کد خبر : ۱۳۵۶۱۶
تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۷
یک پژوهشگر اجتماعی معتقد است: توسعه و شادی دو بال پرواز یک پرنده هستند و اوج گیری آنها شادابی و رشد را در جامعه به دنبال دارد.
به گزارش ایران اکونومیست؛ این روزها شنیده ها در خصوص توسعه و شادی بسیار است. توسعه باید منجر به شادی شود، اما در جامعه ای که ابزارهای توسعه محدود است آیا مردم همواره در زمره غمگین ترین مرم جهان باقی خواهند ماند؟
یافته های مقایسه ای در کشورها نشان می دهد کشورهای توسعه یافته به طور عام تجربه های ارزشمندی از شادی در جوامع خود دارند و بالعکس کشورهایی که با مصائب جنگ و یا مشکلات اقتصادی مواجه هستند، با پدیده هایی نظیر شادی بیگانه هستند.
جامعه ایران زمانی در زمره شادترین مردم جهان محسوب می شد. وقتی به تاریخ مردم ایران نگاه می کنیم همواره مراسم شادی با زندگی مردم عجین بوده است و متاسفانه هرچه به زمان حال نزدیکتر می شویم رنگ و بوی شادی کمتر در جامعه احساس می شود.
پوشش جامعه ایرانی که زمانی مملو از رنگ های متنوع بود، امروز به رنگ های تیره و یا خنثی محدود شده است. وجود چنین رنگ هایی حتی می تواند در ناخودآگاه انسان احساس دلمردگی ایجاد کند.
شهرنشینی که در سه دهه اخیر (از 30به 70درصد) بشدت در ایران رواج یافت به زندگی هسته ای و تنها شدن خانواده ها دامن زده است.
روابط در جامعه شهری امروز دگرگون و ارتباط افراد با یکدیگر محدودتر شده است. این تنهایی خود می تواند به ایجاد روحیه افسردگی دامن بزند. همه اینها در حالی است که جامعه ایرانی ظرفیت های بسیاری برای شادی و ایجاد انگیزه شادی دارد. جمعیت ایران جوان است و جوانان بیش از هرگروه سنی نیازمند و جذب کننده شادی هستند.
در گفت و گویی که درباره رابطه توسعه و شادی با یکی از اساتید اجتماعی دانشگاه های کشور شد، وی معتقد بود رابطه این دو مقوله دو سویه است، به طوری که شادی می تواند موجب بهره وری و توسعه یافتگی می تواند شادی ایجاد کند.
 
**شادی و بهره وری
غلامرضا علیزاده استاد جامعه شناسی معتقد است: شاد بودن می تواند بهره وری،کارایی و اثربخشی را در جامعه افزایش دهد.
وی با تاکید بر اینکه، بین شادی و افزایش بهره وری رابطه وجود دارد، گفت: می توان با افزایش شادی، بهره وری را هم افزایش داد. همچنین شادی می تواند قدرت یادگیری را بالا ببرد.
به گفته این پژوهشگر مسایل اجتماعی، توسعه دارای دو بُعد است که ابعاد کمی و کیفی را شامل می شود. در بُعد کمی به رشد اقتصادی، تولید ناخالص داخلی، تولید ناخالص ملی و در بُعد کیفی به مقوله های رفاه اجتماعی، دسترسی به فرصت های برابر، آموزش، بهداشت و مسایلی از این قبیل می پردازد.
وی می گوید، جامعه ای که رشد یافته باشد می تواند توانمندی افراد جامعه را افزایش دهد.
 
**رابطه درآمد و شادی
علیزاده افزود: برخی تصور می کنند درآمد می تواند با ایجاد شادی رابطه داشته باشد، اما این موضوع نمی تواند برای همه خانوارها مصداق داشته باشد. چه بسیار خانوارهایی در ایران هستند که درآمد متوسط یا اندکی دارند اما از شادی در خانواده بهره مند هستند و چه بسیار از خانوارهایی که باوجود درآمد بالا با اندوه و مشکلات عدیده مواجه هستند.
پژوهشگر اجتماعی تصریح کرد: شاد بودن نیاز به محیط اجتماعی دارد. محیط اجتماعی شاد قابلیت افراد را افزایش می دهد، به طوری که انگیزه را برای فعالیت ارتقا می دهد. حتی ایجاد شادی اجتماعی هم می تواند به کاهش فقر کمک کند.
 
**افراد سالخورده نمی توانند برای جوانان برنامه های شادی تدوین کنند
این استاد دانشگاه با اشاره به برنامه ریزی هایی که برای شادی تدوین می شود، گفت: نمی شود فردی با سن بالای 70 سال برای جوان زیر 20 سال برنامه ریزی شادی تدوین کند. چنین برنامه هایی نمی تواند به جایی برسد و تصمیم گیری ها با شکست مواجه می شود.
علیزاده تاکید کرد، تردیدی نیست که باید برای گروه های سنی خاص برنامه های مطابق سن آنها تهیه شود تا برنامه ها لذت بخش باشد. کارهایی که انجام می شود بندرت با روحیه مردم سنخیت دارد.
وی با تاکید بر اینکه نمی توان فقط از یک برنامه برای همه گروه های سنی پیروی کرد، گفت: متاسفانه در برخی از موارد با مقررات سخت گیرانه باعث می شویم جوانان از آن محیط گریزان شوند.
 
**جامعه ایران افسرده و غمگین است
علیزاده در ادامه درباره وضعیت جامعه ایران گفت: افسردگی در ایران بالا است و این در حالی است که برنامه ریزی برای رهایی ازاین شرایط دیده نمی شود. در بسیاری از کشورها از جمله کشورهای توسعه یافته برای گروه های سنی برنامه ریزی های گوناگونی انجام می شود تا همه گروه های سنی جامعه بتوانند شادی و نشاط را تجربه کنند.
وی ادامه داد: متاسفانه این رویه در ایران وجود ندارد. ما در ایران بنگاه هایی برای ایجاد شادی برای مردم نداریم . باوجود نبود بنگاه های یاد شده، مراکزی هم در جامعه وجود دارد که در جهت غمگین تر شدن مردم فعالیت می کنند.
علیزاده گفت: حتی در برخی موارد مشاهده شده از برنامه هایی که می تواند موجب شادی مردم شود، جلوگیری می شود و برخوردهای نامناسبی با افرادی که دارای تبحر ایجاد شادی بین مردم هستند، هم می شود و همه اینها در حالی است که شادی می تواند در لایه های مختلف مردم شکل بگیرد اما با شدت از این تسری شادی جلوگیری می شود.
این استاد دانشگاه بیان داشت: شواهد و آمارها نشان می دهد جامعه ایران جامعه ای غمزده است و متاسفانه بهایی به جمعیت جوانی که در جامعه زندگی می کنند داده نمی شود. در صورتی که مواردی از شادی هم بوده ناقص بود و نتوانسته تاثیر مطلوبی بر روحیه جامعه داشته باشد.
وی گفت: وقتی جامعه ای دچار حرمان و غم شود باید در انتظار بروز آسیب های اجتماعی بود.
علیزاده معتقد است: پیشگیری آسانتر از درمان است. نباید اجازه داد جامعه به سویی گام بردارد که هزینه های نامطلوبی را به جامعه تحمیل کند زیرا در آن صورت هزینه درمان از پیشگیری فزونی می گیرد.
وی عوارض افسردگی را بروز پدیده هایی نظیر افزایش طلاق، اعتیاد، فحشا،خشونت های خانوادگی،خشونت های رفتاری در جامعه، قتل، دزدی و بزه های دیگر عنوان کرد.
علیزاده گفت: متاسفانه بین 150 کشور جهان رتبه خیلی بدی در خصوص افسرده و غمگین بودن داریم. افسردگی خود را در تولید ناخالص داخلی، تولید ناخالص ملی، ترازهای ملی نشان می دهد.
وی گفت: اگر به تبعات افسردگی جامعه اهمیت ندهیم باید هزینه های آن را در جای دیگر بدهیم. هزینه هایی که می تواند صرف توسعه شود برای درمان معضلاتی نظیر اعتیاد، تن فروشی، دزدی، قتل و یا برخوردهای فیزیکی می شود.
وی گفت: ریشه فرهنگ (Culture) به معنای کاشتن و زراعت است. فرهنگ سازی نظیر زراعت نیاز به مراحل گوناگون و زمان دارد.
علیزاده معتقد است: یکی از بدترین کارهایی که بیش از سه دهه در کشور اتفاق افتاده اضمحلال طبقه متوسط در کشور بوده است . این طبقه در کشور در سه دهه اخیر بیشترین صدمه را دیده است. بخش بزرگی از آسیب های اجتماعی در همین طبقه متوسط که فقیرتر شده است، ایجاد می شود.
به گفته علیزاده، اگر طبقه متوسط ضعیف شود جامعه فلج خواهد شد و در چنین شرایطی تمایل به سرمایه گذاری کاهش می یابد.
وی ضعیف شدن طبقه متوسط را به مثابه از حرکت افتادن موتور محرکه جامعه عنوان کرد و گفت: ضعیف شدن طبقه یاد شده به پایین آمدن رشد اقتصادی و کاهش رفاه اجتماعی منجر می شود. اگر رفاه در جامعه شکل نگیرد ،‌لاجرم توسعه پایدار و موزونی هم شکل نخواهد گرفت.
پژوهشگر اجتماعی افزود: منابع ملی خود را می فروشیم اما رفاهی از آن حاصل نمی شود. باید از تخریب محیط زیست برای ایجاد اشتغال جلوگیری کرد.
علیزاده معتقد است، باید اقتصاد را بر محور تولید تقویت کرد تا بتوان مازاد تولید را صادر کرد. با تولید و صادرات زنجیره اجتماعی و طبقه متوسط هم تقویت خواهد شد. همه این تلاش ها نیاز به بهبود اندیشه دارد.
بیش از سه دهه است که همواره مسوولان می گویند که باید وابستگی را به نفت کاهش داد، اما این مهم به دلیل سهل بودن کسب درآمد هیچگاه به طور کامل در کشور عملیاتی نشده است.
تردیدی نیست تا زمانی که نفت استخراج کنیم و بفروشیم و منابع آن را توزیع کنیم همچنان جامعه با نبود تولید در عرصه های گوناگون مواجه است. تولید که نباشد، شادی هم نیست.
«تولید» شادی آفرین است و اگر این مهم را از جامعه بگیریم با توزیع ناعادلانه درآمدهای نفتی راه به جایی نخواهیم برد.
تبعیض از مصادیق توزیع ناعادلانه درآمدهای نفتی و ایجاد اندوه و افسردگی است.
اگر اقتصاد کشور را در چهار دهه گذشته به سوی تولید و کسب درآمد از آن سوق می دادیم و مانند بسیاری از کشورهای توسعه یافته می آموختیم که چیزی نداریم و باید متکی به خود شویم تا امروز شاهد چنین حرمانی در سطوح مختلف اجتماعی نبودیم .
خواندنی ها و دیدنی های بیشتر
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار