کد خبر : ۲۷۶۸
تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۶:۰۳
ايران اكونوميست :روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «سال 1390 سال شكوفايي امت و امامت»،«سال 90، قوت‌ها و ضعف ها»،«ارزش جان انسانها»،«شادباش به ایرانیان»،« اخلاق اسلامي گمشده سياست ورزي امروز»،«بهار زيبا و انتظارات»،«ضرورت تقویت روزافزون مردم سالاری دینی» و...كه برخي از آنها در زير مي‌آيد.

كيهان:سال 1390 سال شكوفايي امت و امامت

«سال 1390 سال شكوفايي امت و امامت»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان است كه در آن مي‌خوانيد؛سال 1390 از بسياري جهات يك بازه زماني بسيار ويژه بوده است. اين سال در حالي آغاز شد كه روشن بود مهم ترين حادثه سياسي پس از انتخابات رياست جمهوري 1388، يعني انتخابات مجلس نهم رويداد محوري آن خواهد بود. به يك معنا شايد بي راه نباشد اگر سال 90 را سال انتخابات بناميم. از همان روزهاي آغازين دغدغه انتخابات اسفند ماه مهم ترين دغدغه جامعه سياسي و به تبع آن جامعه رسانه اي كشور بود و هر چه به 12 اسفند نزديك تر شديم، اين دغدغه پررنگ تر شد تا جايي كه مي توان گفت در زمستان 90 همه موضوعات ديگر را -كه آنها هم در جاي خود اهميت بسيار داشت- تحت الشعاع قرار داد.

از نگاه دشمن، انتخابات 90 عرصه اي بود براي احياي فتنه اي كه مرگ آن بي گمان بزرگترين خسارت سياسي است كه غربي ها تا امروز در ايران متحمل شده اند. كيهان از همان نخستين روز سال 1390، بر مبناي مجموعه ارزيابي ها و اطلاعات بناي خود را بر افشاي پروژه دشمن و هوشيار كردن گروه ها و جريان هاي سياسي در داخل نسبت به آن قرار دارد.

در گام اول، كيهان تلاش كرد از ايده وحدت نيروهاي انقلاب به عنوان يك ضرورت سياسي كه ربطي به اين انتخابات يا آن صحنه سياسي خاص ندارد، دفاع كند. مراجعه اي گذرا به كارنامه كيهان در اين مدت به خوبي نشان مي دهد كه به جاي جانبداري از گروه هاي نام و نشان دار موجود در صحنه -كه هر كدام به شيوه خاص خود براي اين امر تلاش مي كردند- سعي كرد وحدتي را كه در راس سياسي جريان اصولگرا به عنوان خانواده نيروهاي انقلاب محقق نشد، در بدنه اين جريان يعني در ميان خيل عظيم توده هاي مردم متدين محقق كند و از تبديل شكاف سياسي- كه اصل وجود آن هنوز هم بي دليل مي نمايد- به شكاف اجتماعي درون خانواده انقلاب جلوگيري كند. كيهان در اين راستا ابتدا هشدار داد كه «سر گردنه كشتي نگيريد» و سپس راه كار «هم اين و هم آن» را ارائه كرد. نتيجه انتخابات 12 اسفند نشان داد كه اقبال مردم به اين رويكرد، بيش از آن بوده است كه حتي خوش بين ترين ناظران پيش بيني مي كردند. به نظر مي رسد خروجي صندوق هاي راي در 12 اسفند نشان داد كه جامعه سياسي ما هر روز بيشتر از روز قبل نيازمند آن است كه به متن مردم تاسي كند و از آنها بياموزد.

در گام دوم، كيهان سعي كرد براي خواندن نقشه دشمن و اينكه چگونه بايد مشي كرد كه پازل دشمن تكميل نشود، به جامعه سياسي و رسانه اي كشور كمك كند. از همان ابتدا روشن بود كه انتخابات 90 ايستگاهي مهم براي آزمون اين فرضيه است كه آيا فتنه 88 در ايران قابل تكرار هست يا نه. مسلما آمريكايي ها سخت مايل بودند نتيجه اين فرضيه همان باشد كه ماه ها براي آن زحمت كشيده بودند، يعني تكرار فتنه در ابعادي جديدتر، پيچيده تر و مخرب تر. در تمام ماه هاي سال 90 كيهان تلاش كرد بر مبناي همه آنچه گفتني بود، نقشه دشمن را قطعه به قطعه رونمايي و حلاجي كند. همه حرف اين بود كه اگر اصرار بر رقابت و تفرق هست، حداقل شيوه رقابت و ادبياتي كه مصرف مي شود به گونه اي نباشد كه دشمن حس كند آرزويش درباره منتقل شدن شكاف به درون خانواده اصولگرايان در حال محقق شدن است. به نظر مي رسد كيهان در اين كار هم كامياب بوده است. صحنه انتخابات 90 صرف نظر از همه پيچيدگي هايش بدون شك به شكستي بزرگ براي دشمني تبديل شد كه در انتظار نشسته بود تا بر مبناي نتيجه اين انتخابات درباره نوع و شدت پروژه هاي بعدي خود درباره ايران تصميم بگيرد.

هر بحثي درباره انتخابات 90 بي شك ناقص است اگر اشارتي به نقش بي بديل و تاريخي رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين باره نشود. يك نگاه گذرا به مجموعه تحليل ها و اظهارنظرهاي قبل از انتخابات كافي است تا اين نكته عيان شود در حالي كه دشمن تمام امكانات و عوامل خود را براي مايوس و نااميد كردن مردم به كار گرفته بود و حتي خوش بين ترين ناظران گمان نمي بردند كه حماسه اي ديگر در راه باشد، رهبر بصير انقلاب اسلامي با تكيه بر اعتماد عميق به وعده الهي و با شناختي پدرانه از الگوي فكر و عمل جامعه اسلامي ايران تنها كسي بود كه با قاطعيت و بي هيچ ترديد از مشاركت پر شور و دشمن شكن مردم در انتخابات خبر داد و تمام حريفان ايران در جهان را متوجه اين حقيقت كرد كه مركز هدايت كننده و پيش برنده اين كشور از نيرويي تغذيه مي كند كه شناخت منشا و منبع آن براي كساني كه اسير چارچوب هاي اين جهاني مانده اند امكان پذير نيست.
از موضوع انتخابات كه بگذريم، تجميع تهديدها و فشارها بر كشور و به راه افتادن يك جنگ تمام عيار سياسي، رسانه اي و اطلاعاتي ميان ايران و قدرت هاي استكباري مهم ترين وجه مشخصه سال 1390 بوده است.

رويارويي ميان ايران و غرب در سال 90 به اوج رسيد چرا كه ظرفيت ايران براي تبديل شدن به يك الگوي پيش برنده و الهام بخش در منطقه به اوج رسيده بود. اگر چه در اين سال هم غربي ها تلاش كردند تا مسئله هسته اي را به عنوان بهانه اصلي رويارويي با ايران در صدر دستور كار سياسي و رسانه اي خود نگه دارند ولي روشن بود كه اين بار بحث بسيار فراتر از موضوع هسته اي است و غرب نگران اتفاقي بسيار بزرگتر و مهيب تر است.

در آغازين روزهاي انقلاب اسلامي در منطقه خاورميانه رهبر معظم انقلاب از الگو بودن ايران براي اين تحولات سخن گفتند. پذيرش اين واقعيت براي بسياري در بيرون ايران و گروهي اندك از خودباختگان در داخل البته دشوار بود. در بيرون از ايران اراده هايي وجود داشت تا اكنون كه منطقه خاورميانه در آستانه يك انتخاب تاريخي قرار گرفته، هر طور شده انقلاب اسلامي ايران را به عنوان الگوي خود انتخاب نكند. اگر بخواهيم مجموعه كشاكش ايران و غرب در حوزه هاي سياست خارجي و امنيت ملي در سال 1390 را در يك جمله خلاصه كنيم اينطور مي شود گفت كه امريكا همه همت خود را به كار گرفت و تمام امكانات پيدا و پنهان خويش را بسيج كرد تا اين پيام را به مردم منطقه ارسال كند كه ايران الگويي مناسب براي آنها نيست و بهتر است يا دست از انقلاب كردن بردارند (بهترين حالت براي آمريكا) يا اينكه مدل هايي مانند تركيه را به عنوان غايت خود انتخاب كنند.

