کد خبر : ۳۶۳۶۸۶
تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۹۹ - ۰۸:۱۸
ایران اکونومیست- پوسته زمین به اضافه قسمت بالایی گوشته فوقانی سنگ کره (لیتوسفر) را تشکیل می دهد که قسمت میانی گوشته (سست کره) قرار دارد. این صفحات نسبت به هم در حال حرکت بوده و سبب پدیده های مختلف تکتونیکی می شود.

اتکتونیک صفحه ای (PLATE TECTONICS)

این نظریه که بهترین نظریه درباره منشاء و توجیه عوامل تکتونیکی است، در سال های 1969 و 1970 توسط مورگان (MORGAN)، منارد (MENARD) و مکنزی (MAKENZIE)، ارائه شد. بر طبق این نظریه، پوسته زمین به اضافه قسمت بالایی گوشته فوقانی، سنگ کره (LITHOSPHERE) را تشکیل می دهد. لیتوسفر بر روی قسمت میانی گوشته که سست کره (ASTHENOSPHERE) نام دارد و دارای حالت خمیری است قرار دارد. نکته مهمی که اساس این نظریه را تشکیل می دهد، این است که لیتوسفر یکپارچه نیست، بلکه از صفحات مجزا تشکیل شده است. صفحات لیتوسفر نسبت به هم در حال حرکت هستند و همین حرکت است که پدیده های مختلف تکتونیکی را سبب می شود.

تکتونیک صفحه ای ایران

الف- در امتداد زاگرس

اکثر زمین شناسان وجود دریای تتیس (TETHYS) را در حدفاصل صفحه عربی و صفحه ایران (اورازیا، اوراسیا یا اروپا – آسیا) تأیید می کنند و بسیاری دیگر راندگی زاگرس را حد برخورد صفحه عربی و صفحه اورازیا تصور می نمایند. برخورد این دو صفحه، افیولیت OPHIOLITE (در فرهنگ زمین شناسی، منظور از افیولیت مجموعه ای از سنگ های بازیک و الترابازیک لایه لایه) است و از بالا به پایین، لایه های زیر را می توان در آن مشاهده کرد:

گدازه بالشی PILLOW-LAVA، دولریت، گابرو، پریدوتیت و سنگ های اولترابازیک. یک مجموعه افیولیتی اصولاً رنگ سبز دارند و نام افیولیت نیز به همین دلیل انتخاب شده است. (OPHI یعنی مار آبی که رنگ سبز خال خال دارد و LITHOS به معنی سنگ است) و آمیزه رنگین (COLOURED MELANGE) نمایانگر آن است.

مطالعات ژئوفیزیک که فرورانش صفحه عربی به زیر صفحه ایران را به اثبات رسانیده، ناشی از سنگینی رسوبات زاگرس و بنابراین شیب ملایمی است (10 تا 15 درجه)،که صفحه عربی به طرف شمال شرقی دارد. عمل فرورانش پوسته عربی به زیر پوسته ایران در طول نئوژن سبب شده که باقی مانده پوسته اقیانوسی همچنان به فرورفتن در گوشته ادامه دهد. ادامه فرورانش پوسته اقیانوسی و اصطکاک دو پوسته قاره ای باعث ولکانیسم ضعیف و پلوتونیسم نئوژن در محور ارومیه – دختر و ایران مرکزی شده است.

با یک نظر اجمالی به زمین شناسی ناحیه چین خورده زاگرس که جزئی از صفحه عربی فرض شده است، می توان به روشنی ثابت کرد که ناحیه چین خورده زاگرس حداقل تا اواخر پالئوزوئیک و اوایل مزوزوئیک در حکم صفحه واحدی بوده و اقیانوس فرضی تتیس به هیچ وجه در حد فاصل آن دو وجود نداشته است.

به عنوان مثال می­توان گفت که رخساره پرمین کم و بیش در زاگرس و جنوب آذربایجان (تکاب) یکسان بوده است، به خصوص که افق لاتریت در دوپلان (چهارمحال بختیاری) با افق لاتریت در جنوب آذربایجان و قسمت اعظم ایران مرکزی و البرز معادل و هم زمان است.

راندگی ایران مرکزی بر روی زاگرس در حاشیه زاگرس مرتفع، در کرتاسه فوقانی اتفاق افتاده است. وجود دگرگونی فشار بالا و تغییر شکل هایی که در سنگ های کرتاسه فوقانی و آمیزه های رنگین مذکور دیده می شود، دلیلی بر این ادعاست.

به نظر استونلی، سن این برخورد یا تلاقی، به احتمال قوی قبل از میوسن بالایی است. این محقق یادآوری می کند که بازشدگی دریای سرخ به همان نسبت کوتاه شدن ساخت های چین خورده و گسلی زاگرس است. بسیاری از زمین شناسان، علل چین خوردگی های زاگرس را بازشدگی دریای سرخ می­دانند. گسترش کف دریای سرخ حرکت چرخشی به صفحه عربی داده و بالطبع فرورانش این پوسته به زیر پوسته ایران نیز حالت چرخشی دارد که حداکثر این حرکت در انتهای زاگرس (پس از نیریز) و حداقل آن در کرمانشاه می باشد و شاید به همین دلیل است که در نیریز سری کاملی از سنگ های افیولیتی، گدازه های بالشی، چرت های آهن دار تا اقسام کرمانشاه، چنین مجموعه ای به سطح نرسیده است و احتمالاً قسمت زیادی از آن حذف شده است.

در ناحیه اقلید – ده بید، می توان اولین حرکت را بعد از میوسن پائینی در نظر گرفت، زیرا سازندهای بعد از ائوسن – میوسن پائینی نسبت به سازند های مجاور که سن میوسن بالایی دارد، کاملاً خرد و فرسایش یافته است.

ب- در شرق ایران

در شرق ایران، با توجه به مجموعه های افیولیتی که در جنوب شرق ایران، بیرجند، تربت حیدریه، نائین و ... وجود دارد، مسأله با امتداد راندگی زاگرس فرق می کند. در این قسمت، ابتدا یک بازشدگی از نئوکومین شروع شده است (با مقایسه بلوک لوت و بلوک هلمند (مارگو) در افغانستان مشاهده می شود که در بلوک هلمند حتی رخساره ژوراسیک همان تشکیلات زغال دار شمشک در ایران مرکزی است) و بلوک هلمند و بلوک لوت را از هم جدا کرده است. ظاهر شدن پوسته اقیانوسی در اواخر کرتاسه بوده است.

بعد در الیگوسن، دو لبه جدا شده به هم نزدیک گردیده، کاملاً به هم فشار آورده و فشار ناشی از دو لبه جدا شده بلوک لوت و بلوک هلمند موجب ذوب بخشی قشر پایینی شده و ایجاد یک ماگمای آناتکسی در الیگوسن کرده است. این ماگمای آناتکسی، باتولیت های زاهدان و توده های متعددی را که به طرف جنوب غرب و شمال غرب زاهدان رانده شده اند، ایجاد کرده است. تعداد زیادی از این باتولیت ها به روش پتاسیم – آرگن حدود 39-38 میلیون سال سن دارد و منطبق بر الیگوسن است.

بعد از نفوذ فعالیت های درونی الیگوسن، تقریباً منطقه کمی مقاوم تر شده و رسوبات مولاسی نئوژن تمام سطح منطقه را پوشانده است. رسوبات نئوژن در مسیر زاهدان به مشهد نمونه ای از این مورد است.

پس از این تغییرات، آرامش نسبی در حوضه برقرار شده و شکستگی های عمیق در این حوضه به وجود آمده است. آتشفشان های جوان تفتان، جنوب نهبندان و دشت زابل احتمالاً در کواترنری از این شکستگی ها خارج شده است. در ضمن در این منطقه آمیزه های درهمی با سن پرمین مشاهده شد. برداشت های شرکت پاراگون که به طور گسترده در این منطقه صورت گرفت، الگویی را پیشنهاد کرد، بدین ترتیب که در یک امتداد شقی – غربی می توان باریکه ای از پوسته قاره ای را در این منطقه افیولیتی مشخص کرد. در واقع تصور بر این است که در اثر همین بازشدگی که در شرق ایران و در ایران مرکزی اتفاق افتاده است، بخشی از حاشیه لوت یعنی جنوب جازموریان که پوسته قاره ای دارد، به صورت یک باریکه جدا شده است.

 

محسن پوركرماني- مشاور طرح توسعه نوآوری ها و فناوری های حوزه معدن و صنایع معدنی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری



خواندنی ها و دیدنی های بیشتر
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پرطرفدارترین ها