کد خبر: ۱۴۶۹۱۳
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۶:۲۱
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
| ذخیره فایل |
در شهری که بزرگراه ها و خیابان های مهم با نام روحانیون، مبارزان سیاسی و فرماندهان جنگ شناخته می شوند جای خالی نام «هاشمی رفسنجانی» در چهلمین روز فقدان او کاملا احساس می شود. هم با معیار روحانی و هم سیاسی و هم این که او مسوول جنگ و در سال پایانی جانشین فرمانده کل قوا بوده است.
ایران اکونومیست - در چهلمین روز درگذشت آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی همچنان هیچ بزرگراه و خیابانی در تهران به نام او نام گذاری نشده است.

هم او که از پایه گذاران جمهوری اسلامی ایران بوده و میلیون ها تن از ساکنان این شهر که تبار کثیری شان به دیگر مناطق ایران می رسد پیکر او را در آن سه شنبه تاریخی 21 دی 1395 در خیابان های این شهر تشییع کردند.

در برخی شهرستان ها و حتی روستاها البته این نام گذاری صورت پذیرفته و بر کوی ها یا خیابان ها و بلوارهایی  نام هاشمی رفسنجانی نشسته و در جاهایی هم البته تابلوها شکسته است.

در نگاه خوش بینانه در تهران بزرگراه ها و خیابان های مهم هر یک به نام چهره ای سیاسی، ادبی، مذهبی یا از شهیدان سال های جنگ یا حامل و حاوی مفهومی دینی شناخته می شوند و طبعا نمی توان نام آنها را به «هاشمی رفسنجانی» تغییر داد چون او خود برای حاکمیت همین ها مبارزه و تلاش و مدیریت کرد. آن وقت مثل خیابان «نلسون ماندلا» می شود که برای اعتلای «آفریقا» مبارزه یا سازش کرد و ما در تهران نام خیابان آفریقا را برداشتیم و به جای آن گذاشتیم نلسون ماندلا! [مردم البته نه می گویند ماندلا و نه آفریقا و همچنان به نام «جردن» شناخته می شود: پایه گذار کالج جردن که بعدها شد دبیرستان البرز و هنوز تقاطع دو خیابان انقلاب و حافظ به چهارراه کالج مشهور است].

   با همین استدلال شاید تغییر نام بزرگراه رسالت یا نیایش به «هاشمی رفسنجانی» منتفی شده باشد. از سوی دیگر خیابانی عادی و نه چندان مهم را هم نمی توان به نام او گذاشت. پس باید منتظر بزرگراه یا خیابانی جدید بود و در این صورت احتمال استفاده از آن در گفتار مردم هم بالاتر می رود. چون هر گاه آن معبر پیشینه ای نداشته باشد نام آن رایج تر می شود.

 به عنوان نمونه می توان خیابان فتحی شقاقی در یوسف آباد را مثال زد. طرح تعریض خیابانی فرعی در این منطقه و اتصال آن به خیابان استاد مطهری (تخت طاووس) با ترور این چهره فلسطینی هم زمان شد و نام او بر این خیابان نشست و اصطلاحا جا افتاد چون نام قبلی یی نداشت و خیابان فرعی که با شماره مشخص شده بود با «فتحی شقاقی» تشخص تازه ای گرفت.

(در همین یوسف آباد یک تغییر نام دیگر هم اتفاق افتاده که توجیه آن مشخص نیست. میدان مشهور و زیبای « فرح بخش» را که البته به صورت سر هم و « فرحبخش»  نوشته می شد چند سال قبل به «سلماس» تغییر دادند و معلوم نشد شهردار محله اهل شهرستان سلماس بوده یا تصور می کردند «فرحبخش» به فرح ربط دارد!)

 یا بزرگراه آیت الله حکیم که پس از ترور او در سال 1382 چنین نام گرفت. با این نگاه باید منتظر افتتاح بزرگراهی در حد همت، امام علی ع و نیایش باشیم تا با نام هاشمی شناخته شود و ظاهرا شتابی برای آن نیست که اگر بود اتفاق افتاده بود.