بدون ترديد اوج فشارهاي غرب بر ايران در سال 90 با همين مقصود صورت گرفته است. برنامه هسته اي تنها يك بهانه بود وگرنه همانطور كه ارزيابي هاي اطلاعاتي كشورهاي غربي هم نشان مي دهد هيچ كس در هيچ جاي جهان در اين باره ترديد ندارد كه ماهيت برنامه هسته اي ايران صلح آميز است و هيچ اتفاق جديدي در برنامه هسته اي ايران رخ نداده است كه نيازمند اين مقدار از ناشكيبايي اجانب غربي و بي تابي از سوي صهيونيست ها باشد. همه ماجرا اين بود كه غربي ها مي ديدند و اكنون ديگر انكار هم نمي كنند كه مدل ايران در حال بسط در سراسر منطقه خاورميانه است. كشورهاي منطقه به سمت اسلام سياسي گرايش پيدا كرده اند و دشمني با آمريكا و اسراييل را هم علنا فرياد مي كنند. برگزاري 3 كنفرانس موفق و بسيار باشكوه درباره انقلاب هاي اسلامي در منطقه، مقاومت اسلامي و مسئله فلسطين و همچنين جوانان و بيداري اسلامي اوج جذابيت و الهام بخشي انقلاب اسلامي را به رخ جهانيان كشيد و دشمنان اين ملك را در اين باره كه در حال از دست دادن مهمترين منافع خود در مهم ترين منطقه از جهان هستند سخت به تكاپو انداخت.

اگر تلاش كنيم تا يك الگوي تاريخي از روند تقابل انقلاب اسلامي و غرب در طول 30 سال گذشته ترسيم شود، سال 1390 يك نقطه عطف در اين الگوي كلان خواهد بود. در اين سال فشارها به اوج خود رسيد اما روشن بود كه غرب هرگز ضعيف تر از اين نبوده و هيچگاه تلاشش براي متوقف كردن ايران مانند سال 90 رنگ و بوي نااميدي و انفعال نداشته است.

يك سناريوي بزرگ عمليات رواني در سال 1390 كليد خورد كه دو مخاطب اصلي داشت. نخست مردم منطقه براي اينكه نگاه اميدوار خود را به ايران ندوزند و دوم افكار عمومي در داخل ايران تا شايد شدت فشارها آنها را به تجديد نظر در اجماع بي سابقه اي وادار كند كه ميان دولت و ملت درباره تبديل شدن ايران به قدرت شماره يك منطقه شكل گرفته است.

كيهان در سال 1390 تلاش فراوان كرد تا با اتكا به گزارش هاي دقيق و مستند از منابع دست اول و تحليل هاي موشكافانه با استفاده از اطلاعات موثق، ابعاد مختلف اين سناريو را براي ملت ايران تشريح نمايد. كيهان براي اين منظور تقريبا تمامي منابع بيروني را رصد مي كرد.

درباره تحريم ها كيهان با استناد به حجم انبوه گزارش هايي كه منابع غربي خود منتشر كرده بودند استدلال كرد كه غرب بزرگترين بازنده اين بازي است و اين تحريم ها نه آن مقدار كه غربي ها ادعا مي كنند خطرناك است و نه اساساً از جانب جامعه جهاني جدي گرفته مي شود.

درباره موضوع تهديد نظامي و عمليات اطلاعاتي هم حجم انبوه تحليل ها و گزارش هاي منتشر شده در كيهان نشان مي دهد كه تعداد قابل توجهي از تحليلگران غربي نقدهايي جدي بر اعتبار اينگونه تهديدهاي توخالي و توان آن براي اثرگذاري بر اراده مردم و حاكميت در ايران ابراز كرده اند اما اين تحليل ها همواره از جانب منابع غربي كوچك نمايي شده و امپراتوري رسانه اي دروغ آن را سانسور كرده است. كيهان در تمام اين مدت اين موضوع را وظيفه خود دانسته است كه از ميان انبوه مطالب، آنچه را كه نمايانگر حقيقت صحنه تقابل ايران و غرب است استخراج كند و پيش چشم خوانندگان خود قرار بدهد.

سال 1391 بدون شك سال رويارويي هاي پيچيده تري خواهد بود اما يك نكته در اين ميان مسلم است و آن هم اين است كه تجربه گرانسنگ ايران در اين سال ها و مهارتي كه براي مديريت بحران هاي پيچيده يافته و همچنين پيوند عميق و استواري كه ميان امت و امامت وجود دارد، همگي شرايطي را بوجود آورده است كه در افق آينده جز اميد و كاميابي، چيز ديگري قابل رويت نيست.
سال نو مبارك

جمهوري اسلامي:سال 90، قوت‌ها و ضعف ها

«سال 90، قوت‌ها و ضعف ها»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛سال 1390 از جهات مختلف آموزندگي داشت. اين آموزندگي به حوادث داخلي و خارجي و موضوعات متنوع مربوط مي‌شوند، قوت‌ها و ضعف‌هائي كه مي‌توان از آنها براي آينده استفاده كرد.

مروري بر حوادث سال 1390 نشان مي‌دهد تحولات جهاني شتاب بيشتري گرفته و جغرافياي سياسي منطقه خاورميانه و شمال آفريقا با سرعت دستخوش تغييرات زيادي خواهد شد. پاسخ اين سؤال كه اين تغييرات به نفع ملت‌ها خواهد بود يا نه؟ به رفتاري مربوط مي‌شود كه ملت‌ها در برابر دست اندازي‌هاي قدرت‌هاي سلطه گر، كه با تمام امكانات درصدد مصادره انقلاب‌هاي منطقه هستند، داشته باشند.

ليبي اكنون با دسيسه ناتو، در معرض تجزيه قرار دارد و استان نفت خيز آن اعلام استقلال كرده است. در مصر هنوز شوراي نظامي كه از بقاياي ديكتاتوري حسني مبارك است قدرت را دردست دارد و اينطور كه معلوم است تا به فرمان دهي آمريكا مهره‌هاي مورد نظر غرب را در امور اجرائي به قدرت نرساند كنار نخواهد رفت. در تونس، آمريكا و فرانسه و انگليس بشدت فعال هستند تا حاكميت كنوني راحتي از اسلام ليبرالي موجود هم دور كنند و همه چيز را به كام خود نمايند. در يمن، نقشه مشترك عربستان، شوراي همكاري خليج فارس و آمريكا براي حاكم كردن اذناب علي عبدالله صالح و ابقاء بي‌دردسر ديكتاتوري البته با ماسك دموكراسي به اجرا در آمد و هنوز تكليف انقلاب نامشخص است. ايجاد اختلاف ميان شمالي‌ها و جنوبي‌ها از يكطرف، به جان هم انداختن قبائل از طرف ديگر و سرگرم كردن انقلابيون به امور حاشيه‌اي از جانب سوم، اوضاع را بشدت پيچيده كرده است.

علاوه بر اين چهار كشور كه انقلاب آنها در ظاهر به نتيجه رسيده، اوضاع در حواشي جنوبي خليج فارس با وسواس زياد زير نظر قدرت‌هاي غربي و ارتجاع عرب قرار دارد تا از به ثمر رسيدن انقلاب‌هاي بحرين و عربستان جلوگيري گردد و اوضاع كويت و قطر و ساير شيخ نشين‌ها دگرگون نشود.

براي تأمين همين هدف، دلارهاي نفتي عربستان و قطر با سخاوت بي‌سابقه‌اي به كمك طراحي‌هاي سازمان‌هاي جاسوسي موساد، سيا و اينتلجنت سرويس رفته‌اند و با سلاح‌هائي كه از مرز تركيه و اردن وارد سوريه مي‌شوند همراه شده‌اند تا افكار عمومي جهان عرب را متوجه حكومت دمشق كنند و با درگير ساختن نيروهاي جبهه مقاومت، براي مدتي هم كه شده رژيم صهيونيستي و شيوخ جنوب خليج فارس و خاندان‌هاي شاهي عربستان و اردن را از نگاه‌ها دور نگهدارند.

كساني كه از سال‌ها قبل قدرت درك فلسفه تأسيس شبكه‌هاي ماهواره‌اي الجزيره و العربيه و امثال آنها را نداشتند، حالا مي‌فهمند كه ولخرجي‌هاي شيوخ قطر و آل سعود و ساير ارتجاع عرب، كه سخاوتمندانه دلارهاي نفتي را نثار رونق گرفتن اين شبكه‌ها مي‌كردند، با محاسبات دقيقي صورت مي‌گرفت. آنها مي‌خواستند در روز مبادا از اين بوق‌هاي تبليغاتي باهماهنگي بي. بي. سي و سي. ان. ان و... سپري براي حفاظت از خود و توپخانه‌اي براي زير آتش گرفتن جبهه مقاومت ضد صهيونيستي بسازند كه ساختند. اما اينكه چقدر بتوانند به نتيجه برسند بستگي به هوشياري ملت‌ها و رهبران انقلابي آنها و همينطور آن دسته از افرادي دارد كه در جمهوري اسلامي ايران و ساير كشورهاي اسلامي براي حمايت ملت‌ها و ايستادگي در برابر طاغوت‌ها و ديكتاتورها و دسيسه‌هاي قدرت‌هاي سلطه گر غربي احساس مسئوليت مي‌كنند.

