
در تحقیق جدیدی که توسط محققان ایرانی انجام شده است، تاثیر برخی عوامل ذهنی و رفتاری بر تصمیمگیری سرمایهگذاران در بورس اوراق بهادار مورد بررسی قرار گرفته است.
به گزارش ایران اکونومیست، بازار بورس اوراق بهادار یکی از مهمترین بسترهای سرمایهگذاری در هر کشور است. در این بازار، افراد با هدف کسب سود، خرید و فروش سهام شرکتها را انجام میدهند. در نگاه سنتی اقتصاد، فرض بر این است که سرمایهگذاران کاملا منطقی عمل میکنند و بر اساس اطلاعات موجود، بهترین تصمیم را میگیرند. نظریه «پرتفوی مدرن» و فرضیه «بازار کارآمد» نیز بر همین پایه شکل گرفتهاند؛ یعنی قیمتها منعکسکننده همه اطلاعات عمومی هستند و افراد با تحلیل درست میتوانند ترکیب مناسبی از داراییها انتخاب کنند. اما در عمل، بسیاری از تصمیمها با هیجان، ترس یا امید بیش از حد همراه است و همین موضوع گاهی باعث زیانهای مالی میشود.
در سالهای اخیر، شاخهای به نام مالی رفتاری تلاش کرده است این فاصله میان رفتار واقعی انسانها و فرض عقلانیت کامل را توضیح دهد. این حوزه به بررسی عوامل روانشناختی، عاطفی و اجتماعی میپردازد که بر تصمیمهای مالی اثر میگذارند. برای مثال، برخی افراد در مواجهه با ضرر تمایل دارند منتظر بمانند تا قیمت دوباره بالا برود، حتی اگر شواهدی برای این امید وجود نداشته باشد. برخی دیگر بیش از اندازه به پیشبینی خود اطمینان دارند و ریسکهای بزرگتری میپذیرند. شناخت این ویژگیها میتواند به سرمایهگذاران کمک کند باورهای نادرست خود را اصلاح کنند و عملکرد مالی بهتری در بلندمدت داشته باشند.
شهرزاد محمدی جزی از گروه مهندسی صنایع دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه میبد به همراه دو همکار دانشگاهی خود، پژوهشی را در همین خصوص درباره شناسایی و تحلیل عوامل روانشناختی موثر بر رفتار سرمایهگذاران انجام دادهاند. آنها در این مطالعه تلاش کردهاند مهمترین ویژگیهای ذهنی اثرگذار بر تصمیمهای مالی را شناسایی کرده و میزان تاثیر هر یک را بر برخی رفتارهای رایج سرمایهگذاران بررسی کنند.
در این پژوهش، ابتدا با استفاده از مطالعات کتابخانهای و مصاحبه با متخصصان، فهرستی از عوامل روانشناختی و رفتارهای مرتبط با سرمایهگذاران تهیه شد. سپس مهمترین عوامل و رفتارها انتخاب شدند. در مرحله بعد، برای رتبهبندی این عوامل از روش تحلیلی خاص استفاده شد و پس از مشخص شدن پنج عامل اصلی و سه رفتار مهم، میزان تاثیر آنها بر یکدیگر به کمک روشهای آماری مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج این تحلیلها که در «فصلنامه مهندسی مالی و مدیریت اوراق بهادار» وابسته به دانشکده مدیریت واحد تهران مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی منعکس شدهاند، نشان دادند پدیده موسوم به «لنگر انداختن» که به معنای تکیه بیش از حد بر یک عدد یا باور اولیه است، تاثیر معنادار و قابل توجهی بر انتظار سرمایهگذاران برای جبران ضرر دارد. به بیان ساده، افرادی که ذهنشان به یک قیمت یا پیشبینی خاص گره میخورد، در صورت زیان بیشتر تمایل دارند صبر کنند تا قیمت به همان سطح قبلی بازگردد. همچنین عامل «نمایندگی» نیز بر این رفتار اثرگذار بود.
در بخش دیگری از نتایج مشخص شد پدیده دیگری موسوم به «زیانگریزی» تنها عاملی است که به طور معنادار بر استفاده از استراتژیهای کوتاهمدت تاثیر میگذارد. زیانگریزی به این معناست که افراد درد ناشی از ضرر را بیشتر از لذت سود احساس میکنند. ضریب مثبت این متغیر نشان میدهد هرچه زیانگریزی بیشتر باشد، تمایل به انجام معاملات کوتاهمدت نیز افزایش مییابد.
همچنین در مدلی دیگر، مشخص شد اعتماد به نفس بیش از حد و نمایندگی رابطه مستقیم با سازگاری در شرایط جدید دارند، در حالی که لنگر انداختن رابطه معکوس با سازگاری نشان داد.
این یافتهها نشان میدهند برخی ویژگیهای ذهنی میتوانند مانع تطبیق سریع سرمایهگذاران با شرایط تازه بازار شوند. برای مثال، فردی که به پیشبینی اولیه خود بیش از حد وابسته است، ممکن است در برابر تغییر شرایط مقاومت کند. در مقابل، کسانی که اعتماد به نفس بیشتری دارند، راحتتر با موقعیتهای جدید کنار میآیند. درک این تفاوتها میتواند به مدیران بازار سرمایه کمک کند برنامههای آموزشی مناسبتری طراحی کنند و به سرمایهگذاران نیز هشدار دهد که تنها به تحلیلهای عددی اکتفا نکنند و نقش ذهن و هیجان را هم جدی بگیرند