کد خبر : ۲۲۲۲۵۷
تاریخ انتشار : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۳
انتظار چند ساله برای اکران فیلم، دردی مزمن برای کارگردانانی است که آثارشان در جرگه فیلم های توقیفی قرار می گیرد و زمان پایان مسیر دشوار اخذ پروانه نمایش برای آنان مشخص نیست در حالی که مدیران سینمایی اندکی از میزهای خود فاصله گرفته و در کنار سینماگران قرار گیرند، این میسر آسان ترطی خواهد شد.
به گزارش ایران اکونومیست؛ نام توقیفی عنوانی کنجکاو کننده است. وقتی مطلبی درباره توقیف یک اثر می شنویم نخستین پرسشی که در ذهن می آید این است کدام خطوط قرمز از سوی کدام کارگردانان رد شده است؟ چرا و چگونه سرمایه ای عظیم از یک فیلمساز چه به لحاظ مادی و معنوی اجازه نمایش نمی یابد و این روند سال ها ادامه می یابد؟
عنوان توقیفی در برخی سال ها موجب شده برخی فیلمسازان برای فروش بیشتر، اعلام کنند فیلم شان توقیف شده و از این بازی برای منفعت شخصی استفاده کنند و در مقابل فیلم سازانی نیز سال ها برای بازگشت سرمایه مادی و معنوی فیلم شان راهروهای پر پیچ و خم سازمان های ذی ربط را برای اخذ مجوز طی می کنند.
همواره قواعد مشخصی برای فیلم سازان در کلیت برای فیلم سازی تعریف شده و این روند پیش از انقلاب نیز وجود داشته اما همواره اعمال سلیقه ها موجب شده در برخی ادوار صف فیلم های اکران نشده طویل و در ادواری نیز از میزان فیلم های مانده در نوبت صدور پروانه نمایش و اکران کاسته شود.
اعمال این سلیقه ها در حدی بوده که برخی فیلم های توقیفی در دوره ای به عنوان بهترین اثر جشنواره فیلم فجر شناخته شود و به رنگ ارغوان ابراهیم حاتمی کیا بهترین نمونه برای این ادعا است.
در این میان مدیرانی نیز با موج سواری بر مشکلات فیلم سازان و دادن قول های مساعد برای نمایش آثار به اصطلاح توقیفی سعی کردند نامی برای خود دست و پا کنند اما در نهایت این میزها بودند که سرنوشت فیلم های توقیفی را رقم زدند و همچنان شاهد حضور فیلم سازان در راهروهای وزارت ارشاد برای صدور پروانه نمایش هستیم.
اگر به تاریخچه فیلم های توقیفی نگاهی بیاندازیم نام کارگردان های معتبری را می بینیم. 'خط قرمز' به کارگردانی مسعود کیمیایی، 'سنتوری' به کارگردانی داریوش مهرجویی، 'باشو غریبه ای کوچک' به کارگردانی بهرام بیضایی،' ده ' به کارگردانی عباس کیا رستمی، 'به رنگ ارغوان' و 'گزارش یک جشن ' از ابراهیم حاتمی کیا، 'خرس ' به کارگردانی خسرو معصومی، 'پاداش و خیابان های آرام' به کارگردان کمال تبریزی، ' طلای سرخ' به کارگردانی جعفر پناهی، 'صد سال به این سال‌ها' به کارگردانی سامان مقدم، 'مهمونی کامی' به کارگردانی علی احمد زاده، 'یک خانواده محترم' به کارگردانی مسعود بخشی، 'انتهای خیابان هشتم ' و ' بلوک 9 خروجی 2 ' به کارگردانی علیرضا امینی، 'خانه دختر' ساخته شهرام شاه ‌حسینی،' پریناز' به کارگردانی بهرام بهرامیان از جمله این آثاری هستند که در دایره توقیف در ادوار مختلف مدیریتی گرفتار شدند و اغلب آنان به نمایش عمومی رسید.
در این میان برخی آثار نیز با تلاش گروهی خاص از اکران به پایین کشیده شدند که از جمله این آثار می توان به فیلم 'خصوصی' از حسین فرح بخش، 'گشت ارشاد' به کارگردانی سعید سهیلی، 'من مادر هستم' به کارگردانی فریدون جیرانی اشاره کرد و دقیقا مشخص نشد بر سر سرمایه تولید این آثار که به اعتقاد کارشناسان فیلم هایی جسورانه بودند، چه آمد.
همچنین در برهه ای بسته بودن فضا برای تولید آثار سینمایی موجب شد برخی فیلمسازان اقدام به تولید آثاری بدون اخذ پروانه ساخت از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کنند که با روی کار آمدن دولت یازدهم و با همراهی محمد احسانی معاون ارزشیابی و نظارت وقت، برای اغلب این آثار پس از بازبینی پروانه ساخت و نمایش دریافت کردند.
همچنین شرایط اکران برخی فیلم ها همچون قصه ها پس از تلاش های بسیار در دولت یازدهم بالاخره محقق شد و فیلم رخشان بنی اعتماد در کمد نماند و به نمایش عمومی رسید و البته خیلی از فیلم های توقیفی دیگر به نمایش در نیامد. حتی تلاش ها برای اکران فیلم خانه پدری به کارگردانی کیانوش عیاری در گروه هنر و تجربه نتیجه نداد و این فیلم هم در دولت یازدهم با فشار گروه های خاص پایین آمد. در این میان فیلم هایی با رویکرد مذهبی از جمله رستاخیز نیز اسیر توقیف شدند و در نهایت این فیلم نیز از اکران پایین آمد و نمایش عمومی این اثر متوقف شد و در نهایت وزارت ارشاد خسارت سرمایه گذاران را پرداخت کرد. راهکاری که پیشتر برخی مسوولان در ادواری برای خاموش کردن دایره اعتراض فیلم سازان به توقیف اثرشان از آن استفاده می کردند و حتی برخی فیلم ها نیز از سوی مدیران وقت سینمایی خریداری می شدند.
خرس، صد سال به این سال ها، مهمونی کامی، پریناز از جمله فیلم هایی هستند که توقیف برخی از آنها نزدیک به 10 سال می رسد اما هنوز پیگیر اخذ پروانه نمایش هستند و سرنوشت این آثار نامعلوم است.
برخی فیلمسازان نیز با استفاده از فضای مجازی و پس از خسته شدن از پیگیری نمایش فیلم هایشان آثارشان را منتشر کرده اند. برخی آثار همچون یک خانواده محترم نیز سر از بازار قاچاق در آورند و به سرنوشت فیلمی همچون سنتوری دچار شدند که در ایام توقیف سر از کوچه بازار در آورد.
لرزاننده چربی یکی از این آثار است که محمد شیروانی آن را اینستاگرامی منتشر کرد و حاضر نشد ممیزی ها را اعمال کند.
صف فیلم های توقیفی هیچگاه به پایان نرسیده و هنوز هم فیلم هایی در انتظار اکران هستند. فیلم هایی که در سال های اخیر کانون توجه رسانه ها بوده اند و اخیرا عصبانی نیستم به نمایش عمومی رسیده است.
حاشیه های این فیلم از اختتامیه جشنواره فیلم فجر آغاز شد. زمانی که قرار بود این اثر در برج میلاد به نمایش در آید و گروهی خاص بدون اینکه این فیلم را ببینند در بهمن ماه سال 92 خود را برای برهم زدن نظم سالن در زمان نمایش فیلم آماده می کردند که مسوولان جشنواره زمان اکران فیلم را بدون اطلاع قبلی از عصر به صبح تغییر دادند و در آخر نیز سیمرغ بلورین نوید محمد زاده بازیگر این اثر از وی در پشت پرده جشنواره گرفته شد و به رضا عطاران رسید.
در ادامه هم این فیلم در محاق توقیف ماند تا در نهایت اخیرا و پس از 5 سال این فیلم سینمایی البته با اصلاحیه های مختلف به اکران عمومی رسیده و هیچ گروه و طیف خاصی نیز برای این فیلم معترض نشده است؛ هر چند اکران این اثر در فضایی ناعادلانه و با تعداد سالن هایی اندک در حال ادامه است.
استقبال مردمی از عصبانی نیستم این روزها قابل توجه است و کسی هم با دیدن فیلم منقلب نشده است و این اتفاق می تواند پیش زمینه ای برای اکران عمومی فیلم آشغال های دوست داشتنی به کارگردانی محسن امیر یوسفی باشد؛ اثری که نزدیک به 4 سال در انتظار اکران و اخذ پروانه نمایش است.
امیر یوسفی البته با پدیده توقیف غریبه نیست و وی 12 سال در انتظار اکران خواب تلخ نشست؛ فیلم سازی که با طنز تلخ خود می توانست آثار بیشتری را به سینمای ایران تقدیم کند این روزها در سالن های بخش های اداری به دنبال اخذ پروانه نمایش فیلم خود است. اتفاقی که با توجه به اکران فیلم عصبانی نیستم قریب الوقوع است و به زودی انتظارها برای نمایش این فیلم که از حضور در جشنواره های متعدد سینمایی منع شد به پایان خواهد رسید و آشغال های دوست داشتنی اکران می شود.
اما اشغال های دوست داشتنی آخرین اثر نیست. پارادایس از علی عطشانی، کاناپه به کارگردانی کیانوش عیاری از فیلم سازان کهنه کار سینما، ارادتمند؛ نازنین، بهاره، تینا به کارگردانی عبدالرضا کاهانی که آثار موفق بسیاری را به سینمای ایران تقدیم کرده است از دیگر فیلم هایی هستند که توقیف شان یاس و نا امیدی را به سازندگان آن هدیه کرد و تلاش فیلم سازان برای اکران آنها بی نتیجه ماند.
تجربه نمایش فیلم های توقیفی از جمله به رنگ ارغوان، خواب تلخ، بلوک 9 خروجی 2، قصه ها، زاد بوم، خانه دختر، عصبانی نیستم نشان داد با نمایش فیلم های توقیفی اتفاقی برای سینمای ایران رخ نمی دهد.
اگر مدیران و البته مسوولان نهادهای تصمیم گیرنده غیر سینمایی به این مهم اعتقاد داشته باشند بنیان های فرهنگی ما تاب و توان وارد کردن نقد را در قالب آثار سینمایی دارد لحظه ای در اکران فیلم های سینمایی درنگ نمی کنند.
در بهترین حالت فیلم های پرفروش سینمای ایران بیش از یک میلیون مخاطب دارند و سوال اصلی اینجاست به راستی اکران فیلم برای یک میلیون مخاطب در برهه ی زمانی چه تهدید فرهنگی می تواند در پی داشته باشد؟
اگر اعتماد به نفس فرهنگی وجود داشته باشد و مدیران سینمایی اندکی از میزهای خود فاصله گرفته و در کنار سینما گران قرار گیرند مشکل اکران فیلم های سینمایی حل خواهد شد. اتفاقی که در اکران فیلم عصبانی نیستم به درستی رخ داد و به زودی این مهم در باره آشغال های دوست داشتنی نیز رخ می دهد.
همچنین اظهار نظر برخی مسوولان درباره آثار برخی فیلم سازان همچون کاهانی مبنی بر اینکه این آثار غیر قابل اصلاح است این نکته را در ذهن متبادر می کند چطور فیلمی که از وزارت ارشاد اسلامی پروانه ساخت گرفته از سوی برخی مسوولان در دوره ای دیگر غیر قابل اصلاح خوانده می شود؟
باید بپذیریم به تصویر کشیدن بزه اجتماعی زیبا نیست اما تصویر این زشتی ها برای جامعه می تواند یک هشدار باشد و درباره مسائل اجتماعی طرح مسئله کند لذا این امیدواری وجود دارد با همین نگاه، دلخوری فیلم سازانی که سالیان سال در انتظار اکران آثار شان هستند رفع شده و به جای نا امیدی از اکران فیلم هایشان، با تزریق امید، به فکر ساخت آثار بعدی خود باشند.
فیلم پارادایس که روایتی در باره سه روحانی است نیز می تواند پس از اکران از سوی جامعه روحانیت مورد نقد و بررسی قرار گیرد و مردم و مخاطبان درباره این فیلم نظر بدهند.
چنانچه فیلم سازان باز خورد اثری که می سازند در اکران از مردم بگیرند قطعا مسیر فیلم سازی خود را تعیین خواهند کرد و نیازی به اصلاح این مسیر با اعمال ممیزی های متعدد و توقیف از سوی مسوولان نخواهد بود .
کلام آخر آنکه ، ممیزی های بیش از حد که بر گرفته از نگاه محافظه کارانه است شجاعت و تهور را از سینما و فیلمساز گرفته و موجب رشد و نمو فیلم های دم دستی و آثار طنز بی آزار می شود و این امر منجر به مرگ سینمای جدی و بیکاری فیلم سازان بزرگ خواهد شد.
خواندنی ها و دیدنی های بیشتر
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار