کد خبر : ۱۳۰۸۳۷
تاریخ انتشار : ۰۵ آبان ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۳
می توان کارنامه وزیر مستعفی را نقد کرد و گفت وعده های بسیاری تحقق نیافته است. دو نکته را اما فراموش نکنیم: یکی تناقضاتی که وزیر – هر وزیری- با آن رو به رو می شود و دیگری سلوک شخصی و ادب و احترام که از علی جنتی دیدیم...
علی جنتی وزیر مستعفی فرهنگ و ارشاد اسلامی دیروز – سوم آبان 1395- خداحافظی کرد و به جمع وزیران کنار رفته ارشاد پیوست که قبل از پایان رسمی دوران وزارت از بهارستان خارج شدند.

علت اصلی به بن بست رسیدن وزیران ارشاد که هم می خواهند نظر اهل فرهنگ و هنر را تأمین کنند و هم نظرات رسمی را به اجرا گذارند این است که وزیر ارشاد هم باید انتظارات هنرمندان و نویسندگان را بر‌آورده کنند که خواستار اعتماد و کاهش سانسور هستند و هم توقع افزایش نظارت و سانسور را که از تریبون های مختلف مطرح می شود.

در واقع وزیر ارشاد موقعیت یگانه ای دارد و مثل طنابی است که از دو سو کشیده می شود.

 

این نوع وزیران تا می توانند تحمل می کنند ولی گاه به نقطه ای می رسند که یا توان از کف می دهند و احساس می کنند دیگر انرژی و رمقی برای بحث و جدل و دفاع از حقانیت هنرمندان ندارند و یا با این که می توانند مقاومت کنند اما احساس می کنند به خاطر آنها رییس جمهوری بیش از حد تحت فشار قرار گرفته و از این رو فداکارانه کنار می روند تا بحث ها فروبنشیند و رییس جمهوری بتواند با تدبیری تازه و با وزیری جدید راه را ادامه دهد.

این همان کاری است که علی جنتی انجام داد و به رغم پاره ای عقلب نشینی ها می توان گفت سرافرازانه رفت و و در نطق خداحافظی نیز این امر کاملا هویدا بود.     
                                  
البته  در این که همه اهداف اعلام شده تحقق نیافته تردیدی نیست اما کافی است وضعیت کنونی وزارت ارشاد را با 3 سال قبل مقایسه کنیم.



وزیر مستعفی ارشاد می گوید:

 « در روزهای اولی که وارد وزارتخانه شدم در حوزه موسیقی دیداری با پیشکسوتان این حوزه داشتم. برخی از آنها اعلام می‌کردند 4 تا8 سالی است که پایشان به ارشاد نرسیده در ادامه من با توجه به بسته بودن خانه سینما با سه گروه سینمایی که با یکدیگر اختلاف داشتند جلسه داشتم.

با این سه گروه صحبت کردم و متوجه شدم در بیانات آنها که آنها می‌گویند ما با ارشاد خیلی کاری نداشته‌ایم اما من سعی کردم از روز اول بگویم که گذشته را فراموش کنید و به مانند دوره آقای خاتمی و مسجدجامعی که به اهالی فرهنگ و هنر احترام می‌گذاشتند ما نیز قصد داریم به شما احترام گذاریم، سعی‌مان هم همین بود تا آنها را دلگرم کنیم.  اعتماد فرو ریخته را بازسازی کنیم و امیدها را زنده نگه داریم و خوشحالیم امروز اهالی سینما، مطبوعات، رسانه و اهالی قلم با امید بسیار فعالیت می‌کنند».

 این که رمان «زوال کلنل» در این دوره هم مجوز انتشار نگرفت یک واقعیت است. این که عقب نشینی در قبال کنسرت در مشهد به برخی شهرهای دیگر تسری یافت نیز.

این که سپردن سخن گویی وزارت ارشاد به آقای نوش آبادی اشتباه بود و بهتر آن بود که مدیر روابط عمومی خود را حمایت وتقویت می کرد نیز چرا که ادبیات و مواضع سخنگو  گاه از سنخ دولت تدبیر و امید نبود نیز و می توان این سیاهه را ادامه داد اما این گفتار به قصد دیگری تحریر می شود:

 قدر شناسی از گفتار و رفتار وزیر مستعفی و ادب و احترام او و نویسنده این سطور نه بر پایه شنیده ها یا علایق و سلایق فرهنگی که بر اساس مشاهدات شخصی او را شایسته چنین توصیفی می داند.

علی جنتی اتهام نزد، توهین نکرد و تا توانست شکیبید و کوشید بشنود و مهم تر این که امید را بازگرداند.

یادمان باشد کافی بود که دیدگاه های سیاسی خود را پنهان دارد و وفادار نماند تا نسبت خانوادگی او برای هر مسوولیتی  کفایت کند اما چنین نکرد و ضمن رعایت کامل احترام پدر، علی جنتی باقی ماند و حال که از وزارت ارشاد می رود اتفاقا علی جنتی تر شده است.

همین که احمد مسجد جامعی در آیین خداحافظی او شرکت کرد و سخن گفت به تنهایی کافی است تا نشان دهد بر کدام سبیل حرکت می کرده است.

در پایان دولت احمدی نژاد یک بار نوشتم کار مدیران جدید که قرار است از جنس دیگری باشند هم دشوار است و هم آسان.

دشوار است چون رشته برخی امور گسسته و گره های کوری بسته شده که گشودن آنها همتی بسیار می طلبد و آسان است چون کافی گفتار و رفتار اسلاف خود را تکرار نکنند.

علی جنتی هم از این قاعده مستثنا نبود و از یک طرف کار او آسان بود چون مانند وزیران دوران احمدی نژاد وزارت نکرد و از سوی دیگر دشوار چون باید اعتماد زایل و ضایع شده را بازمی گرداند.

با این حال با همان موانعی مواجه شد که سید محمد خاتمی را در سال 1371 و عطاءالله مهاجرانی را در سال 1379 به نقطه استعفا رسانید.

این گفتار اما قصد داوری درباره کارنامه علی جنتی در این سه سال را ندارد. می توان مواضع متناقض او در قبال انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران و بازگشایی این نهاد مدنی – صنفی را نقد کرد.

می توان به سخنان ناامید کننده نوش آبادی پرداخت که انگار در جزیره ای جدا از حوزه وزیر ارشاد سخن می گوید. می توان به بودجه کم تئاتر پرداخت و این که اقدام موثری برای ساختار فرسوده اداری انجام نپذیرفت.

پاره ای روند و رفتارها برای کنترل حرفه خبرنگاری و سلب استقلال از آن نیز می تواند و باید مورد نقد قرار گیرد اما شخص وزیر ادب و احترام وشان هنر و قلم و مخاطبان خاص را فرو نگذاشت و تفاوت های زمانه و الزامات عصر ارتباطات را به تمامی درک کرد وهمین شایان قدر شناسی است.

وزیر مستعفی در نطق خداحافظی دوبار هم از لفظ «شرمنده ام» استفاده کرد و برخی رسانه ها نیز در عنوان خود این واژه را آوردند تا شاید این گونه القا کنند که انگار از عملکرد 3 ساله شرمنده است! حال آن که در سخنان او همه احساس افتخار و بالیدن بود و هیچ نشانی از شرمندگی نداشت و دو باری هم که گفت « شرمنده ‌ام» یکی به خاطر ستایش هایی بود که شنید و  دیگری به سبب کاستی های رفاهی کارکنان وگرنه در سخنان او هیچ نشانی از ابراز شرمندگی در سیاست ها نبود و بیشتر از سوء تفاهم ها گفته شد و بر این پایه گزاف نیست اگر گفته شود وداع او با بهارستان سرافرازانه بود و جایی برای شرمندگی نیست.

آنانی باید شرمنده باشند که همه همت خود را صرف فضاسازی کردند تا اعتماد ایجاد شده بین دولت و اهل فکر را آسیب رسانند. آنانی باید شرمنده باشند که دیواری کوتاه تر از اهل فرهنگ و هنر پیدا نمی کنند و وقتی از هجوم به ظریف و برجام طرفی نبستند سراغ فرهنگ و هنر رفتند.

آنانی باید شرمنده باشند که خلاق ترین گروه های فکری جامعه را در اضطراب و گرفتاری های مختلف نگاه می دارند تا به اغراض سیاسی خود دست یابند.

روزی یکی از همین وزیران مستعفی گفته بود سیاست مداران میهمان اند و اهل فکر و هنر میزبان و وزیری که در پایان دوران وزارت هنوز جایی در میان نویسندگان و هنرمندان و روزنامه نگاران داشته باشد دلیلی برای شرمندگی ندارد.

عصرایران
خواندنی ها و دیدنی های بیشتر
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پرطرفدارترین ها