خریدار تصمیم گرفتهاست که بر هزینه قابل توجهی برای یک خودرو مونتاژی سرمایهگذاری کند؛ او مطمئناً انتظار دارد که در لحظه خرابی، قطعهٔ مورد نیاز را به موقع و با هزینه معقول دریافت نماید. اگر یک قطعه ساده موجب این شود که خودرو هفتهها یا حتی ماهها در تعمیرگاه باقی بماند، ارزش افزودهای که در زمان خرید وعده داده شده، انحلال پیدا میکند. بر این اساس، گسترش سهم این خودروها در بازار به همان اندازهی نیاز به شبکهٔ خدمات پس از فروش را مستحکمتر کرده است. در زمانی که تعداد خودروهای چینی در دسترس محدود بود، کمبود قطعات عمدتاً محصور بر بنیه بازار باقی میماند؛ اما اکنون که صدها هزار دستگاه از این خودروها در خیابانها گردش میکنند، هر اختلال در تأمین قطعات میتواند هزاران مسافر را به دام بهدست بگیرد. در این راستا، خدمات پس از فروش دیگر بهعنوان یک بخش جانبی قصبهٔ خودرو نادیده گرفته نمیشود؛ بلکه عامل اصلی تضمین کیفیت واقعی آن محصول محسوب میشود. اگر سازندگان خصوصی بخواهند حوزهٔ سهم خود را گسترش دهند، نیاز به برنامهریزی دقیق برای تأمین پایدار قطعات یدکی است، همزمان با افزایش تولید و عرضه. محصولات چینی، تنها با افزایش واردات در زمانهای بحرانی بهراه حل نمیآیند. وابستگی بالا به قطعات خارجی، کمبود سطح داخلیسازی، مشکلات لاجستیک، محدودیتهای ارزی و بوروکراسی داخلی، مجموعهای از عواملی هستند که این بازار را آسیبپذیر کردهاند. این وضعیت نهتنها هزینه نگهداری خودروهای مونتاژ را در بلندمدت برای خریداران افزوده و ممکن است باعث کاهش اعتماد آنان به این بخش از بازار شود. با توجه به سهم قابل توجه این خودروها در بازار، مسئله تأمین قطعات و خدمات پس از فروش دیگر یک گزینهٔ آیندهمدار نیست؛ بلکه بر عهدهٔ امروز حل و فصل میباشد.