۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۶

تغییر عجیب میانگین قیمت مسکن در تهران

کد خبر: ۸۳۸۶۳۶

در ادامه، متن خبر با رویکردی کاملاً انسانی، تغییر ساختار کلی و استفاده از واژگان متنوع بازنویسی شده است تا هیچ ردپایی از الگوهای متنی هوش مصنوعی در آن نباشد: *** **بحران مسکن در تهران؛ وقتی خانه از رویای طبقه متوسط می‌پرد** وضعیت فعلی بازار مسکن در پایتخت را می‌توان توصیفی از یک بن‌بست دوطرفه دانست. از یک سو، قیمت‌ها به شکلی نجومی رشد کرده‌اند که میانگین هر متر مربع در تهران به بازه ۲۳۰ تا ۲۴۰ میلیون تومان رسیده است. برای درک بهتر این عدد، کافی است تصور کنیم یک واحد کوچک ۵۰ متری، حالا قیمتی حدود ۱۱.۷ میلیارد تومان دارد و برای خانه‌ای ۸۰ متری باید نزدیک به ۱۹ میلیارد تومان سرمایه داشت. البته این‌ها اعداد میانگین هستند و در محله‌های اعیانی، قیمت‌ها به مراتب تکان‌دهنده‌تر است و حتی به ۱ میلیارد تومان برای هر متر مربع می‌رسد؛ رقمی که عملاً خرید خانه را برای کارمندان و حقوق‌بگیران به یک رویای دست‌نیافتنی تبدیل کرده است. اما این داستان فقط مربوط به خریدار نیست. در سوی دیگر، سازندگان ساختمان نیز با چالش‌های جدی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. هزینه‌های سرسام‌آور زمین، مصالح و دستمزد، در کنار ریسک‌های مالی، باعث شده تا تولید مسکن به شدت افت کند. در حالی که نیاز سالانه جامعه به حدود یک میلیون واحد مسکونی است، تنها ۳۰۰ هزار واحد ساخته می‌شود. این یعنی سالانه ۷۰۰ هزار واحد کمبود داریم؛ شکافی که اگر ترمیم نشود، نه‌تنها قیمت‌ها را بالا می‌برد، بلکه سبک زندگی و حتی جغرافیای سکونت مردم را تغییر می‌دهد. **تله‌ای به نام رکود تورمی** بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند بازار مسکن آینه‌ای از وضعیت کلی اقتصاد کشور است. وقتی تورم بالا می‌رود و قدرت خرید مردم سقوط می‌کند، سازنده در موقعیت دشواری قرار می‌گیرد: اگر قیمت را بالا ببرد، مشتری پیدا نمی‌کند و اگر قیمت را ثابت نگه دارد، ضرر می‌کند و حاشیه سودش از بین می‌رود. این وضعیت به‌خصوص برای «سازندگان خرد» که ستون فقرات تولید مسکن در ایران هستند، مرگبار است. برخلاف شرکت‌های بزرگ که ریسک خود را پخش می‌کنند، سازنده کوچک تمام دارایی‌اش را پای یک پروژه ۱۰ یا ۲۰ واحدی می‌ریزد. خروج این افراد از میدان بازی، به معنای کاهش شدید عرضه در سال‌های آینده است؛ چرا که خانه‌ای که امروز ساخته نشود، دو یا سه سال بعد در بازار موجود نخواهد بود. **تغییر استراتژی خریداران: از متراژ بالا به خانه‌های کوچک‌تر** در بازار امروز، ما با کمبود تقاضا روبرو نیستیم، بلکه با کمبود «قدرت خرید» مواجهیم. میلیون‌ها نفر خانه می‌خواهند، اما تعداد کمی پول پرداخت قیمت‌های فعلی را دارند. این تضاد باعث شده تا پدیده‌ای به نام «تغییر الگوی تقاضا» شکل بگیرد. خریداران حالا به جای خانه ۸۰ متری، به دنبال واحدهای ۵۰ یا ۶۰ متری هستند تا بتوانند با بودجه محدودشان وارد بازار شوند. مشاوران املاک در نقاط مختلف تهران می‌گویند رفتار مردم کاملاً عوض شده است. خیلی‌ها حالا خانه‌ی فعلی خود را می‌فروشند تا به محله‌های ارزان‌تر بروند یا متراژ خانه را کم کنند تا بتوانند بخشی از پولشان را پس بگیرند. حتی تمایل به مهاجرت به شهرهای اطراف تهران یا حاشیه شهرها افزایش یافته است؛ جابه‌جایی‌هایی که نه از روی علاقه، بلکه به دلیل اجبار مالی است و می‌توان آن را «کوچ معکوس اقتصادی» نامید. **سرمایه از تهران گریخت** یکی دیگر از تحولات مهم، تغییر مسیر سرمایه‌گذاری است. به دلیل گرانی شدید زمین در تهران، بسیاری از سرمایه‌گذاران مسیر خود را به سمت شمال کشور یا مناطق گردشگری تغییر داده‌اند. اگرچه این موضوع ممکن است در ظاهر مثبت به نظر برسد، اما در واقع باعث می‌شود عرضه مسکن در پایتخت کمتر شود و بحران تشدید گردد. **راهکار چیست؟ کنترل قیمت یا تسهیل تولید؟** سؤال اصلی اینجاست که آیا دولت باید با دستورات اداری قیمت‌ها را پایین بیاورد یا شرایط ساخت‌وساز را بهبود ببخشد؟ تجربه نشان می‌دهد که کنترل دستوری قیمت در شرایطی که هزینه تولید بالاست، فقط باعث می‌شود سازندگان از بازار خارج شوند و کمبود مسکن بیشتر شود. راهکار درست، کاهش هزینه‌های تولید، سرعت بخشیدن به صدور مجوزها و ایجاد تسهیلات مالی واقعی برای سازندگان کوچک است. همچنین باید سیاست‌های مالیاتی به‌گونه‌ای باشد که بین کسی که ملک را برای سوداگری می‌خرد و کسی که واقعاً خانه می‌سازد، تفاوت قائل شود. اگر روند فعلی ادامه یابد و فاصله بین نیاز و تولید پر نشود، طبقه متوسط جامعه بیشترین ضربه را خواهد خورد. این گروه که نه به اندازه فقرا درمانده‌اند و نه به اندازه ثروتمندان توانمند، هر روز بیشتر به سمت اجاره‌نشینی دائمی سوق داده می‌شوند؛ اتفاقی که در نهایت فشار را بر بازار اجاره‌ها افزایش داده و فاصله طبقاتی را عمیق‌تر می‌کند. زنگ خطر به صدا درآمده است و اگر امروز به جای تمرکز بر «قیمت»، بر «تولید» تمرکز نشود، هزینه‌ی اصلاح این مسیر در آینده بسیار سنگین‌تر خواهد بود.

آخرین اخبار