
به گزارش ایران اکونومیست؛ حمله به مدرسه میناب و شهادت دانشآموزان، صرفاً یک حادثه تلخ در یک نقطه جغرافیایی نیست. این رویداد نمادی از پیامدهای جهانی نظامی است که در آن قدرت بر قانون غلبه کرده است. هنگامی که قواعد حقوقی نتوانند از غیرنظامیان حفاظت کنند و عاملان کشتارها با اطمینان از مصونیت خود عمل کنند، قربانیان اصلی کودکان، زنان و مردمانی خواهند بود که هیچ نقشی در تصمیمات سیاسی و نظامی ندارند.
از این منظر، جمله «دختران میناب زنده بودند اگر بوش محاکمه می شد» اشاره به یک واقعیت تلخ دارد. اگر جامعه جهانی در برابر جنگهای گذشته قاطعتر عمل میکرد، اگر عاملان تجاوزها و جنایات جنگی بدون توجه به ملیت و قدرتشان مورد پیگرد قرار میگرفتند، اگر حقوق بینالملل به ابزاری واقعی برای اجرای عدالت تبدیل میشد، شاید بسیاری از فجایع امروز هرگز رخ نمیدادند.
البته پاسخگویی به تنهایی نمیتواند جنگ را از جهان حذف کند، اما بدون تردید یکی از مهمترین ابزارهای جلوگیری از تکرار آن است. عدالت زمانی معنا پیدا میکند که همگان در برابر آن برابر باشند. اگر رهبران کشورهای قدرتمند بدانند که همانند رهبران کشورهای کوچک باید پاسخگوی اقدامات خود باشند، محاسبات سیاسی آنان تغییر خواهد کرد و احتمال توسل به گزینههای نظامی کاهش مییابد.
جمع بندی
امروز بیش از هر زمان دیگری، اعتبار نظام حقوق بینالملل به این پرسش گره خورده است که آیا قانون برای همه یکسان اجرا خواهد شد یا خیر. اگر پاسخ منفی باشد، جهان با خطر تداوم چرخهای از جنگها، بحرانها و کشتارهای جدید روبهرو خواهد بود. اما اگر اصل پاسخگویی بدون تبعیض به اجرا درآید، شاید بتوان امیدوار بود که تراژدیهایی مانند آنچه در میناب رخ داد، دیگر تکرار نشوند./مهر