فردی باستانی پژوهشگر رفاه اجتماعی اقتصادی درباره فضای اقتصادی ایران توضیح داد که این روزها با یک شکاف طبقاتی صرفاً کلاسیک مواجه نیستیم. به گفته او، نابرابری به شکل رانت و درآمدهای بادآورده نیز نمود پیدا میکند و آثارش در سبک زندگی و الگوی مصرف گروههای مختلف کاملاً روشن است. او تاکید کرد که این وضع تنها به معنای بالا رفتن فاصله طبقاتی نیست؛ ممکن است در جامعهای شکاف وجود داشته باشد اما روشهای بروز آن متفاوت باشد. براساس توضیحات او، یکی از شکلهای رایج این نابرابری در ایران این است که بخش کوچکی از جامعه ثروتمند است، اما منابع اضافی آنها به جای مصرف نمایشی، در فعالیتهای مولد و سرمایهگذاری به کار میافتد. در کلاسهای سرمایهداری سنتی، مازاد اقتصادی به دست گروهی میرسد و این مازاد به انباشت سرمایه و توسعه اقتصادی منتهی میشود؛ امری که میتواند در نهایت به افزایش دستمزدها و رشد رفاه عمومی منجر شود. نوع دیگری از شکاف طبقاتی که به آن اشاره شد، ناشی از رانت و درآمدهای بادآورده است. در این حالت، درآمدهای مازاد به جای ورود به چرخه تولید، صرف مصرفهای چشمنواز میشود؛ برای نمونه خرید خودروهای غیرمعمول یا کالاهای لوکس. از نظر او، این نوع نابرابری در سالهای اخیر بالا رفته و به زیان اقشار کمدرآمد تثبیت شده است. وی اضافه کرد که برخی از طبقه متوسط به سمت طبقه فقیر حرکت کردهاند و ایران به جای سه گروه فقیر-متوسط-ثروتمند، به سمت وضعیتی دوطبقهای پیش میرود: گروه بزرگی از افراد برای معاش روزمره تلاش میکنند و گروه کوچکی که به سبک زندگی میلیاردرها نزدیک است، در جامعهای با فقر گسترده زندگی میکنند. در بخش شاخصهای اندازهگیری نابرابری، ضریب جینی یکی از ابزارهای کلیدی است، هرچند به گفته او این شاخص همیشه واقعیت کامل را نشان نمیدهد. یکی از دلایل این کمنمایی نبود دادههای دقیق درباره داراییهاست. در حال حاضر بیشتر ثروتها به داراییهایی مانند مسکن، خودرو، طلا و سهام تعلق دارد اما دادههای جامعی برای ثبت دقیق این داراییها وجود ندارد. با وجود این محدودیتها، ضریب جینی و نسبت دهک دهم به دهک اول همچنان نشان میدهند که وضعیت نابرابری مطلوب نیست. برای درک بهترِ ابعاد نابرابری، یزدانی به رفتار مصرفی خانوارها اشاره کرد. مثلاً مصرف لبنیات در طبقات پایین درآمدی در سالهای اخیر به طور قابل توجهی کاهش یافته است، در حالی که دهکهای بالا نه تنها از کاهش مصرف خبری نیست، بلکه مصرف برخی اقلام لوکس افزایش هم یافته است. همچنین هزینههای مربوط به خرید زیورآلات در میان گروههای درآمدی بالا نسبت به سالهای گذشته افزایش چشمگیر داشته است. وی همچنین به نقش داراییها در تعمیق این فاصله تأکید کرد و گفت که در گذشته سهم کار مقداری از درآمد اقتصاد بود ولی اکنون توزیع داراییها به شکل نابرابر تغییر کرده است. در سالهای میانی دهه ۱۳۸۰، به ازای هر ۱۰۰ تومان درآمد، حدود ۳۸ تومان از دستمزدها بوده و مابقی از داراییها، اما در حال حاضر این نسبت به گونهای است که داراییها سهم بیشتری از ثروت را تشکیل میدهند. مسکن نیز در این چرخه نقش ویژهای ایفا میکند. از سالهای میانی دهه ۸۰، توان خانوارها برای خرید مسکن ملکی کاهش یافته و پدیدهای مثل «فیلترینگ مسکن» پدید آمده است که باعث مهاجرت خانوارها از مناطق برخوردار به مناطق پایینتر و حاشیهای میشود. هزینههای نگهداری خانه و شارژها نیز به دلیل افزایش هزینههای زندگی برای بسیاری از خانوارها به معضل بدل شده است. این پژوهشگر معتقد است که تورم و رشد اقتصادی، بهویژه در سالهای پس از میانه دهه ۸۰ تا حالا، نقشی دوگانه در شکلگیری نابرابری داشتهاند. دورانهایی از رونق اقتصادی میتواند به بهبود رفاه عمومی منجر شود، اما دورههای رکود همراه با تورم شدید، به تشدید فاصلهها منجر میشود. با تشدید تحریمها از سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷، روند سلسلهوار دوطبقهای شدن جامعه علنیتر شده است. در نهایت، او گفت که اعطای یارانه و کالابرگ به طور چشمگیری نابرابری را کاهش نمیدهد و برای مواجهه با این مسئله، باید رشد اقتصادی پایدار و کنترل تورم را در نظر گرفت. همچنین او تأکید کرد که بسیاری از خانوارها دیگر توان تامین هزینههای ضروری مانند آموزش، پوشاک، مسکن و بهداشت را ندارند و کاهش قدرت خرید در طبقات میانی، نشانهای از تضعیف طبقه متوسط است. به بیان پایانبخشهای بحث، یزدانی با اشاره به وضعیت مسکن گفت که برای خانوارهای تازه تشکیلشده، خرید خانه به دشوارترین کارها تبدیل شده است؛ از هر ۱۰ خانوار جدید، فقط یک نفر میتواند در پنج تا ده سال آینده صاحب مسکن شود. در نتیجه این وضعیت، شکافهای اجتماعی و فرهنگی نیز به تدریج تشدید میشود و خطر افزایش تنشهای اجتماعی و سیاسی را به همراه دارد. در پایان او تأکید کرد که تنها با توقف و اصلاح روندهای شکلدهنده این نابرابریها میتوان امیدوار بود که از مسیر بهبود پایدار عبور کنیم.