تا آنجا كه به جمهوري اسلامي ايران مربوط مي‌شود، واقع‌بيني و پرهيز از كارهاي شعاري براي انجام وظيفه در قبال انقلاب ملت‌ها سرنوشت ساز است. ما براي اينكه بتوانيم به وظيفه خود در اين زمينه عمل كنيم بايد قبل از هر چيز، به انسجام داخلي خود اهميت بدهيم.

در سال 1390 بداخلاقي‌ها، بدقلمي‌ها، بددهني‌ها، حق ناشناسي‌ها و به يكديگر پرخاش كردن‌ها نه تنها كاهش نيافت بلكه شدت نيز گرفت، درحالي كه كشور ما درست در همين سال با شديدترين تحريم‌ها مواجه شد و فشارهاي سياسي و تبليغاتي نيز بر نظام جمهوري اسلامي مضاعف شد. در چنين شرايطي براي به خاك ماليدن دماغ دشمنان، به وحدت و همدلي و گذشت نياز است، چيزي كه در جامعه سياسي ما ناياب شده است!

مردم البته در سال 1390 با هوشياري كامل به وظيفه انقلابي و اسلامي و ملي خود عمل كردند. حضور كم سابقه در راه‌پيمائي سراسري 22 بهمن، برگزاري موفق انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي و رفتار انقلابي در برابر تحريم‌ها، واكنش‌هاي مردم ايران به فشارهائي بود كه دشمنان به منظور وادار ساختن اين ملت به عقب‌نشيني وارد آوردند ولي در تمام صحنه‌ها با ناكامي كامل مواجه شدند.

قدرداني از اين ملت هوشيار ايجاب مي‌كند مسئولان، صاحبنظران، اهل قلم و اهل سخن، با اقدامات، اظهارنظرها، نوشتن‌ها و رفتارهاي خود همواره زمينه را براي انسجام هرچه بيشتر و بهره بردن از امكانات، نيروها، تجربيات و استعدادها فراهم نمايند و فرصتي فراهم كنند كه كشور ما بتواند از ظرفيت‌هاي بالاي خود براي ياري رساندن به ملت‌هاي انقلابي و مقابله با توطئه‌هائي كه عليه اين ملت‌ها در جريان است استفاده كند. بي‌توجهي به اين وظايف متأسفانه در سال 1390 به فرصت طلبان داخلي امكان پيشرفت در فسادهاي مالي نظير رسوائي سه هزار ميليارد توماني را داد و قدرت‌هاي سلطه گر و مهره‌هاي منطقه‌اي آنها نيز با استفاده از همين فرصت توانستند براي مصادره كردن انقلاب‌ها و توطئه عليه جبهه مقاومت برنامه‌ريزي كنند و مشكلات و موانعي به وجود بياورند.

اگر بخواهيم سال 1391 را به سال پيروزي‌هاي مطلق براي خود و ديگر ملت‌هاي مسلمان تبديل كنيم، بايد از بداخلاقي‌هاي سياسي فاصله بگيريم و امكانات و نيروها را صرف نزديكتر شدن قلب‌ها و فكرها نمائيم. لازمه هماهنگي با تحول طبيعت و مقتضاي "حول حالنا الي احسن الحال" نيز همين است.

مردم سالاري:ارزش جان انسانها

«ارزش جان انسانها»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم حميدرضا شکوهي است كه در آن مي‌خوانيد؛نوشتن آخرين سرمقاله روزنامه در سال 1390 کار راحتي نيست چرا که بايد تلا ش کني مطلبي بنويسي که در آستانه نوروز، با اين موضوع مرتبط باشد اما در عين حال نمي تواني نسبت به وقايع روز و نيز مهمترين رخدادهايي که در سال جاري روي داده بي تفاوت باشي. مي توان درباره انتخابات مجلس نهم نوشت يا طرح سوال از رئيس جمهور و وقايعي که در طول يک سال اخير موجب کليد خوردن اين طرح شد و دهها مساله سياسي و اقتصادي ريز و درشت ديگر.

اما در اين آخرين سرمقاله سال، تصميم گرفتم در مورد «جان انسانها» بنويسم، موضوعي که در کشور ما گويي از اولويت اصلي برخوردار نيست و برخي اهميت آن را خيلي راحت ناديده مي گيرند. جان انسانها در کشورمان در سالي که گذشت چندان ارزشمند نبود و اگرچه گامهايي برداشته شد تا ميزان مرگ و مير کاهش يابد، اما همچنان شاهد تداوم مرگ و مير هستيم; مرگ و ميرهايي که مي توان از آن جلوگيري کرد و آن را کاهش داد.

مرگ بر اثر زلزله هايي که شدت آنها آنقدر نيست که در شرايط عادي چندان مشکل ساز شود، مرگ براثر آلودگي هوا که گويي اراده اي براي رفع آن وجود ندارد، مرگ بر اثر سکته هاي قلبي و مغزي که متاسفانه بين افرادي با سنين کمتر از 40 سال هم گسترش يافته و البته قتل و جنايت و... قصد ندارم در اين آخرين سرمقاله سال، کامتان را تلخ کنم اما براي يادآوري بد نيست آمار تصادفات رانندگي را مرورکنيم تا شايد در روزهاي عيد نوروز که تعداد مسافرتها افزايش مي يابد و به دليل کمبود هواپيما و خطوط ريلي، اغلب سفرها از طريق جاده ها صورت مي گيرد و تصادفات جاده اي به طور صعودي رشد مي کند، بيشتر مراقب جان خود باشيم.

براساس آمار اعلا م شده در نخستين روز از سفرهاي نوروزي که روز پنجشنبه گذشته بود، بر اثر تصادفات جاده اي... کشته و... نفر ديگر زخمي شدند. معلوم نيست تا پايان تعطيلا ت نوروز، چند نفر به اين تعداد کشته و زخمي اضافه مي شود و چند خانواده ديگر عزادار مي شوند.

اينکه چه ميزان از اين تصادفات حاصل نقص جاده ها است و چه ميزان مربوط به نقص فني خودروها است و چه ميزان هم به دليل بي توجهي رانندگان به قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي، نيازمند بررسي در مجالي فراخ تر است اما يک نکته را نمي توان از ياد برد و آن، تعدد حوادث منجر به مرگ و مير در ايران در مقايسه با ساير کشورهاست. راه دور نرويم. هفته گذشته، تصادف اتوبوس حامل دانشآموزان بلژيکي در سوئيس که حدود 20کشته برجاي گذاشت، به تيتر اصلي تمامي شبکه هاي خبري اروپا در طول سه روز تبديل شد.

نخست وزير بلژيک به سوئيس رفت و مراسمي در نقاط مختلف به منظور ابراز همدردي با خانواده کشته شدگان و مصدومان اين حادثه برگزار شد اما در ايران، کشته شدن جمعي از دانش آموزان براثر تصادف اتوبوس حامل آنان در اردوي راهيان نور، هيچ جايي در خبرهاي اصلي رسانه ها پيدا نکرد و مسوولا ن هم هيچ يک مسووليت اين حادثه را به گردن نگرفتند.

يک تصادف با حدود 20 کشته در يک کشور اروپايي، روزهاي متوالي تيتر اول خبرگزاري هاي غربي مي شود اما درايران روزانه به طور متوسط 63 نفر در حوادث جاده اي جان خود را از دست مي دهند و چند برابر اين تعداد، زخمي و مصدوم و شايد معلول مي شوند اما به جز فرماندهان نيروي انتظامي که با هشدار و جريمه در پي کاهش حوادث رانندگي و تلفات ناشي از آن هستند، هيچ يک از مسوولا ن قدمي جدي براي کاهش اين تلفات بر نمي دارند; نه براي بهبود وضع جاده ها، نه براي ارتقاي استاندارد خودروهاي داخلي و نه براي ارتقاي سطح فرهنگ رانندگي در ميان مردم، گويا عده اي به اين وضعيت خو گرفته اند چون از ديدگاه آنها جان انسان ها آنقدر ها هم ارزش ندارد.

تلفات حاصل از تصادفات رانندگي، تنها يک نمونه از کم ارزش بودن جان انسان ها در کشور ماست اما از ذکر نمونه هاي ديگر گذر مي کنيم و در اين آخرين سرمقاله سال، تنها آرزو مي کنم که در سال جديد جان انسان ها برايمان ارزش بيشتري داشته باشد و خودمان بيشتر مراقب جانمان باشيم.

شرق:شادباش به ایرانیان

«شادباش به ایرانیان»عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم پروفسور فضل‌الله رضا است كه در ان مي‌خوانيد؛

1- با سلام و درود نوروزي
هنگام فرودين كه رساند
ز ما درود
بر مرغزار ديلم و طرف سپيدرود
كز سبزه و بنفشه و گل‌هاي رنگ‌رنگ
گويي بهشت آمده از آسمان فرود
م- بهار 1315

2- اندرز سال نو
نوروز و اورمزد و مه فرودين رسيد
خورشيد از نشيب سوي اوج سر كشيد
جام جم است صفحه تاريخ روزگار
مانده به يادگار ز دوران جمشيد
لوحي است در زمانه كه دروي فرشته‌اي
بنمود نقش هر چه ز خلق زمانه ديد

پند پدر معنوي
هان‌اي پسر به پند پدر دلي سپاركاو
اين گوهر‌گران را با نقد جان خريد
هر كس به پند مشفق يك‌رنگ داد گوش
گل‌هاي رنگ‌رنگ ز شاخ مراد چيد
من خود به كودكي چو تو نشنيدم اين حديث
تا دست روزگار گريبان من دريد
پند پدر شنيدم و گفتم ملامت است
زان‌رو از آزمايش آن طبع سر كشيد
چل سال درس خواندم، در نزد روزگار
تا گشت روز من سيه و موي من سپيد
چندي كتاب خواندم و چندي معاينه
ديدم خرام گيتي از وعد و از نويد
بخشي ز پندهاي پدر شد درست ليك
بسيار از آن بماند كه پيري فرا رسيد
ديدم كه پندهاي پدر نقد عمر بود
كان مهربان به مهر به من بر پراكنيد
خوش آنكه در صباوت قدر پدر شناخت
شاد آنكه در جواني پند پدر شنيد

م- بهار 1309
3- كشورهاي پيشرفته
كشورهايي هستند كه دانش‌هاي كاربردي و فناوري، مانند مهندسي و پزشكي و علوم اجتماعي را براي بهبود زندگاني و گسترش رفاه شهروندان خود خردمندانه به كار گرفته‌اند. مانند مخابرات و ترابري و بهداشت، آموزش و پرورش، شهرسازي و شبكه‌هاي اقتصادي و بازارها و رسانه‌ها. تمدن اين كشورها بر پايگاه‌هاي مادي استوار شده است. از این رو آنها به جذب منابع طبيعي زمين و دستيابي به ابزار جنگ و سيادت نظامي و اقتصادي، علاقه ويژه‌ای دارند. ابرقدرت‌هاي زمان مي‌كوشند كه كليد اوج پيشرفت‌هاي روز و بازارها را در انحصار خود نگاه دارند.

توده مردم جهان به ويژه جوانان، از طريق رسانه‌ها، امكان پيشرفت صوري كشورها را در پرتو علوم كاربردي و فناوري درمي‌يابند و خواستار آنند البته مردم هرگز نمي‌خواهند به دوران‌هاي نزديك به جامعيت بازگردند. ولي ابرقدرت‌ها هم سقف پيشرفت‌هاي كشورهاي رو به توسعه را تا بتوانند معين و محدود مي‌كنند.

4- برخورد فرهنگ‌ها
فرهنگ‌هاي كشورهاي كهن و فرهنگ‌هاي نوين كشورهاي پيشرفته امروز، هر كدام بسته به ديد ناظر، نيكويي‌ها و كاستي‌ها به همراه مي‌آورند.
پيوند با فرهنگ‌‌هاي كهن، بيشتر ريشه‌هاي عاطفي، معنوي، اخلاقي و روحاني دارد. مانند تعلق به خانواده‌، كردار نيك و خدمت به خلق، گرايش به سير در آفرينش‌هاي هنري و صور خيال، در برابر امكان آن آرامش‌ها و نيكويي‌ها، مردم با دشواري‌هاي گراني معاش در زندگاني امروز خود و ستيز فردي با موانع طبيعي روبه‌رو مي‌شدند. در فرهنگ‌هاي نو، ‌مردم به نيروي سازندگي و ويرانگري كلان دست يافته و طبيعت را تا اندازه‌اي مهار مي‌كنند، مانند وسايل سازش با گرما و سرما و پيشگيري از بسياري از بيماري‌ها، سرعت اطلاع‌رساني رسانه‌هاي صداوسيما، دسترسي به نيروهاي كلان انرژي زغالي، نفتي، خورشيدي و هسته‌اي.

در برابر چنين قدرتمندي‌ها نيز دل‌مشغولي از تهيدستي و تنهايي و امكان ويرانگري‌ها و جنگ‌ها، فشاري كه عوامل مادي جامعه بر روان آزادگان چيره مي‌كنند وجود دارد.

دانش‌ و آزادگي و دين و مروت
اين همه را بنده درم نتوان كرد
عنصري

5- دشواري‌ها
دشواري‌هاي فرهنگي كشورهاي در حال توسعه، مانند ايران، از اين دسته است.
الف- آموزشي كه ما به جوان‌ها از فرهنگ كهن ايران عرضه كرده‌ايم، بيشتر با روايت‌هاي خرافي و داستان‌هاي غم‌انگيز آغشته بوده و ناگزير و كمتر به دل‌ها نشسته است، بهتر است در آموزشگاه‌ها و رسانه‌ها به شرح زيبايي‌هاي فرهنگي شادي‌بخش عارفانه و دليري بيشتر روي بياوريم.

ب- رسانه‌هاي فرهنگ غرب، براي سرگرمي توده مردم خود، كه بيشتر نيازهاي مادي ايشان را مزد كار روزانه تامين مي‌كند، برنامه‌هاي رنگارنگ مشغول كننده، ولي كم‌محتوا تهيه مي‌كنند. بخشي از صور خوشرنگ خانه و زندگي كشورهاي مرفه در آن برنامه‌ها جوان‌هاي ساده‌دل جهان را مجذوب مي‌كند و گروهي آن را مي‌پسندند و خواستار مي‌شوند.

اما بايد به ياد داشت كه در كشورهاي سنتي با فرهنگ كهن، اكثريت مردم خواستار و پذيراي صحنه‌هاي بي‌پردگي و ستيز و خشونت و درشتي و زور نيستند. خردگرايان و محافظه‌‌كاران جامعه‌هاي سنتي ناگزير با بعضي از آن برنامه‌هاي خوشرنگ بي‌محتوا در نبرد خواهند بود. جوان‌ها مي‌بايد دانا و شكيبا باشند و هرچه را ديده مي‌بيند و دل مي‌پسندد، به شتاب بر اكثريت مردم تحميل نكنند.

ج- جوان‌هاي ما صور دلرباي بعضي رسانه‌هاي غربي را مي‌بينند و شايد هم بپسندند. اما اغلب آنها از كاستي‌هاي بنيادي كشورهاي با تكنولوژي پيشرفته اطلاع درستي ندارند. مانند امكان بيكاري‌ها و تبعيض و حق‌كشي‌ها در اجراي قانون‌هاي بين‌المللي و محدوديت آزادي دگرانديشان سياسي و دستبردهاي مجاز در حساب و كتاب شركت‌ها و موسسات اقتصادي، درشتي و بيداد، در هر فرهنگي به گونه‌اي ديگر رخ مي‌دهد. (مثلا در درازاي صدسال است كه مردم جهان B. P را نشان نفت انگلستان مي‌دانند، مردم ايران مي‌پندارند بنزين پارس را رواج داده‌اند.

د- البته كشورهاي سنتي با فرهنگ كهن هم بي‌گرفتاري نيستند. تملق، رشوه، بت‌پرستي و زدوبند در آن جامعه‌ها نيز ريشه دارد. براي كم‌توجهي ناچيز به قانون، مجازات كلان نبايد ‌تراشيد. از فرهنگ عارفانه شرق به دور افتاده‌اند و گاه به خرافات نزديك‌تر شده‌اند.

به هر روي، بهتر است اندوخته‌ها ياربوده‌هاي كلان را، براي بهبود مردم كشور خود به كار ببرند و از اين نكته غافل نبايد شد كه شبكه‌هاي اقتصادي كشورهاي پيشرفته، بادآورده‌ها را زود مي‌بلعند.

6- فرار مغزها و مهاجرت‌ها
در زمان ما، تحصيلكرده‌هاي علوم جديد و صاحبان مغزهاي مستعد، در كشورهاي پيشرفته خريدار بيشتري دارند. جو اجتماعي و صنعتي و اقتصادي آنها نيز عامل مهمي براي جذب كارشناسان است. از اين‌روي، دانش‌آموختگان و كارشناسان كشورهاي توسعه‌نيافته‌ اگر در كشور خود كار و حال مناسبي نيابند، به مهاجرت گرايش مي‌يابند.

به عنوان مثال اكنون در كشور آمريكا، تحصيل دوره چهارساله مقدماتي دانشگاهي (ليسانس) بيش از 150هزار دلار هزينه برمي‌دارد. پذيره شدن هزاران تحصيلكرده خارجي، صرفه‌جويي شايسته‌اي در هزينه آموزش و پرورش آمريكاست. به ويژه مهاجران تحصيلكرده‌ ايراني كه غالبا اندوخته مالي خانوادگي و فرزندان دانش‌آموخته مستعد به همراه مي‌آورند. در كشور باستاني ايران، بهبود اقتصادي و ارج به دانش و دانشوران و تكريم وحدت و هويت ملي مي‌تواند از فرار مغزها بكاهد. حتي مهاجران بزرگ‌منش را به ايران پيوند و پرورش بدهد و سفيران فرهنگي بيافريند.

7- صد سال گذشته
ايران در صدسال گذشته، با مقايسه با سده پيش از آن، پيشرفت‌هاي چشمگيري داشته است. مانند گذر از حكومت‌هاي استبدادي و ملوك‌الطوايفي، به دولت مركزي مشروطه يا جمهوري، امنيت شهرها و راه‌ها، ايجاد كارخانه‌ها، تامين برق و آب در سراسر كشور، سوادآموزي، گسترش آموزش و بهداشت، تاسيس دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها و بيمارستان‌ها، كارآيي‌هاي مهندسي و پزشكي و هنري، پرورش چندميليون نفر دانش‌آموخته و كارشناس و... و شايد مهم‌تر از همه حضور نام ايران در صحنه‌هاي بين‌المللي.

پوشيده نيست كه «پيشرفت‌ها» با فداكاري‌ها و كاستي‌هاي جانسوز همراه بوده است. نمونه بارز آن گسترش ناموزون شهر تهران و آلودگي هواي شهرها و دشواري رانندگي و رفت‌و‌آمد و گراني معاش و هزينه‌هاي زندگاني است.

از سوي ديگر، اكنون مادي‌گرايي فرهنگ نوين غرب، بر جو ايران حكمفرما شده، بي‌آنكه قانونمندي معاملات اقتصادي و تعامل اجتماعي بايسته را به همراه آن معمول كرده باشيم. (به گمان اين ناچيز، عصاره قانون‌ها (روح القوانين) در فرهنگ گسترده هزارساله ايران وجود دارد. تعديل و به روز كردن آن، حتي‌الامكان بهتر از نفي كلي آن و تقليد محض از قانون‌هاي ناآزموده ديگران است.)

اينك هزاران كارشناس تحصيلكرده در غرب را، ديگر حق‌الزحمه كمتر از دستمزد همتاي غربي ايشان ارضا نمي‌كند. آيا جامعه ما از عهده پرداخت دستمزد كارشناسي‌هاي به‌روز، به مقياس جهان برمي‌آيد؟ در جو فرهنگي قديم ايران، قناعت و پرهيز از اسراف، خدمت به خلق و مهر به عواطف خانوادگي و مردمي متداول بود. اكنون بر اثر تحولات جهاني، ما از بخشي از كيمياي سعادت فرهنگ اصيل خودمان فاصله گرفته‌ايم و به مادي‌گرايي زمام‌گسيخته نزديك شده‌ايم. پوشيده نماند، كه دانشگاه‌هاي ما فرزندان ايران را بد يا خوب، با برنامه‌هايي پرورش مي‌دهند كه در جامعه غرب پيشرفته خريدار دارد. تاكيد بر زبان و فرهنگ ايران‌گويي منزلتي ندارد.

چو تو خودكني اختر خويش را بد
مدار از فلك چشم، نيك اختري را

حاصل عمده كار دانشگا‌ه‌ها، پرورش انسان‌هاي خوب منور است. فرهنگ ما به‌خوبي از عهده‌ اين وظيفه برمي‌آيد. هرچند در بخش‌هاي پيشرفته كارشناسي مهندسي و پزشكي و مانند آنها، از توجه به پيشرفت‌هاي دانشي جهان گزير نيست.

8- آينده
تصوير آينده دور كشورها، نقش مبهمي است كه كسي به يقين به آن دسترسي ندارد. براي آينده نزديك، يعني در سده بيست‌و‌يكم ميلاد مسيح، مي‌توان حدس‌هايي، مطرح كرد. در مورد آينده نزديك ايران نيز عوامل بسياري تاثيرگذارند، مانند سياست كشورهاي پيشرفته و برخورد فرهنگ‌ها و پايمردي مردم ايران و برون‌مرزان ايراني و عوامل ديگر.

امكان ساختن ايران نو
ايران سرشار از منابع طبيعي است و نژادي برومند و مردمي فرهنگ‌پذير و هوشمند دارد. اكثر ايراني‌ها به فرهنگ و مردم اين سرزمين مهر فراوان دارند و حتي عشق مي‌ورزند. برگزيدگان ما، مردمي خلاق و پژوهنده و سازنده‌اند، كه مي‌توانند مانند زمان‌هاي باستان، با دنيا مراوده و گفت‌وگو و مدارا داشته باشند و فرهنگ اصيل ايران را در پرتو بينش و گزينش جلا بدهند و به روز كنند و آن را زنده و پويا نگه دارند. خلاصه، ايراني در معنا بزرگ از نو بسازند:
فلك را سقف بشكافند و طرحي نو در اندازند.

اميد است، جوانان آينده‌نگر، برنامه‌هاي پيشرفت ايران را با سودمندي‌هاي دانش و فناوري مجهز كنند و به كار ببندند. اما واله و شيداي اسباب بازي‌ها و بازار لوكس و اژدهاي آز و اهريمني نشوند.

بر در مدرسه تا چندنشيني حافظ/ خيز تا از در ميخانه گشادي طلبيم. بر اثر مقتضيات دوران انفورماتيك، اكنون چندميليون نفر از شهروندان ما به كشورهاي پيشرفته مهاجرت كرده، يا به تابعيت آنها در آمده‌اند. بخش عمده اين مهاجران، به‌ويژه نسل اولي‌ها، با فرهنگ والاي ايران پرورش يافته‌اند و دل‌هايشان سرشار از مهر به مردم و به فرهنگ ايران است. اگر ناخرسندي‌هايي هم داشته باشند، بيشتر دگرانديشي‌ها از نارسايي نظام اجتماعي و رفاه مادي در زادگاه ايشان است. به هر روي، مهاجران ايراني و خانواده‌هاي ايشان را مغناطيس فرهنگ ايران، (مانند شعر و موسيقي و عواطف خانوادگي و خاطرات خوش از مردم و طبيب)، رها نمي‌كند. همه در دل خواستارند كه به مردم زادگاه اصلي خود كمك كنند و آن را در جهان سرفراز ببينند. اين نيروي مشترك را مي‌توان خردمندانه پرورش داد و براختلاف ديد‌ها در سياست و مراتب اجتماعي چيره كرد. برون‌مرزان ايراني و فرزندان‌شان از شاخه‌هاي فرهنگي ايرانند كه در جهان مي‌رويند و گل و ميوه مي‌دهند.

مثلا، در اين ايام، سياست كشورهاي قدرتمند، تحريم‌ها بر ايران مقرر داشته‌اند و به زندگي مردم ايران بيدادگرانه مي‌تازند. در چنين بحران‌ها، شايسته است برون‌مرزان بزرگوار ايراني بي‌آنكه برخورد نامناسب و غيرقانوني با حكومت‌ها و مردم كشورهاي خود پيدا كنند، با جمع‌آوري آرا، براي دفاع از مردم ايران در محافل بين‌المللي سخن بگويند و ميانجيگري كنند. كاري كه به صلح جهاني و مهر مردم ايران با مردم كشورهاي پيشرفته كمك مي‌كند.

قدر وقت ار نشناسد دل و كاري نكند/ بس خجالت كه ازين حاصل اوقات بريم
فتنه مي‌بارد ازين سقف مقرنس برخيز/ تا به ميخانه پناه از همه آفات بريم
فرهنگ والاي ايران كه اجداد ما را پرورده، عوالم صلح و صفا و بشردوستي فراواني دارد كه مي‌بايد بخشي از آن را در كنار منشورهاي بين‌المللي به حساب آورد. مي‌توان، با تساهل و مداراي عارفانه از بخشي از دگرانديشي‌هاي سياسي و باورهاي اجتماعي درگذشت و قدم‌هايي براي آسايش‌بخشي از محرومان جهان برداشت. ما به فرهنگ توده مردم ايران، قرض اخلاقي و انساني هم داريم.
بكوشيم و فرجام كار آن بود كه فرمان وراي جهانيان بود
سال نو فرخنده باد
اتاوا اسفند 1390

قدس:اخلاق اسلامي گمشده سياست ورزي امروز

« اخلاق اسلامي گمشده سياست ورزي امروز»عنوان يادداشت روز روزنامه خراسان به قلم محمدسعيد احديان است كه در آن مي‌خوانيد؛لحن و محتواي پاسخ هاي آقاي احمدي نژاد به سوالات منتخبان مردم در مجلس به گونه اي بود که هم برخي از آن تلقي توهين کردند و هم عده اي بخش هايي از آن را دروغ خواندند.

نه تنها درباره اظهارات رئيس جمهور بلکه درباره گفته هاي هيچ فردي نمي توان و نبايد ادعاي "توهين" يا "کذب" را به اين سادگي مطرح کرد چرا که در نگاه اخلاق اسلامي حکم صادر کردن در اين زمينه ها بعد از يقيني ممکن است که کوچکترين احتمالي در آن ناممکن شده باشد و احراز چنين شرايطي بسيار سخت خواهد بود اما اين صعب بودن احراز توهين عامدانه يا دروغ يا رذائل اخلاقي از اين قبيل نبايد توجيهي باشد درباره رفتارهايي که گرچه ممکن است از لحاظ شرعي تهمت، دروغ، توهين، غيبت و... محسوب نشوند اما آثار اجتماعي اين احکام را با خود به همراه مي آورند. به عبارت روشن تر به عنوان مثال شايد نتوان ادعا کرد گوينده اي که سخنش با واقعيت تطابق ندارد دروغ گفته است اما بي ترديد همانگونه که دروغ بر روان، باور و اعتماد جامعه تاثير تخريبي دارد آن سخن نيز همان تاثير را خواهد گذاشت و باعث بي اعتمادي جامعه مي شود . با اين وصف اگر به کارنامه برخي سياست ورزان اعم از مسئولان و فعالان و نخبگان سياسي نگاهي بيندازيم مي توانيم به برآيند کلي اين سياست ورزي نمره منفي بدهيم.

مروري بر گفته ها، عملکردها و رفتارهاي سياست ورزان کشور به روشني اين امر را نشان مي دهد و اظهارات رئيس جمهور در مجلس فقط بهانه طرح اين مساله مهم است.

مروري بر انبوه وعده هاي عمل نشده مسئولان در حالي که قرآن رعايت "عهد" را جزوي از صفات مومن اعلام کرده است (والذينهم لاماناتهم و عهدهم راعون). 352 وعده ثبت شده در بانک اطلاعات دفترپژوهش موسسه فرهنگي خراسان(روزنامه خراسان) که زمان سررسيد آن رسيده و به بسياري از آنان عمل نشده، شاهدي براين ادعا است.

تعدد سخنان و اظهارات متناقض مسئولان نسبت به گفته هاي پيشين خود يا نسبت به ديگر اطلاعات يا اظهارات ديگر مقامات رسمي که شائبه دروغ گويي را ايجاد مي کند. نرخ رشد اقتصادي، مسئول واردات بي رويه ميوه، 11روز خانه‌نشيني، قانوني بودن نظام جديد آموزشي، نحوه عزل وزير امور خارجه نمونه هايي از مثال هايي است که طرح همه آن ها خارج از حوصله اين يادداشت مي باشد.

بيان ادعاهايي که نه با تجربيات کارشناسي سنخيتي دارد و نه با واقعيت هاي ملموس مردم قابل تطبيق است مانند ايجاد 2.5 ميليون شغل در يک سال، آمار اشتغال، ادعاي گران نشدن مسکن وبرخي کالاها و ...

طرح بي پرواي ادعاهايي قبل از اثبات آن حتي براي خود گوينده يا نويسنده به گونه اي که جامعه آن را مصداق تهمت زدن تلقي مي کند. از مباحث مطرح شده در آن مناظره کذايي و تهمت دروغ گويي به رئيس جمهورگرفته تا مثلا افشاگري هاي بي سندي که عليه اين و آن براساس شنيده يا گمانه اي فضاي سايت هاي خبري را پرکرده است مثال هايي از اين آفت موجود در اخلاق سياسي برخي سياست ورزان است.

حتي اگر خوشبينانه به برخي ادعاها درباره اشخاص که در قالب افشاگري ارائه مي شود، بنگريم و آن ها را مطابق واقع بدانيم، آيا به راستي چه مقدار از افشاگري هاي به فرض صحيحي که در حال نشر است براساس وظيفه اجتماعي صورت مي گيرد و مشمول حکم غيبت نمي شود؟

و مهمترين آفتي که امروز نه مانند خورده شدن تنه درخت توسط موريانه بلکه مشابه هجمه ملخ ها به هکتارها کشتزار، در حال تخريب پايه هاي اخلاق اجتماعي جامعه است تخريب گسترده و نفي رقيب سياسي براي رسيدن به اهدافي است که از نظر مردم کسب قدرت(از نوع مذموم آن) تلقي مي شود. اگر نگاهي به گفته ها و رفتارهاي برخي سياست ورزان در انتخابات هاي چند دوره اخير رياست جمهوري و مجلس بيندازيم يا ادبيات حاکم بر رسانه هاي حامي جريان هاي سياسي در طول سال‌هاي اخير را بررسي کنيم خواهيم ديد که متاسفانه اين فضا روز به روز بدتر شده است. ديگر نه مسئول و خدمتگزاري از گزند تخريب هاي بعضا مغرضانه به ظاهر منتقدان در امان است، نه رقابت هاي سياسي بدون نفي ديگران به جاي اثبات خود به ظاهر پيروزمندانه به پايان مي رسد. فعاليت هاي سياسي پرشده است از سياه نمايي ها، تهمت زدن ها، غيبت کردن ها، نفي ديگران، بولتن سازي عليه معتمدان انقلاب و استوانه هاي روحانيت، فاصله گرفتن دوستان ديروز، استفاده از ظرفيت تشکيلاتي نهادهايي مقدس عليه رقبايي حتي با سليقه سياسي همسان، پيامک سازي عليه رقيبي که او را قبول نداريم، استفاده از "ادبيات چماقي" به جاي "نقد منصفانه" مانند چماق ساکتين فتنه يا در طرف مقابل چماق افراطي گري، اصرار بر دفع حداکثري به جاي جذب حداکثري و....

همه اين ها وقتي تاسف بارتر مي شود که برخي از گروه ها و جريان هايي که به اين آفت ها دچار هستند،از باورها و ادبياتي انقلابي برخوردارند و حتي در بسياري مواقع نيت هايي مخلصانه دارند که اين باور و ادبيات انقلابي باعث مي شود تاثير تخريب پايه اخلاقي جامعه صد چندان شود.

هرآنچه گفته شد مثال هايي بود از حداقل هاي اخلاق اسلامي که متاسفانه در فعاليت هاي سياسي اعم از حکومت داري يا رقابت هاي سياسي، رعايت نمي شود و يادآوري آثاروضعي و مستقيم عدم رعايت اين حداقل ها در اعتماد مردم به نظام و اخلاق اجتماعي جامعه. اين مهم در حالي است که در يک نگاه ايجابي پيامبر عظيم الشان اسلام هدف بعثت خود را اتمام و اعتلاي مکارم اخلاق ذکر کردند و انقلاب اسلامي ايران خود را در ادامه آن بعثت عظمي تعريف کرده است لذا بايد سياست ورزان کشور از جمله خود را به توصيه رهبرانقلاب در ديدار با مسئولان نظام در مرداد ماه سال جاري متذکر شويم و دعاي مکارم اخلاق امام سجاد(ع) مخصوصا فرازنهم و دهم آن را به عنوان "مانيفست اخلاق اجتماعي" نصب العين رفتار و گفتارمان قراردهيم :

اللهم صل على محمد و آله ، و سددني لأن أعارض من غشني بالنصح ، و أجزي

من هجرني بالبر ، و أثيب من حرمني بالبذل ، و أکافي من قطعني بالصله ، و أخالف من

اغتابني لى حسن الذکر ، و أن أشکر الحسنه ، و أغضي عن السيئه .

بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و مرا توفيق ده تا با کسي که با من غش ( ناراستي ) نموده از روي اخلاص ( درستي ) رفتار کنم و کسي را که از من دوري کرده به نيکويي پاداش دهم ، و کسي که من را نوميد گردانيده به بخشش عوض دهم و کسي را که از من بريده به پيوستن مکافات نمايم ، و از آن که از من غيبت نموده ( پشت سر بد گويي کرده ) به نيکي ياد کنم، و نيکي را سپاس گزارده از بدي چشم بپوشم

اللهم صل على محمد و آله ، و حلني، بحليه الصالحين ، و ألبسني زينه المتقين ،

في بسط العدل ، و کظم الغيظ ، و طفاء النائره ، و ضم أهل الفرقه ، و صلاح ذات

البين ، و فشاء العارفه ، و ستر العائبه ، و لين العريکه ، و خفض الجناح ، و حسن السيره

، و سکون الريح ، و طيب المخالقه ، و السبق لى الفضيله ، و يثار التفضل ، و ترک

التعيير، و الفضال على غير المستحق ، و القول بالحق و ن عز ، و استقلال الخير و

ن کثرمن قولي و فعلي ، و استکثار الشر و ن قل من قولي و فعلي ، و أکمل ذلک لي

بدوام الطاعه ، و لزوم الجماعه ، و رفض أهل البدع ، و مستعمل الراي المخترع .

بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و من را به زينت صالحين و شايستگان ( انجام حقوق خدا و مردم ) آراسته فرما ، و زيور پرهيزکاران ( عمل به واجبات و ترک محرمات ) را به من بپوشان ، با گستردن عدل و داد و فرونشاندن خشم و خاموش کردن آتش دشمني ( اختلاف بين مردم ) و گرد آوردن پراکندگان ( دلهاي از هم رنجيده ) و اصلاح فساد بين مردم ، و فاش کردن خير و نيکي ، و پنهان نمودن عيب و زشتي و نرم خويي و فروتني و نيکو روشي ، و سنگيني ، و خوشخويي ( با مردم) و پيشي گرفتن نيکي ، و برگزيدن احسان بي آن که جزاي احساني باشد ، و سرزنش نکردن ( رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرموده : کسي که مؤمني را به گناهي سرزنش نمايد نمي ميرد تا اين که آن را مرتکب شود ) و همراهي نکردن به غير مستحق و گفتن حق اگر چه سخت باشد ، و کم شمردن نيکي در گفتار و کردارم اگر چه بسيار باشد ، و بسيار شمردن بدي در کردارم اگر چه کم باشد ( چون اين صفت شخص را از عجب و خودپسندي دور مي گرداند ) و آنچه را بيان شد براي من به وسيله هموارگي طاعت و فرمانبري ، و هميشه بودن با جماعت ( مؤمنين که بر مذهب حق بوده و گرد آمده اند هر چند اندک باشند ) و واگذاشتن بدعت گذاران و آن که رأي و انديشه اختراع شده بکار برد ، کامل گردان.

دنياي اقتصاد:بهار زيبا و انتظارات

«بهار زيبا و انتظارات»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنان‌صفت است كه در آن مي‌خوانيد؛جشن نوروز ايرانيان در ميان جشن‌هايي كه ساير ملل دارند به دليل همزماني آن با نو و تازه شدن زمين، يگانه و باشكوه است.

پوست‌ انداختن زمين و دور شدن از سرما و يخبندان و رويش جوانه‌ها و گل كردن شكوفه‌ها در كوه و دشت و شهر و روستا، جان ايرانيان را نيز شاداب و تازه كرده و نيروي تازه‌اي در جسم و جان آنها تزريق مي‌كند. شهروندان اين سرزمين در روزهايي كه همراه دوستان، آشنايان و خانواده خستگي يك سال كار و تلاش را از تن به در مي‌كنند، فرصت دارند كارنامه و برنامه خود را نيز ارزيابي و تدارك ببينند. فعالان صنعتي و اقتصادي ايران و همچنين مسوولان اداره جامعه در نهادها و موسسه‌ها و سازمان‌هاي دولتي نيز در اين روزها، اين ارزيابي از كاميابي‌ها و ناكامي‌هاي خود را در دستور كار قرار خواهند داد. مهم‌ترين پرسشي كه فعالان اقتصادي ايران احتمالا در دستور ارزيابي و بررسي قرار مي‌دهند برخي گره‌هاي ناگشوده در كسب‌و‌كارشان است كه به دليل تصميمات نادرست پديدار شده و كار را دشوار مي‌كند.

چگونگي اجراي مرحله دوم هدفمند شدن يارانه‌ها، چگونگي تنظيم بودجه 1391 و راه‌هاي مقابله با تحريم‌هاي غرب و ايالات‌متحده آمريكا، سه مساله‌اي هستند كه در روزهاي پاياني سال 1390 حل ناشده باقي مانده‌اند.

سه مساله يادشده هر كدام ابعاد و زواياي ويژه‌اي دارند كه اگر در همان روزهاي نخست سال آينده شفاف و روشن نشوند، دردسر كار و برنامه‌ريزي را براي فعالان اقتصادي افزايش مي‌دهند. آيا نهاد دولت به عنوان قوه اصلي در تهيه برنامه‌ها و نهادي كه امكانات مادي و تصميم‌سازي را در اختيار دارد، در مسير شفاف كردن نكته‌هاي يادشده حركت خواهد كرد؛ اين چيزي است كه فعالان صنعتي و اقتصادي از دولت انتظار دارند و وظيفه دولت است كه به اين انتظارات پاسخ دقيق، كارشناسانه و از سر مسووليت و دلسوزي دهد.

از سوي ديگر اما فعالان صنعتي و اقتصادي ايران زمين توجه داشته باشند كه همزمان با زايش و رويش شادابي و طراوت زمين، سازمان ذهني و مادي خود را تازه كنند.

حركت در مسيرهاي پيشين و چشم دوختن به ذهن و عمل يك گروه كوچك به نام دولت – با همه عظمتي كه از نظر امكانات در اختيارش است- چيزي نيست كه به رونق و ترقي كار آنها منجر شود. بدترين حالت اين است كه كسب و كار سال 1391 را در ادامه و در وضع سال‌هاي خوب و روان سال‌هاي قبل ديده و همان رفتارهايي انجام شود كه در سال‌هاي آسان سپري شده، انجام مي‌شد. از نو و تازه شدن طبيعت و زمين مي‌توان درس گرفت و براي ماندن در بازار دنبال راه‌هاي جديد رفت. نهاد دولت و مسوولان دولت نيز فرصت تازه‌اي دارند كه در سال 1391 روش‌هاي ناكارآمد سال‌هاي قبل را دور ريخته و در مقابل با فعالان صنعتي و اقتصادي، حركت‌هاي جديد را در دستور كار قرار دهند. فرصتي كه بهار زيبا و دلنشين در اختيار شهروندان اين مرز و بوم كهن قرار داده است را مغتنم بدانيم و جان و ذهن خويش و سرزمين خود را تازه و شاداب سازيم.

حمايت:ضرورت تقویت روزافزون مردم سالاری دینی

«ضرورت تقویت روزافزون مردم سالاری دینی»عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت است كه در آن مي‌خوانيد؛در جهان امروز کمتر جامعه ای را میتوان یافت که خواهان رعایت حقوق انسانی خود و گسترش رفاه و بهزیستی بیشتر نباشد. همچنین کمتر جامعه ای را میتوان یافت که خواهان این نباشد که سرنوشت آن جامعه را خود مردم تعیین کنند. این تعیین سرنوشت در شکل کلان اداره امور جامعه ذیل عنوان مردم سالاری یا محوریت مردم در اداره همه امور، تجلی پیدا میکند فلذا هرچه مردم سالاری یا به تعبیر فرنگی آن، دموکراسی، قوی تر و ریشه دارتر در یک کشور وجود داشته باشد فرض بر آن است که آن جامعه بهتر اداره میشود و رضایت مردم بیشتر تأمین شده است. محوریت مردم در اداره امور جامعه مدل های مختلفی در سراسر جهان دارد. به همان نحو که مبانی نظری مختلفی برای آن عرضه شده است مثلاً دموکراسی لیبرال، دموکراسی سوسیال، دموکراسی مبتنی بر دین.

هر یک در مبانی نظری تفاوتهایی با هم دارند و همچنین در حیطه هدف گذاری ها، حد و حدود و مرزبندیهایی با یکدیگر دارند ولی همه این مدلها حسب آنچه اعلام میدارند، در تلاشند تا حق تعیین سرنوشت مردم در عرصه های مختلف اداره جامعه را جدی تر عینیت ببخشند. طبیعی است که بین صاحبنظران و قائلان به هر یک از مدل های مزبور نیز بگومگوها و بحث های نظری جریان دارد از این جهت که این به دیگری ایراداتی وارد میسازد یا مدل خود را کامل تر از حیث نظری معرفی و دارای آثار بهتر از حیث عملی می داند.

در کشور ما نیز دیدگاه های متنوعی را میتوان یافت. برخی روشنفکران عرفی دل در گرو مبانی نظری دموکراسی لیبرال دارند و از آن حمایت میکنند، برخی نیروهای چپ گرا مدل سوسیال دموکراسی را مناسب تلقی میکنند و دائماً از آن حمایت بعمل میآورند و در کنار این رویکردهای فکری حداقلی، دیدگاه اکثریتی که هم حاکمیت و هم قشرهای مختلف جامعه ایران از آن حمایت میکنند مدل مردم سالاری یا دموکراسی با رعایت موازین دینی و الهی است.البته در همین رویکرد نیز برداشتهای مختلفی عرضه میشود که طرح آنها خارج از مجال فعلی است ولی این نقطه مشترک در همه وجود دارد که دغدغه رعایت مردم سالاری با لحاظ موازین دینی را دارند.

در خصوص این رویکرد فکری، طی سال های اخیر متون تحقیقی متعددی توسط اهل فکر تهیه و عرضه شده است. برخی از مقامات خصوصاً رهبر معظم انقلاب مکرر در این خصوص اظهار نظر داشته و سعی کردهاند که چارچوب های نظری آن را معرفی کنند و تفاوت های آن با سایر مدل های دموکراسی را مشخص سازند.با همه این تلاش های نظری، توجه بسیاری از مخاطبان در داخل و خارج کشور معطوف به وضعیت عملی و آثار عینی و ملموس و قابل سنجش است.

به عبارت دیگر، بسیاری از مخاطبان برای جذب به مبانی نظری مردم سالاری دینی و پذیرش اینکه این مدل مردم سالاری کارایی بیشتری در تأمین حقوق مردم و تحقق جامعه سالم دارد به آثار عینی توجه می کنند و اگر آثار عینی در حوزه های مختلف آنها را مجاب نسازد این مدل را رد میکنند و حتی بعضاً شنیده شده که این شبهه را مطرح میسازند که این عناوین من درآوردی و بیشتر از موضع انفعالی و برای توجیه عملکردهاست تا اینکه مبتنی بر یک راهبرد کلان برای بهبود امور و ارائه الگوی کارآمد در سطح جهانی باشد. این شبهه و موارد مشابه را باید یک به یک مطرح کرد و با استدلال و منطق و ارائه مستندات دقیق رد نمود تا طراحان این دیدگاهها تصور نکنند که عجزی از جهت مبانی نظری و استدلالی موضوع وجود دارد.

اما نکته مهمی که برای اهل نظر مدافع مردم سالاری دینی باقی می ماند عرصه عمل و اجراست که طبیعتاً به متفکرین و اهل نظر مربوط نمی شود و متصدیان امور کشوری باید پاسخگوی آن باشند. اگر متصدیان امور کشور در عرصه قضایی، اجرایی، تقنینی، و سایر نهادها عملکردهای مناسب و شایسته ای نداشته باشند و به صورت قوی و کارآمد نشان ندهند که مبتنی بر ارزشهای الهی و با محوریت قرار دادن احترام به نظر و عقل جمعی جامعه بهتر میتوان جامعه را ساخت و حقوق مردم را رعایت کرد، طبیعتاً کاری از دست اهل نظر و متفکران برای رد شبهات و ایرادات و هجمه های مختلف برنمیآید چراکه هرچه آنها از مدینه فاضله و آرمان شهر اسلامی سخن به میان آورند و مبانی نظری آن را در رقابت با سایر مکاتب فکری به خوبی تبیین نمایند، باز عملکردهای نامناسب متولیان امور همه زیباییهای ترسیم شده را بهم میزنند و مخاطبان را دفع می کنند.

با تأکید بر این نکته مهم، لازم است در پایان سال 1390 یک مرور فشرده داشته باشیم و ببینیم از حیث عملی و عینی آیا گام های موثرتری برای گسترش و تعمیق مردم سالاری دینی برداشتیم یا خیر؟ این پرسش را مبتنی بر عملکردهای مراجع رسمی و هم عملکردهای خود مردم و عموم شهروندان باید پاسخ داد.

همچنین لازم است شاخص های دقیقی در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و مدنی مشخص نمود و مبتنی بر شاخصها به ارزیابی عملکردها نشست تا به دقت مشخص شود که موفقیت های ما چه بوده و ناکامیها یا اشکالات کجا بوده که لازم است در سال جدید برای تقویت نقاط مثبت و رفع موارد منفی قدم های موثری برداریم. به عنوان مثال در عرصه سیاسی و مدنی، انتخابات چه از حیث کمّی و چه از حیث کیفی یکی از شاخص های مهم دموکراسی است. فعالیت احزاب و نهادهای مدنی درهمین عرصه چه از حیث کمّی و چه از حیث کیفی، یکی دیگر از شاخص های مربوطه است.

میزان فعالیت رسانه های مستقل و امکان نقد و نظر جدی آنها بر فعالیت های مختلف عمومی و نهادهای رسمی، یکی دیگر از شاخص های مربوطه است. وجود آزادی بیان فردی و جمعی در چارچوب حاکمیت قانون یکی دیگر از شاخص هاست. شفافیت اداره امور کشور و پاسخگویی مسئولین در قبال عملکردهای خود یکی دیگر از شاخص هاست. رعایت دادرسی عادلانه در مورد هر کسی که متهم به نقض قوانین شد ، یکی دیگر از شاخص های مهم ذیربط است.

هر یک از این شاخصها خود شرح و بسط زیادی دارد و کتابها در مورد آنها نوشته شده و سنجه های ریز و دقیقی در هر مورد در سطح جهانی تعریف گردیده که به راحتی میتوان معیارهای ارزیابی را فراروی خود قرار داد. در یک نگاه کلی مثلا در سال 1390 یکی از مفاسد مهم اقتصادی کشور در نظام بانکی شناسایی و محاکمه عوامل آن به جریان افتاد، انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شد. برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی، رییس جمهور در مقام پاسخ به سوال نمایندگان آن هم سوال به مفهوم خاص قانون اساسی که میتواند استیضاح را به دنبال داشته باشد، در مجلس حضور یافت و پاسخگوی مجلس بود.

در همین چارچوب مصادیق متعددی را میتوان به عنوان دستاوردها یا ناکامیها در عرصه مطبوعات و رسانه ها، در عرصه احزاب و نهادهای مدنی، در عرصه آزادی بیان، در عرصه دادرسی عادلانه و در عرصه فرهنگ عمومی مطرح کرد. پایان سال فرصت مغتنمی است تا هر یک از ما چه در جایگاه حاکمیتی هستیم و چه در جایگاه یک شهروند عادی، به ارزیابی دقیق عملکردهای خود بپردازیم و به دور از تعصب ورزی کورکورانه یا نگرش های تبلیغی و یک طرفه که فقط از خود تعریف میکنند و نقاط ضعف و اشکال خود را نمی بینند، به این جمع بندی برسیم که برای پیشبرد مردم سالاری دینی و ارائه الگوی عینی موفق از مدیریت و اداره جامعه مبتنی بر رأی مردم و با رعایت موازین دینی چه کرده ایم و چه میتوانستیم بکنیم که احیاناً نکرده ایم و کوتاهی داشته ایم؟ اگر این بررسی دقیق و همه جانبه را انجام دهیم احتمالاً درخواهیم یافت که موفقیتها و دستاوردها بسیار بیشتر از آنچه حاصل شد میتوانست وجود داشته باشد اگر از برخی دعواها و تنشها و تعصب ورزی های باندی و گروهی و جناحی فاصله میگرفتیم، اگر حرکت خود را بیشتر منطبق با قانون میکردیم، اگر بیشتر به فصل حقوق ملت در قانون اساسی پایبندی نشان میدادیم، و اگر بیشتر همدلی و همبستگی و عدم حذف یکدیگر و شرح صدر را محور همه تلاش های خود قرار میدادیم.

به امید آنکه در سال 91 در ادامه مسیر پویای انقلاب اسلامی موفقیتها دو چندان باشد و نقاط ضعف و ناکامی خود را نیز با همت و تلاش ملی مرتفع سازیم. در آن صورت متفکران و صاحب نظران و علماء و اندیشمندان نیز با دست پرتر و در فضای اثرگذارتر میتوانند مخاطبان داخلی و خارجی را به جامعیت مدل مردم سالاری دینی و کارآمدی آن جذب نمایند. با قدردانی و تقدیر از یکایک تلاشگران ارتقاء جایگاه جامعه اسلامی ایران، سال نو بر همگان مبارک باد.
خواندنی ها و دیدنی های بیشتر
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پرطرفدارترین ها