نام گذاری اما محدود و منحصر به خیابان نیست و مکان های عمومی هم چنین قابلیتی دارند.

منتها جایگاه هاشمی رفسنجانی ایجاب می کند که جایی باشد که نام آن بسیار تکرار شود و الزاما هم نباید سیاسی و فرهنگی باشد.

کما این که تغییر نام امجدیه به «خلبان شهید شیرودی» به خاطر تکرار نام آن در رسانه ها بود هر چند که ورزشگاه پیر شهر از نفس افتاده است و کمتر نامی از آن می شنویم.

برخی پیشنهاد افزودن نام هاشمی رفسنجانی را به دانشگاه آزاد اسلامی هم مطرح کرده اند و البته در حد پیشنهاد باقی مانده است.

نام های خیابان ها خصوصا در تهران داستانی بلند و خواندنی دارد و با تاریخ و سیاست گره خورده است. کما این که با پیروزی انقلاب 57 نام طولانی ترین خیابان ایران و شاید خاورمیانه از پهلوی به مصدق تغییر کرد و بعد از حوادث سال 60 و پس از برکناری اولین رییس جمهوری ایران نام خیابان به ولی عصر تغییر یافت. تغییری که جای اعتراض باقی نمی گذاشت و فضا هم تندتر از آن بود که در این باره بحث درگیرد.

یا نام خیابان خالد اسلامبولی (ضارب انور سادات) که همواره محل اختلاف ایران و مصر (بر سر تجدید رابطه) بوده یا نام خیابان « بابی سندز» - مبارز ایرلندی که بر اثر اعتصاب غذا در زندان انگلستان درگذشت- که برای ضلع غربی سفارت بریتانیا در تهران انتخاب شد و از آن پس این سفارتخانه برای آن که این نام را در مکاتبات رسمی به کار نبرد در را به ضلع دیگر منتقل کرد!

بر سر نام خیابان دکتر فاطمی هم بحث هایی بوده و کسانی بی میل نبودند نام وزیر خارجه شهید دولت ملی دکتر مصدق را تغییر دهند و این اتفاق نیفتاده و آن نام از مشهورترین خیابان های تهران است و اعتبار و محبوبیت و اشتهار چنان است که هیچ کس نام قبلی آن ( آریامهر) را به کار نمی برد. میدان البته به نام «جهاد» است نه «فاطمی». مترو تهران اما برای آن که سلیقه خود را نشان دهد ایستگاه فاطمی را ایستگاه جهاد نام نهاده است نه فاطمی. همه می گویند فاطمی اما صدایی در مترو می گوید: جهاد.[نام اولیه ایستگاه شهدای رسانه بود که هیچ ربطی نداشت جز این که در نزدیکی خبرگزاری جمهوری اسلامی است. ظاهرا مهم این بوده که نگویند دکتر فاطمی.] 

جالب است گفته شود که در ماه های اوج انقلاب در سال 57 نام برخی خیابان ها و مکان ها را خود مردم تغییر می دادند و بعضی ماند و برخی هم تغییر کرد. برج شهیاد به آزادی، خیابان آیزنهاور به آزادی، خیابان شاهرضا به انقلاب و آریامهر به فاطمی در واقع قبل از پیروزی انقلاب و با ابتکار خود مردم و فعالان سیاسی تغییر نام دادند.

فردای 22 بهمن 57 گروهی از فعالان سیاسی چپ با پارچه نوشته ای نام پارک فرح را به پارک «خسرو گلسرخی» تغییر دادند و میدان باغشاه هم چند روزی میدان لاهوتی شد. اما شورای نام گذاری بر این دو تغییر مُهر تأیید نزد.

گلسرخی به خاطر اشتهار او به مارکسیست بودن (در عین ادای احترام به امام علی و امام حسین ع در دادگاه)  و لاهوتی هم چون این روحانی مبارز در قید حیات بود و خودش هم مایل نبود و قرار شد به جز امام خمینی آن هم در خیابانی پایین تر از مرکز شهر از نام هیچ شخصیت زنده ای استفاده نشود و از این رو نام هایی چون طالقانی، مطهری و مفتح در فقدان آنان انتخاب شد. بر این پایه پارک فرح به جای گلسرخی شد پارک لاله و میدان باغشاه هم به جای لاهوتی شد میدان حُرّ.

درباره دو گروه سیاسی مسلح هم بحث درگرفت. خودشان بر دو نام «مجاهدین خلق» و « فداییان خلق» اصرار داشتند اما به جای آن «مجاهدین» و «مبارزین» - به جای روزولت- انتخاب شد.
 
هر چند این دو نیز پس از مدتی به «مجاهدین اسلام» و « شهید مفتح» تغییر کردند.

سهم نمادهای مجاهدین خلق اولیه «میدان رضایی ها» به جای «میدان 25 شهریور» بود و «بیمارستان قلب مهدی رضایی» به جای بیمارستان قلب « ملکه مادر» اما بعد از وقایع سال 60 «میدان رضایی ها» شد «میدان هفتم تیر» و بیمارستان قلب «مهدی رضایی» هم «شهید رجایی».[ امام خمینی متن حکم تنفیذ ابوالحسن بنی صدر به عنوان اولین رییس جمهوری ایران را در سربرگ بیمارستان قلب مهدی رضایی نوشته است. در بهمن 58 و در حالی که محمد علی رجایی کفیل وزارت آموزش و پرورش بود و در قید حیات و نه شهید رجایی].

در این میان دکتر علی شریعتی از همه بخت یارتر بود. چون نام قبلی (کورش کبیر) چندان مصطلح نبود و مردم از اصطلاح «جاده قدیم» استفاده می کردند و اکنون شریعتی از مشهورترین و مهم ترین خیابان های تهران است و تلاش های عده ای برای تغییر نام آن در دهه هایی که علاقه مندان شریعتی از حاکمیت کنار گذاشته شدند به جایی نرسیده است. 

پس از پیروزی انقلاب تغییر نام خیابان هایی که به به نام شاه و خانواده سلطنتی بود امری ضروری می نمود چرا که هر چه خیابان و معبر مهم بود به نام آنان بود (پهلوی، شاه، شاهرضا، فرح، محمد رضا شاه، بزرگراه شاهنشاهی، سلطنت آباد، آریامهر) یا به نام سران آمریکا و بریتانیا و دیگر کشورها که به ایران سفر کرده بودند ( ملکه الیزابت، آیزنهاور، چرچیل، استالین، کندی).

به همین خاطر در شهرداری تهران شورایی زیر نظر خسرو منصوریان معاون رفاهی - اجتماعی شهردار (مهندس توسلی) تشکیل شد تا این تغییرات را صورت دهد.

این شورا در یک مورد مهم به خاطر تغییر نام خیابان پهلوی به مصدق با انتقاد شدید واعظ شهیر شهر (محمد تقی فلسفی) رو به رو شد که در سخنانی گفت: حداقل در خیابان مصدق از منیریه تا چند میدان بالاتر را به نام آیت الله کاشانی می گذاشتید و بقیه را به نام مصدق. در واکنش به این انتقاد البته توضیح داده شد: یک بزرگراه به نام آیت الله کاشانی نام گذاری شده است و ظاهرا آقای فلسفی از این موضوع خبر نداشت و گرنه میدان به میدان را در نطق خود برنمی شمرد.

در شهری که بزرگراه ها و خیابان های مهم با نام روحانیون، مبارزان سیاسی و فرماندهان جنگ شناخته می شوند جای خالی نام «هاشمی رفسنجانی» در چهلمین روز فقدان او کاملا احساس می شود. هم با معیار روحانی و هم سیاسی و هم این که او مسوول جنگ و در سال پایانی جانشین فرمانده کل قوا بوده است.

با این همه، ماندگاریِ نام ها و یادها الزاما منوط به نصب و الصاق نام آنان بر کوی و خیابان نیست.

کو خیابانی به نام مصدق؟ کو خیابانی به نام نیما، شاملو یا اخوان؟ و کو خیابانی به نام بازرگان؟
خواندنی ها و دیدنی های بیشتر
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: