پنجشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 21 - ۳ ذی الحجه ۱۴۴۷
۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۱

صدای خاموش اخراج و قطعی اینترنت

ترومای روزنامه‌نگاران در جنگ
کد خبر: ۸۳۴۹۳۰

 

به گزارش ایران اکونومیست؛ هادی خانیکی ـ استاد دانشگاه ـ در نشست «ترومای روزنامه‌نگاران» با تأکید بر اینکه آسیب‌های روانی اهالی رسانه محدود به مواجهه با صحنه‌های خشونت‌بار نیست، اظهار کرد: امروز «ترومای مزمن» ناشی از انباشت فشارهای شغلی، معیشتی، ناامنی مستمر، قطع اینترنت، ریزش مخاطب و سلبریتی‌زدگی، فرسایشی‌تر از هر رویداد حاد عمل می‌کند.

 دکتر خانیکی در نشست «بررسی ترومای روزنامه‌نگاران» با اشاره به بی‌رسانگی بخش میانی جامعه و نبود تصویری روشن از آینده، خروج از این چرخه فرسایشی را منوط به خوانش مشترک و مداخله همزمان نهادهای صنفی، دولت و سازمان‌های مدنی دانست.

نشست «بررسی ترومای روزنامه‌نگاران» صبح امروز ـ سه شنبه ـ با محوریت بیان تجربه و روایت‌های شخصی روزنامه‌نگاران از تروما، ماهیت و علل ایجاد تروما در روزنامه‌نگاران، نشانه‌شناسی و تشخیص زودهنگام علائم تروما، پیامدهای اخلاقی و حرفه‌ای تروما بر کار خبرنگاری، حمایت و راهکارهای حمایتی، مداخله‌ای و پیشگیری و نقش متولیان رسانه‌ها و جامعه در ترمیم و بازگشت آسیب‌دیدگان، برگزار شد.

در این نشست سخنرانانی چون هادی خانیکی (استاد دانشگاه)، بنفشه سام‌گیس  (روزنامه‌نگار)، امیرحسین جلالی ندوشن (روانشناس) و زهرا جعفری (دبیر نشست) حضور داشتند.

همچنین اکبر منتجبی، مدیر کل دفتر توسعه آموزش رسانه این نشست را همراهی کرد.

صدای خاموش اخراج و قطعی اینترنت؛ ترومای روزنامه‌نگاران در جنگ

 

ترومای ثانویه؛ آسیبی پنهان در اتاق خبر

در ابتدای نشست، زهرا جعفری آماری از وضعیت روزنامه‌نگاران در دنیا و کشورمان ارائه کرد. او در سخنانی درباره پژوهش‌های صورت‌گرفته درخصوص ترومای روزنامه‌نگاران گفت: «در سال‌های اخیر، پوشش مداوم بحران‌ها، حوادث خشونت‌آمیز و روایت‌های تلخ انسانی توجه بیشتری را به سلامت روان روزنامه‌نگاران جلب کرده است. ترومای ثانویه یکی از پیامدهای کمتر دیده‌شده این مواجهه حرفه‌ای است؛ آسیبی که نه از تجربه مستقیم حادثه، بلکه از شنیدن، دیدن و بازگویی رنج دیگران شکل می‌گیرد.»

او ادامه داد: «در دهه‌های اخیر، همزمان با گسترش پوشش زنده جنگ‌ها، فجایع انسانی و انتشار بی‌وقفه تصاویر در رسانه‌های ۲۴ ساعته و شبکه‌های اجتماعی، توجه به سلامت روان روزنامه‌نگاران بیش از گذشته اهمیت یافته است. پژوهش‌های انجام‌شده از دهه ۱۹۹۰ به بعد ـ به ویژه پس از پوشش گسترده جنگ خلیج فارس، حملات ۱۱ سپتامبر و در سال‌های بعد بحران‌های انسانی و همه‌گیری کرونا ـ نشان دادند که خبرنگاران، عکاسان خبری، حتی دبیران و تدوینگرانی که با محتوای خشونت‌آمیز سروکار دارند، در معرض علائمی مشابه اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) قرار می‌گیرند.»

زهرا جعفری گفت: «مفهوم ترومای ثانویه یا استرس آسیب‌زای ثانویه دقیقاً به همین تجربه اشاره دارد؛ آسیبی که نه از حضور مستقیم در حادثه، بلکه از مواجهه مکرر با روایت و تصویر رنج دیگران شکل می‌گیرد. برخی مطالعات بین‌المللی گزارش کرده‌اند که درصد قابل‌توجهی از خبرنگاران حوزه بحران نشانه‌هایی چون بی‌خوابی، تصویر ذهنی ناخواسته، فرسودگی عاطفی و بدبینی پایدار را تجربه می‌کنند.

همین یافته‌ها سبب شد از اوایل دهه ۲۰۰۰، سازمان‌های رسانه‌ای بزرگ در جهان به تدریج آموزش‌های تروما-آگاه و خدمات حمایت روانی را در دستور کار قرار دهند.»

ضرورت توجه دوچندان در ایران

این کارشناس رسانه تأکید کرد: «این مسئله در کشور خودمان با توجه به شرایط خاصی که در آن قرار داریم از اهمیت دوچندان برخوردار است. در سالی که گذشت ـ حتی هم‌اکنون نیز ادامه دارد ـ کشور ما علیرغم موج عظیمی از مشکلات، مسائل اقتصادی و سیاسی درگیر دو جنگ بزرگ بوده است که عواقب بسیاری از نظر اقتصادی، اجتماعی و بهداشت روان به همراه داشته است. این موارد به طور کلی دامن‌گیر تمامی اقشار جامعه بوده، اما در این میان روزنامه‌نگاران به عنوان خط مقدم جریان اطلاعات و خبررسانی در معرض مستقیم این بحران‌ها بوده و هستند.»

نمادهای تلخ یک مسئله عمیق اجتماعی

دبیر نشست با اشاره به مرگ‌های تلخ برخی روزنامه‌نگاران در سال‌های اخیر گفت: «نماد منسجم و عینی این حوادث تلخ، مرگ‌ روزنامه‌نگارانی نظیر شیده لالمی، فواد شمس و نیلوفر امرایی است. این موارد نشان از اهمیت موضوع و فشارهای سنگین روانی و شغلی بر فعالان رسانه‌ای دارد. این اتفاقات صرفاً یک تراژدی فردی نیست، بلکه نمادی از یک مسئله عمیق اجتماعی است.»

جعفری مطرح کرد: نشست «ترومای روزنامه‌نگاران» با تکیه بر پیشینه پژوهشی و تجربی می‌کوشد ضمن مرور ابعاد تاریخی و حرفه‌ای این مسئله، به بررسی نشانه‌ها، پیامدها و راهکارهای پیشگیری و مداخله بپردازد، فضایی برای گفتگوی تخصصی درباره مراقبت از سلامت روان در روزنامه‌نگاران فراهم کند و به وظیفه و نقش دولت و نهادهای مداخله‌گر بپردازد.

بنفشه سام‌گیس ـ روزنامه‌نگار ـ در ابتدای این نشست با یادآوری دو خاطره از همکاران عکاس خود در حادثه معدن زغال‌سنگ یورت و زلزله بم، بیان کرد که چگونه مواجهه با صحنه‌های دلخراش می‌تواند روزنامه‌نگار و عکاس خبری را هفته‌ها در سکوت و فروپاشی عاطفی فرو برد.

او تأکید کرد که اگر خبرنگاران در کار خود غرق شوند و هشت تا ۱۰ ساعت در روز فرصت فراموشی این تصاویر را نداشته باشند، تاب‌آوری خود را از دست می‌دهند. این شرایط پیامدهایی چون انزوای حرفه‌ای، فروپاشی خانواده و حتی خودکشی را به دنبال خواهد داشت.

صدای خاموش اخراج و قطعی اینترنت؛ ترومای روزنامه‌نگاران در جنگ

 

روایت سکوت هفته‌ای عکاسان بعد از پوشش فجایع

بنفشه سام‌گیس، روزنامه‌نگار، در ادامه نشست با بیان خاطراتی از همکارانش گفت:

«در خصوص این قبیل تروما، دو تن از همکارانم را به یاد می‌آورم. سال ۹۶ وقتی حادثه معدن زغال‌سنگ یورت اتفاق افتاد، همان شب همکار من برای پوشش خبری اعزام شد. مهدی جمشیدی ـ عکاس ـ جزو اولین نفراتی بود که به منطقه رسید. به سرعت گزارششان را آماده کردند، تحویل دادند و برگشتند. اما مهدی جمشیدی تا یک هفته با هیچکس حرف نمی‌زد. فقط می‌آمد تحریریه، راه می‌رفت و سکوت مطلق داشت. بعد از یک هفته بود که بغضش شکست و تازه برون‌ریزی کرد؛ از لحظه‌های سختی گفت که مقابل معدن، میان کشته‌شدگان و با خانواده‌های داغدار داشت.

مورد دوم، باز هم متأسفانه دردناک‌تر. عکاس ما ساعت‌های بعد از زلزله بم دی ۱۳۸۲ برای گزارش تصویری رفت. وقتی برگشت، عکس‌های زیادی از جسدهای روی زمین، جسدهای کفن‌پوش و قبرهایی که منتظر دفن بودند داشت. او هم تا یک هفته با هیچکس حرف نمی‌زد. یادم هست یک روز رفتم عکسی بگیرم چون در آن یک هفته بعد از زلزله، تمام کار ما روی عکس بود. او پشت کامپیوترش نشسته بود، در حالی که باید برای بقیه عکس آماده می‌کرد، فقط داشت عکس جنازه‌ها را تماشا و رد می‌کرد. آن‌قدر که انتهای صف جنازه‌ها اصلاً معلوم نبود.

بعد از عکاسی از اتوبوسی که مسافرهایش سوختند یک جمله خیلی خوبی گفت و آن اینکه اگر این لنز و ویزور دوربین نبود، شاید ما هم مثل خیلی از مردم عادی دوام نمی‌آوردیم برای تماشای آن چیزهایی که می‌بینیم.»

وقتی خبرنگار فراموش می‌کند زندگی عادی هم دارد

سام‌گیس افزود: «فکر کنم برای خبرنگار هم همین‌طور است. اگر ما غرق در کار شویم و حداقل به مدت هشت تا ۱۰ ساعت در روز فراموش نکنیم که یک زندگی عادی هم داریم، شاید تاب نیاوریم. فرقی هم نمی‌کند؛ همکارانمان در گروه سیاسی با اخبار تلخی مواجه‌اند، خبرنگاران حوزه جنایی که دائم با اخبار قصاص و آسیب‌دیدگان در جامعه و زندان‌ها سر و کار دارند و ما که خبرنگار اجتماعی هستیم و تقریباً تمام حوزه‌ها را پوشش می‌دهیم از بیکار شدن مردم، فقر، اعتیاد، خودکشی‌ها به هر حال یک جایی تأثیرش در زندگی عادی‌مان معلوم می‌شود.

همان جایی که مثل همکاران عزیزم شیده لالمی یا فواد شمس تصمیم می‌گیریم خداحافظی کنیم و دنیا را بسپاریم به این مردم، یا اگر خیلی دوام بیاوریم، نشانه‌هایش در فروپاشی کانون خانواده‌مان معلوم می‌شود، یا به شکل‌های دیگر. یک زمانی دست از کار می‌کشیم و منزوی می‌شویم. این‌ها چیزهایی بود که در لحظه به ذهنم رسید.»

صدای خاموش اخراج و قطعی اینترنت؛ ترومای روزنامه‌نگاران در جنگ

 

تروما فقط اتفاق بد نیست، فروپاشی ظرفیت معناست

دکتر امیرحسین جلالی ندوشن ـ روانشناس ـ در ابتدای سخنان خود با اشاره به تجربهٔ شخصی‌اش در حوزه نشریات دانشجویی و مدیریت رسانه اظهار کرد که پیش از پرداختن به اختلالات روان‌شناختی ناشی از تروما، باید نسبت به بدخوانی و بیش‌مصرف واژهٔ تروما هوشیار بود.

