۲۷ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۱

صنایع نسوز بورس زیر ذره‌بین | کدام نماد نسوز شرایط بهتر برای سرمایه‌گذاری دارد؟

کد خبر: ۸۴۲۴۴۴

روند تحولات فناوری در صنعت فولاد و سخت‌تر شدن استانداردهای محیط‌زیست و بهینه‌سازی مصرف انرژی، باعث شده تا محصولات نسوز یا همان دیرگدازها، جایگاه بسیار حساسی در خطوط تولید صنایع کلیدی پیدا کنند. با این وجود، بررسی وضعیت مالی شرکت‌های فعال در این حوزه تنها با تکیه بر حاشیه سود و ارقام درج‌شده در صورت‌های مالی، تصویر واقعی و کاملی از پایداری سودآوری آن‌ها به دست نمی‌دهد؛ چرا که چالش‌هایی نظیر طولانی شدن فرآیند وصول مطالبات، اتکا به تأمین‌کنندگان و کندی گردش دارایی‌ها از جمله مواردی هستند که سلامت مالی این مجموعه‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند. حمید درعلی، از کارشناسان بازار سرمایه، بر این باور است که نگاه سنتی فعالان بازار به صنعت نسوز به‌عنوان شاخه‌ای از کانی‌های غیرفلزی که تنها به تولید آجر و ملات‌های حرارتی مشغول است، دیگر پاسخگوی تحلیل‌های دقیق برای آینده نیست. به گفته وی، گذار صنعت فولاد به سمت استفاده از کوره‌های الکتریکی پیشرفته، بالا رفتن نرخ استهلاک حرارتی ناشی از حرارت بالا، نیاز به ذخیره انرژی و حرکت اجتناب‌ناپذیر صنایع بزرگ به سمت تولید فولاد سبز، باعث شده تا دیرگدازها به سطح سرامیک‌های مهندسی با فناوری‌های نوین ارتقا یابند. در این شرایط جدید، مواد نسوز دیگر یک هزینه مقطعی و ادواری به‌شمار نمی‌روند، بلکه ابزاری حیاتی برای تضمین کارایی کوره، کاهش زمان توقف خطوط ذوب و تعادل‌بخشی به مصرف انرژی هستند. با این حال، وابستگی روزافزون این فرمولاسیون‌ها به مواد اولیه با خلوص بالا، نوسانات ارزی و موانع مربوط به بهای تمام‌شده را به چالش‌های اصلی این صنعت تبدیل کرده است. این کارشناس بازار سرمایه هشدار داد که تکیه صرف بر سود ناخالص یا سود حسابداری برای ارزیابی عملکرد شرکت‌های نسوز، تحلیلی نادرست به دنبال خواهد داشت؛ بررسی گزارش‌های دوره‌ای نشان می‌دهد ترازنامه این شرکت‌ها با سه مشکل ساختاری روبه‌روست. نخستین مورد، انباشت منابع مالی در بخش مطالبات است؛ به دلیل ساختار انحصاری یا چندقطبی مشتریان عمده نظیر کارخانه‌های فولاد و سیمان، دوره وصول مطالبات در این صنعت گاه از ۴۰۰ روز نیز فراتر می‌رود. این یعنی بخش بزرگی از سودهای اعلام‌شده، به صورت وجه نقد وصول نشده و تنها در دفاتر به عنوان حساب‌های دریافتنی باقی مانده است. دومین چالش به شکنندگی اهرم تأمین‌کنندگان مربوط می‌شود. گاهی اوقات چرخه تبدیل نقدی در شرکت‌ها مناسب به نظر می‌رسد، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد این وضعیت نه حاصل چابکی در فروش، بلکه ناشی از تأخیر طولانی در پرداخت بدهی به تأمین‌کنندگان مواد اولیه است؛ موضوعی که در عمل فروشندگان مواد را به یک شبه‌بانک تبدیل کرده و در زمان بروز بحران‌های بازار، ریسک تسویه حساب را به شدت بالا می‌برد. سومین مسئله نیز تله بهره‌وری دارایی‌هاست؛ به طوری که بر اساس مدل دوپونت، بازده حقوق صاحبان سهام در شرکت‌هایی که دارایی‌های ثابت زیادی دارند به دلیل کاهش گردش دارایی‌ها تحت فشار قرار گرفته و دارایی‌های سنگین آن‌ها متناسب با ارزش دفتری خود وجه نقد یا فروش ایجاد نمی‌کنند. بررسی چهار نماد بورسی این گروه حاکی از تفاوت‌های معنادار در ساختار ریسک آن‌هاست. شرکت فرآورده‌های نسوز ایران با نماد «کفرا» توانسته سبد محصولات خود را به سمت اقلام با ارزش افزوده بالا هدایت کند و سهم عمده‌ای از فروش را به آجرهای نسوز باکیفیت اختصاص دهد که این امر جهش قابل توجهی در حاشیه سود ناخالص آن ایجاد کرده است. با این حال، چرخه مالی این شرکت به شدت به اهرم تأمین‌کنندگان وابسته است و دوره طولانی پرداخت بدهی‌ها، ریسک اختلال در زنجیره تأمین را افزایش می‌دهد. از سوی دیگر، گردش دارایی‌های کفرا همچنان پایین است و تا زمانی که این سود بالا به جریان نقد آزاد تبدیل نشود، تحلیلگران با احتیاط به پایداری آن نگاه خواهند کرد. در مقابل، فرآورده‌های نسوز آذر با نماد «کاذر» از انضباط مالی و سلامت حسابداری بهتری برخوردار است و حاشیه سود خالص شفافی دارد. با این وجود، مشکل اصلی کاذر پایین بودن نرخ بازده و افت محسوس گردش دارایی‌های آن است، به طوری که دارایی‌های مولد شرکت با تمام ظرفیت کار نمی‌کنند و برای بازپس‌گیری جایگاه پیشین خود نیازمند تحول تجاری و ورود به بازارهای جدید است. شرکت تولیدی و خدمات صنایع نسوز توکا با نماد «کتوکا» نیز به دلیل برخورداری از حاشیه‌های سود اسمی بالا، همواره مورد توجه سهامداران رشد‌محور بوده است، اما حساسیت فعالیت‌های آن نسبت به شبکه توزیع و ریسک خریداران ایجاب می‌کند که ارقام سود و زیان پیش از ارزش‌گذاری، حتماً با جریان نقد عملیاتی تطبیق داده شوند تا شکاف میان سود تعهدی و وجه نقد واقعی نمایان شود. در این میان، شرکت صنایع نسوز توکا یا همان «کایزد» با تمرکز بر جرم‌های نسوز مهندسی و ارائه خدمات نصب، بیشترین هم‌افزایی را با فرآیند ذوب فولاد کشور ایجاد کرده و توانسته وفاداری مشتریان خود را در دوران رکود و رونق حفظ کند. اما مزیت اصلی و متمایز کننده کایزد، پیش‌گامی آن در اجرای اقتصاد چرخشی است. این شرکت با راه‌اندازی یک واحد زیرمجموعه تخصصی برای بازیافت و فرآوری ضایعات نسوز کوره‌ها، حلقه‌ای بسته در تأمین مواد اولیه ایجاد کرده است. در روزهایی که سایر رقبا زیر بار فشار تورم مواد اولیه و نوسانات نرخ ارز هستند، استفاده از پسماند بازیافتی توانسته به شکلی پایدار بهای تمام‌شده کایزد را کاهش دهد و از افت حاشیه سود جلوگیری کند. علاوه بر این، دسترسی به منابع بازیافتی درون‌گروهی، نیاز به خواب سرمایه در انبارهای مواد اولیه را به حداقل رسانده و تاب‌آوری شرکت را در برابر چالش‌های تجاری افزایش داده است. همچنین این رویکرد باعث انطباق زودهنگام شرکت با استانداردهای سخت‌گیرانه فولاد سبز و کاهش ردپای کربن شده که مزیتی بزرگ در قراردادهای بلندمدت به شمار می‌رود. در مجموع، می‌توان شرکت‌های صنعت دیرگداز را به دو دسته تقسیم کرد؛ نخست مجموعه‌هایی که چرخه‌های مالی آن‌ها وابسته به اعتباردهی طولانی و تأمین مالی از زنجیره تأمین است و دائماً با شوک‌های تأمین مواد اولیه و فشار سرمایه در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند، و دوم شرکت‌هایی که با ورود به چرخه ارزش بسته، بهره‌گیری از فناوری بازیافت و مدیریت بهای تمام‌شده توانسته‌ლი ریسک‌های تجاری خود را به حداقل برسانند. بر همین اساس، در حالی که کفرا به عنوان گزینه‌ای برای برخورداری از سود ناخالص بالا (مشروط به کنترل بدهی‌ها) و کاذر به عنوان دارایی محافظه‌کار و کم‌ریسک مطرح هستند، کایزد با تلفیق فروش مستمر و اهرم منحصربه‌فرد بازیافت درون‌گروهی، از کیفی‌ترین پروفایل بنیادی و بالاترین ضریب تاب‌آوری در بلندمدت برخوردار است. منبع: نبض بورس

آخرین اخبار