در ادامه، این خبر بهصورت بازنویسیشده و بدون ذکر منبع آمده است: --- سید جواد حسینی در یادداشتی با تأکید بر اینکه رفاه اجتماعی در نظام اسلامی نباید فقط به پرداخت یارانه و مستمری محدود شود، نوشت: بهزیستی مفهومی گستردهتر از کمکهای معیشتی دارد و در معنای واقعی، یعنی فراهم کردن شرایطی که انسان بتواند با تکیه بر همه تواناییها و ظرفیتهایش، زندگیای آبرومند، فعال و اثرگذار داشته باشد. او با اشاره به نگاه راهبردی رهبر شهید انقلاب در حوزه رفاه و بهزیستی اجتماعی، این منظومه فکری را بر پنج محور اصلی استوار دانست: قابلیتمحوری، عدالت ترمیمی و ترجیحی، دسترسیپذیری، پیشگیری و محلهمحوری. به گفته او، سازمان بهزیستی باید این چارچوب را مبنای برنامهریزی و اقدام خود قرار دهد. حسینی در بخش نخست یادداشت خود، بر لزوم عبور از نگاه «فقدانمحور» به نگاه «قابلیتمحور» تأکید کرد. او توضیح داد که در رویکرد سنتی، جامعه بیشتر به مجموعهای از کمبودها و محرومیتها دیده میشود؛ اما در نگاه نو، هر انسان حتی در دل محدودیتها، داراییها و استعدادهایی دارد که اگر زمینه بروز آنها فراهم شود، میتواند به رفاهی پایدار و انسانی منجر شود. او با اشاره به سخنان رهبر شهید انقلاب درباره معلولیت، یادآور شد که معلولیت محدودیت جسمی است، نه محدودیت ذهنی یا اراده. به باور او، سازمان بهزیستی باید از نگاه ترحمآمیز و سلبی فاصله بگیرد و افراد دارای معلولیت را انسانهایی توانمند، دارای کرامت و نقشآفرین در جامعه بداند. در بخش دیگری از این یادداشت، عدالت ترجیحی و ترمیمی بهعنوان مفهومی فراتر از عدالت توزیعی مطرح شد. حسینی نوشت که عدالت در منطق اسلام، قرار گرفتن هر چیز در جای درست خود است؛ اما در سیاست اجتماعی، صرف برابری در توزیع امکانات کافی نیست. او تأکید کرد گروههایی که بهدلیل شرایط تاریخی، اجتماعی یا زیستی با محرومیتهای بیشتری روبهرو هستند، باید در اولویت حمایت قرار گیرند تا فرصت برابر برای حضور در جامعه پیدا کنند. او همچنین با اشاره به مفهوم «امتداد» در فناوریهای کمکی، نوشت که ابزارهایی مانند سمعک، ویلچر و تجهیزات ویژه نابینایان، در واقع امتداد تواناییهای انسانیاند و نباید هزینه برای آنها را خرجی اضافی دانست، بلکه باید آن را نوعی سرمایهگذاری برای شکوفایی ظرفیتهای انسانی تلقی کرد. حسینی در ادامه، دسترسیپذیری را حقی قطعی برای همه شهروندان دانست و نوشت که جامعه باید برای حضور همه اقشار، از جمله سالمندان، کودکان، افراد دارای معلولیت و دیگر گروههای اجتماعی، در فضاهای شهری، آموزشی، کاری و فرهنگی آماده باشد. او تأکید کرد که مناسبسازی نباید بهعنوان لطف یا امتیاز دیده شود، بلکه حقی بنیادین و تکلیفی روشن برای حاکمیت و جامعه است. به گفته او، اگر خیابان، ساختمان، مدرسه یا وسایل حملونقل عمومی برای حضور عزتمندانه همه افراد طراحی نشده باشد، نقص از ساختار جامعه است، نه از فرد دارای معلولیت. او جامعهای را که نتواند امکان حضور برابر برای همه فراهم کند، دچار نوعی نارسایی ساختاری دانست. این مقام مسئول در ادامه، بر اهمیت پیشگیری نیز تأکید کرد و نوشت که سازمان بهزیستی نباید فقط به نهادی برای جبران آسیبهای پس از وقوع تبدیل شود. او پیشگیری را مقدم بر درمان دانست و یادآور شد که هنر حکمرانی اجتماعی، کاهش ورودیهای آسیب، فقر، معلولیت، بیسوادی و بحرانهای خانوادگی است. او افزود که پیشگیری در حوزه آسیبهای اجتماعی، نیازمند آموزش، توانمندسازی، مداخله بهموقع و برنامهریزی هوشمند است و این رویکرد هم هزینه کمتری دارد و هم اثربخشی بیشتری به همراه میآورد. محلهمحوری، محور بعدی این منظومه فکری بود. حسینی در اینباره نوشت که مسائل اجتماعی را نمیتوان فقط از پشت میزهای اداری و با نسخههای یکسان برای همه مناطق حل کرد. به باور او، ریشه بسیاری از آسیبها در متن زندگی مردم، یعنی در خانواده، مدرسه، محله، محیط کار و روابط اجتماعی قرار دارد و درمان آن نیز باید در همان بستر جستوجو شود. او با تأکید بر اینکه آسیبهای اجتماعی با برخوردهای صرفاً انتظامی حل نمیشوند، گفت که پیشگیری واقعی باید از حوزه خانواده، آموزش و اشتغال آغاز شود تا آسیب مجال نفوذ پیدا نکند. در همین راستا، او از طرح «سلام» بهعنوان تلاشی برای حضور فعال در محلات، بهرهگیری از ظرفیت مردم، تقویت شبکههای محلی و استفاده از مسجد، مدرسه و خانواده برای پیشگیری و توانمندسازی یاد کرد. حسینی همچنین یکی از پایههای مهم این نگاه را اعتماد به مردم دانست. او نوشت دولت بهتنهایی قادر به حل پیچیدگیهای اجتماعی نیست و مشارکت مردمی یک ضرورت است، نه یک انتخاب. به گفته او، استفاده از ظرفیت گروههای جهادی، خیریهها، مساجد و هیئتهای مذهبی میتواند هم هزینهها را کاهش دهد و هم اثربخشی اقدامات اجتماعی را بالا ببرد. در پایان این یادداشت آمده است که بر اساس این منظومه فکری، سازمان بهزیستی باید از تصدیگری به سمت توانمندسازی حرکت کند و بهجای توزیع صرف کمک، زمینه توزیع فرصت را فراهم سازد. حسینی تأکید کرد که هدف نهایی، فقط کاهش آمار آسیبها نیست، بلکه باید کیفیت زندگی مردم ارتقا پیدا کند و کرامت انسانی کسانی که بیش از دیگران نیازمند حمایتاند، حفظ شود. او در جمعبندی نوشته است که اگر این مبانی فکری بهدرستی اجرا شوند، میتوان به جامعهای رسید که در آن «بهزیستن» فقط یک شعار نباشد، بلکه به شیوهای واقعی از زندگی تبدیل شود؛ جامعهای که در آن هیچکس بهدلیل محدودیت جسمی یا فشارهای اجتماعی از مسیر رشد و تعالی باز نماند. --- اگر بخواهید، میتوانم همین متن را در یکی از این سه قالب هم بازنویسی کنم: 1. **کوتاه و خبری** 2. **رسمی و اداری** 3. **روان و رسانهای**