کد خبر : ۳۷۹۸۱
تاریخ انتشار : ۳۰ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۴:۰۶
«لذت متن (سرخوشی متن) اما همچون یک نابود سازی ناگهانی ارزش جنگی است، ریزش آنی یال و کوپال نویسنده...»

به گزارش ایران اکونومیست, «لذت متن» نوشته رولان بارت با ترجمه پیام یزدانجو از آن دست کتاب​های جمع و جور آموزشی و تقریبا خوشخوان است که نشر مرکز منتشر کرده و تاکنون بارها تجدید چاپ شده است.

رولان بارت در کتاب لذت متن، تمایزی میان متن لذت‌بخش و متن سرخوشی بخش به‌وجود می‌آورد. متن لذت‌بخش گونه‌ای از متن است که با انتظارات خواننده و سنت‌های فرهنگی نهادی شده مطابقت دارد. از سوی دیگر متن سرخوشی بخش، انتظارات خواننده را تسهیل نمی‌کند و انگاره‌های روان‌شناختی، فرهنگی و تاریخی وی را بر هم می‌زند و موجب بروز بحران در رابطه‌ی او با زبان می‌شود. بنابراین متن سرخوشی‌بخش، با ادبیات عامه‌پسند که جامعه و فرهنگ خواهان آن است، مطابقت ندارد.

در مقدمه کتاب می​خوانیم: «رولان بارت یکی از شکوفاترین استعدادهای ادبی و چهره برجسته ای در جمع منتقدان فرهنگی معاصر است. بارت در دامنه چشمگیری از عرصه های ادبیات، فلسفه، و هنر پژوهش کرده، و آثارش در پیدایش بسیاری از مفاهیم بنیادین اندیشه امروز نقشی سرنوشت ساز ایفا کرده اند. «لذت متن» کتابی گزین گویانه و قطعه پردازانه است که اوج و عصاره تاملات بارت در باب ادبیات و نظریه ادبی به شمار می رود. این کتاب، که اکنون به صورت متن کلاسیکی در مطالعات ادبی در آمده، بیش از آن که متنی منتقدانه باشد نوشتاری خلاقانه است که خواننده را به کسب «لذت» و کشف «سرخوشی» فرا می خواند.»

 

در بخش​هایی از این کتاب می​خوانیم:

- متنی به من عرضه می‌شود. این متن مرا ملول می‌کند. می‌شود گفت که حرافی می‌کند. حرافیِ متن صرفا کف زبان است که بر اثر نیاز ساده نوشتن پدید می‌آید.

- اشتیاق شدید ما به دانستن وادارمان می‌کند که برخی بندها را جا انداخته یا با شتاب از آن‌ها بگذریم (چون پیش بینی می‌کنیم که «ملال آور» خواهند بود) تا هرچه سریع‌تر به بخش‌های پرکشش ماجرا برسیم (آن‌ها که همیشه بخش بندی کننده‌ی ماجرای‌اند: حل معما، کشف سرنوشت، هرچه هم دیریاب باشد مهم نیست): ما جسورانه از توصیف‌ها، توضیح‌ها، تحلیل‌ها و گفت‌و‌گوها چشم می‌پوشیم (کسی شاهد رفتار ما نیست)؛ و این سان، به تماشاگری در یک باشگاه شبانه شبیه می‌شویم که روی صحنه می‌پرد و عریان نمایی رقاصه را تسریع می‌کند، لباس‌های او را می‌کند، اما با همان نظم، که این یعنی؛ بخش‌های متوالی یک آئین را از وسواس رعایت کردن و از سویی شتاب بخشیدن (همچون کشیشی که مناجات‌اش را می‌خورد).

- جامعه دوست داران متن: اعضای این جامعه هیچ وجه اشتراکی با هم ندارند (چون وجود هیچ گونه توافقی بر سر متون لذت بخش لازم نیست)، آن‌ها تنها دشمنان مشترکی دارند: همه ابلهان، از هرگونه که باشند، آن‌ها که به سلب حق متن و سلب لذت آن حکم می‌دهند، به اتکای همسان گرایی فرهنگی یا به اتکای عقل‌گرایی سازش ناپذیر.

- باتای می‌گفت: «من می‌نویسم تا دیوانه نشوم.»

- هیچ چیز نمی‌تواند تضمین کند که این متن در آینده نیز برای ما لذت بخش باشد؛ این لذتی ناپایدار و بسته به حال و هوا، عادت و موقعیت است.

- آیا تا به حال کسی پروست، بالزاک، جنگ و صلح، را واژه به واژه خوانده است؟ آنچه من از خواندن اش در روایتی محظوظ می شوم سایش هایی است که من در سطح صاف پدید می آورم، به این ترتیب دو سامان خوانش پدید می آید: یکی بازی زبان را نادیده می انگارد خوانش دیگر از هیچ چیز نمی گذرد، پیشگیر لایه به لایه معنازایی است این خوانش دوم کوشاست و به کار متن مدرن که همان متن غایی است می آید. متن لذت بخش متنی است که از دل فرهنگ می آید و گسستی از آن ندارد متن سرخوشی بخش متنی است که رابطه فرد را با زبان به بحران می کشد و او را تا حد نوعی ملال می رساند.

- با اتکا به روان کاوی می توان به شکلی غیر مستقیم متن لذت بخش و متن سرخوشی بخش را در مقابل با هم قرار داد، لذت گفتنی است، سرخوشی گفتنی نیست، سرخوشی ممنوع است در بین گفته می شود و برای سخنگو قدغن است و به تعبیر دیگر جز در فاصه بین سطرها نمی تواند به سخن درآید و در این بین نقادی با متون لذت بخش سر و کار دارد.

- نظام های ایدئولوژیک همچون داستان های بلنداند. داستان، آن حدی از انسجام زبانی است که در آن جا زمان به طرزی استثنایی توأم یافته، هر داستان برای کسب استیلای می جنگد و اگر قدرت را به دست داشته باشد به همسازه به امری طبیعی بدل می شود، زبان واره ها(داستان ها) با هم درگیر می شوند می ستیزند و به این ترتیب زبان ها همواره به منطقه ای تعلق دارند که یک آورده است، همان گونه که نیچه زبان را عرصه تعارض گسترده و مستمر پارانویاها می دانست.

- لذت متن (سرخوشی متن) اما همچون یک نابود سازی ناگهانی ارزش جنگی است، ریزش آنی یال و کوپال نویسنده. هستند کسانی که خواهان متنی بی سایه و فارغ از ایدئولوژی مسلط اند اما چنین خواستنی به معنی خواستن متنی بدون باروری است. بدون زایندگی، متن سترون خواهد بود درست مانند اسطوره زن بی سایه».

- همیشه برای مان از میل سخن می گویند و نه از لذت، میل از اهمیت روش شناختی برخوردار است و لذت چنین نیست.

- نکته حائز اهمیت یکنواخت کردن عرصه لذت است. و از بین بردن تقابل کاذب حیات ملی و حیات فکری، لذت متن همین است: دادخواستی علیه جداسازی متن،... زیرا آنچه متن می گوید، به یمن ویژگی نام اش، حضور مستدام لذت، همان نا مکان سرخوشی است.

- متن سرخوشی بخش اغلب اختلاف را به نمایش می گذارد و این فقط سرشت فرازبانی همه تحقیاقت نهادینه شده نیست که نوشتن" لذت متنی" را مانع می شود این نیز هست که ما امروزه قادر به تصور یک علم راستین صیرورت نیستیم، ما از آن رو علم نگریم که ظرافت نداریم. با این حال، جایگاه لذت در یک «نظریه متن» روشن نیست، روزی خواهد آمد که احساس کنیم باید اندکی تسامح و تساهل را به این نظریه را، داد. لذت یک فاصله گیری است که بدون آن نظریه متن به دام یک نظام متمرکز، یک فسلفه معنا می افتد با این حال لذت چیزی خنثی است. این است لذت متن، ارزش در افتاده به ساحت پرجلال دال.

این کتاب که تاکنون هفت بار تجدید چاپ شده با قیمت 4هزار تومان منتشرشده است. از رولان بارت دو کتاب دیگر «سخن عشق» و «رولان بارت نوشته رولان بارت» با ترجمه یزدانجو در همین انتشارات روانه بازار نشر شده است.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار