۰۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۹ ربیع الاول ۱۴۴۸
۰۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۵

ترامپ استراتژی جنگ را تغییر داد

قصد آمریکا؛ محاصره همه‌جانبه و منزوی‌سازی است؟
قصد واقعی آمریکا؛ محاصره همه‌جانبه و منزوی‌سازی
کد خبر: ۸۳۹۴۵۶

 

به گزارش ایران اکونومیست؛ آمریکا در شرایطی وارد جنگ اقتصادی جدید با ایران شده که در عرصه نظامی شکست خورده و متحدان سنتی‌اش نیز تمایلی برای همراهی ندارند.

باشگاه خبرنگاران- پس از ناکامی آمریکا در دستیابی به اهداف خود از مسیر نظامی در برابر ایران، دونالد ترامپ بار دیگر به سراغ ابزار فشار اقتصادی رفته و هفته گذشته از اجرای آنچه «بی‌سابقه‌ترین عملیات اقتصادی» علیه ایران خوانده، خبر داد. به نظر می‌رسد واشنگتن تلاش دارد پس از شکست در میدان نظامی، از طریق تشدید فشار‌های اقتصادی تهران را وادار به عقب‌نشینی کند.

 

با این حال، ایران طی سال‌های گذشته تجربه طولانی مقابله با تحریم‌ها را به دست آورده و سازوکار‌های متعددی برای حفظ تجارت خارجی، دور زدن محدودیت‌های مالی و توسعه همکاری با شرکای غیرغربی ایجاد کرده است. سؤال اصلی این است که آیا «فشار بی‌سابقه» تفاوتی با «فشار حداکثری» دارد و راهبرد مواجهه با آن چه باید باشد؟

 

۱. فشار بی‌سابقه؛ اسم جدید برای یک واقعیت قدیمی

 

ترامپ در دوران پس از جنگ تحمیلی سوم تا امروز تحرکات مختلفی انجام داد و هر روز ادعای جدیدی از جمله نابودی ساختاری سیاسی ایران، از بین بردن تمدن پارسی و ... مطرح می‌کرد که هیچ یک به اهداف خود نرسید. ایران در دهه‌های ۸۰، ۹۰ و ۱۴۰۰ تحت تحریم‌های متعدد قرار داشت و تحریم‌های زیادی در حوزه‌های مختلف علیه آن اعمال شده است. برای کشوری که این همه تحریم را به خود دیده است، ادعای «فشار اقتصادی بی‌سابقه» صرفاً یک اسم جدید به نظر می‌رسد که اوباما آن را «تحریم‌های فلج کننده» نامید و ترامپ از «فشار حداکثری» به «فشار بی‌سابقه» رسیده است.

 

با توجه به تجربیات طولانی جمهوری اسلامی ایران چه در حوزه تحریم‌های اولیه آمریکا و چه تحریم‌های ثانویه، بعید است اتفاق جدیدی رخ دهد. آنچه اهمیت دارد، نه نام جدید فشار، که میزان همراهی سایر کشور‌ها با این سیاست است. به نظر می‌رسد چین و روسیه و برخی دیگر از کشور‌های آسیایی الزاماً حاضر به همراهی کامل با واشنگتن نخواهند بود و منافع اقتصادی و راهبردی خود را در روابط با ایران دنبال خواهند کرد. از این رو، اگر آمریکا نتواند یک اجماع جهانی برای اعمال فشار اقتصادی علیه تهران ایجاد کند، «عملیات اقتصادی بی‌سابقه» ترامپ نیز ممکن است با همان شکستی مواجه شود که کارزار نظامی او با آن روبه‌رو شد.

 

۲. قصد واقعی آمریکا؛ محاصره همه‌جانبه و منزوی‌سازی

 

قصد دولت آمریکا این است که علاوه بر دریا، تجارت ایران در خشکی را نیز محدود کند و کمپین مدنظر ترامپ، محاصره همه‌جانبه و منزوی‌کننده ایران است. این محاصره صرفاً محدود به دریا نیست؛ بلکه شامل فشار بر همسایگان برای قطع ارتباط زمینی، محدودیت در مبادلات مالی و انزوای سیاسی نیز می‌شود. ترامپ تصور می‌کند محاصره دریایی طی چند ماه آینده جواب خواهد داد و منتظر دیدن نتایج آن است و به نظر نمی‌رسد که فعلاً دست از این ابزار بردارد. احتمالاً او در دوره «فشار بی‌سابقه» تلاش می‌کند با فشار بر سایر کشور‌ها مخصوصاً همسایه‌ها، آنها را مجبور به قطع ارتباط با ایران به ویژه در حوزه اقتصادی کند.

 

۳. راهبرد‌های اساسی مقابله با جنگ اقتصادی جدید ترامپ

 

نسخه لازم برای پیروزی در جنگ اقتصادی خیلی پیچیده نیست و قطعاً با استفاده از راهبرد‌ها و تجربیات قبلی می‌توان آن را شکست داد. چهار محور اصلی اقدام به شرح زیر است:

 

۳-۱. دیپلماسی فعال و پرشتاب اقتصادی

 

پادزهر محاصره همه‌جانبه و منزوی‌کننده، دیپلماسی فعال اقتصادی است. این دیپلماسی باید فراتر از وزارت خارجه، در تمام دستگاه‌های اجرایی نهادینه شود. ما باید از همین امروز رایزنی‌های خود را با شرکای تجاری مهم خود تشدید کنیم. حدود ۵ الی ۶ کشور از جمله چین، روسیه، عراق، ترکیه، امارات و افغانستان مهم‌ترین مقاصد صادراتی و مبادی وارداتی هستند که باید مذاکرات با آنها با اولویت درجه اول در دستور کار قرار بگیرد.

 

به عنوان مثال، چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران و شریک تجاری راهبردی، مهمترین متغیر در معادله فشار اقتصادی است. پکن به روشنی اعلام کرده که حاضر به همراهی با سیاست ترامپ نیست. روسیه نیز به صراحت با تصمیم ترامپ مخالفت کرده است. کریدور شمال-جنوب، همکاری در حوزه بانکی و مبادلات ارزی، و هماهنگی در سازمان‌های بین‌المللی نظیر بریکس و شانگهای، از جمله ظرفیت‌هایی است که می‌تواند از طریق دیپلماسی فعال، تعمیق یابد.

 

عراق بسیاری از نیاز‌های خود از جمله برق، گاز، مواد غذایی و کالا‌های اساسی را از طریق ایران تأمین می‌کند. همراه شدن با تصمیم ترامپ برای خود عراق مشکل جدی ایجاد می‌کند و با توجه به وضعیت شکننده سیاسی و اقتصادی این کشور، عملاً امکان اجرای کامل فشار علیه ایران را ندارد. با این حال، عراق همواره میان فشار آمریکا و نیاز‌های حیاتی خود در نوسان بوده و باید با دیپلماسی هوشمند، این کشور را در مدار همکاری با ایران نگه داشت. 

 

۳-۲. فعال‌سازی فوری مسیر‌های جایگزین و تنوع‌سازی زنجیره تأمین

 

مسیر‌های جایگزین باید به صورت فوری فعال شوند و موانع تنوع‌سازی زنجیره‌های تأمین کالا باید برداشته شود. این مسیر‌ها شامل موارد زیر هستند:

 

- کریدور شمال-جنوب: اتصال بنادر جنوبی به بنادر خزر و از آنجا به روسیه و اروپا، می‌تواند وابستگی به تنگه هرمز و کانال سوئز را کاهش دهد.

- کریدور شرق-غرب: مسیر‌های ترانزیتی از طریق افغانستان و پاکستان به چین و جنوب آسیا.

- توسعه بنادر شمالی: نظیر بندر امیر آباد، نوشهر و انزلی که می‌تواند به عنوان دروازه ورود کالا‌های اساسی به ویژه از روسیه و آسیای مرکزی عمل کند.

- استفاده از ارز‌های غیردلاری: گسترش مبادلات با روبل، یوان، روپیه و سایر ارز‌های ملی برای کاهش وابستگی به سیستم مالی تحت کنترل آمریکا.

 

۳-۳. افزایش تاب‌آوری جامعه و اهمیت عنصر زمان

 

توجه به تاب‌آوری جامعه مورد سومین محوری است که باید به آن توجه شود و با اقدامات عملیاتی، تاب‌آوری جامعه را باید افزایش داد. جنگ کنونی بین ایران و آمریکا، جنگ اراده‌ها و تاب‌آوری است. 

 

آمریکا می‌خواهد ایران را محاصره همه‌جانبه کرده و در نهایت مجبور به تسلیم کند و بنابراین، زمان اهمیت زیادی دارد و ضروریات مدیریت جامعه حتماً مورد توجه قرار گیرد. اقدامات عملیاتی در این حوزه شامل موارد زیر است:

 

- مدیریت بازار ارز و کالا‌های اساسی: جلوگیری از نوسانات شدید و التهاب‌زایی که می‌تواند امید جامعه را کاهش دهد.

- توزیع عادلانه یارانه‌ها و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر: محاصره معمولاً اقشار ضعیف را بیشتر تحت تأثیر قرار می‌دهد و باید با طراحی بسته‌های حمایتی، این تأثیر را کاهش داد.

- مدیریت افکار عمومی و اطلاع‌رسانی: جنگ اقتصادی تنها در میدان‌های مالی و تجاری رخ نمی‌دهد، بلکه نبرد روایت‌ها و مدیریت افکار عمومی نیز بخش جدایی‌ناپذیر آن است. مردم باید از واقعیت‌های اقتصادی و توانمندی‌های کشور در عبور از این فشار‌ها مطلع شوند تا تاب‌آوری روانی و اجتماعی تقویت گردد. 

- تقویت تولید داخلی در کالا‌های استراتژیک: کاهش وابستگی به واردات در کالا‌های اساسی نظیر دارو، مواد غذایی و قطعات صنعتی.

 

۳-۴. شکستن محاصره با ابزار دیپلماسی یا اقدام تهاجمی نظامی

 

چهارمین اقدام لازم، مواجهه مستقیم با خود آمریکاست. ما نباید به محاصره عادت کنیم؛ متأسفانه ما به تحریم عادت کردیم؛ هرچند که تا حدی توانستیم با راه‌هایی اثر آن را کم کرده و کشور را اداره کنیم. اما محاصره دریایی مسئله‌ای نیست که کشور بتواند به آن عادت کند. 

 

در بلندمدت نیاز داریم که محاصره به هر نحو ممکن شکسته شود و اگر با دیپلماسی و قالب‌هایی مانند تفاهم نامه اسلام‌آباد محاصره لغو نشد، باید با ابزار نظامی تهاجمی این امر مهم را انجام داد و طولانی شدن محاصره برای ایران چالش ایجاد خواهد کرد.

 

محاصره دریایی، به ویژه در تنگه هرمز و دریای عمان، می‌تواند صادرات نفت و واردات کالا‌های اساسی را به شدت مختل کند. برخلاف تحریم‌های مالی که می‌توان با دور زدن آنها، تجارت را ادامه داد، محاصره دریایی به معنای توقف فیزیکی کشتی‌ها و کالاهاست. عادت به این وضعیت، به معنای پذیرش کاهش تدریجی سطح رفاه و توانمندی ملی خواهد بود.

 

نتیجه‌گیری

 

آمریکا در شرایطی وارد جنگ اقتصادی جدید با ایران شده که در عرصه نظامی شکست خورده و متحدان سنتی‌اش نیز تمایل چندانی برای همراهی با فشار‌های بی‌سابقه ندارند. 

 

اکنون بسیاری از کشور‌ها شخصیت ترامپ را به خوبی شناخته‌اند و می‌دانند که تصمیمات او پایدار نیست و احتمالاً کشور‌های منطقه و طرف‌های تجاری ایران، تهدیدات ترامپ را جدی نخواهند گرفت. 

 

با این حال، جمهوری اسلامی ایران با بهره‌گیری از تجارب چهار دهه مقاومت، دیپلماسی فعال با شرکای کلیدی، افزایش تاب‌آوری جامعه، و در صورت لزوم، استفاده از ابزار نظامی تهاجمی، می‌تواند این فشار جدید را نیز مدیریت کرده و آن را به ناکامی دیگری برای سیاست‌های واشنگتن تبدیل کند. 

 

کلید موفقیت، خروج از وضعیت انفعالی و اتخاذ رویکردی تهاجمی-دیپلماتیک در مواجهه با محاصره است؛ رویکردی که در آن، همزمان با تلاش برای حفظ و گسترش روابط تجاری، آمادگی برای شکستن فیزیکی محاصره نیز حفظ شود.