کد خبر : ۳۵۷۰۲۹
تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۶
مسعودی:
مسعودی جا بزنند و از آنجا پناهنده آلمان شوند. من با هیچ کدام از بچه های مدافعان حرم شوخی نکردم.

سریال «آخر خط» از آخرین تولیدهای تلویزیون در سال گذشته بود که چندی پیش به پخش رسید. «علی مسعودی» که با حضور در خنداننده شو برنامه «خندوانه» به محبوبیت رسید، نویسندگی کارگردانی و بازیگری در این سریال کمدی را به عهده داشت. سریالی که از قصه 2 پسرخاله شرور آغاز شد و در پایان به جنگ با داعش رسید که در این باره با «علی مسعودی» نویسنده و کارگردان این سریال گفت و گو کردیم.

** آقای مسعودی! شما سالهاست که نویسنده هستید و در سریال های بسیاری نیز نویسنده و مشاور بودید. چطور شد که تصمیم گرفتید کاری که می نویسید را برای اولین بار کارگردانی کنید؟

- چون اولین بار بود که وقتی متن را می نوشتم پرسیدند خودت هم کارگردانی می کنی؟ و گفتم بله.

 

** چه شد که حس کردید می توانید کارگردانی هم انجام دهید؟

-خب چه کسی بدش می آید موقعیت بهتری بهش بدهند؟

** با توجه به اینکه تجربه کارگردانی نداشتید نگران نبودید که نکند از پسش برنیایم؟

- نه اصلا من ۲۵ سال است که در این حرفه دارم کار می کنم و ۲۰ سریال نوشتم و بارها سر صحنه سریال هایی که نوشتم حاضر شدم و در خیلی از کارها هم مشاور کارگردان بودم. وقتی یک نویسنده در حال نگارش متن است در ذهنش تمام اتفاق ها را به تصویر می کشد و حتی جای دوربین را هم مشخص می کند.

** به تنهایی متن را نوشتید؟

- بله صفر تا صد متن را خودم نوشتم.

** ایده اصلی متن از کجا آمد؟ دغدغه اصلی شما برای نگارش این قصه چه بود؟

-۴ سال پیش یک شب دوستم با من تماس گرفت و گفت امشب حسین را دارند می آورند و گفت که حسین خیلی تو را دوست داشت و حتی بعد از اینکه در خندوانه کارهاتو دیده، دوست داشت که از نزدیک با تو دیداری داشته باشد، اگر بیایی روحش شاد می شود. پیکر شهید حسین محرابی را به فرودگاه مشهد آوردند همانجا دوستم از من خواست تا سریالی بسازم که بخشی از آن به مدافعان حرم و مظلومیت آنها می پردازد. می گفت تو که ما را می شناسی ما نه به خاطر پول رفتیم و نه به خاطر موقعیت و تنها به عشق وطن و خیلی موارد دیگر به سوریه رفتیم و تنها به مادیات فکر نکردیم. در واقعیت هم همین است به نظرم وقتی کسی جانش را کف دستش می گذارد و به جنگ می رود، دیگر نه به پول و نه به جایگاه فکر می کند. این در شرایطی است که جنگ تن به تن وجود ندارد و یکباره می بینی یک تک تیرانداز گردانی را به زمین می زند. این طرح از همان شب در ذهنم شکل گرفت و بعدش هم موقعیتی پیش آمد و خدا خواست و ما هم این سریال را با هزار جور مشکلات ساختیم.

** چرا شما 2 شخصیت لوده را به عنوان شخصیت اصلی معرفی کردید و بعد اینها سر از دفاع از حرم درآوردند؟

- من لوده را نمی پذیرم. اینها دو جوان هستند که یکی لیسانس دارد و دیگری فوق لیسانس و اگر دقت کرده باشید در این سریال نقد اجتماعی صورت گرفته است. سیامک و فرامرز به خواسته ها و هدف هایشان نرسیده بودند و به این نتیجه رسیدند که از ایران بروند و شرایطی برایشان پیش آمد که به ذهنشان رسید اگر به این شکل از ایران بروند خیلی بهتر است.

 

** خیلی از مخاطبان شما معتقدند که شما در این سریال «مدافعان حرم» را مورد تمسخر قرار دادید.

- نه اصلا اتفاقا بازخوردهایی که من داشتم خلاف این بود. اتفاقا چندی پیش با فرمانده محترم سپاه فاطمیون صحبت کردم و ایشان به شدت از کار راضی بود. من اصلا تمسخر نکردم و اصلا این دو شخصیت نرفته بودند که مدافع حرم شوند! و در آخر هم مدافع حرم نشدند. اینها به سوریه رفتند که خودشان را دو شهروند سوری جا بزنند و از آنجا پناهنده آلمان شوند و من لباس بچه های مدافعان حرم را هم تنشان نکردم. من با هیچ کدام از بچه های مدافعان حرم شوخی نکردم.

