کد خبر : ۳۶۶۰۴۹
تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۸
ایران اکونومیست-در آستانه آغاز تصویربرداری فصل چهار سریال «بچه مهندس» تغییراتی در ساختار این سریال ایجاد شده است که همین واکنش های بسیاری از مخاطبان را به همراه داشته است.

چند سالی است که مدیران و سازندگان سریال های تلویزیونی در صدد این برآمدند تا سریال هایی دنباله دار روانه آنتن تلویزیون کنند. این موضوع به نوبه خود می تواند الگوسازی خوبی برای کارگردان ها و البته سریال های دیگر باشد اما نکته اینجا است که آیا همانطور که این الگو از سبک ساخت سریال های خارجی تبعیت می کند، در تمامی زیر شاخه ها نیز مثل آنها پیش می رود؟

** بچه مهندس و تغییر کارگردان!

تا به حال سه فصل از سریال بچه مهندس به روی آنتن رفته و این روزها که همزمان با نگارش، قرار است تصویربرداری سریال در فصل چهار نیز کلید بخورد، تغییراتی محسوس در ساختار کلی سریال دیده می شود. اول اینکه بر اساس تغییراتی که مخاطب از فصل یک، دو و سه شاهد بود، فصل یک به دوران کودکی، دو نوجوانی و سه جوانی این شخصیت پرداخت و شاید اساسا ادامه دادن چنین سریالی آنهم زمانی که کاراکتر آن از یک کودک پرورشگاهی به عاقبت به خیری رسیده بود، ضرورتی نداشت.

در وهله بعدی هیچ گاه در بین سریال های دنباله داری که در تلویزیون به پخش رسیدند، نظیر پایتخت، نون خ، ستایش، دردسرهای عظیم، هوش سیاه، زیر آسمان شهر و ... تغییر کارگردان از یک فصلی به فصل دیگر مشاهده نشده است. شاید در میانه تصویربرداری یک سریال، کارگردانی عدم تمایل خود را از ساخت ادامه بنا به دلایلی اعلام کرده بود اما تا به حال در بین سریال های اینچنینی تغییر کارگردان دیده نشده بود.

** پایتخت و تغییر نویسنده

یکی از سریال هایی که در این دسته بندی قرار دارد سریال پایتخت است که تا فصل ۵ از حضور یک نویسنده ثابت بهره می برد و بنا به درگذشت خشایار الوند، گروه نویسنده دیگری را انتخاب کردند که تا به حال هیچ تجربه تلویزیونی نداشت و اتفاقا باعث شد این سریال در فصل ۶ با حواشی بسیاری مواجه شود. همچنین حذف کاراکتر بابا پنجعلی نیز یکی از مواردی بود که در فصل ۶ رقم خورد. این شخصیت علیرغم حضور نه چندان زیادش در قالب داستان، اما روحی تازه به کار تزریق می کرد.

 

** «ستایش» و حذف شخصیت «رامسین کبریتی»!

ستایش، اولین سریال دنباله دار سعید سلطانی بود، سریالی که زندگی یک زن را از ازدواج تا میانسالی اش روایت می کرد. زندگی ای که دستخوش فراز و فرودهای بسیاری شد و در هر برهه از زمان روی دیگری از خود را به شخصیت اصلی داستان که «ستایش» باشد نشان داد. اما در فصل سه این سریال شخصیت صابر (رامسین کبریتی) از داستان حذف شد آنهم به دلیل حضور بازیگرش در شبکه جم!

 

** واکنش های مخاطبین درباره حذف برخی بازیگران

این سریال از همان فصل نخست در کنار نشان دادن فراز و فرودهای زندگی کودکی پرورشگاهی به نام جواد جوادی، به نمایش رفاقت بین او و دیگران نیز می پرداخت. در اصل دوستی بین جواد و رسول در همان کودکی و ادامه دار بودن آن در نوجوانی یکی از دست مایه های اصلی داستان این سریال در دو فصل ابتدایی بود. یا حتی علاقه ای که بین جواد و مژگان بوجود آمده بود درونمایه ای از رفاقت بین شخصیت اصلی داستان داشت.

در فصل سه اما، این رفاقت به اوج خود نزدیک شد، جواد در همان صف ثبت نام دانشگاه با فردی به نام مسعود آشنا شد که بعدها او در دسته بندی صمیمی ترین دوستانش قرار گرفت، یا قاسم که اهل مشهد بود و برای تحصیل به تهران آمده بود. جواد و دوستانش سه ضلع یک مثلث را تشکیل می دادند، هر جا می رفتند با هم و همراه هم بودند، این ماجرا ‌در کار و زندگی شخصی شان وجود داشت و حتی اتاقشان در خوابگاه، خانه ای که می خواستند اجاره کنند یا ساخت کواد کوپتر را نیز با همدیگر به ثمر رساندند.

اما حالا و در آستانه شروع تصویربرداری فصل چهار خبری از حضور برخی بازیگران از جمله دوست های صمیمی جوادی نیست. طبق شنیده ها قاسم و مسعود از داستان این سریال در فصل چهار حذف شده اند و بنا مخاطبین در صفحه رسمی این سریال در شبکه های مجازی نسبت به این تغییر واکنش نشان دادند و برخی ها نیز گفتند اگر مسعود نباشد ما این سریال را نمی بینیم و عده ای هم معتقد بودند رگه های طنزی که در شخصیت مسعود وجود داشت باعث شده بود آنها مخاطب این سریال شوند.

 

البته شاید سرنوشت این دو شخصیت نیز با اندک زمانی که به شروع تصویربرداری باقی مانده است، تغییر کرد و مخاطبان در فصل چهار شاهد حضور آنها در همان قالب و همان شخصیت ها باشند.

** سلطان محمدی: «بچه مهندس» سریال کارگردان است یا تهیه کننده؟

«حسین سلطان محمدی» منتقد سینما و تلویزیون در گفت و گو با خبرنگار فارس، درباره تغییر کارگردان این سریال گفت: این چه دنباله داری است که کارگردانش عوض می شود؟ ما نه سیروس مقدم را عوض کردیم، نه سعید آقاخانی را. مگر اینکه عنوان اثر عوض شود. اینجوری باید پرسید اثر اصطلاحا برای کیست؟ برای کاراکتر جوادی، برای کارگردان ثابت، برای تهیه کننده ثابت؟

وی ادامه داد: آقای کاوری تجربه آثار جاسوسی و مانند این را داشته، خب مگر داستان قرار است به کجا کشیده شود که علی غفاری نمی تواند و کاوری باید بیاید داستانی مانند گاندو یا خانه امن، تحویل دهد؟ در اینجا سوالی پیش می آید که خب، امضای کار برای کیست؟ شبکه، گروه فیلم و سریال، تهیه کننده؟

این منتقد همچنین بیان داشت: مگر جیمزباند می سازند که کارگردان عوض می کنند یا شان کانری می میرد، کسی دیگر می آید. سیر تدریجی روایت، در هر صورت باید برای بیننده، تداعی تداوم زندگی جواد جوادی را برساند. باید بچه مهندس، به صورت طبیعی، بزرگ شود در داستان. اگر می توانند، بسم الله. در غیر این صورت مثل این است که داستان امنیتی دارند اما نمی دانند چطور با رقبایی چون گاندو و خانه امن و مانند آن، کنار آیند و بنابراین می روند سراغ این که، در داخل داستان خانوادگی و اجتماعی که می تواند حرف اصلی اش، جلب توجه به بچه های بزرگ شده در مراکز بهزیستی باشد، آنها را به حادثه و آسیب می رساند و ناخواسته، قربانی شدن این قهرمان عادی را به عنوان اصرار نادرست بر قربانی کردن این نوع بچه ها اعلام کنند. مثل طعنه هایی که در سال های اخیر به حضور این نوع بچه ها در صحنه های هشت سال جنگ می زنند. این قهرمان، قهرمان اجتماعی است و نه سوپرمن بی بته و بی اصل و نسبی که باید قربانی شود احیانا.

وی درباره فاکتورهایی که برای موفقیت یک سریال دنباله دار لازم است،‌نیز گفت: در سریال های دنباله دار داستان باید با فصل های قبلی هماهنگ بوده و در مسیر داستان اجتماعی باشد. حالا در این داستان، حماسه و غیرت میهنی، خیلی بی پروا و داغ نباشد.

فارس

خواندنی ها و دیدنی های بیشتر
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار