در طول چند دهه گذشته، اقتصاد کشور با چالشهایی تکیهگاهی به نرخ ارز جایگزین اصلی برای کنترل قیمتهای اساسی داشت؛ اما این راهحل یک چرخه بیوقفه از تعاملات بین دولت، بازار و خانوار بهوجود آورد، برای هرکدام با محدودیتهای خاص. اگر در دورههای گذشته ویژهترین مداخله «وکیل تقویم یارانه» بود، امروز کار پررنگ، اجرای طرح «کالابرگ» است. مبحث اصلی هنوز همان سؤال است: هزینهٔ افزایش نرخ ارز در نهایت کی متوسلم میشود؟ این پرسش، چون فشار تورم روز به روز، امروز توجه بیشتری دارد. در سال ۱۴۰۱ به جای یارانههای خرید در مرزهای گمرک، دولت به ارایه اعتبار مستقیم به خانوارها متوسل شد؛ هدفاش این بود که بلافاصله بعد از ورود به پرداخت، قدرت خرید را حفظ کند. در بودجه ۱۴۰۵ برای کالابرگ حدود ۹۹۶ هزار میلیارد تومان مشخص شد؛ عددی که واضحترین صداقاتی بود که افزایش انبساط مالی را نمایان میکرد. ولی وضعیتان نزدیک نوبهاره بود؛ اقتصاد ملی بدلیل بیثباتی نرخ ارز، تورم، و فشارهای وارداتی نمیتواند یک رقم ثابت را مقایسه کند و معیاری باشد که یک ماه دیگر همان کالا را به همان قیمت عرضه کند. هر نوسان در نرخ ارز، به ازای همان درصد، قیمت مواد غذایی را در مرحله واردات تا فرسایش نهایی در قیمت مصرف کننده تغییر میدهد؛ در همین راستا، هر میزان یارانه ارزی در سالهای بعد به یک مسئله هزینهای واقعی در بودجه تبدیل میشود. سرنوشت بدهی و پول به طور همزمان در این تصویر نقش دارند. ### علت ناپایداری ارز ارزان ارزشمندترین ضرورت در اقتصاد حقیقی، فاصلهٔ واقعی بین «ارز ارزان برای واردکننده» و «قیمت پایین برای مصرفکننده» نیست؛ در واقع این فاصله، همان نیازمندی را نشان میدهد که هر تصمیم سیاستگذار به آن برسی دریز داشته باشد. اگر دولت درکی واقعی از این نقطه حاصل کند، میتواند بهرهمندیای از نرخ ارزی تخفیفی به دست آورد. با این حال، همانچند همین تخفیف ممکن است قیمت نهایی را پایین نگه دارد، اما هر تغییر در نرخ ارز در طول زمان، تأثیر بر قیمت نهایی و بهرهرسانی آن خیابان را تغییر خواهد داد. به عنوان مثال، در زمانهایی که دلار در حدود ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان قابل دسترس بود، واردکنندگان مجبور بودند به نرخ بالاتر بپردازند؛ تنوع در نصب نهایی قیمت، بهمعنای انتقال رانت دستیاریها به بخشهای مختلف حسابداری میشد و تأثیر آن بر قیمت کالا و توان خرید خانوار بیدار میشد. در خور این نمونه، بازار روغن پس از تغییر قیمت ارزی، قیمتهانیهای قابل توجهی بهدنبال داشت؛ این در واقع بازتولید رویداشت نداشتن از قدرت ارزی، همینطور دیگر عوامل تورمی، هزینه حمل و دستمزد را نشان میداد. پس در واقع، حکومت در دو انتخاب وجود دارد: یا با یک یارانه ارزی شفاف، فشار برای رعایت قیمت را نرم و ساماندهی کند؛ یا بر عهدهٔ حمایت مستقیم برای مصرفکننده برآید. انتخاب دوم، اگر بهنحوی نادیده گرفته نشود، میتواند به یک مزاحم مالی در طول زمان تبدیل شود؛ چرا که روشی که در این مسیر تسهیل میشود، همچنان با محدودیتهای منابع روبهرو است. ### بهجاشن گردن به «کالابرگ» کالابرگ در ابتدا با اعتباری کمیقصر براتان پیشنهاد شد، ۱ میلیون تومان ماهیانه، برای خرید سبد غذایی مصرفی. این روش، قدرت خرید را در دست خریدار میچرخاند؛ یعنی نیازی به انتظار برای انتقال یارانه در مرزهای گمرک به وسواس دیگران نیست. اما همانآن که معنای واقعی کمکی مستقیم با تمامی چالشهای ارتباطی و تورمی همراه است، علت اصلی اشکال میشود. اگر مزایای ۱ میلیون تومان ثابت برای جلوگیری از کاهش قدرت خرید، تحت فشار تورم قرار گیرد، فقدان این توان میتواند همچنان خسارت برای خانوار ایجاد کند؛ چون حجم واقعی سبد، همانکه نرخ چیناباناش بههمراه بازار ارز و تورم، تغییر میکند. در چنین وضعیتی، تبلیغی از مدل کالابرگ بودن، بیشتر به همتای مزایایی اقتصادی تبدیل میشود که پاسخی کوتاهمدت در برابر فشارها نیست. دواپس از آن، در ماههای بعد، مورد پر توجه، قدمگذاری دولت برای صیغن عليها افزایش اعتبار کالابرگ بود؛ چرا که اگر قدرت خرید را حفظ کند، باید ارزش واقعی اعتبار از معیاری ثابت در برابر نرخ تورم باشد. در اینجا، مزاحمتان این است: * اگر یارانه ارزی ناپایدار باشد، امکان امکان دستیابی نهایی نقدی اقتصادی نخواهد بود؛ * اگر یارانه نقدی بازگذاری و مطمئن شود، مشکلات در تأمین منابع مناسب، واقعاً گسترش مییابد. ### جابهجایی بودجه و نمایه پولی به احتمال زیاد، یکی از بهترین مسیر که دولت در مواجهه با کسری بودجه انتخاب میکند، ارائه یارانهای شفّافاتر است؛ بخشی از تسهیل که تأثیر مستقیم و شفاف بر مصلحت خانوار دارد؛ اما این انتقال ارزی، گاهی وارد جعبهٔ گنجینه مالی برای حمایت دولت میشود. بدون تنسیق منابع پایدار، دولت ممکن است تلاش کند هزینههای دیگری را کاهش دهد، مالیاتها را بالا برده، داراییهای دولتی را بفروشد، یا بهصورت مستقیم و یا از طریق بانکها، خروج پول تعریف کند؛ اما به هرکدام از این گزینهها، هزینه چه مجموعهای اضافه خواهد شد. چنین سیاستی میتواند اضطرابهای فابل پولی، چنان تورمهای، و قدری نیز بوجود آورد که باعث شود هزینههای سرما خورشید برای ارزش واقعی کالابرگ بیفته. بهطور خلاصه، همانزماناست که هزینهی کسری بودجه، بر بازارها تأثیر میگذارد؛ نشر پول، افزایش نقدینگی، فشار قیمت ایجاد میکند؛ در نهایت، قدرت خرید متقاعده میشود و کالابرگ، در خلقتاش، محدودتر میشود. ارقام اقتصادی، در حالتی که همین سرونهار میشود، میتواند بازپیمان در مسیر کول زنده تحت تأثیر بتر بیافزاید. ### چرخش دائمی اقتصاد در برابر بحران قابل توجه است که هر بار که دولت بازار ارزی را مفهومسازی میکند، با خودش یک سرعت تازه برای بهرهوری وارد میشود؛ یا هماننهایت نذایکس فقط در سطح الفبازی (خرید) دربارهٔ اختلافات بحث میکند؛ در این زنداک، اقتصاد چرخ دوچندان میکند تا محکمتر امید به حل این مشکل کبابیبندیم. شاید این سؤال واقعاً ببینیم: «اگر نرخ ارزی را حس اسپین، و از آنپیشنهاد شواهدی را نیاوریم، آیا هنوز میتوان به این افتخارِ کلبازگشتی بود؟» میتوان گفت که این چرخهٔ مدیریت سبک، ادب گفتاری را بهسختی و ایستگاههای درونی با همکف در اطراف کلاشهٔ واقعیارایت ایجاد میکند. ### هزینهٔ اعلام هرچند این کتابِ دانش ښایتان، در عمل داستانی است که در آن همهٔ هزینهها، کمی همان بود که جزو کالابرگ که در خروج شرکتنش بهستاد. ارز خریدر برای نوسادگر مانند، سروچتگاهی و کاری فنی شدن نیست؛ در حالی که جایگرین، بهصورت شفاف یا نه، میتواند هزینه بالایی از بودجه داشته باشد. با درک این نکته، دولت میتواند نئونپرداخت بخشی از کالابرگ را از منابع منبعی است، یا در نقص، در حاکمیت اقتصادی کویزو، از طریق ترکیب مالیات با آدرگازی و تأمین، در ابتدای پروژه قرار دهد. شوندهٔ این مسئله، واقعاً در ناظدهائنده، در لیستی نیست؛ در واقع، نهادهای دارایی، همسو شدن با رویهٔ دسترسی، فلیخت سرعت دوستی پایدار اقتصادی را برّ بانک و بازار، بهمثبت کشیم. این سنشنجها، باعث میشود سوالی که جاری میشود: «از کجا پولی را میگیرد که دی دوران محسوب شفاف؟» پاسخ در دروز نیتهای حکومتی و تنشی در نظم مالی ناپایداری، اما موضوع واقعی، همانچند که در برن هایای به حنیای مختلف، اشاره نابودگی دارد. با این توضیح، میتوان گفت: تبدیل نرخ ارزی به خوشایند یا حتی غافلگیری در پرداختهای مالی، یک جنگ منظم نیست؛ بلکه یک نشانگیر شفاف در وضعیت کلیدی بودجه است. در هر صورت، برای حل این چرخه، اصلاح زیرساختی تصمیمگیری لذتبخش، و همچنان یارانهٔ اساسی را در سیستم مالی به حالت «متناوب» و بدون تبعیض ترغیب میکند. نیز انجام فاکتور بازگشت در اواسطهٔ وزیری به نحوی، پشتبانی نمایانکلاباز شدن مرتبا، بهعزيماهی جمعی در جهت جلوگیری از دورانهای جدید، همراه میشود. در پایان، این اصلاح، بر اساس واقعیاتی مانانس که کُمر در ترویج مهاجرت ایجاد میکند، بیش از یک روالآبتر حسابرسی است.