وی تأکید کرد که برای درک تأثیر تروما بر یک روزنامه‌نگار، ناگزیر باید سه سطح فرد، میدان کاریِ او و فرهنگ سازمانی حاکم بر رسانه را همزمان در نظر گرفت.

این روانشناس با اشاره به نقش خبرنگاران به عنوان نخستین شاهدانِ بحران‌ها توضیح داد که دستگاه روانی انسان اساساً برای مواجههٔ مکرر و پی‌درپی با مرگ، ویرانی، خشم، سردرگمی و بی‌پناهی طراحی نشده است.

به گفتهٔ جلالی ندوشن، خبرنگار بحران نه تنها باید سریع عمل کند و امنیت خود را حفظ کند، بلکه ناچار است «موقتاً احساسات خود را کنار بگذارد»؛ اما اگر این احساساتِ کنارگذاشته‌شده بعداً مورد ترمیم و فهم قرار نگیرند، به یکی از مسیرهای اصلی ماندگاریِ تروما تبدیل می‌شوند.

وی دربارهٔ ماهیت تروما اظهار کرد: تروما صرفاً یک «اتفاق بد» نیست، بلکه رویدادی است که «ظرفیت معنا بخشیدنِ مجدد» را از فرد سلب می‌کند.

جلالی ندوشن با ارائهٔ مثالی از فردی که تصادف کرده و دیگر نمی‌تواند با آرامش رانندگی کند، توضیح داد که تروما بو، صدا و تصورات را به «لنز عینک» تجربهٔ زیسته تبدیل می‌کند و باورِ فرد به خیر و عدالت در جهان را از بین می‌برد.

او با تأکید بر تفاوت میان «رنج تحمل‌پذیر در داخل» و «رنج ناشی از تماشای فاجعه از بیرون» توصیه کرد: زمانی که فرد در بطن بحران حضور دارد و می‌تواند عملی انجام دهد (از تماس تلفنی تا کمک میدانی)، عاملیت روانی خود را حفظ می‌کند؛ اما ترومای نیابتی در خبرنگاری که از راه دور و با تکرار تصاویر خشونت‌بار مواجه می‌شود، می‌تواند به همان اندازه ویرانگر باشد.

جلالی ندوشن در بخش دیگری از سخنان خود هشدار داد که قربانی بودن یک ملت، به نوعی انفعال و ناامیدی دامن می‌زند. به گفتهٔ وی، تشویق فرد آسیب‌دیده به بازگشت به جامعه و بازیابی نقش فاعلی خود، بخش کلیدیِ پیشگیری از مزمن شدن تروماست.

این روانشناس با تأکید بر وضعیت خاص ایران که بخش جدایی‌ناپذیر تجربهٔ روزمرهٔ ماست، یادآور شد: خبرنگاران برخلاف شهروندان عادی که از صحنهٔ حادثه دوری می‌کنند، ناگزیر به سمتِ رنج می‌روند؛ از این رو حمایت ساختاری، آموزش‌های تروما-آگاه و بازتعریفِ فرهنگ سازمانی رسانه‌ها نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اخلاقی و حرفه‌ای است.

پارادایم‌های پیشین دیگر پاسخگوی وضعیت کنونی نیستند

هادی خانیکی، استاد دانشگاه، در ادامه نشست «ترومای روزنامه‌نگاران» با تأکید بر اینکه آسیب‌های روانی اهالی رسانه فقط محدود به مواجهه با صحنه‌های خشونت‌بار و فجایع نیست، اظهار کرد که امروز «ترومای مزمن» ناشی از انباشت فشارهای شغلی، معیشتی، ناامنی مستمر، قطع اینترنت، ریزش مخاطب و سلبریتی‌زدگی، فرسایشی‌تر از هر رویداد حاد عمل می‌کند.

وی با اشاره به بی‌رسانگی بخش میانی جامعه و نبود تصویری روشن از آینده، پیشنهاد داد که برای خروج از این چرخه فرسایشی، خوانش مشترک و مداخله همزمان نهادهای صنفی، دولت و سازمان‌های مدنی ضروری است و پارادایم‌های پیشین دیگر پاسخگوی وضعیت کنونی نیستند.

استاد دانشگاه، در ابتدای سخنان خود با اشاره به تجربهٔ همکاری با انجمن‌های روان‌پزشکی و جامعه‌شناسی در کرسی سلامت یونسکو اظهار کرد که مسئلهٔ نسبت میان روان و رسانه ـ به ویژه مفهوم تروما ـ اغلب با «بسته‌بندی آسیب‌شناختی» یا «بسته‌بندی مسئولیت‌گرایانه» روبه‌رو بوده است.

به گفتهٔ وی، معمولاً از «دیگری» ـ نهادهای دولتی، مدنی یا نیکوکاران ـ انتظار می‌رود که به وضعیت روزنامه‌نگاران رسیدگی کنند اما کمتر به آسیب‌پذیری درونیِ خود حرفه توجه شده است.

صدای خاموش اخراج و قطعی اینترنت؛ ترومای روزنامه‌نگاران در جنگ

 

خبرنگاران، کنشگرانی در تنگنای بقا

خانیکی با تأکید بر اینکه روزنامه‌نگاران کنشگرانی هستند که در خط مقدم بحران قرار دارند اما هم‌اکنون در تنگنای بقا افتاده‌اند، تصریح کرد: این تمرین بقا، پیش از هر چیز بر وضعیت روانی آن‌ها اثر می‌گذارد، چراکه خبر معمولاً بر فاجعه و روایت منفی متمرکز است.

وی یادآور شد که برخلاف خبرنگاران جنگ در رسانه‌های بزرگ جهانی که تجهیزات و حمایت‌های لازم را دارند، خبرنگاران ایرانی با دو سد محدودیت روبه‌رو هستند: نخست محدودیت‌های امنیتی و نظامی و دوم محدودیت‌های اجتماعی که حتی هنگام خروج مجروح از صحنه، فرصت مصاحبه از او سلب می‌شود.

ترومای مزمن؛ انباشت فشار، نه فقط یک رویداد

این استاد دانشگاه با اشاره به مفهوم «ترومای مزمن» توصیه کرد که آسیب روانی روزنامه‌نگاران تنها ناشی از حضور در صحنهٔ فاجعه نیست، بلکه حاصل انباشت فشارهای طولانی‌مدتی است که از بی‌ثباتی شغلی، مهاجرت اجباری بین رسانه‌ها، نبود بیمه و دغدغهٔ معیشت ناشی می‌شود.

خانیکی اظهار کرد: «روزنامه‌نگار امروز فقط در خط مقدم پوشش جنگ و فجایع نیست؛ خودش درگیر نبرد سنگین دیگری در پشت جبهه برای بقای حرفه‌ای، معیشت و مرجعیت رسانه‌ای خویش است.»

سلبریتی شدن خبرنگاران تهدیدی دیگر برای حرفه‌ای‌گری

 خانیکی در ادامه به پدیدهٔ سلبریتی شدن خبرنگاران و کنشگران مدنی اشاره کرد و هشدار داد: «سلبریتی شدن خبرنگار یعنی لایک به جای منطق و حرفه می‌آید.» به گفتهٔ وی، این مسئله از معضلات جهانی روزنامه‌نگاری است و در ایران نیز دیده می‌شود که خبرنگار برای دیده شدن ناگزیر از تولید محتوای خریدار حتی محتوای منفی است.

صدای خاموش اخراج و قطعی اینترنت؛ ترومای روزنامه‌نگاران در جنگ

 

زخم‌های پنهان از قطع اینترنت تا ناامنی شغلی

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه «زخم‌های پنهان روایتگران فاجعه کمتر از زخم‌های آشکار جنگ و تهدید نیست»، به نمونه‌هایی از فشارهای روزمره اشاره کرد، «کاهش نیروی انسانی در رسانه‌های داخلی، اقتصاد جنگ، نبود تصویر روشنی از آینده، قطع اینترنت و «اینترنت طبقاتی» که در اختیار همهٔ روزنامه‌نگاران نیست.»

خانیکی در توضیحی تصویری اظهار کرد: «روزنامه‌نگاری با اینترنت بسته، مثل کسی است که با دست و پای بسته او را در استخر رها کرده‌اند؛ باید یا پا را باز کند یا یاد بگیرد بدون دست شنا کند.»

بحران معنا و بی‌رسانگی بخش میانی جامعه

خانیکی یکی از مهم‌ترین ارکان رضایت شغلی برای روزنامه‌نگاران را «عشق، دیده شدن اثر و تأثیرگذاری در جامعه» دانست و اظهار کرد که امروز بخش میانی جامعه (بیش از ۵۰ درصد جمعیت) در رسانه‌های رسمی صدایی ندارند و از سوی دیگر تمایلی هم به رسانه‌های برانداز ندارند. به گفتهٔ وی، بحران مخاطب به انزوا و سرخوردگی روزنامه‌نگاران دامن می‌زند.

پیشنهاد: خوانش مشترک و مداخله‌گری نهادهای صنفی، دولتی و مدنی

این استاد دانشگاه در پایان، مهم‌ترین راهکار را انتقال مسئله به فضای عمومی و طرح آن با نگاه انتقادی و کشاندن ذی‌نفعان به مداخله عنوان کرد.

وی پیشنهاد داد: «نهادهای صنفی و حرفه‌ای، نهادهای داوطلبانه، خود سازمان‌های کاری، دولت و نهادهای رسمی باید به فکر تنگناهای روانی، معیشتی، اجتماعی و ناامنی شغلی روزنامه‌نگاران باشند.»

خانیکی تأکید کرد که پارادایم‌های پیشین پاسخگوی وضعیت کنونی نیست و «نگاه تازه، کنشگران تازه و قانون تازه» لازم است.

وی در جمع‌بندی مطالب خود اظهار کرد: «ترومای روزنامه‌نگاران صرفاً صدای انفجار و بودن در خط مقدم نیست، بلکه صدای خاموش اخراج، قطع شدن اینترنت، کوچک شدن سفرهٔ زندگی و ریزش طبقه متوسط به سمت فرودست است.»

صدای خاموش اخراج و قطعی اینترنت؛ ترومای روزنامه‌نگاران در جنگ

 

بر اساس این گزارش ایسنا، در بخش دوم این نشست، بنفشه سام‌گیس، با اشاره به تجربه‌ی شخصی خود از ۳۱ سال فعالیت حرفه‌ای و ۱۱ بار توقیف رسانه‌ای اظهار کرد که خبرنگاران اغلب در لحظهٔ پوشش بحران، از آسیب‌های روانی وارده بر خود غافل‌اند و این آگاهی دیرهنگام، بخشی از مسئله است.

وی با روایت نمونه‌هایی از ایستادگی همکارانش در برابر انفجارها و حوادث، حضور در کنار زندانیان محکوم به قصاص و گریهٔ تأخیری پس از تشییع آتش‌نشانان پلاسکو، فشار روانی انباشته شده در این حرفه را تصویر کرد.

سام‌گیس در عین حال، تأکید کرد که مقصر اصلی بحران معیشتی، تعدیل نیرو و ناامنی شغلی در رسانه‌ها نه صاحبان امتیاز، بلکه دولت‌هایی هستند که با ابزارهایی مانند قطع آگهی‌های دولتی، حذف سهمیهٔ کاغذ و تهدیدهای امنیتی، روزنامه‌های مستقل را به حاشیه رانده و مردم را نیز به سمت شبکه‌های اجتماعی سوق داده‌اند.

خبرنگار در بحران، حساب و کتاب نمی‌کند

این روزنامه‌نگار در پاسخ به پرسشی دربارهٔ انتظارات از نهادهای حمایتی گفت: «ما خودمان در لحظه متوجه آسیب‌های روانی‌مان نیستیم. ساعت‌ها کار طولانی، حضور در میدان، دیدن فاجعه و ...؛ اصلاً فکر نمی‌کنیم ـ چه خبرنگار، چه عکاس. این شغل، شغلِ بدون حساب و کتاب است. حتی مخارج زندگی را هم کنار می‌گذاریم.» 

وی با اشاره به وضعیت خبرنگاران حق‌التحریری افزود: «بسیاری از بچه‌ها با شرایط خیلی بد اما همچنان می‌نویسند، چون نوشتن هم به بازسازی روانی‌شان کمک می‌کند و هم کمک می‌کند به خودشان بقبولانند که هنوز می‌توانند خبرنگار بمانند.»

سام‌گیس با ذکر نمونه‌هایی از همکارانش، ماهیت انباشتی ترومای خبرنگاری را شرح داد: همکاری که با وجود کارِ حق‌التحریری در روزنامهٔ اعتماد، صبحِ روز بعد از حمله به انبار نفت، پیاده به خیابان رفت تا وسعت انفجار را ببیند. خبرنگار جنایی، که هنگام انفجار ساختمان در جنگ اخیر با پهپاد، در درمانگاه بود و بعداً تعریف کرد آواری که بر سرش ریخت، فقط آن لحظه احساس کرد زنده‌ است و جان مادرش را نجات داد. خبرنگاری که شب اعدام زنان محکوم به قصاص، تا صبح پشت دیوار زندان می‌ایستاد به امید اینکه وکیل بتواند رضایت بگیرد. روز تشییع آتش‌نشانان پلاسکو، آن روز گریه کردیم. روزهای قبل آنقدر درگیر خبر گرفتن بودیم که فراموش کرده بودیم آدم‌هایی هستند که از خودشان گذشتند.»

سام‌گیس تأکید کرد: «این خاطرات در ذهن ما می‌ماند. ما موقع حادثه فکر نمی‌کنیم چه بر ما می‌گذرد. معمولاً بعداً تازه متوجه می‌شویم که چه کرده‌ایم و چه اتفاقی ممکن است بیفتد.»

صاحبان امتیاز هم قربانی‌اند/دولت‌ها مقصر اصلی

سام‌گیس با صراحت گفت: «راستش من مدیران مسئول و صاحبان امتیاز را مقصر نمی‌دانم. آن‌ها هم قربانی‌اند. وقتی نهاد امنیتی به صاحب‌امتیاز می‌گوید یا این سرمایه‌گذار را کنار بگذار یا مجوزت را باطل می‌کنم، او ناچار است بین بقای رسانه و حفظ شغل تعدادی از نیروها، یکی را انتخاب کند.»

وی افزود: «تعدیل نیرو به خاطر نبود منابع مالی است. ما دو بار به خاطر دو گزارش، دو ماه تنبیه شدیم و آگهی دولتی ندادند. بدترین تعدیل نیرو در زمان کرونا بود، چون مردم روزنامه نمی‌خواندند و به شبکه‌های اجتماعی پناه برده بودند.»

دولت‌ها مردم را با گوشی‌هایشان تنها گذاشتند

سام‌گیس در پایان با اشاره به نمونه‌های تاریخیِ کمک مردمی به رسانه‌ها (از جمله درخواست روزنامهٔ «اخبار» برای خرید کاغذ در سال ۱۳۷۷ که مردم پاسخ دادند، و کمک انجمن صنفی به خبرنگاران در همان سال) تأکید کرد: «دولت‌ها آگاهانه کاری کردند که مردم سرشان برود توی گوشی‌هایشان و شبکه‌های اجتماعی و دیگر روزنامه نخوانند. بنابراین اینجا دولت‌ها مقصرند، نه صاحبان امتیاز. اگر از دور نگاه می‌کنیم و می‌گوییم چرا تعدیل نیرو شد، چرا خبرنگاری خانه‌نشین است، باید اول از همه دولت‌ها را خطاب قرار دهیم که ادعای دموکراسی و فضای آزاد دارند، اما در عمل کاری نمی‌کنند.»

جلالی ندوشن ـ دکترای روانشناسی ـ هم در پایان نشست «ترومای روزنامه‌نگاران» با اشاره به نقش رسانه‌های مستقل داخلی در بحران‌هایی نظیر حملات اخیر به ایران با وجود قطعی اینترنت و فشارهای بیرونی اظهار کرد که این رسانه‌ها نه تنها نمرده‌اند، بلکه تاب‌آورانه به کار خود ادامه می‌دهند.  

وی با نقد برنامه‌ریزی‌های هدفمند بیرونی برای تخریب سرمایه‌ی اجتماعی روزنامه‌نگاران ایرانی مانند کمپین‌های توییتری و موضوع سیم‌کارت سفید، تأکید کرد که هدف اصلی این جریان‌ها نه عدالت، بلکه برابری‌خواهی تخریب‌گر و حذف اعتماد عمومی به خبرنگاران داخلی است.

جلالی ندوشن در پایان توصیه‌های عملی برای پیشگیری از ترومای ثانویه نظیر توجه به خواب، تصاویر مزاحم، مصرف افراطی اخبار، مرخصی کوتاه‌مدت، تحرک بدنی، گفتگو و اجازه به گریه و بی‌تابی ارائه کرد.

رسانه‌های داخلی «نمرده‌اند» / هدف جریان‌های بیرونی تخریب سرمایه اجتماعی است

جلالی ندوشن با اشاره به تجربهٔ شخصی خود از جنگ ترکیبی اخیر علیه ایران گفت: در شرایطی که اینترنت نبود و ارتباطات قطع شده بود، یکی از بهترین ابزارها برای فهمیدن وضعیت شهر و مردم، چند گزارش از رسانه‌هایی بود که رفته بودند به محله‌های مختلف تهران.

وی افزود: «ما امروز شاهد یک برنامه‌ریزی جدی بیرونی برای تصویرسازی مردن رسانه‌های داخلی هستیم، در حالی که این رسانه‌ها نه تنها زنده‌اند، بلکه در سخت‌ترین شرایط، با بالاترین سطح کنجکاوی حرفه‌ای کارشان را ادامه می‌دهند.»

این روانشناس با اشاره به کمپین‌هایی مانند «سیم‌کارت سفید» در توییتر اظهار کرد: «این اقدامات از جنبه‌ای، آشکارسازی یک امر غیرعادلانه است؛ اما هدف اصلی‌شان برابری‌خواهیِ تخریب‌گر است، نه عدالت‌خواهی. هدف، از بین بردن سرمایه اجتماعی نیروهای مسالمت‌جوی داخلی، از جمله روزنامه‌نگاران است.»

وی تأکید کرد: «متأسفانه برخی از روایت‌های امروزین جنگ در رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، زبانی تهییجی، بسیج‌گرایانه و در نهایت دفاع از جنگ دارند، در حالی که تحلیل‌گر واقعی باید رنج انسان‌ها، ویرانی زندگی و از بین رفتن امید را در مرکز روایت قرار دهد.»

صدای خاموش اخراج و قطعی اینترنت؛ ترومای روزنامه‌نگاران در جنگ

خبرنگار ایرانی؛ هم راوی فاجعه، هم درون فاجعه

جلالی ندوشن با مقایسهٔ وضعیت خبرنگار خارجی و ایرانی گفت: «در فیلم «جنگ خصوصی» (دربارهٔ زندگی یک خبرنگار بریتانیایی در عراق و سوریه)، خبرنگار از بیرون به میدان فاجعه می‌رود اما خبرنگار ایرانی از آتش‌سوزی پلاسکو، تصادف، وضعیت کارگاه‌های بیگاری و سرپرستان خانوارِ نادیده گرفته شده گزارش می‌دهد، در حالی که خودش همزمان همان فاجعه را زندگی می‌کند. با فقیرتر شدن طبقهٔ متوسط، تجربهٔ خبرنگار ایرانی، تجربهٔ یک هم‌میهن و هم‌شهریِ واقعی است، نه یک ناظر خارجی.»

توصیه‌های عملی برای پیشگیری از ترومای ثانویه

این روانشناس در پایان با بیان اینکه آمادگی روانی برای ورود به میدان بسیار مهم است، توصیه‌های زیر را ارائه کرد: خودپایشی و همکارپایشی: به خواب، اضطراب، تصاویر مزاحم ذهنی و مصرف افراطی اخبار توجه کنیم. مرخصی کوتاه‌مدت و تحرک: جدا شدن از صحنه و برقراری ارتباط با اطرافیان ضروری است.

گفتگو و تخلیهٔ هیجانی: اجازه دهیم همکار بازگشته از میدان که ممکن است دچار بهت‌زدگی یا کرختی شده در زمان خودش حرف بزند، اما نشان دهیم که هستیم و حرف‌هایش را می‌شنویم.   

آخرین اخبار