** اول قرار بود برای ضبط تصاویر جنگی به عراق بروید؟

- بله اما نشد و تمام تجهیزاتی که شما دارید می بینید در مشهد تصویربرداری شد.

** به خاطر مشکلات مالی؟

- بله و خیلی موارد دیگر. کسی کمک مان نکرد. از ابتدا تهیه کننده ای داشتیم به نام آقای شهیدی که هیچ کاری نکرد و ۸ ماه فقط من را بازی داد و بعد از ۸ ماه آقای مهام تهیه کننده کار ما شد. آقای شهیدی ۸ ماه حق العمر به من بدهکار است.

** چرا؟

- به این خاطر که به محض اینکه تصویربرداری بخش ایران ما به پایان رسید آقای شهیدی به عنوان تهیه کننده موظف بود من را به سوریه بفرستد. معتقدم وقتی کسی نمی تواند کاری را انجام دهد از ابتدا نباید آن مسئولیت را قبول کند. در این ۸ ما آقای شهیدی فقط من را بازی داد و مدام این هفته و آن هفته کرد.

از طرفی من هم استندآپ کمدین هستم و می توانستم خیلی جاها بروم و برنامه اجرا کنم اما به خاطر امروز و فردا کردن های این آقا نرفتم و جالب است بدانید در همان مدت ۵۰۰ میلیون ضرر مالی کردم و باز هم می گویم او تا ابد عالم به من بدهکار است و تا از من حلالیت نطلبد من گذشت نمی کنم به این خاطر که ضربه روحی و روانی به من زد. حتی همان زمان به او گفتم یا استعفا بده یا اجازه بده من خودم با امکاناتی که دارم کار را جلو ببرم و گفت نه اجازه بده درستش می کنم.

بعد از اینکه آقای مهام پروژه را در دست گرفت با من تماس گرفت و گفت چه کار می توانی انجام دهی؟ و من گفتم این آشناها و امکانات را دارم و یک روز بعد رفتم خدمت فرمانده سپاه فاطمیون در مشهد و بعد از جلسه ای که داشتیم گفتند هر امکاناتی که بخواهی در اختیارت قرار می دهم.

تمام امکاناتی که دیدید حتی روزی ۴۰ نفر از رزمنده های سپاه فاطمیون با لباس سر صحنه می آمدند و هنرور نیستند و همه این افراد سابقه جنگیدن در سوریه را داشتند. حتی روز اول تصویربرداری دیدم که تجهیزاتم کم است با فرمانده مرزبانی سردار جان نثار تماس گرفتم و لطف کردند ماشین های جنگی و موتور جنگی به ما دادند که هر فردی این سریال را می بیند باور نمی کند که بخش های جنگی آن در ایران مقابل دوربین رفته است.

 

** قصه شما زمانی در ژانر کمدی اجتماعی آغاز شد، اما از قسمت ۲۰ به بعد وارد بخش های جنگی و مبارزه با داعش شد. چه لزومی داشت که قصه ای کمدی اجتماعی وارد ژانر دیگری شود؟

- طراحی قصه از ابتدا به همین شکل بود که از دل جامعه خودمان بزنم و در انتها به بخش بچه های مدافعان حرم برسم و سختی و مردانگی هایی که دارند را نشان دهم و اینکه قهرمان واقعی اینها هستند. فکر هم نمی کنم در این سالها کسی توانسته باشد به این شکل که من نشان دادم تلاش ها و کارهایی که مدافعان حرم انجام دادند را به تصویر کشیده باشد، این افراد جانشان را کف دستشان می گذارند بدون هیچ چشم داشتی.

** فکر می کنید قصه مدافعین حرم در قالب داستانی که شما طراحی کرده بودید می گنجید؟

- بله به نظرم باید فضا را طوری می چیدم که مردم همراه این دو نفر بروند و بخش های جنگ با داعش را ببینند. باید بهانه ای برای دیدن آن فضا و زحمت های مدافعان حرم درست می کردیم.

** با توجه به دغدغه ای که داشتید و کاملا قابل احترام است، اما نمی شد که در قالب سریالی جدی به این موضوع ورود می کردید؟

- مگه الان سریال ما بد شده؟ و کم دیده شده؟ الان اگر تلوبیون را نگاه کنید، بخش های جنگ با داعش بالای ۱۰۰ هزار بار دانلود شده است و مردم این سریال را دوست داشتند و نگاهش کردند.

** استناد ما تلوبیون نیست بلکه منتقدین و افرادی است که سریال شما را در آن دسته سریال هایی قرار دادند که برایشان قابل باور نیست دو جوانی که مدام به زندان می افتند و دنبال کار می گردند و به هر کاری که ورود می کنند خرابکاری در پی دارند در نهایت سر از سوریه در می آورند و ماجرای مدافعین حرم نشان داده می شود.

