
به گزارش ایران اکونومیست؛ نشریه آتلانتیک در گزارشی با بررسی پیامدهای تجاوز نظامی آمریکا به ایران نوشت: واشنگتن نمیتواند عواقب شکست در این جنگ را معکوس یا کنترل کند. هیچ پیروزی نهایی برای آمریکا وجود نخواهد داشت تا آسیبهای وارده را جبران یا بر آنها غلبه کند. تنگه هرمز مانند گذشته"باز" نخواهد بود و ایران به عنوان بازیگر کلیدی در منطقه و یکی از بازیگران کلیدی در جهان ظاهر میشود.
به گزارش ایسنا، آمریکا در گذشته شکستهایی مانند پرل هاربر، جنگهای افغانستان و ویتنام را تجربه کرد است اما این جنگها یا جبران شدند یا خسارت پایداری به جایگاه جهانی آمریکا وارد نکردند. با اینحال، شکست احتمالی در رویارویی کنونی با ایران ماهیتی کاملا متفاوت خواهد بود- شکستی غیرقابل جبران که تنگه هرمز را تحت کنترل ایران درمیآورد، ایران را به بازیگر کلیدی منطقه و جهان تبدیل میکند، نقش چین و روسیه را بهعنوان متحدان ایران تقویت میکند؛ نقش ایالات متحده، به طور قابل توجهی کاهش مییابد. این درگیری، برخلاف آنچه حامیان جنگ بارها ادعا کردهاند، نشان دهنده قدرت آمریکا نیست، بلکه آمریکایی را آشکار کرده است که غیرقابل اعتماد و ناتوان از اتمام کاری است که آغاز کرده است. این امر باعث ایجاد واکنش زنجیرهای در سراسر جهان خواهد شد، زیرا دوستان و دشمنان شکست آمریکا را در خاطر خواهند سپرد.
نشریه آتلانتیک در یادداشتی به قلم رابرت کاگان، از تأثیرگذارترین چهرههای نومحافظهکار آمریکا با این مقدمه نوشت: رئیسجمهور ترامپ دوست دارد در مورد اینکه چه کسی «کارت» دارد صحبت کند، اما اینکه آیا کارتهای خوبی برای بازی کردن دارد یا خیر، مشخص نیست. با وجود ۳۷ روز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران که منجر به ترور رهبر و شمار زیادی از مقامات عالی سیاسی و نظامی ایران شد این حملات نتوانستند موجب سرنگونی حکومت شوند یا آن را وادار به کمترین امتیازدهی کنند. دولت ترامپ امیدوار است با محاصره بنادر ایران به نتیجهای برسد که با زور نظامی حاصل نشد اما حکومتی که در برابر پنج هفته حملات بیامان تسلیم نشده، بعید است تنها در برابر فشار اقتصادی تسلیم شود. طرفداران ادامه جنگ خواهان ازسرگیری حملات نظامی هستند، اما نمیتوانند توضیح دهند که چرا حملات جدید دستاوردی را خواهد داشت که ۳۷ روز بمباران نداشت.
به عقیده کاگان، «ترامپ حملات به ایران را به دلیل خسته شدن از آن متوقف نکرد، بلکه علت آن هدف قرار گرفتن تاسیسات مهم انرژی در منطقه از سوی ایران بود. نقطه عطف ۱۸ مارس بود که پس از حمله رژیم صهیونیستی به میدان گازی پارس جنوبی ایران، نیروهای مسلح ایران تاسیسات قطری راس لفان را هدف قرار دارند و واکنش ترامپ این بود که بدون کوچکترین امتیازی از ایران آتشبس اعلام کرد.»
کیش و مات آمریکا در ایران؛ قدرت بستن تنگه هرمز بالاتر از توان هستهای
هدف گیری راس لفان
او معتقد است: ارزیابی مخاطراتی که یک ماه پیش ترامپ را مجبور به عقبنشیین کرد همچنان پابرجاست. حتی اگر ترامپ تهدیدش برای نابودی تمدن ایران را با حملات بیشتر عملی کند، ایران باز هم قادر خواهد بود پیش از سقوط احتمالی حکومتش موشکها و پهپادهای زیادی شلیک کند که تنها چند ضربه موقت آنها میتواند زیرساخت نفتوگاز منطقه را سالها فلج کرده و جهان و آمریکا را در بحران اقتصادی طولانیمدت و تورم فرو ببرد.
ظاهرا رئیسجمهور آمریکا طی روزهای اخیر از جامعه اطلاعاتی این کشور خواسته است پیامدهای صرفا اعلام پیروزی و کنارهگیری از جنگ را ارزیابی کند، چراکه امید داشتن به «فروپاشی حکومت»، بهویژه وقتی این حکومت توانسته حملات مکرر را تاب بیاورد راهبردی نیست. ترامپ با وجود نزدیک شدن قیمت نفت به هر بشکه ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلار، افزایش تروم وکمبود جهانی غذا و کالاهای مصرفی و تورم زمان زیادی ندارد. ترامپ کیش و مات نشده اما به آن نزدیک است.