۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۶

قیمت نفت به ۲۰۰ دلار نرسید/ چین عمداً بازی ایران در تنگه هرمز را بر هم زد؟

کد خبر: ۸۳۸۰۲۱

چین با کاهش واردات نفت، بازی ایران را خنثی کرده یا خودش هم زیر فشار شرایط ناچار به عقب‌نشینی شده است؟ این پرسش، حالا برای سیاست‌گذاران ایرانی جدی‌تر از قبل مطرح شده و پاسخ به آن، به این سادگی‌ها نیست. برخی تحلیلگران معتقدند پکن با تکیه بر ذخایر استراتژیک و کنترل تقاضا، توانست مانع یک بحران بزرگ در بازار نفت شود. اما اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، دو برداشت متفاوت از رفتار چین به چشم می‌خورد که هر کدام نتیجه‌ای متفاوت دارند. **برداشت اول؛ چین به‌عنوان تنظیم‌گر بازار** در این نگاه، چین عملاً به بازیگر اصلی بازار نفت تبدیل شده؛ قدرتی که با پایین آوردن واردات، اجازه نداد قیمت‌ها از کنترل خارج شوند و بازار‌های صادراتی‌اش در اروپا و آسیا دچار فروپاشی شوند. بر اساس این تحلیل، از آنجا که بزرگ‌ترین خریدار نفت تصمیم گرفته مصرف خود را مهار کند، فشار ایران در تنگه هرمز هم تا حد زیادی بی‌اثر شده است. **برداشت دوم؛ عقب‌نشینی اجباری نه انتخاب آگاهانه** اما روایت دیگری هم وجود دارد که این تصویر را زیر سؤال می‌برد. طبق این نگاه، کاهش تقاضای چین بیشتر از آن‌که یک تصمیم حساب‌شده و داوطلبانه باشد، واکنشی ناخواسته به ناامن شدن مسیر عرضه بوده است. بخشی از نفتی که از مسیر خلیج فارس و ایران به چین می‌رسید، با تشدید تنش‌ها دیگر به‌راحتی در دسترس نبود و پکن در عمل با محدودیت جدی روبه‌رو شد. در چنین وضعی، چین ترجیح داد وارد رقابت سنگین و پرهزینه برای خرید محموله‌های باقی‌مانده در بازار جهانی نشود. چون اگر قرار بود نفت را با قیمت‌های بسیار بالا از مناطقی مثل برزیل یا غرب آفریقا تهیه کند، سود پالایشگاه‌هایش به‌شدت آسیب می‌دید و حتی ممکن بود برخی از آن‌ها زیان‌ده شوند. بنابراین، این‌طور نیست که چین عمداً بازی ایران را خراب کرده باشد؛ بلکه خودِ چین تحت فشار شرایط، ناچار به کاهش واردات شده است. **اثر بحران از نفت خام به فرآورده‌ها منتقل شد** نکته مهم اینجاست که آرام شدن بازار نفت خام، بدون هزینه هم نبوده است. به گفته برخی کارشناسان اقتصاد انرژی، چین برای جبران کمبود، ناچار شد بخشی از ظرفیت پالایشی و صادرات فرآورده‌های نفتی خود را کاهش دهد. نتیجه این تصمیم، انتقال فشار از بازار نفت خام به بازار فرآورده‌ها بود؛ به‌طوری‌که قیمت بنزین و گازوئیل در مراکزی مانند سنگاپور و اوراسیا افزایش پیدا کرد. یعنی بحران از بین نرفت، فقط شکلش عوض شد و هزینه آن به بخش‌های دیگر زنجیره انرژی سرایت کرد. **ضربه‌گیرها همیشگی نیستند** از زاویه‌ای دیگر، این وضعیت برای چین در بلندمدت هم قابل دوام نیست. نه ذخایر استراتژیک این کشور بی‌پایان است، نه کاهش ظرفیت پالایش می‌تواند برای مدت طولانی ادامه پیدا کند. ادامه انسداد تنگه هرمز، هم به اقتصاد چین فشار تورمی وارد می‌کند و هم بازار سوخت داخلی را دچار کمبود می‌کند. به بیان ساده، این ذخایر و سیاست‌های کنترلی فقط زمان می‌خرند. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، هم توان چین برای مهار اثرات بحران فرسوده می‌شود و هم شوک قیمتی نفت با تأخیر، اما شدیدتر، خودش را نشان می‌دهد. در جمع‌بندی باید گفت، کاهش واردات چین لزوماً به معنای شکست دادن ایران نیست. این اتفاق بیشتر نشان می‌دهد که تنش در منطقه، الگوی سنتی جهش سریع قیمت نفت را به یک فرسایش تدریجی تبدیل کرده است. با این حال، اصل اثرگذاری بحران همچنان پابرجاست. در واقع، شواهد موجود بیشتر از آن حکایت دارد که چین نه از سر تقابل با ایران، بلکه به‌دلیل فشار اقتصادی و ناامنی عرضه، به کاهش تقاضا تن داده است؛ مسئله‌ای که بالا رفتن دوباره قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار هم آن را تأیید می‌کند.

آخرین اخبار