- نه مردم باور کرده اند. ببینید هر فردی طوری دوست دارد به این موضوع ورود کند و من دوست داشتم این طوری به ماجرا ورود کنم. من باید بستری را آماده می کردم که مردم آماده می شدند برای دیدن سکانس های داعش و سوریه و اگر می خواستم از همان ابتدا و به صورت مستقیم به سوریه بروم شاید تا این اندازه بیننده پیدا نمی کرد و اینکه مردم معمولا طنز را بیشتر دوست دارند و با طنز بهتر ارتباط برقرار می کنند.

 

** بخش دیگری که در سریال شما وجود داشت تقبیح اینستاگرام است. این از ابتدا در فیلم نامه شما بود؟

- بله از ابتدا بود و به نقد آدم هایی پرداختیم که دارند از اینستاگرام استفاده نادرست می کنند. شخصیت های اصلی داستان ما در فضای مجازی هنجارشکنی می کنند و بعد هم توسط پلیس دستگیر می شوند. من در اصل آموزش سواد رسانه ای را به تصویر کشیدم.

** اما یک جورهایی آموزش کار کردن و جذب فالوور و فالوور فروشی در اینستاگرام بود.

- الان بچه ۳ ساله هم اینها را حتی بهتر از اینی که ما گفتیم بلد است.

** شما می خواستید بلاگرهای اینستاگرامی را نقد کنید؟

- ما در حقیقت به نقد افرادی پرداختیم که فرهنگ درست استفاده کردن از یک تکنولوژی را ندارند.

** موضوع بعدی درباره انتخاب بازیگران این سریال است. درست است علی صبوری با اجراهای خنداننده شو در برنامه «خندوانه» به شهرت رسید اما قبل و بعد از آن بیشتر در اینستاگرام فعالیت می کرد و شما از زبان یک فعال اینستاگرامی قصد در نقد اینستاگرام داشتید؟

- روزی که علی را انتخاب کردم در برنامه خنداننده شو دیده شده بود و زمانی که یک بازیگر می خواهد وارد تلویزیون شود از نظر حراست سازمان صداوسیما مورد بررسی قرار می گیرد و علی هم هیچ مشکلی نداشت. یعنی آن زمان کسی او را در فضای مجازی نمی شناخت. او در خندوانه مطرح شد و به یکباره تعداد فالوورهایش بالا رفت. روزی که علی را برای این سریال صدا زدم حدود ۳۰۰ هزار فالوور داشت که آن هم طبیعی بود چراکه وقتی شما به خنداننده شو می روید همان شب اول به راحتی ۱۰۰ هزار فالوور به شما اضافه می شوند. از طرفی آخر خط برای دو سال پیش است و ما دو سال پیش این سریال را ضبط کردیم و الان پخش شد و علی صبوری یک سال است که در فضای مجازی دیده می شود.

 

** اما آقای صبوری قبل از اینکه به خندوانه بیاید در اینستاگرام فعالیت داشت.

- نه حرف شما را قبول ندارم و دلیل هایم را هم در سوال قبل گفتم و حالا شما می خواهید بگویید علی را به خاطر اینکه شاخ مجازی بوده برای این سریال انتخاب کردید! که اینطور نیست. یک شب برای اجرای خنداننده شو به همراه مجید صالحی به خندوانه رفتم و بعد از پخش آن برنامه حدود ۲۰ هزار فالوور به من اضافه شد. اگر علی الان ۲ میلیون فالوور دارد بخش بیشترش را بعد از خنداننده شو در خندوانه بدست آورد و علی قبل از این برنامه و در تاریخی که برای این سریال با او قرارداد بستیم هیچ عددی در فضای مجازی نبود. دو ماه بعد از شروع تصویربرداری آخر خطر به دلایلی کار تعطیل شد و از آنجایی که علی می خواست هزینه های زندگیش را بدست آورد و در همین فاصله با چند نفر در اینستاگرام لایو گذاشت تا فالوورهایش بالا برود و بتواند کسب درآمد کند.

برای من هم کاری ندارد ظرف یک ماه می توانم به راحتی تعداد فالوورهایم را از ۴۰۰ هزار به ۴ میلیون برسانم اما من آن فضا را دوست ندارم. من ۲۵ سال است که در تلویزیون کار می کنم و دوست دارم شانم حفظ شود. همین الان بارها در اینستاگرام از من می پرسند برای هر تبلیغ چقدر می گیرید؟ اما دوست ندارم این کار را انجام دهم.

** از خندوانه چه خبر؟

- دیگر فکر نکنم رامبد بخواهد خندوانه را بسازد.

سریال «آخر خط» با بازی علی صبوری، عباس جمشیدی فر، شهین تسلیمی، فاطمه امینی، کمند امیرسلیمانی، مهران رجبی، اشکان اشتیاق، امیر نوری و ... هر شب از شبکه سه پخش می شد.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار