران را از پا در آورند، با طراحی های دراز مدت به تهاجم فرهنگی، تحریم های اقتصادی، فشارهای سیاسی و بمباران های تبلیغاتی متوسل شدند. ملت ایران، که با فداکاری مثال زدنی خود توانسته بود دشمنان را در عرصه نظامی ناکام نماید، در عرصه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی نیز مقاومت کرد و تا امروز که در سی و ششمین سال عمر نظام جمهوری اسلامی قرار داریم علاوه بر اینکه به راه پرافتخار انقلابی خود ادامه داد نظام جمهوری اسلامی را نیز توانمندتر و مقاوم تر نمود و کشور را به قدرت برتر منطقه در زمینه های مختلف تبدیل کرد. آن مقاومت جانانه در عرصه دفاع مقدس، به برکت رهبری امام خمینی رضوان الله تعالی علیه و اعتقاد مردم به ولایت فقیه و حضور همه جانبه در تمام صحنه ها همراه با فداکاری ها و ایثارگری های کم نظیر میسر شد. بعد از پایان جنگ و تا امروز نیز مقاومت مردم در برابر توطئه ها و تهاجم های رنگارنگ دشمن به برکت همان اعتقاد و همان حضور همه جانبه در تمام صحنه ها و فداکاری ها و ایثارگری ها بود که توانست دشمنان را ناکام نماید.

خوشبختانه امروز نظام جمهوری اسلامی قدرتمندتر از هر زمان دیگری در برابر توطئه ها ایستاده و با برخورداری از تجربیات چند ده ساله، پیشرفت های علمی و صنعتی و دفاعی و مدیرانی شایسته و کار آزموده می تواند بهتر و مؤثرتر از دوران جنگ تحمیلی با هر توطئه و تهاجمی مقابله کند. در شرایط کنونی احتمال تهاجم نظامی به ایران، منتفی یا نزدیک صفر است اما تهاجمات دیگر که خطر آنها دست کمی از تهاجم نظامی ندارد، بسیار زیاد است. بنابر این، نباید آسوده خاطر باشیم و از حالت دفاعی و هوشیاری در برابر دشمن خارج شویم.

با توانمندی ها، امکانات و تجربیاتی که امروز داریم، قطعاً قدرت مقابله با هر توطئه ای از نوع سخت افزاری و نرم افزاری را داریم البته به این شرط که وحدت و اخلاص دوران هشت ساله دفاع مقدس را هم داشته باشیم. ما نباید در این بخش با خودمان تعارف داشته باشیم و فریب رودربایستی ها را بخوریم. این واقعیت تلخ را باید بپذیریم که چرب و شیرین زندگی و قدرت اکنون زیر دندان ها جا خوش کرده و زمینه را برای اختلافات و منازعات فراهم ساخته است. اینکه هر روز عده ای برای همدیگر خط و نشان می کشند و یکدیگر را به خیانت یا ناکارآمدی متهم می کنند، به این معنی است که وحدتی که پایه اصلی پیروزی ها بود دچار خدشه شده و اخلاص که زیرساخت وحدت است نایاب گردیده است.

اگر از کسانی که طرفین این دعواها محسوب می شوند سؤال شود چه می خواهید؟ و چرا بر سر سفره انقلاب به همدیگر چنگ و دندان نشان می دهید؟ معلوم نیست هیچیک از آنها پاسخ روشنی ارائه دهند. امام خمینی بارها خطاب به مسئولان می گفتند اگر فداکاری های این مردم نبود، شما همچنان در کنج زندان ها یا کنج خانه هایتان بودید و اصولاً کاری در دستتان نبود. حالا که این مردم شما را به صحنه آورده اند و به قدرت رسانده اند، خدا را شکر کنید و قدر این مردم را بدانید و به جای دعوا و اختلاف، از فرصتی که در اختیارتان قرار گرفته برای خدمت به مردم و کشور استفاده نمائید.

همه باید بدانیم که همچنان در جنگ با دشمنان هستیم. درست است که هیچگاه ما آغازگر تهاجم نبوده ایم، ولی دشمنان ما به دلیل طمعی که به ثروت های ما دارند و به دلیل کینه ای که نسبت به آرمان های اسلامی ما دارند، همواره درحال طراحی توطئه ای علیه ما هستند. ما به آمریکائی ها و هم پیمانان اروپائی آنها نشان داده ایم که می توانیم بینی آنها و فرزند نامشروعشان رژیم صهیونیستی را در جنگ 51 روزه غزه به خاک بمالیم و به آنها نشان داده ایم که می توانیم نطفه حرام آنها داعش را در سوریه و عراق خفه کنیم. این واقعیت ها را آمریکا ودولت های اروپائی می دانند و درست به همین دلیل است که هر روز توطئه ای علیه ما طراحی می کنند. امید آنها به شکسته شدن وحدت ما و تهی شدن وجود ما از اخلاص است. بنابر این، مسئولان ما باید تمام توان خود را صرف بالا بردن اخلاص و مستحکم تر کردن پایه های وحدت نمایند. فقط اینگونه است که می توانیم مثل دوران 8 سال دفاع مقدس در برابر جنگ تحمیلی، اکنون و هر زمان دیگری در دفاع مقدس امروز نیز پیروز و سربلند باشیم.

رسالت:کفر اگر کوه باشد می شود کاه بسیج

«کفر اگر کوه باشد می شود کاه بسیج»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدکاظم انبارلویی است که در آن می خوانید؛امروز، روز آغاز دفاع مقدس و تکریم یاد امام (ره)، شهدا و جانبازان و ایثارگران و آزادگان است. انقلاب ما یک انقلاب الهی بود، سر جنگ با کسی نداشت و خود را برای یک نبرد خونین تن به تن برای گسترش مرزها آماده نکرده بود. انقلاب ما یک انقلاب وحیانی بود و همانند انقلاب انبیای الهی قبل از ورود از برج و باروها از دیوار قلب ها وارد می شد و استقرار و جایگاه منطق انقلاب در فطرت انسان ها بود. به همین دلیل بزرگ ترین تهدید برای قدرت های جهانی و قدرت های منطقه ای بود.

هیچ کس باور نمی کرد در ظهر روز 31 شهریور سال 59 از هوا، دریا و زمین میهن اسلامی ما مورد تجاوز نظامی قرار گیرد و کیلومترها در غرب و جنوب به تصرف دشمن بعثی که مستظهر به پشتیبانی آمریکا و شوروی و ده ها ارتش تابن دندان مسلح منطقه بود، در آید. همزمان با این یورش وحشیانه، جریان نفاق، کفر و الحاد در یک اتحاد شیطانی شروع کردند از پشت خنجر زدن به ملت. آنها زیر پرچم لیبرالیسم، خون ها ریختند، سرها بریدند، بدن ها قطعه قطعه کردند. انفجار خونین حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر سال 60 و شهادت شهید بهشتی سیدالشهدای انقلاب اسلامی با 72 تن از یاران با وفای امام و انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت رجایی رئیس جمهور و باهنر نخست وزیر و شهدای محراب و17 هزار نفر از مردم بی گناه ایران که جزء شهدای ترور محسوب می شوند، فضای خونین آن روزگاران را تصویر می کرد.

نگارنده از سال 60 به تبریز رفتم و افتخار سازماندهی نیروهای مذهبی و حزب اللهی ها را در استان آذربایجان شرقی در حزب جمهوری اسلامی به عهده داشتم. یک شب زمستانی سرد و استخوان سوز سال 61 در حال و هوای شعر و ادب به همراه برخی از دوستان به منزل شهریار ادب و فرهنگ ایران زمین رفتیم. کسی که با 28 هزار بیت به زبان فارسی و سه هزار بیت شعر به زبان ترکی در آسمان ادب و هنر کشور چون خورشیدی می درخشد. شهرت او همان زمان از مرزهای کشور فراتر رفته و یک شخصیت ادبی شناخته شده در ادب معاصر جهان بود. با آنکه آن روزگار، تبریز زیر تیغ ترور منافقین و ضدانقلاب بود و او هیچ محافظی نداشت و در یک خانه قدیمی زندگی می کرد، چون شیر می غرید و از امام و روحانیت و انقلاب و حزب اللهی ها دفاع می کرد. او ساده زیست بود و خانه اش بوی عطر ذکر خدا می داد، به قدری تواضع و فروتنی داشت که انسان شرمنده می شد. بنده با اشعار و مشرب فکری او آشنایی نداشتم و مایل بودم نسبت او با امام و انقلاب را بدانم. وقتی از او خواستیم از اشعارش برایمان بخواند از اینجا شروع کرد؛

شکر نعمت کن که مردم شکر نعمت می کنند

اکثریت در امور خیر همت می کنند

عالمی صالح در آمد عالمی اصلاح کرد

فاسدان دارند کم کم رفع زحمت می کنند

نوجوانانی که بودند از ره دین، منحرف

با حریم دین خود احساس حرمت می کنند

امتی اسلامی و امر ولایت با فقیه

انتخاب رهبری را نیز امت می کنند

و...

این ابیات را به گونه ای می خواند که گویی یک بیانیه سیاسی را قرائت می کند و بی پرده از مواضع خود در مورد اصل انقلاب و فلسفه سیاسی امام (ره) با استدلال دفاع می کرد.

او به شدت از حادثه هفتم تیر و هشتم شهریور سال 60 و شهدای محراب بویژه شهید قاضی طباطبایی و شهید مدنی متاثر بود و طوری احساس خود را به این شهدا بیان می کرد که گویی یک جوان ورزیده، حزب اللهی و بسیجی در کف خیابان برای نبرد با منافقین است.

شهریار به شدت از منافقین و لیبرال ها متنفر بود و هنگامی که نام شهید آیت الله مدنی امام جمعه شهید تبریز را به زبان آورد بغض گلویش را فشرد و گریست. او معتقد بود منافقین نمک نشناسی کردند که به مردم و انقلاب تیغ ترور کشیدند و با تاثر می گفت؛

از چه حق نمکی یاد کنیم که نپاشد به جگرهای کباب!

او شیفته امام (ره) و مقام معظم رهبری بود. او مومنانه معتقد بود و ابراز هم کرده بود؛

این رهبر کبیر، خمینی بت شکن

خط امان خود از امام زمان گرفت

سر پنجه ولی است کزین آستان برون

بیخ گلوی فتنه آخر زمان گرفت

و سپس از ارتباط عارفانه خود با امام، این گونه خبر می دهد؛

طفلانه رفت بر در میخانه شهریار

اما پیاله از کف پیر مغان گرفت

او خود را خط امامی می دانست و با افتخار می گفت؛

دل که خط امام دلبر اوست

تاج هر افتخار بر سر اوست

چه امامی که مومن و کافر

سر فرود داشته به محضر اوست

چرخ هر انقلاب اسلامی

از امام و امام محور اوست

او پس از فتح خرمشهر در وصف و تکریم امام گفته بود؛

تو آن سروی اگر سر بر کنی، سرها بیارایی

وگر سرور شوی آیین سرورها بیارایی

نه هر کو کاروان راند رموز رهبری داند

تو فن رهبری دانی که رهبرها بیارایی

تو بودی آفتاب مغرب آن کو در حدیث آمد

به کشورها گذر کردی و کشورها بیارایی

او واقعا شیفته مقام معظم رهبری بود. شنیدم تابستان سال 65 که آقا به تبریز رفته بود، دست مجروح آقا را به سینه فشرده بود و سخت می گریست و با دلی پر احساس گفته بود؛ "ابوالفضل مایی"!

آن هنگام، آقا رئیس جمهور بودند و شهریار در وصف او گفته بود؛

شهید زنده ما خود رئیس جمهوری است

که چون وصی رسولش بود جمال غدیر

نگاه داشت به یک دست پرچم اسلام

که خونبهای ابوالفضل می زند شمشیر

به قد اوست قبای ریاست جمهور

که خلعتی است الهی و نیستش تغییر

و باز در جای دیگر در تکریم شخصیت حضرت آیت الله خامنه ای گفته بود؛

رشکم آید که تو حیدر بابا

بوسی آن دست که خود دست خداست

در امامت به نماز جمعه

صد هزارش بخدا دست دعاست

من بیان هنرم، یک دل و بس

او عیان هنراز سر تاپاست

شهریار متولد سال 1285 هجری شمسی بود. او از خداوند 82 سال عمر پر برکت گرفت. 19 سال از عمرش در دوران قاجاریه آن هم در اوج های و هوی مشروطه گذشت. 53 سال از عمر پربرکت او در زمان پهلوی اول و دوم و همنشینی با مشاهیر ادب معاصر ایران گذشت و تنها 10 سال از آخر عمر او مصادف با انقلاب اسلامی و حوادث تاریخ ساز ایام حیات امام خمینی (ره) بود.

اشعار این دهه نشان می دهد او یک حزب اللهی داغ و بسیجی فعال بود، با آنکه توان حضور در جبهه ها نداشت اما گویی در همه عملیات ها و صحنه های نبرد حضور داشته است.

به مناسبت هفته دفاع مقدس خوب است که مدح و ستایش او از بسیجیان و تکریم سرداران بزرگ اسلام را از زبان صدق و صفای او بشنویم، زبانی که از دلی پاک و مصفا خبر می دهد؛

یا علی باز از خدا دستی به همراه بسیج

جاودان کن در جهانی این جلوه و جاه بسیج

کور دل بودند اهل کوفه و بیعت شکن

قوم سلمان است این قوم دل آگاه بسیج

لشکر اسلام شد چون سیل و توفان در خروج

کفر اگر خود کوه باشد می شود کاه بسیج

کربلا تشنه ست و بر سقای خود چشم انتظار

طلعت ماه بنی هاشم بود ماه بسیج

با شعار یا محمد، شیعه و سنی یکی است

نیست جز قرآن و حق، ذکری در افواه بسیج

سر به درگاه خدا می ساید این جهد و جهاد

شهریارا تا بسایی سر به درگاه بسیج

من نمی دانم شهریار قبل از انقلاب در دوران قاجار و پهلوی که بود و چه بود، اما شهریاری که من در زمستان سخت و سرد سال 61 در تبریز دیدم یک جوان دلیر و با نشاط انقلابی، رشید و جان بر کف برای انقلاب و امام بود.

شهریاری که من دیدم همان بود که امام در سال 42 وقتی از او پرسیدند سربازان تو کجا هستند که می خواهی با قدرتمند ترین ارتش منطقه بجنگی؟ گفته بود "سربازان من در گهواره ها هستند". لذا من سال تولد شهریار را 1285 هجری شمسی نمی دانم، او متولد 15 خرداد 42 است و آن سال ها در گهواره دلیری، ادب و هنر بود و با ظهور انقلاب اسلامی در کنار امام، با یاران انقلاب و جوانان انقلاب در همه صحنه های نبرد حق علیه باطل در داخل و نیز مرزهای جنوب و غرب کشور جنگیده بود. خداوند او را برای ثبت حماسه قهرمانان دفاع مقدس برای آن روزگاران حفظ کرده بود.

و سرانجام او در 27 شهریور سال 67 به شهادت می رسد. او بهترین و شاعرانه ترین شاهد و ناظر انقلاب جهانی ماست و شهرت جهانی او، از او بزرگ ترین شاهد انقلاب را ساخته است.

اشعار شهریار سند پاکی و زلالی انقلاب است. یکی از افتخارات بسیج این است که نام شهریار را در کنار میلیون ها ایرانی در فهرست جان بر کفان انقلاب ثبت کرده است. افتخار بسیجیان هم این است که خورشید ادب پارسی و ترکی را در میان صفوف به هم فشرده خود دارد و شانه به شانه او حماسه آفریده است. یاد او را در هفته دفاع مقدس گرامی می داریم.

قدس:سیاست مبهم ترکیه در قبال داعش

«سیاست مبهم ترکیه در قبال داعش»عنوان یادداشت روز روزنامه قدس به قلم حسن هانی زاده است که در آن می خوانید؛مخالفت ترکیه با مشارکت در ائتلاف جهانی علیه داعش از وجود یک سلسله رگه های ارتباطی میان این گروهک وبرخی دولتمردان این کشور حکایت دارد.

یکی از تحلیلگران برجسته ترک اخیراً در مقاله ای فاش کرد که دولت ترکیه در طول سه سال اخیر مجروحان داعش را در بهترین بیمارستانهای ترکیه مداوا می کند، اما عناصر داعش پس از خروج از بیمارستان به کشتار مردم بی گناه می پردازند.

این اعتراف نشان می دهد که ترکیه نقش کاملاً تخریبی در رخدادهای اخیرعراق وسوریه ایفا می کند وبه همین دلیل در جریان نشست اخیر پاریس، از امضای تعهد نامه شرکت در ائتلاف جهانی خود داری کرد.

ترکیه از ابتدای بحران سوریه، در کنار قطر وعربستان در سازماندهی داعش، جبهه النصره و ارتش موسوم به آزاد سوریه نقش داشت و عمده کمکهای لجستیکی و تسلیحاتی از ترکیه در اختیار گروهکهای تروریستی داعش وجبهه النصره قرار می گرفت.

این کمکها نوعی ارتباط ارگانیکی میان دولت ترکیه وداعش به وجود آورد که این امر به طولانی شدن بحران سوریه منجر شد.

اکنون که ائتلاف جهانی به ظاهرعلیه داعش وجبهه النصره سوریه شکل گرفته، ترکیه به علت همکاری گسترده با آنها مایل نیست دراین ائتلاف شرکت کند، زیرا ممکن است دوستی ترکیه با داعش وجبهه النصره به دشمنی تبدیل شود. ترکیه به عنوان همسایه سوریه، نگاهی کاملاً نوعثمانی واستعمارگونه به سوریه دارد، زیرا موضوع جدا سازی شهر مرزی ادلب سوریه و پیوستن آن به خاک ترکیه همواره دردستور کاردولت رجب طیب اردوغان قراردارد.

شهر ادلب سوریه درنزدیکی مرز ترکیه اکنون کاملاً در دست داعش وجبهه النصره قرار دارد و ترکیه نیز تلاش می کند تا این شهر را به استان اسکندرون اضافه کند. از سوی دیگر ترکیه چندان اطمینانی به جدی بودن ائتلاف جهان علیه داعش ندارد وبه همین جهت مایل نیست در یک ائتلاف شکننده که عاقبت آن مبهم است، شرکت کند. از طرفی، اختلاف میان ترکیه وآمریکا اکنون کاملاً پررنگ ورسانه ای شده وممکن است فضای ائتلاف را وارد مسیری پرپیچ وتاب کند و این اختلاف قطعاً روند شکل گیری یک ائتلاف قدرتمند علیه داعش را با چالشی جدی مواجه خواهد کرد و امکان شکست این گروهک رادر یک فرایند زمانی کوتاه مدت با مشکل مواجه خواهد ساخت.

در عین حال سفر اخیر رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری ترکیه به دوحه ودیدار وی با شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیرقطر نوعی بلوک بندی جدید را در منطقه به وجود آورده است.

پشتیبانی آشکار دوحه و آنکارا از اخوان المسلمین مصر موجب شده که عربستان سعودی که از دولت عبدالفتاح السیسی رئیس جمهوری مصرحمایت می کند، راه خود را از ترکیه وقطر جدا کند.

بروز اختلاف در میان مثلث تخریبی عربستان، قطر و ترکیه علیه دولت بشار اسد، به فروپاشی این مثلث تخریبی منجر شده، زیرا عربستان در سرنگونی دولت اخوان المسلمین مصر نقش داشته است.

بنا براین ائتلاف جهانی علیه داعش از هم اکنون به دلیل بروزاختلاف میان کشورهای شرکت کننده چندان محکم نیست و در سرکوب کامل داعش موفق نخواهد بود.

سیاست روز:ائتلاف های ضدتروریستی بی خاصیت

«ائتلاف های ضدتروریستی بی خاصیت»عنوان سرمقاله روزنامه سیاست روز به قلم محمد صفری است که در آن می خوانید؛پیش از آن که هر کشوری برای مبارزه با تروریست های جنایتکار داعش اقدام کند، جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با گروه های تکفیری تروریستی در سوریه به یاری دولت قانونی و مردم این کشور شتافت و با اقداماتی که انجام داد، توانست، از گسترش آن در منطقه جلوگیری کند.

در همان زمان که مردم و دولت سوریه با چنین گروه های تروریستی مبارزه می کردند، آمریکا و دیگر کشورهای غربی پشتیبانان اصلی تروریست هایی بودند، که جنایات فجیعی را علیه مردم سوریه مرتکب شده و می شوند.

آشوبی که اکنون در منطقه و کشورهای اسلامی به پا شده است، نتیجه دخالت هایی است که آمریکا برای به کرسی نشاندن خواسته های خود ایجاد کرده است.

سوریه، کشوری که در منطقه در خط مقدم مقاومت اسلامی قرار دارد، تن به خواسته های آمریکا نداد و زیرسلطه کاخ سفید نرفت. آمریکا همواره برای به کرسی نشاندن خواسته های خود، از راه های گوناگون استفاده می کند. پس از این که فشارهای سیاسی به بشار اسد کارساز نیفتاد، گزینه نظامی آن هم از سوی گروه های تکفیری - تروریستی در دستور کار آمریکا قرار گرفت، تا کشور سرکشی که به خواسته های کاخ سفید «بله قربان» نگفته است، با گزینه آشوب و فتنه در این کشور سرنگون شود. اما این اقدامات با مقاومت مردمی و ارتش این کشور و البته حمایت ها و هدایت های جمهوری اسلامی ایران خنثی شد و سوریه بحران را پشت سر گذاشته و نیروهای داعش را سرکوب کرده است و می رود تا ریشه چنین گروه های تروریستی در سوریه بخشکد.

شکست های پی درپی آمریکا و متحدان منطقه ای او در سرنگونی دولت قانونی بشار اسد، باعث شد تا یکی دیگر از کشورهایی که، می خواهد استقلال داشته باشد و زیر یوغ آمریکا نرود، درگیر گروه های تروریستی شود. عراق، کشوری که با دخالت نظامی آمریکا صدام را سرنگون کرد، توقع داشت که تمام قد در خدمت واشنگتن باشد و سیاست های آن را اجرا کند، اما روند سیاسی و اجتماعی این کشور به گونه ای رقم خورد که، عراق از دست آمریکا خارج شد. فشارهای سیاسی به دولت نوری المالکی هم کارساز نشد.

کشور پرالتهاب عراق با اقدامات تجزیه طلبانه آمریکا و انگلیس، نیازمند آرامش سیاسی در ارکان حاکمیتی بود. نوری مالکی کنار کشید تا بهانه ای دست آمریکا برای دخالت های بیشتر نباشد. گروه های تروریستی داعش هنگامی وارد عراق شدند که به خاطر فشارها و اعمال نظر آمریکایی ها بر ماندن نیروهای بعثی در بدنه ارتش عراق، خیانت آنها و همراهی با داعش، فضای حمله نظامی و تصرف شهرهای این کشور مهیا شد.

اکنون که مناطق بسیاری از عراق درگیر مبارزه با داعش است، باز هم جمهوری اسلامی ایران با حمایت ها و هدایت های خود توانست دولت و مردم عراق را در مقابل گروه های تکفیری مقاوم سازد و از نفوذ هر چه بیشتر تروریست ها در منطقه جلوگیری کند. پیشقدم بودن ایران در هر دو کشور برای مقابله با داعش و تروریست ها، سندی است که نمی توان آن را کتمان کرد و اکنون آمریکا خود را سردمدار رهبری جهان برای مقابله با گروهی می داند که ساخته و پرداخته خود او است.

واشنگتن بسیار تلاش کرده است تا ایران را هم به جمع کشورهای به اصطلاح ائتلاف مقابله با داعش وارد کند، اما جمهوری اسلامی ایران با آگاهی از نیت آمریکا از چنین اقدامی، تاکنون این دعوت دسیسه آمیز را نپذیرفته است.

آمریکایی ها با کشیدن موضوع داعش پای میز مذاکرات هسته ای قصد معامله دارند. آنها از این که هر چه می گویند و می خواهند، ایران مخالفت می کند به ستوه آمده اند و این اتفاق به پرستیژ آمریکا در جهان لطمه وارد کرده است.

آمریکایی ها عادت کرده اند که به همه دنیا زور بگویند و خواسته های خود را به هر کشوری با هر وسیله ای تحمیل کنند. ایران اسلامی مقابل این زورگویی و زیاده خواهی ایستاده و به آمریکا «نه» گفته است. این «نه» گفتن ایران به آمریکا برای کاخ سفید بسیار سنگین و غیرقابل تحمل است.

اکنون هم درباره مقابله با داعش سرگیجه سیاسی مقامات آمریکایی را فرا گرفته است به ویژه هنگامی که رهبر معظم انقلاب در زمان مرخص شدن از بیمارستان دست آمریکایی ها را رو کرد و افشا کرد که چگونه از ایران برای همراهی با آمریکا در مقابله با داعش دعوت کرده اند.
این اتفاق اگر بیفتد، آمریکا خود را پیروز این نبرد سیاسی خواهد دانست و خواهد گفت که فشارهای کاخ سفید باعث شد تا ایران وارد اتحادی شود که آمریکا بنیان آن را نهاده است. در حالی که ایران اکنون در خط مقدم مقابله با گروه های تروریستی قرار دارد.

اگر آمریکا و کشورهای وابسته به آن در منطقه هدفشان مبارزه با گروه های تکفیری است، تنها اقدامی که می تواند این گروه ها را از بین ببرد، برچیدن حمایت های مالی و تسلیحاتی است که از سوی کشورهای مرتجع و آمریکا به داعش و دیگر گروه های تروریستی می شود. اگر چنین اتفاقی بیفتد، شک نکنید و یقین داشته باشید که این گروهک ها در مدت زمان کوتاهی تارو مار خواهند شد و بساط آنها برچیده می شود و دیگر نیازی به راه اندازی کنفرانس ها و ساختن ائتلاف های الکی و بی خاصیت نخواهد بود.

وطن امروز:خودزنی در نیویورک

«خودزنی در نیویورک»عنوان سرمقاله روزنامه وطن امروز به قلم مهدی هدایتی نسب است که در آن می خوانید؛ وین 5 که تمام شد محمدجواد ظریف در حساب توئیترش نوشت: غرب از تجربه شکست مذاکرات در سال 2005 عبرت بگیرد و از «فرصت» استفاده کند. او در آستانه مذاکرات وین 6 هم پیامی ویدئویی منتشر کرد و در آن پیام هم به تجربه شکست مذاکرات در سال 2005 اشاره کرد. وین6 به نتیجه نرسید و اکنون طرفین در نیویورک به دنبال جمع بندی برای توافق جامع هستند اما آقای ظریف باز هم تلاش دارد نتیجه شکست مذاکرات در سال 2005 را به طرف مقابل یادآوری کند. او همین چند روز قبل در شورای روابط خارجی آمریکا گفت در صورت شکست مذاکرات، دیگر کسی مثل ظریف وزیر خارجه ایران نخواهد بود.

وزیر امور خارجه کابینه یازدهم، این روزها خبرساز است. او در گفت وگو با رادیو ملی آمریکا گفت از نظر او هر توافقی بهتر از عدم توافق است. ظریف در گفت وگو با NBC هم درباره فرآیند لغو تحریم ها و مخالفت کنگره با این موضوع گفت که اگر در این باره اوباما قولی بدهد، دولت روحانی این قول را خواهد پذیرفت. روحانی هم قبل از عزیمت به نیویورک آغوش خود را باز کرده است. او احتمال دیدارش با اوباما در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل را غیر ممکن ندانست و همچنین گفت قطع رابطه ایران و آمریکا همیشگی نیست. رسانه های نزدیک به دولت هم طی روزهای اخیر حجم وسیعی از اخبار و گزارشات را در تایید و توجیه و ضرورت دیدار روحانی و اوباما منتشر کرده اند.

تنها همین اخبار نشان دهنده فضای حاکم بر تصمیم گیری دولت نسبت به موضوع هسته ای و رابطه با آمریکاست. طی روزهای گذشته به نحوی رفتار شد که موضوع مذاکرات هسته ای به حاشیه رفته و موضوع «رابطه با آمریکا» به عنوان موضوع اصلی جا زده شده است و این فضایی است که در آستانه سفر رئیس جمهوری اسلامی ایران به نیویورک ایجاد شده است.

در موضوع مناسبات دیپلماتیک همواره در کنار محتوای فنی مذاکرات، پروتکل های رسمی و داخلی نسبت به رفتار دیپلماتیک نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در دنیای مدرن کوچک ترین رفتار یک دیپلمات می تواند در سطح وسیعی مورد تحلیل قرار گیرد. به همین دلیل قاعدتا رفتار رسمی دیپلماتیک نیز بسیار حساس و واجد اهمیت ویژه است. اکنون ایران و آمریکا به بهانه موضوع هسته ای و لغو تحریم ها در حال مذاکره هستند اما آیا رفتار تیم دولت ایران نسبت به آمریکایی ها منطبق با پروتکل های دیپلماتیک بوده است؟ یا به زبان ساده تر، آیا رفتار تیم مذاکره کننده ایرانی شأن و جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در دنیا حفظ کرده است؟ چرا آقای ظریف هر توافقی را بهتر از عدم توافق می داند در حالی که همتای آمریکایی او می گوید عدم توافق بهتر از توافق بد است؟ آیا این نیاز ایران به توافق را نشان نمی دهد؟ وقتی ظریف می گوید قول اوباما برای لغو تحریم ها برای او و رئیس دولت ایران حجت است؛ آیا این نشانگر یک موضع عزتمندانه است؟ وقتی رئیس دولت می گوید قطع رابطه با آمریکا همیشگی نیست؛ آیا این به معنای تمایل رئیس دولت ایران برای ایجاد رابطه با آمریکایی ها تفسیر نمی شود؟

واقعیت این است که در حوزه رفتار، دولت آقای روحانی در برهه فعلی خوب عمل نکرده است و متاسفانه این رفتار در حوزه داخلی به عنوان یک رفتار عزتمندانه تلقی نمی شود. آنچه از این رفتار استنباط می شود، نیاز این دولت به یک توافق با طرف آمریکایی است البته یک سال است که دولتی ها با همین الگو نسبت به آمریکایی ها موضع می گیرند اما عهدشکنی های مکرر آمریکا در طول این یک سال هنوز محاسبات دولت آقای روحانی در نحوه مواجهه با آمریکایی ها را تغییر نداده است. اینکه شکل و تیپ دیپلماسی دولت خوب و زیبا نیست هزینه هایی دارد اما نکته اصلی آنجاست که دولت طی یک سال اخیر از این رفتار نتیجه ای درخور نگرفته است و اصل ماجرا نیز همین است. در واقع این رفتار دولت آقای روحانی در حوزه دیپلماتیک منجر به چه تغییراتی در اهداف تعیین شده دولت شده است؟ طی ماه های اخیر منتقدان بارها این را نوشته و گفته اند که در نگاه امپریالیستی دولت آمریکا، اعلام نیاز لزوما به معنای آغاز مذاکره نیست بلکه اعلام نیاز به معنای ایجاد شرایطی برای کسب امتیازات بیشتر است.

بی توجهی دولتی ها به این واقعیت در سال گذشته قابل توجیه بود اما اکنون یک سال پس از مذاکرات هسته ای، دولتی ها براساس چه دستاوردهایی بار دیگر این الگو را ادامه می دهند و نیاز خود به توافق با آمریکا را علنی می کنند؟ به نظر می رسد این استراتژی دولت تا همین جا هم شکست خورده است. هنوز مشخص نیست طرفین در نیویورک به جمع بندی می رسند یا خیر اما آن چیزی که مسلم است، عدم مقبولیت رفتار دولت در حوزه دیپلماتیک بویژه نسبت به آمریکایی هاست.

حمایت:وصله نچسب!

«وصله نچسب!»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت به قلم حسن هانی زاده است که در آن می خوانید؛با نگاهی به رسانه های غربی به وضوح می توان خط خبری یکسانی که این روزها برای آنها تعریف شده را مشاهده کرد. خبرگزاری رویترز با اشاره به توانائی های ایران برای کمک به کشورهای غربی در مبارزه با داعش مدعی شد که تهران آماده انجام همکاری در این رابطه به شرط انعطاف بیشتر 1+5 در خصوص برنامه هسته ای است. همچنین روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز، از طرح جدید آمریکا برای متقاعد کردن ایران در زمینه برنامه هسته ای خبر داد. از سوی دیگر، آسوشیتدپرس نیز اعلام کرد که31 نفر از سناتورهای جمهوری خواه آمریکا در واکنش به اخبار منتشر شده در خصوص ارائه پیشنهاد جدید از سوی واشنگتن به ایران برای حل موضوع هسته ای، با نگارش نامه ای به شدت از این اقدام کاخ سفید انتقاد کردند. در حالی که هنوز هیچ یک از طرف های حاضر در مذاکرات ایران و 1+5 واکنشی نسبت به گزارش نیویورک تایمز و آسوشیتدپرس نشان نداده اند، برخی از اعضای کنگره مدعی هستند که این طرح از سوی "وندی شرمن" مذاکره کننده ارشد آمریکا، مطرح شده است.

با این مقدمات به نظر می رسد محور مشترک این رسانه ها، پیوند زدن برنامه هسته ای ایران با موضوع همکاری تهران با ائتلاف ضدداعش است. با مروری بر گزاره های بالا این سوال مطرح می شود که اهداف بازوهای رسانه ای غرب از پیوند زدن این دو موضوع کاملا مجزا و منفک از هم چیست؟ با توجه به بیانات صریح رهبر انقلاب در خصوص اجلاس موسوم به ائتلاف مبارزه با داعش، طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران تحت هیچ شرایطی ارزش ها و قوانین داخلی خود را قربانی منافع و مصالح زودگذر غربی ها نخواهد کرد. چرا که هدف اصلی آمریکا از این ائتلاف اساسا مبارزه با تروریسم و داعش نیست؛ بلکه چون آمریکا نتوانست در شورای امنیت سازمان ملل سوریه را تحت بند 7 منشور سازمان ملل قرار دهد و مجوز شورای امنیت را برای حمله به سوریه کسب کند و 4 بار پیش نویس قطعنامه علیه سوریه نیز توسط روسیه و چین وتو شد، حالا تلاش می کند بدون مجوز شورای امنیت و بدون موافقت دولت منتخب سوریه به این کشور لشکرکشی کند تا ضمن سرنگونی نظام سوریه، دولتی دست نشانده که بتواند منافع غرب و آمریکا را تأمین کند سر کار بیاورد. سفر اخیر کمال اللبوانی یکی از رهبران ائتلاف ملی مخالف دولت سوریه و گفتگوی وی با نتانیاهو نخست وزیر و لیبرمن وزیر خارجه و سایر مقامات نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی نشان می دهد که مخالفان دولت سوریه تلاش می کنند تا تضمین های کتبی به رژیم صهیونیستی بدهند که اگر به آنها کمک کنند که دولت سوریه را سرنگون کنند، آنها در آینده وقتی قدرت را درست بگیرند متعهد خواهند شد که منافع این رژیم را در منطقه غرب آسیا حفظ خواهند کرد.

لذا الان وضعیت آمریکا و سناریویی که آنها برای منطقه تعریف کرده اند این است که دولت سوریه را سرنگون کنند و دولتی دست نشانده ایجاد کنند و پای روسیه را در شرق دریای مدیترانه قطع کنند. چرا که روسیه بزرگترین پایگاه دریایی در طرطوس سوریه را در اختیار دارد. با این اقدام ضربه ای راهبردی به منافع روسیه در منطقه هم وارد خواهند کرد. در ادامه این سناریو قصد دارند مقاومت سوریه و سپس لبنان و فلسطین را از صحنه معادلات منطقه حذف کنند. هدف دیگر این سناریو نابودی محور مقاومت دمشق-تهران است. این سناریوی تعریف شده آمریکا برای منطقه است که به وضوح برای مقامات جمهوری اسلامی ایران مشخص و عیان است. لذا در آستانه سفر رئیس جمهور اسلامی ایران به نیویورک برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل، رسانه های غربی جریان سازی های وسیعی را کلید زده اند تا مشارکت ایران در ائتلاف علیه داعش را به برنامه هسته ای ایران ربط بدهند. در حالی که این مسئله اساسا به برنامه هسته ای ایران کاملا نامربوط است. بر اساس توافقنامه ژنو برنامه هسته ای ایران باید به پیش برود و ورود هرگونه موضوعات حاشیه ای به مذاکرات هسته ای ایران غیر قانونی و خلاف توافقات ایران و اعضای 1+5 است. یکی دیگر از اهداف این بازی های رسانه ای و تبلیغاتی وارد آوردن هجمه وسیع به تیم مذاکره کننده هسته ای ایران در نیویورک است. آنها با طرح ادعاهای اینچنینی می کوشند تا با طرح اتهاماتی بی پایه، ایران را در موضع انفعال و پاسخگویی قرار دهند و این گونه مطرح سازند که اگر ایران در ائتلاف ضد داعش مشارکت نمی کند به دلیل حمایت ایران از تروریسم است. این تاکتیک رسانه ای می خواهد حزب الله را در کنار داعش گروهکی تروریستی معرفی کند و حمایت ایران از حزب الله لبنان و به طور کلی مقاومت منطقه را حمایت از تروریسم جلوه دهد. در مقابل، وظایف و تکالیف اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای کاملا مشخص و روشن است. آنها نقشه راهی را که رهبر انقلاب ترسیم کرده را باید بدون هیچ گونه تفسیری اجرا کنند. تیم مذاکره کننده هسته ای ایران تیم هوشمندی است و باید رهنمودهای رهبر انقلاب را به عنوان بخشی از سیاستهای کلان جمهوری اسلامی در حوزه هسته ای مورد توجه قرار دهند. هیچ موضوع دیگری نباید وارد مدار بحث های ایران شود.

اگر به واقع آمریکا در پی مبارزه با داعش است می بایست از طریق شورای امنیت اقدام کند نه اینکه با دور زدن این نهاد مرجع بین المللی، در پی تحقق اهداف خود باشد. ایران تجربه بسیار گرانسنگی برای مقابله با گروهک ای تروریستی دارد. همچنین دارای ظرفیت بسیار بالای نظامی و امنیتی است، لذا هرگز نخواهد پذیرفت ابزار دست قدرت های بزرگ برای ضربه زدن به امت اسلامی قرار بگیرد. جمهوری اسلامی ایران باید با ایستادگی بر حقوق خود در عین تعامل سازنده با کشورها دیگر در حوزه هسته ای اهداف خود را پیگیری کند. با توجه به اینکه ایران اقدامات اعتمادساز را انجام داده، در حال حاضر توپ در زمین غربی ها است. نوبت آنها است که با لغو تحریم ها به اقدامات اعتمادساز ایران پاسخ سازنده دهند. در غیر این صورت جمهوری اسلامی ایران به هیچ عنوان حاضر نیست کوچکترین امتیازی به دیگران واگذار کند. به نظر می رسد با توجه به مواضع قاطع ایران در مقابل زیاده خواهی های غرب و نیز لجاجت های آمریکا در مقابل اراده ملت ایران، چشم انداز آینده مذاکرات بسیار ابهام آلود جلوه می کند.

آفرینش:نظم و انضباط؛ ضرورت تداوم جامعه

«نظم و انضباط؛ ضرورت تداوم جامعه»عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم زهرا کیان بخت است که در آن می خوانید؛مولفه های زیادی هستند که وقتی همگی در یک مجموعه، در وضعیت مطلوبی قرار می گیرند، مجموعه مزبور به عنوان یک مجموعه منظم و منضبط به دیگران معرفی می شود. وقت شناسی، احساس تعهد، داشتن برنامه کوتاه مدت و بلندمدت مشخص و حساب شده و عمل بر طبق آن، داشتن اهداف روشن و تعریف شده و... بخشی از این مولفه ها هستند. در همین ارتباط، یکی از نکاتی که در سطح جامعه، به حرکت به سمت انضباط و نظم اجتماعی کمک می کند مساله "روزآمد بودن" و برعکس، یکی از مسائلی که در نازیبایی چهره جامعه سهیم است عدم حرکت در چهارچوب زمان است.

این موضوعی است که به بی نظمی و تشتت ها در جامعه دامن می زند و چهره آن را از یک مجموعه منضبط و منظم به مجموعه ای خموده، دچار حرکت کُند و خارج از خط زمان تبدیل می کند. این "به روز نبودن" مصداق های زیادی دارد.

یکی از مصادیق آن را می توانیم بر روی بیلبوردها، بنرها، پوسترها و خلاصه همه ابزارهایی که برای اطلاع رسانی به جامعه در معرض دید عموم قرار گرفته اند مشاهده کنیم. در بسیاری از مواقع در هنگام عبور از خیابانها، اتوبانها و چهارراهها با بیلبوردها و بنرهایی مواجه می شویم که مناسبتی "تاریخ گذشته" را یادآوری می کنند. بارها اتفاق می افتد زمانی که بنری مربوط به مناسبتی خاص، در خیابانی نصب می شود تا ماهها به گونه ای غیرمتعارف، در آن مکان خودنمایی می کند. در مکانهایی مثل متروی شهری، وقتی به مطالب قرار داده شده بر دیوارها و بردها دقیق می شویم، با مطالبی روبرو می شویم که مدتها از تاریخشان گذشته و با این حال، هنوز کسی به فکر تعویض آنها نیفتاده است. در سایتهای خبری و اطلاع رسانی مربوط به نهادها و سازمانهای مختلف، موضوع "به روزرسانی" جایگاهی ندارد. این مساله حتی در سایتهای دانشگاهی که به نظر می رسد به روزرسانی و پویایی یکی از لازمه های آنها باشد نیز دیده می‎شود. خود این امر، در نگاه اول آن قدر نازیبا به نظر می آید که سایت مزبور را به عنوان فضایی که مسئول مشخصی برای به روزرسانی ندارد، معرفی می کند.

در میادین و خیابانهای سطح شهر، همواره با ساعتهایی در خواب رفته که زمان و ساعتی دیگر را نشان می دهند روبرو می شویم. همه اینها در حالی اتفاق می افتد و در حالی برای ما عادی شده است که "به روز بودن" یکی از ابتدایی ترین ویژگیهای یک جامعه، سازمان و مجموعه منظم و پویا است. اینها مواردی هستند که در همان نگاه نخست، چهره خوبی را از یک مجموعه و همین طور یک جامعه نشان نمی دهند.

چنین مصداقهایی بیش از آن که به افراد، ضرورت منظم، منضبط و دقیق بودن را گوشزد کنند، نوعی خمودگی، انفعال و سستی را منتقل می کنند و به علاوه، این سوال را نیز در ذهن برمی انگیزانند که آیا در یک جامعه، سازمان و اداره، برای به روزرسانی چنین مواردی که نوعی احترام به جامعه ی مخاطب اطلاع رسانی ها نیز هست، مسئول و مسئولانی در نظر گرفته نشده تا همواره شاهد تکرار چنین موارد نه چندان جالبی نباشیم؟

نظم و انضباط اجتماعی در یک جامعه را نمی توان در یک یا چند مصداق، محدود نمود اما برخی از مسائل هستند که مانند موارد ذکر شده، عدم رعایتشان، فاقد نظم بودن یک جامعه را خیلی سریعتر القا می کند، روشن ماندن لامپهای معابر سطح شهر و کوچه ها و اتوبانها در طول روز، بی نظمی های ترافیکی در سطح خیابانها، پیاده روهایی که به محل عبور و مرور موتور سیکلت ها تبدیل شده و احساس امنیت جانی را از عابران سلب نموده اند، تاخیر در حرکت قطارها و تعویق پروازها، معابر مملو از کاغذهای تبلیغاتی و آگهی های مختلف که از دست توزیع کنندگان به دست مردم و از دست مردم به کف پیاده روها و خیابانها منتقل می شوند؛ که از زحمت جمع آوری آنها و خستگی جاروهای رفتگران که بگذریم، پیامی که این قبیل صحنه ها انتقال می دهند پیام چندان مفیدی برای یک جامعه نخواهد بود، همین طور دیوارهای پوشیده شده با آگهی های متعدد که جز نازیباتر کردن چهره جامعه و نامنظم جلوه دادن آن، نتیجه ای از آنها عاید نمی شود و موارد بسیار دیگری که می توان در این فهرست گنجاند، نمونه هایی هستند که اصلاح آنها، بسیاری از بی نظمی ها را از چهره جامعه مان خواهد زدود.

آرمان:پرونده ملی ؛ وحدت ملی

«پرونده ملی ؛ وحدت ملی»عنوان یادداشت روز روزنامه آمان به قلم مهدی مطهرنیا است که در آن می خوانید؛در یک جامعه پیشرفته و دارای فرهنگ سیاسی بخردانه اعضای جامعه در یک تکثر تعریف شده از احترام تایید شده برخوردارند. اقلیت و اکثریت در این جامعه حق بیان دیدگاه خود در سطوح مختلف فردی ، جمعی و ملی دارا هستند. اما در بزنگاه های مهم تاریخی باید به یک وحدت عملی برسند . این بزنگاه های تاریخی یا ناشی از رویدادهای یا محصول روندها و یا ناشی از موضوعات گوناگون است که در چارچوب ملی و در قالب یک بحران خود را به نمایش می گذارد که به عبارتی پرونده های ملی خوانده می شوند.اینجا همان جایی است که تکثرها در قالب اراده ملی باید به وحدت برسند و در بزنگاه های تاریخی رسالت وحدت محورانه خود را در کالبد واحد ملی نشان دهند.

پرونده هسته ای ایران یکی از همین بزنگاه های مهم تاریخی است. تکثرها قابل احترام و مورد تایید بوده و آن را باید پاس داشت و حرمت نهاد . اما حرمت این تکثر در بزنگاه تصمیم گیری نیازمند یک اراده ملی واحد است.لذا تردید نباید در آن صورت بگیرد. اراده حکومت در تببین نرمش قهرمانانه در باب مذاکرات هسته ای مربوط به حل همین مساله است. مضاف براینکه خطوط قرمز برای تصمیم سازان و بازیگران دیپلماسی مشخص و از سوی دیگر هیچ تصمیم سازی بدون نظر تصمیم گیران نهایی توسط دیپلمات ها به امضا نخواهد رسید. همچنین هرگونه اقدام که نه یک اقدام فردی یا سازمانی که یک اقدام ملی در پرونده ملی محسوب می شود. چراکه در یک پروسه تعریف شده ، نظام سیاست گذاری واجرای سیاست های تصویبی در حوزه سیاست خارجه را در ساختار تعریف شده قدرت ایران مشخص کرده است.

پس در این بزنگاه باید به گونه ای سخن گفت که در عین تکثر انتقادات معطوف شده به برجسته سازی ضعف های سیاست های اجرایی موجب کوچکترین خدشه در اجرای سیاست ها جهت تحقق منافع ملی در پرونده های ملی چون مذاکرات هسته ای نشود. این پرونده دوره توافق و نگارش متن را پشت سر گذاشته و اکنون تصحیح متن و تصمیم گیری جهت امضای آن پیش روی نظام جمهوری اسلامی ایران و نظام های حاکم بر پایتخت های 3+3 قرار دارد.

اکنون گذر این پیچ خطرناک نیازمند یک وحدت ملی است که رسیدن به توافق در آن نیازمند تاکید بر بازی مینی ماکس است . بدین معنا که هر دو طرف از حداکثرهای موجود برای رسیدن به حداقل های مطلوب استفاده و آن را بنایی برای رسیدن به حداکثرهای مشروع کنند. بازی برد-برد بازنده نخواهد داشت ولی در همین بازی اگر طرفین به سمت شیب باخت حرکت کنند لاجرم نمی توان برای پایان آن برنده ای را متصور شد. در این شرایط است که با آخرین سرعت برای تقابل اقدام کنند مگر آنکه در این برخوردها و شاخ به شاخ شدن ها راننده ای مسیر خود را تغییر داده و از جاده رو در رویی با شتاب بسیار زیاد به سوی شانه خاکی جاده منحرف شود.

شرق:34 روز تکاور

«34 روز تکاور»عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم امیر دریادار حبیب الله سیاری . فرمانده نیروی دریایی ارتش است که در آن می خوانید؛در کشاکش تحرک دشمنان در این منطقه و آب و خاک و باوجود تندروی ها و کارهایی که می کردند، ناگهان نیروی دریایی ارتش حرکتی عظیم انجام داد. برهه هایی از آن دوران هشت سال، برهه نیروی دریایی بود، روز هنرنمایی نیروی دریایی. آن روز انصافا نیروی دریایی خوب کار کرد حالا ماجرای ناوچه پیکان را همه می دانند اما ماجرای اسکورت کشتی های نفتکش را خیلی ها نمی دانند. نیروی دریایی، ناوچه ها و کشتی های نفتکش را اسکورت کردند تا توانستند از این دریا عبور کنند. ما همه چیزمان به این نفت بند بود که می خواستند آن را قطع کنند، آنجا بود که نیروی دریایی تحرک خودش، موجودیت خودش و جوهر خودش را نشان داد.

از فرمایشات فرماندهی معظم کل قوا در دیدار با جمعی از کارکنان نداجا به مناسبت سالروز نیروی دریایی در مورخه 7/9/86
ستاره درخشنده این پیروزی ها تا نفخ صور بر تارک تاریخ نورافشانی خواهد کرد.

حضرت امام خمینی(ره)در روند تاریخ در زمره سربلندی و غرور هر ملتی، روزهای درخشانی وجود دارد که ماندگاری و جاودانی ملت در سایه این ایام شکل می گیرد. بی شک سوم خرداد در روایت تاریخ ایران یکی از آن روزهاست که خاطره این حماسه، سالیان متمادی سینه به سینه و از نسلی به نسل دیگر نقل خواهد شد و آموزگار ارزش هایی چون ایمان، غیرت و ایثار برای جوانان این مرزوبوم خواهد بود. فتح خرمشهر پیام مهمی به جهانیان بود که ملت شریف و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران آنگاه که پای دفاع از اسلام و ایران در میان باشد استوارتر از همیشه و تا آخرین قطره خون در صحنه خواهند بود.

عملیات بیت المقدس در تاریخ نظامی هشت سال دفاع مقدس به عنوان برجسته ترین عملیات پدافندی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران که تکاوران و دریادلان نیروی دریایی نیز نقش بسیار موثری در آن داشتند، ثبت شده است و امروز وقتی به گلزار شهیدان در شهرها و روستاهای کشورمان گذر و تاریخ نقش بسته بر سنگرها را مرور کنیم، شاهد هستیم که شهدای سوم خرداد 1360 الگویی از ایثار و شهادت طلبی ملت مقاوم ایران هستند که چونان سپهری پرستاره بر تارک این سرزمین می درخشند.

اگرچه دفاع در مقابل اقدامات خصمانه عراق، با زمینه سازی های دولت بعث با تعرضات و اشغال برخی نقاط مرزی مدت ها قبل از شهریور1359 آغاز شده بود، ولی دولت بعثی در تاریخ 16شهریور 59 برخلاف قرارداد1975 الجزیره به طور رسمی اعلام کرد که کلیه کشتی ها باید با افراشتن پرچم عراق از آبراه اروندرود تردد کنند که این اقدام، منجر به درگیری های دریایی نداجا و رژیم بعثی در اروندرود شد. روز 26 شهریور 1359 صدام برخلاف موازین حقوقی بین المللی طی نطقی در جلسه مجمع ملی عراق که نقش پارلمان آن کشور را داشت به صورت یک جانبه قرارداد 1975 الجزیره را لغو و تاکید کرد: «عراق دیگر حقی برای ایران در شط العرب (اروندرود) قایل نیست و حاکمیت خود را بر شط العرب (اروندرود) اعمال خواهد کرد». متعاقب این اقدامات سرانجام در روز 31شهریور 59 مصادف با 22سپتامبر1980 تهاجم وسیع و سراسری ارتش بعث عراق به سرزمین مقدس کشورمان آغاز شد. هجوم وحشیانه ای که منجر به یکی از طولانی ترین و ویرانگرترین جنگ های دنیا پس از جنگ دوم جهانی و در عین حال افتخارآمیزترین حماسه تاریخ میهن عزیزمان شد. نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نشانه هایی که از اهداف پلید دشمن در تجاوز به میهن اسلامی دریافت کرده بود.

نیروی دریایی با هواناوها و بالگردهای RH به بندر امام، آبادان، بهمنشیر و نیروهای تازه نفس، مهمات و آذوقه می رساند. هرچقدر نیرو از جنوب به آبادان منتقل می شد نیروی دریایی آنها را جمع آوری و در بندر امام پیاده می کرد. همه اینها توسط یگان های نیروی دریایی صورت می گرفت، با توجه به قابلیت هواناوها، تخلیه خانواده ها، انتقال مجروحان، رساندن آذوقه و مهمات و نیروهای تازه نفس بی وقفه توسط هواناوهای نیروی دریایی انجام می شد.

در روزهای آغازین این تهاجم وحشیانه تنها مدافعان خرمشهر که مجموعا حدود یک تیپ شامل گردان یکم تکاوران دریایی بوشهر، عناصری از منطقه سوم دریایی خرمشهر، گردان 165مکانیزه از تیپ یکم لشگر و گردان 151پیاده با استعداد، 50درصد با عناصری از گردان ژاندارمری ساحلی خسروآباد، سپاه پاسداران آبادان و خرمشهر و نیروهای مردمی با پشتیبانی یک آتش بار 175میلیمتری مستقر در جزیره آبادان بودند که با شجاعت تمام با واردآوردن ضربات مهلک بر پیکر ارتش متجاوز، نیروهای دشمن را از همان روزهای اول در محور شلمچه- نهر خین و پل نو زمینگیر کردند و پس از پیوستن گردان تکاوران پایگاه دریایی منجیل و گردان دریافران داوطلب اعزامی از پایگاه دریایی تهران و یک گروهان تفنگدار دریایی از بوشهر و رزمندگان بسیجی در سخت ترین شرایط آمادگی وپشتیبانی ناشی از محاصره زمینی جزیره آبادان در مدت 34روز با خلق زیباترین صحنه های ایثار و شهادت از حریم شهری که نیروی دریایی در آن ریشه دارد، کوچه به کوچه و خانه به خانه دفاع کردند به گونه ای که موجب شگفتی و حیرت دشمنان شد.

در تاریخ 19مهر 59 درحالی که نبرد شدیدی در جبهه خرمشهر ادامه داشت لشکر 3 زرهی عراق با عبور از رودخانه کارون در محور مارد موفق شد تا 2/5کیلومتری سه راهی آبادان پیش روی کند. دشمن قصد داشت با عبور از ایستگاه های 12 و 7 وارد جزیره آبادان شود که با مقاومت دلیرانه مدافعان شهر متشکل از یگان های تکاور دریایی و نیروهای مردمی مواجه شد و به اجبار با پیشروی به سمت شرق، جاده آبادان به ماهشهر را قطع و به منظور محاصره آبادان به طرف جنوب پیشروی کرد، دشمن پس از دسترسی به رودخانه بهمنشیر در شمال شرقی آبادان مستقر شد و در مورخه 9/8/59 با تصرف سرپل در کرانه جنوبی بهمنشیر در منطقه ذوالفقاریه قصد تکمیل محاصره آبادان را داشت که با مقاومت دلیرانه تیپ تازه نفس قوچان و گردان یکم تکاوران دریایی و نیروهای مردمی مواجه شد.

مدافعان قهرمان آبادان در این عملیات پس از انهدام نیروهای مستقر در سرپل و انهدام قطعات پل در حال احداث، تانک و نفربرهای متجاوز، ضمن پاکسازی کرانه های جنوبی رودخانه بهمنشیر، دشمن در حال عقب نشینی را تا جنوب جاده آبادان- ماهشهر و منطقه میدان تیر، تعقیب و تلفات و ضایعات سنگینی را به آنان وارد آوردند. در عملیات کوی ذوالفقاریه و نخلستان ابوعبادی تعداد 820نفر از نیروهای دشمن کشته، 130 نفر اسیر و مقادیر قابل توجهی تجهیزات مهندسی، خودرو، تانک، نفربر و سلاح های سبک وسنگین به غنیمت گرفته شد و دشمن با پذیرش شکست به شمال شرقی آبادان، عقب نشینی و مجبور به پدافند شد. این عملیات در تاریخ جنگ تحمیلی به واسطه اینکه روند تهاجمی دشمن متجاوز را به یک روند تدافعی تغییر داد، نقطه عطف مهمی در جنگ محسوب می شود.

نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران علاوه بر حضور افتخارآمیز در صحنه های عملیات دریایی و تامین منافع کشور در قلمرو دریایی، با به کارگیری یگان های زبده تکاوران و تفنگداران دریایی در دفاع از تمامیت ارضی کشور در این منطقه و به صحنه آوردن بالگردها و هواناوهای هوادریا در پشتیبانی عمومی آبادان در دوران محاصره، نقش مهمی را در دفاع از این بخش از سرزمین مقدس میهن عزیزمان ایفا کرده است. گروه های رزمی تکاوران و تفنگداران دریایی با استقرار در بخش شرقی خرمشهر، جزیره مینو، منطقه دیری فارم تا دهانه اروندرود، عملیات پدافند به صورت نقاط اتکا را تا عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر اجرا کردند و همگام با سایر رزمندگان در آزادسازی خرمشهر قهرمان که در اوایل جنگ، مظلومانه آن را ترک کرده بودند، شرکت داشتند. پس از انجام عملیات ظفرمند بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر در تداوم ماموریت های پدافندی از کرانه های شرقی اروندرود، می توان به فعالیت های زیر اشاره کرد:

1- انجام عملیات پدافند ضدموشکی با استقرار هدف های فریبنده راداری و هدف های کاذب و اجرای آتش های ضدموشک، برای مقابله با موشک های ساحل به دریای دشمن که علیه یگان های شناور و کاروان های تجاری از منطقه راس البیشه شلیک می شدند.
2- ایجاد ایستگاه های راداری و شنود در نهر قاسمیه، قُفا، شهید اولاد، نهنگ و راس البیشه.
3- انجام عملیات های نفوذی و ایذایی در سواحل غربی اروندرود به منظور شناسایی و ضربه زدن به دشمن در آن منطقه.
4- انجام نفوذ برون مرزی و انهدام سکو و دکل رادار سامانه موشک های کرم ابریشم دشمن در منطقه راس البیشه توسط تیم عملیات ویژه تکاوران دریایی.
5- اجرای آتش های سنگین و مداوم بر روی مواضع دشمن و واردآوردن تلفات و ضایعات قابل توجه به دشمن.
6- شرکت در عملیات والفجر8 و تصرف شبه جزیره فاو.
7- اجرای دو عملیات تاخت علیه سکوی البکر (عملیات تکسا1 و تکسا2) از مبدا ایستگاه های دهانه اروندرود در سال های 64 و 65.
8- انجام عملیات گشت و مراقبت در طول سواحل اروندرود.
9- عملیات مین ریزی آفندی در آبراه خورعبدا... توسط تیم عملیات ویژه تکاوران دریایی.

آینده از آن ملتی است که گذشته خود را بشناسد و از آن پند گیرد. خلاصه کلام اینکه «جلوگیری از دفن تاریخ، مستلزم توصیف تاریخ است.» فرماندهی معظم کل قوا امام خامنه ای نیز فرموده اند: «باید از حماسه های به جامانده از جنگ برای جاری کردن این روحیه در امتداد تاریخ استفاده شود.»

با آرزوی توفیقات بیش از پیش برای نظام مقدس ج.ا.ا. و رزمندگان دریادل و ولایتمدار، از خداوند متعال مسالت داریم که به یمن میلاد حضرت باقرالعلوم(ع) که جشن آزادی خرمشهر را شکوه دوچندانی بخشیده است، مدال افتخار همه ما را سربازی در رکاب فرزند زهرا حضرت ولی امر(عج) و نایب برحـقش، فـرمــاندهی مــعظم کـل قوا امام خامنه ای، قـرار دهد. انشاءالله.

قبل از آغاز تهاجم سراسری با تقویت پایگاه دریایی خرمشهر که در آن زمان منطقه سوم دریایی بود توسط یگان های عملیات ویژه تکاوران برای حراست از مرزهای آبی کشور در این منطقه، با اقدامی هوشمندانه و به موقع، عمده یگان های شناور ناوتیپ هشتم را که در بندر خرمشهر مستقر بودند و می رفت تا با آغاز تهاجم دشمن در این آبراه محبوس شوند، به خاطر به دست آوردن فضای مانوری کافی، به خارج از این آبراه ، انتقال داد و با به کارگیری آنها در عرصه های مختلف عملیاتی، برگ های زرینی را به تاریخ دفاع مقدس افزود. از آنجایی که اشغال خرمشهر به لحاظ راهبردی و تبلیغات سیاسی برای ارتش بعث از اهمیت بالایی برخوردار بود، به همین دلیل سرفرماندهی ارتش بعث با تخصیص توان رزمی بسیار بالا از نیروهای زرهی، مکانیزه و داشتن نیروهای مخصوص، رویای تصرف سه روزه خرمشهر را در سر داشت، در شروع جنگ، بحث خرمشهر و مقاومت 34روزه آن مطرح است. در آن ایام تفنگداران نیروی دریایی ارتش (ج.ا.ا.) به علت وجود پایگاهی که در ضلع جنوبی خرمشهر واقع شده بود در درگیری های 34روزه مقاومت خرمشهر حضور فعال داشتند، محور کار دفاع 34روزه خرمشهر، نیروی دریایی ارتش (ج.ا.ا. )بود. ژنرال وفیق السامرایی، رییس استخبارات رژیم بعث در بخشی از سخنان خود تحت عنوان ویرانه های دروازه شرقی اینگونه می نویسد: ما زمانی توانستیم خرمشهر را اشغال کنیم که مقاومت آخرین تفنگداران دریایی ایران را شکستیم.

راهبرد دشمن بعثی این بود که ظرف یک هفته در میدان آزادی تهران مصاحبه مطبوعاتی داشته باشد اما 34روز پشت مرزهای خرمشهر درجا زد. کسانی که در آن دوران 34روزه آنجا بودند و جنگیدند به یاد دارند که حتی یک ثانیه هم صدای رگبار و شلیک گلوله ها و توپ ها قطع نمی شد، تکاوران نیروی دریایی نقش تعیین کننده ای در مقاومت 34 روزه خرمشهر داشتند. در واقع، دشمن آنجا شکست خورد. به این معنا که وعده فتح سه روزه خرمشهر 34روز طول کشید. اما شکست بعدی در کجا بود؟ در کوی ذوالفقاریه. چه کسانی آنجا بودند، همان گردان سرهنگ کهتری معروف به امیر آبادان و ناخدا صمدی که فرمانده تکاوران دریایی بود، با مقاومت همین ها بود که دومین شکست دشمن در کوی ذوالفقاریه رخ داد. در بحث محاصره خرمشهر و آبادان راه آبی برای تردد پیش رو بود و از همین راه آبی بود که مهمات منتقل می شد و مهاجران نیز از طریق آب به آبادان تردد داشتند. در سال 1360حصر آبادان رفته رفته کامل می شد و در آستانه سقوط بود، آنجا و در آن شرایط، نیروی دریایی میدانداری می کرد.

مردم سالاری:دفاع مقدس چگونه بود

«دفاع مقدس چگونه بود»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم سیدرضا اکرمی است که در آن می خوانید؛1- سی ویک شهریور 1359 بود که هواپیماهای جنگی عراق چند شهر ایران را بمباران کردند و صدام عفلقی در منطقه غرب با پرتاب گلوله و هجوم تانک وارد سرزمین ایران شد و جنگ را به صورت رسمی آغاز نمود و می خواست ظرف یک هفته به تهران برسد و نظام جمهوری اسلامی 20 ماهه را از بین ببرد و ایران را تجزیه کند و انقلاب اسلامی ایران را در درون ناکام سازد.

2- اما م خمینی(ره) معمار انقلاب بود و موسس جمهوری اسلامی ایران و مردم در حال کار و تلاش و آبادانی کشور، ارتش در حال پاک سازی بود و فرماندهان درجه اول بازنشسته شده بودند و برخی اعدام شده و برخی هنوز جایگاه خود را نیافته بودند و گروهک های کومله و دمکرات و فدائی نیز در کردستان و ارومیه با نیروهای داخل درگیر خود مختاری و ادعای کاذب. در چنین حال و هوا، دفاع مشروع بود و دستور دفاع «اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر حج 39» انجام گرفت و دو روز بعد 140 فروند هواپیمای نیروی هوائی به خاک عراق رفتند و ضربه کاری بر متجاوز وارد ساختند و کاری کارستان نمودند.

3- این تجاوز عراق و دفاع ایران حدود هشت سال طول کشید که از نظر زمان بیش از جنگ بین الملل اول و دوم، طول کشید و از جهت حمایت از عراق 60 کشور عربی و غربی و شرقی، وارد میدان شدند و ایران اسلامی فقط، از حمایت سوریه و لیبی و کره شمالی برخوردار بود. عجب تقابل مظلومانه ای بود. ابوالحسن بنی صدر فرمانده کل قوا بود و به دفاع دوره اشکانی می اندیشید و غیور مردان به دفاع اسلامی و ایرانی، اختلافات داخلی دولت و رئیس جمهور «بنی صدر و رجایی» مزید بر همه حوادث ترورها و انفجارهای منافقین را با خود داشت. در نهایت ابوالحسن بنی صدر عزل شد و پس از مدتی آیت الله خامنه ای رئیس جمهور شد و میرحسین موسوی نخست وزیر و کم کم اتحاد در داخل کشور نظم و نظام گرفت و فرماندهی قوا در جایگاه رهبری ماندگار شد و جنگ و دفاع مساله اصلی شد.

حصر آبادان شکسته شد و هجوم معکوس ایران آغاز و عملیات «فتح المبین و بیت المقدس» آزادی خرمشهر را در سال 61 به وجود آورد و ناکامی صدام در رسیدن یک هفته ای به تهران و تجزیه ایران و ناکامی انقلاب در داخل، رقم خورد و ثبات و استقرار انقلاب و اعتماد مردم به مدافعان را با خود داشت و ایران اسلامی در هشت سال فولاد آب دیده شد و نیروهای مسلح جایگاه واقعی خود را یافتند.

4- دشمن اصلی و حامی، ناجوانمردی و رذالت را به کمال رساندند که در گزارشی اعلام شد که دولت فرانسه به صدام پیشنهاد به کارگیری «بمب اتم» را داده بود، تا به خیال خود حادثه «هیروشیما» و ناکازاکی آمریکا در ژاپن را تکرار نمایند، هواپیمای مسافری ایرباس را در خلیج فارس، آمریکا زد و شیمیایی سردشت ایران و حلبچه را اجرا کردند و در چنین شرایطی قطعنامه 598 مطرح شد و امام خمینی رحمت الله علیه چون «جام زهر» آن را پذیرفت و جنگ 8 ساله خاتمه یافت. اسرا مبادله شدند و قرارداد 1975 ایران و عراق دوباره پذیرفته شد و صدام به کویت حمله کرد و آن را تصرف نمود و آمریکا به عراق حمله کرد و صدام اعدام شد و آمریکا در منطقه وارد شد و پایگاه گرفت و هزار بدبختی برای مزدوران خود تدارک دید.

5- پس از پایان جنگ تحمیلی در سال 1367، هفته دفاع مقدس در تقویم وارد شد که اکنون 34 سال از شروع جنگ می گذرد و 26 سال از پایان آن، فرصتی است که در این حادثه، عبوری بر اوراق دفاع مقدس بنماییم و از 200 هزار شهید و بیش از پانصد هزار جانباز و 50 هزار اسیر، یادی نماییم و خسارت هزار میلیارد دلاری تجاوز صدام را یادآور شویم که هنوز خسارت 5 استان در حال جنگ جبران نشده است.

6- برگ های زرین دفاع مقدس عبارتند از رهبری و فرماندهی کل قوا، حضرت روح الله الموسوی الخمینی رحمت الله علیه که با حوصله و درایت، همه امور دفاع را تحت نظر داشت و به شایستگی آن را فرماندهی کرد. بکارگیری همه نیروهای مسلح«ارتش، سپاه، بسیج، نیروی انتظامی» و حامیان و یاران دیگر چون«جهاد سازندگی، تیم پزشکی و پرستار، هلال احمر، بنیاد شهید» و مراقبت از خانواده های شهیدان و اسیران و جانبازان و جنگ را مساله اصلی کشور دانستن و بودجه دفاعی کشور توسط دولت، مقدم بر موارد دیگر شدن، حضور امامان جمعه و جماعت و طلاب جوان و فرماندهی تبلیغات جبهه و جنگ را عهده دار شدن، که نقش بایسته از جهت مردمی شدن دفاع و معنوی شدن جبهه ها را داشت و النهایه حمایت مردم در پشت جبهه ها و استقبال از شهیدان و بدرقه رزمندگان مردمی، گوشه ای از این کارنامه است.

ابتکار:درسی از توافق سیاسی افغان ها

«درسی از توافق سیاسی افغان ها»عنوان سرمقاله روزنامه ابتکار به قلم مهدی روزبهانی است که در آن می خوانید؛سال ها پیش هنگامی که از یک مهاجر افغان پرسیدم که چرا در کشورت نماندی در جواب گفت: کشوری که سال ها درگیر جنگ بوده و فاقد ساختار است؛ جای پیشرفت ندارد. اما افغان ها دیروز عزم جدیدی از خود برای ورود به یک زندگی پیشرفته سیاسی را به نمایش گذاشتند. دو رقیب سر سخت انتخاباتی که هر کدام تشکیلات و طرفدارانی بعضا متعصب دارند از آنچه که در این کشور بن بست می نمود گذر کردند و یک فصل تازه سیاسی برای افغانستان به ارمغان آوردند. دیروز محمد اشرف غنی احمدزی و عبدالله عبدالله یک توافق نامه سیاسی را با یکدیگر امضا کردند و به این ترتیب بر اساس یک توافق، ساختار جدیدی در قدرت مرکزی افغانستان تعریف کردند. این ایجاد ساختار جدید برای کشوری که با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند از چند بعد قابل بررسی است.

باید گفت که یکی از مشکلات اساسی افغانستان وجود گروه هایی با تفکرات افراطی است که پیش از هرچیز به خودبرتر بینی معتقدند و تنها فرضیات خود را سالم و صحیح می دانند و بر این مبنا، اصل احترام به تفکرات دیگران را به راحتی نادیده می گیرند و درصدد حذف آنها بر می آیند. البته بطور کلی می توان گفت که این نوع نگرش مختص افغانستان نیست ودر کشورهای توسعه نیافته نهادینه شده است. از این رو وقتی که نامزدهای ریاست جمهوری این کشور در جریان انتخابات در مقابل هم صف آرایی کردند بیم آن می رفت که تفکر حذف در جریان های افراطی به کار افتد و امید پیشرفت سیاسی این کشور را تبدیل به سیاهی کند. وضع زمانی بدتر شد که موضوع تقلب از سوی نامزد اصلاح طلب مطرح گردید و مذاکرات برای حل بحران به کف خیابان ها کشیده شد.

بنابراین نظر به وجود عادت نپذیرفتن منافع طرفهای درگیر در کشوری توسعه نیافته مانند افغانستان، این حرکت (توافق برای تقسیم قدرت) یک حرکت مهم به شمار می رود.اما ممکن است عده ای این توافق را یک حرکت محافظه کارانه و چشم پوشی از حق تلقی کنند در حالی که روی دیگر سکه را باید دید،که اگر که این توافق اتفاق نمی افتاد بر سر جریان مغلوب چه می آمد؟ و آیا ممکن نبود که ساختار سیاسی افغانستان که هنوز به درستی متناسب با شرایط خاص خود تکامل نیافته بکلی از هم پاشیده شود؟ درواقع آن روی سکه این است که هنگامی یکی از رقبا قدرت را تماما در اختیارمی گرفت به احتمال زیاد طرف مقابل به عنوان رهبر معترضان دارای موقعیتی خاص می شد طرفدارانش که برای خود حقی در تعیین سرنوشت افغانستان قائل بودند به خیابان می آمدند وجان می دادند.

یعنی اتفاقی که در روزهای اولیه پس از دور دوم انتخابات ریاست جمهوری بین طرفداران عبدالله عبدالله و احمدزی رخ داد؛ ادامه پیدا می کرد. اما همه این ها روزگذشته با یک توافق برای احترام به حقوق طرف مقابل به عنوان بخش وسیعی از کشورافغانستان از چرخه اتفاقات احتمالی خارج شد. برعکس دیروز افغان ها دست به ابتکار زدند(هرچند که در این تصمیم گیری و توافق حاصل شده نهادها و کشورهای دیگر هم نقش مهمی را ایفا کردند اما تصمیم نهایی را افغان ها گرفتند) و با تعریف ساختار جدیدی در قدرت مرکزی افغانستان ابتدا تفکر حذف رقیب را کنار گذاشتند و بعد برای منافع گروه های مختلف جایگاه تعیین کردند.

جایگاهی که می توانست زیرزمینی و معترضانه باشد حالا ساختاریافته و قانونمند شده است. با امضای این موافقتنامه، عبدالله عبدالله اکنون می پذیرد که اشرف غنی احمدزی، رئیس جمهوری افغانستان باشد و او می تواند رئیس شورای اجرایی را که احتمالا صلاحیت های یک نخست وزیر را دارد، معرفی کند.

براساس توافقنامه امضا شده رئیس اجرایی از صلاحیت های قابل توجهی برخوردار خواهد بود. در این توافقنامه آمده است که شورای وزیران به وجود خواهد آمد و ریاست آن را رئیس اجرایی به عهده خواهد داشت. معاونان رئیس اجرایی نیز عضو شورای وزیران خواهند بود.در توافقنامه به تقسیم برابر مقام های کلیدی دولت میان دو تیم نیز اذعان شده است.هرچند که ممکن است این ساختار جدید چند صباحی بعد پایدار نماند اما بیش از همه این تلاش افغان ها برای ایجاد ساختار اختصاصی خود در مواجه با مشکلات سیاسی است که به جای خفقان و انسداد سیاسی برای نسلهای بعد به میراث می ماند.

بنابراین آنچه که افغان ها با تصمیم خود به دیگران درس دادند نه ساختار جدیدشان بلکه تفکر آن ها برای احترام قائل شدن برای سایر جریان های سیاسی است. تلاش آن ها برای کشف راه حلی است که به جای اینکه یک طیف را تماما به منافع برساند و دیگری را تماما محروم کند؛ منافع عموم را در نظربگیرد و به ادامه حیات سیاسی همه بیندیشد.

دنیای اقتصاد:تک تیراندازی در نظام برنامه ریزی

«تک تیراندازی در نظام برنامه ریزی»عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم علی فرحبخش است که در آن می خوانید؛سیاست گذاران در یک نظام برنامه ریزی باید همچون تک تیراندازانی باشند که در حداقل زمان ممکن، مهم ترین اهداف را شناسایی کرده و تلاش کنند با کمترین خطا مرکز سیبل را نشانه گیری کنند. اهداف نظام های برنامه ریزی در حکومت های دموکراتیک محصول برنامه های اقتصادی احزاب سیاسی است که پس از وزن کشی در انتخابات توانسته اند مشروعیت را برای خود کسب کنند. در نظام های برنامه ریزی متمرکز که همچنان نمونه هایی از آن به چشم می خورند، این وظیفه به ساختار تک حزبی محول می شود تا همچون حزب کمونیست چین برنامه های خود را به صورت دستوری از بالا به پایین به مرحله اجرا گذاشته و به صورت مستمر بر نحوه اجرای آن نظارت کنند. 10 برنامه توسعه تدوین شده در کشور چه در سال های قبل از انقلاب و چه در سال های پس از انقلاب فاقد هر دو ویژگی بوده اند.

از یکسو به علت نهادینه نشدن احزاب در کشور، ارتباط مستمر و مشخصی بین برنامه های توسعه و برنامه های اقتصادی احزاب به چشم نمی خورد و از سوی دیگر سازمان های متولی برنامه ریزی در کشور از اقتدار لازم برای اجرا و همچنین نظارت بر برنامه های پیشنهادی برخوردار نبوده اند. ترکیب این دو ویژگی باعث شده است که در 5 برنامه توسعه پیش از انقلاب و همچنین 5 برنامه تدوین شده پس از انقلاب به جز موارد خاص و استثنایی، برنامه های توسعه در دسترسی به اهداف خود با کمترین توفیق ممکن همراه باشند. اکنون که تدوین برنامه ششم توسعه در دستور کار دولت قرار گرفته لزوم آسیب شناسی برنامه های قبلی بیش از پیش به چشم می خورد و در صورت توجه نکردن به مشکلات پیشین بیم آن می رود که برنامه های توسعه با همان دشواری های برنامه های پیشین روبه رو شوتد.
هر نظام برنامه ریزی باید بتواند به سه سوال اساسی پاسخ دهد:

1- افق زمانی نظام برنامه ریزی چگونه باید تعیین شود؟

2- در بین اهداف مختلف و گاه متضاد کدام اهداف از اولویت بیشتری برخوردار بوده و سیاست گذار باید آن را در مگسک نشانه گیری خود قرار دهد؟

3- سرعت و توالی سیاست ها در رسیدن به اهداف مورد نظر چگونه است؟ در واقع در تدوین استراتژی اصلاحات علاوه بر آنکه باید به این سوال پاسخ دهیم که چه سیاستی باید به اجرا برسد، باید به مجموعه سوالاتی پاسخ داد که این سیاست ها در چه زمانی باید اجرا شود، چه سیاست هایی باید به عنوان برنامه مکمل مورد توجه قرار گیرد، پیش از سیاست گذاری مورد نظر چه برنامه های دیگری باید به انجام رسیده باشد و از همه مهم تر برنامه مورد نظر برای دسترسی به اهداف از پیش تعیین شده باید با چه سرعتی تعقیب شود؟ این مسائل اکنون به اختلاف نظرهای گسترده ای نه فقط در بین افراد آکادمیک؛ بلکه در حوزه سیاست گذاران اجرایی مبدل شده است.

این سه معیار می توانند الگوی مناسبی را برای ارزیابی 10 برنامه توسعه قبلی و همچنین بسته خروج از رکود فعلی ارائه کنند.
در پاسخ به سوال اول باید متذکر شد که اکنون نسل برنامه های بلندمدت توسعه حتی در کشورهای کمتر توسعه یافته منسوخ شده است و دیگر کمتر نشانی از این برنامه ها در نظام های برنامه ریزی به چشم می خورد. بنا بر یک قول مشهور در بین مدل سازان اقتصادی، واریانس ها شکل شیپوری دارند و به همین دلیل هرچه از زمان حال فاصله بگیریم امکان بروز خطا در پیش بینی بیشتر می شود. این مساله بالاخص در ایران که با مسائل غیر مترقبه فراوانی در حوزه سیاسی و اقتصادی روبه رو است، مضاعف می شود. به همین دلیل نظام های برنامه ریزی باید از جنس کوتاه مدت (بین یک تا دو سال ) انتخاب شوند که هم خطای پیش بینی در آنها به حداقل خود برسد و هم همچون موشک های کروز امکان دریافت اطلاعات محیطی و تصحیح مسیر فراهم شود. به نظر می رسد برنامه های بلندمدت توسعه فاقد این ویژگی اساسی بوده اند، در حالی که افق برنامه ریزی در بسته خروج از رکود تا حد زیادی رعایت شده است.

در پاسخ به سوال دوم درخصوص تعیین اهداف مشخص ومحدود و از همه مهم تر سازگار با یکدیگر برنامه های بلندمدت توسعه به شدت دارای ناسازگاری درونی است. از یکسو اهداف بسیار متفاوتی در حوزه های مختلف در این برنامه ها تعریف شده، بدون آنکه مشخص شود کدام یک از این اهداف بر دیگری اولویت دارد یا در صورت تناقض بین اهداف، کدام یک را باید قربانی دیگری کرد. این امر باعث شده است که هر مقام اجرایی از ظن خود به یکی از این اهداف تمسک جوید و سپس در مقام نظارت نیز مشکلات بزرگی در ارزیابی برنامه ها حاصل شود. در برنامه خروج غیر تورمی از رکود به نظر می رسد این امر تا حد زیادی رعایت شده و سیاست گذار توانسته تا حد زیادی خود را بر اهداف مهم متمرکز کند.

در پاسخ به سوال سوم، برنامه های توسعه به طور عام و بسته خروج از رکود به طور خاص، عمدتا توجه خود را به اهدافی در حوزه سیاست های پولی، مالی، مالیاتی و ... معطوف کرده اند، بدون آنکه دقیقا مشخص کنند، چه سیاستی دقیقا در چه زمانی و با چه سرعتی باید به انجام برسد یا همراه سیاست موردنظر چه سیاست های دیگری به عنوان مکمل یا پیش نیاز سیاست فوق الذکر باید به انجام برسد. هم چنان که برای هر پروژه فنی یا ساختمانی یک «گانت چارت» ارائه می شود که ترتیبات اجرای فازهای مختلف پروژه را مشخص کرده و زمان آغاز و پایان هر فاز را برای نظارت های بعدی معلوم می سازد، اصلاحات اقتصادی نیز نیازمند یک «گانت چارت» است تا مشخص کند یک سیاست گذار کدام بخش ها را در اولویت قرار داده و برای رسیدن به هدف فوق الذکر چه مسیری را با چه سرعتی انتخاب کند.

به هر حال تدوین نظام برنامه ریزی بیش از همه نیازمند تدوین الزامات لازم در نقطه صفر برنامه ریزی است، تا از طریق آن بتوان به قواعدی مشخص برای تدوین برنامه دست یافت. بدون تدوین این چارچوب مشخص، برنامه های توسعه تبدیل به لیستی از آرزوها می شوند که پس از مدتی دررسیدن به خواسته های خود ناکام می مانند.

خواندنی ها و دیدنی های بیشتر
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پرطرفدارترین ها