کد خبر : ۲۷۵۷۰۹
تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۹۷ - ۱۷:۰۷
یک ماه مانده به نشست ورشو که آمریکا برای ایجاد اجماع علیه ایران به آن دل بسته است، ابهامات درباره حاضران در این نشست و کیفیت این حضور لحظه به لحظه بیشتر می شود. در حالی که اروپا روی خوش به این نشست نشان نداده اما سعودی ها در پی شکار شاه ماهی از آب گل آلود ورشو هستند.

ورشو، عرصه تردید اروپا و ناکامی آمریکا

به گزارش ایران اکونومیست؛  روزهای 24 و 25 بهمن ماه لهستان میزبان نشستی خواهد بود که به ادعای مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، جهان درباره نقش ایران در تعاملات بین المللی تصمیم گیری خواهد کرد. یک هفته پس از اعلام رسمی این خبر از سوی وزیر امورخارجه آمریکا؛ ابهامات درباره «جهان» مورد نظر پمپئو روز به روز بیشتر می شود.
این نخستین بار نیست که شماری از کشورهای جهان به تهییج، تحریک، تطمیع و تهدید آمریکا در نقاط مختلف زمین گرد هم می آیند تا درباره ایران به اجماع نظر برسند، اما شاید نخستین بار باشد که بنیان های این نشست و انگیزه حاضران در آن با ابهامات بی شماری روبرو است.
در مدت باقی مانده تا نشست رسانه ها به نقل از فدریکا موگرینی مسوول سیاست خارجی، اتحادیه اروپا اعلام کرده حضور او در ورشو به دلیل مشغله کاری و پیچیدگی های برنامه ها بعید خواهد بود.
از دیگر سو دیپلمات های حاضر در بروکسل پایتخت اتحادیه اروپا حضور مقامات ارشد کشورهایی مانند انگلیس و فرانسه در نشست ورشو را با تردیدهای جدی ارزیابی کرده اند و گمانه زنی ها حتی به عدم حضور ترزا می نخست وزیر انگلیس و امانوئل ماکرون رییس جمهوری فرانسه نیز رسیده است.
احتمال ضعیف این حضور نیافتن ها هم می تواند فرآیند شکست های چندین ساله آمریکا در شکل دهی اجماع جهانی علیه ایران را تکرار کند. اینکه اکنون جهان مورد توصیف پمپئو، برای تن دادن به خواست های واشنگتن تردیدهای جدی دارد، حکایت از تغییر هرچند نامحسوس در نظام بین الملل است. تغییری که گرچه نمی توان در برهه کنونی چندان به آن امید داشت و تکیه کرد، اما می تواند آغازگر مسیری باشد که اریکه قدرت آمریکا را با پس لرزه هایی جدی مواجه کند.
اروپای همیشه موافق این بار مردد است، روسیه و چین هم که فعلا در خط دشمنی با ایران نیستند. عقلای همسایه ایران به جز سعودی و برخی هم پیمانان عربش، چندان در پی تغییر استراتژیک در روابط خود با ایران نیستند. شرق آسیا هم به سبب اولویت منافع ملی توسعه محور خود به نظر نمی رسد ایران را به عنوان دشمن دسته بندی کنند. با چنین توصیفات محتملی به نظر می رسد جهان مورد نظر آمریکا اکنون به بنیامین نتایاهو و محمد بن سلمان محدود شده است که تنها مقاماتی هستند که مشتاقانه چشم انتظار ورشو نشسته اند.

**اروپای مردد در تصمیم گیری
همزمان با خروج دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا از توافق هسته ای با ایران، حاضران در این توافق به ویژه کشورهای اروپایی اعلام کردند بر سر عهد خود با ایران خواهند ماند و از همان ابتدا در پی ایجاد سازوکاری رفتند تا تاثیر بدعهدی ترامپ را به حداقل ممکن کاهش دهند. نظاماتی چون سازوکار ویژه مالی یا spv و تعاملات بانکی و تجاری با ایران از نمونه اقدامات اروپا است و گرچه ثمربخشی آن با تردیدهایی همراه است اما نمی توان هم منکر خواست قاره سبز بود.
اروپا در میانه نزاع آمریکا و ایران از یک سو به نعل spv می زند و از سوی دیگر به میخ محکومیت پرتاب ماهواره ایران و از یک سو به حقوق بشر ایران می تازد و از سوی دیگر برای اتحاد در ورشو تردید جدی دارد. در این کنشگری اتحادیه اروپا اگر با دیدی مثبت نظر کنیم می توان نشانه هایی از استقلال نوپایی را یافت که مقامات اروپا در پی دستیابی به آن در برابر آمریکای به ویژه ترامپی هستند. نگاه بدبینانه هم می تواند نشان از سردرگمی اروپا در مواجهه با بحران سازی های تاجر کاخ سفید تعبیر شود که ره به جایی نخواهد برد.
اروپای معلق میان استقلال سیاسی و منافع غیرقابل انکار وابسته به آمریکا، در ورشو آزمون سختی در پیش خواهد داشت. حضور در این نشست، آخرین امیدهای پایبندی به توافق با ایران را به یاس مبدل می کند و عدم حضور هم خشم و خصم ایالات متحده را در پی خواهد داشت. آزمون دشواری که به نظر می رسد اروپا تاکنون خشم آمریکا را بر قطع همکاری با ایران ترجیح داده است.
باید منتظر یک ماه آینده نشست و دید که گمانه زنی های دیپلمات های بروکسل درباره حضور نیافتن قدرت های غربی اروپا در نشست شرق این قاره، تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است. دلیل این حضور نیافتن اما می تواند بُعد دیگری هم داشته باشد، برخی از تحلیلگران هدف ترامپ از برگزاری نشست علیه ایران در ورشوی لهستان را به نوعی تلاش برای برهم زدن اتحاد میان بلوک شرق و غرب اروپا عنوان کرده اند. موضوعی که هرچند با احتمال ضعیفی مطرح می شود اما می تواند در تداوم همان سیاست یارکشی رییس جمهوری آمریکا پس از خروج از برجام باشد.

**ورشو سکوی بلندپروازی ناتوی عربی؟
ناتوی عربی اسم رمز بلندپروازی هایی است که سعودی ها از همان نخستین سال های پیروزی انقلاب ایران و اعطای نقش پهلوی به خاندان سلمان و فهد در سر می پروراندند. رویایی که از دشمنی ایران با اعراب افسانه ها می ساخت و به واسطه این افسانه ها دلارهای نفتی سعودی را روانه کارخانه های اسلحه سازی روسیه و آمریکا می کرد تا زرادخانه های خلیج فارس هر روز لبریز از اسلحه های آمریکایی شود.
در تداوم این رویاپردازی گرچه آمریکا به واسطه نفع فراوان همیشه نقش مشوق داشته است، اما آمریکای دوران ترامپ، در راستای استراتژی تجارت محور خود این تشویق ها را با تمام قدرت پی گرفته است و حتی سلاخی حقوق بشر در سفارت سعودی هم نتوانست این تشویق را حتی برای لحظاتی به تنبیه بدل کند.
این میان زمانی که آمریکا جمهوری اسلامی ایران را به عنوان دشمن خوفناک اعراب! معرفی می کند آن ها هم با تمام وجود پذیرای توهم ایران هراسی شده و برای مقابله با آن به استراژی هایی چون ناتوی عربی روی می آورند. نشست ورشو برای تثبیت و تایید این توهم و پاسخ غریزی به آن موقعیت جالب توجهی است. اساسا هم نشستی که برای تایید توهم هراس از ایران و راه های مقابله با این توهم در هر نقطه ای از جهان برگزار شود، محور عبری-عربی از حاضران ثابت در آن هستند.
با احتمال فراوان هم می توان گفت در این نشست با تایید توهم، عربستان به دنبال تثبیت راهکار خود برای مقابله با آن در قالب ناتوی عربی است. باید دید تا چه میزان جهان اجازه چنین بلند پروازی های متکی به توهم را به بن سلمان جوان خواهد داد و این ناتو چند کشور عربی را با خود متحد خواهد کرد. با توجه به اینکه دوران پدرخوانندگی سعودی ها بر اعراب رو به افول است و از نشانه های آن سرپیچی از نوع قطری است. همچنین باید منتظر ماند و دید عربستانی که چند سال متوالی در میدانی چون یمن نتوانسته جاه طلبی های خود را ارضا کند، علیه ایران چه ترفند تازه و گره گشایی می تواند بربندد.

**روسیه، چین و تداوم استراتژی حمایت از ایران
رنگ تاریخ در حیطه تعاملات روسیه و ایران، طیف خاکستری است و گرچه میان ایران و همسایه شمالی درگیری های متفاوتی وجود داشته است، اما شواهد نشان می دهد که روسیه کنونی تمایلی به دشمنی با همسایه استراتژیک خود ندارد؛ هرچند مبنای دوستی را هم تنها بر منافع ملی باید بنیان نهاد. منافع روسیه در برهه کنونی حکم می کند که ایران را به عنوان دشمنِ دشمن خود در کنار داشته باشد. چین دیگر کشور شرقی حاضر در توافق برجام، در گیرو دار مسابقه ای نفس گیر با آمریکا در تبدیل شدن به قدرت جهانی، از ایرانی که در برابر زیاده خواهی های آمریکا ایستاده است حمایت خواهد کرد.
هم روسیه و هم چین منافع مشترک اقتصادی هم با ایران بسیار دارند، اما ریشه حمایت های آنان از ایران را می توان در دشمنی با آمریکا هم جستجو کرد. البته که جنس دشمنی دو ابرقدرت با ایالات متحده آمریکا متفاوت از تعاریف مصطلح دشمنی در تعاملات بین المللی است اما در پس پرده لبخندهای سران این کشورها می توان خصومت با یکه تازی های آمریکا را مشاهده کرد.

**تردید اروپا و بازی قاعده مند دستگاه دیپلماسی
در فاصله یک ماه تا زمان برگزاری تازه ترین نشست ها علیه ایران؛ بسیاری از کشورهای جهان برای حضور در این نشست تردیدهای جدی دارند. چرایی چنین توصیفی با توجه به پیچیدگی های روابط بین الملل در جهان کنونی نمی تواند به آسانی و یک سببی پاسخ داده شود. قدر مسلم این است که حتی مخالفان دولت هم بر وجود اختلاف میان شرکای قدیمی بر سر اجماع علیه ایران تاکید دارند.
بدیهی ترین دلیل این اختلاف را هم می توان در بازی قاعده مند دستگاه دیپلماسی ایران ریشه یابی کرد. فارغ از نهان این تردید اروپا و نتایج حاصل از آن، آنچه هویداست تلاش وزارت خارجه دولت دوازدهم در ناکام گذاشتن پروپاگاندای ایران هراسی است که منصفانه و معقول نخواهد بود اگر رقبای دولت و منتقدان همیشگی محمد جواد ظریف از اختلاف آمریکا و اروپا سخن بگویند اما در چرایی این اختلاف به نوع کنشگری دیپلمات های ایرانی اشاره ای نکنند.
خواندنی ها و دیدنی های بیشتر
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پرطرفدارترین ها