
به گزارش ایران اکونومیست؛ تفاوت نگاهها دو حریف از همینجا آغاز میشود؛ جایی که ترامپ سیاست خارجی را بیشتر عرصه فشار و معامله مستقیم میبیند همچون ورزش کُشتی، اما در دستگاه دیپلماسی ایران، مذاکره شبیه بازی شطرنجی طولانی و حسابشده تلقی میشود.
اگر تهران و واشنگتن بخواهند از افتادن در مسیر یک درگیری پرهزینه منطقهای جلوگیری کنند، گفتوگوهای پیشرو در ژنو میتواند تعیینکننده باشد؛ مذاکراتی که در آن، هم امتیاز دادن اجتنابناپذیر است و هم پذیرفتن تفاوت عمیق در شیوه مذاکره دو طرف.
پاتریک وینتور، سردبیر دیپلماتیک نشریه گاردین در گزارشی با عنوان «صبر، حسابگری و چهرهای بیاحساس؛ عراقچی در آستانه آزمونی تازه با آمریکا»به سبک مذاکره ایران و آمریکا در مذاکرات پیش رو پرداخت و نوشت: در سوی ایران، عباس عراقچی قرار دارد؛ دیپلماتی که نزدیک به یک دهه و نیم با پرونده هستهای ایران درگیر بوده و تجربههایش را در کتاب «قدرت مذاکره» جمعبندی کرده است. او در این کتاب از صبر، سماجت، تکرار هدفمند و حفظ چهرهای خنثی - همچون صورت یک پوکر باز- به عنوان ابزارهای کار یک مذاکرهکننده حرفهای یاد میکند.
سبک های مذاکره: شطرنج و کُشتی
چه کسی اول پلک خواهد زد؟
عراقچی، دانشآموخته دانشکده روابط بینالملل از دانشگاه آزاد اسلامی و دارای دکترای اندیشه سیاسی از دانشگاه دولتی کنت بریتانیا، ریشه های سبک مذاکره ایرانی را در فرهنگ بازار میداند؛ جایی که چانهزنی بخشی طبیعی از معامله است و کسی که زود خسته شود، بازنده خواهد بود.
او مینویسد "پافشاری بر خواستهها باید با استدلالهای تازه و بیانهای متفاوت همراه باشد؛ یعنی تکرار و ایستادگی، اما نه با ادبیات تکراری." از نگاه او، مذاکره میدان فرسایش است، نه صحنه نمایشهای هیجانی.
در طرف مقابل، نماینده آمریکا پیشینهای کاملاً متفاوت دارد: استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ که پیش از ورود به عرصه دیپلماسی، در حوزه ساختوساز و املاک فعال بوده و در دانشگاه خصوصی هافسترا در لانگ آیلند نیویورک حقوق خوانده است.
تفاوت نگاهها از همینجا آغاز میشود؛ جایی که ترامپ سیاست خارجی را بیشتر عرصه فشار و معامله مستقیم میبیند همچون ورزش کُشتی، اما در دستگاه دیپلماسی ایران، مذاکره شبیه بازی شطرنجی طولانی و حسابشده تلقی میشود.
قدرت داخلی؛ پشتوانه میز مذاکره
عراقچی در کتاب «قدرت مذاکره» تأکید میکند که دست مذاکرهکننده زمانی پُر است که پشتوانه داخلی منسجم و قدرت ملی قابل اتکا داشته باشد. به باور او، اگر توازن حداقلی برقرار نباشد، ورود به مذاکره میتواند هزینهزا باشد.
در عین حال، او به نکتهای کلیدی اشاره میکند: طرف مقابل باید راهی آبرومندانه برای عقبنشینی داشته باشد؛ چیزی که از آن با تعبیر «پل طلایی» یاد میکند. به بیان دیگر، مذاکره موفق آن است که امکان خروج بدون تحقیر را برای دو طرف فراهم کند.
گرههای اصلی گفتوگو
امروز، موضوعاتی چون سطح و سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده، چگونگی رفع تحریمها و بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تأسیسات هستهای ایران، در مرکز رایزنیها قرار دارد؛ نهادی که مدیرکل آن، رافائل گروسی، نقشی تعیینکننده در ارزیابیهای فنی دارد.
برخی تحلیلگران، از جمله "الی گرانمایه" از شورای روابط خارجی اروپا، معتقدند هر اقدام جدی و غیرقابل بازگشت از سوی ایران، مستلزم گامهای همسنگ از طرف آمریکاست؛ از جمله آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده. در عین حال، در فضای سیاسی دولت ترامپ، امکان رسیدن به تفاهمهای غیررسمی و اعلامنشده نیز دور از ذهن نیست.
از سوی دیگر، "علی انصاری"، استاد تاریخ مدرن در دانشگاه سنت اندروز، بر این باور است که ایران ممکن است برای زنده نگه داشتن مسیر گفتوگو، امتیازاتی تدریجی ارائه دهد، هرچند واشنگتن الزاماً عجلهای برای توافق ندارد.
سایه نقدهای داخلی
عراقچی که سابقه حضور در جنگ ایران و عراق را دارد و به داشتن ارتباط نزدیک با نهادهای حاکمیتی شناخته میشود، به خوبی میداند هر توافقی با آمریکا در داخل کشور با واکنشهای متفاوت روبهرو خواهد شد.
او در خاطرهای نقل میکند که پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ۱۳۹۲، در دیداری با محمدجواد ظریف از او پرسیده چرا مسئولیت وزارت خارجه را نمیپذیرد. پاسخ ظریف این بود: «آخرش ما را ناقص میبینند و قربانی میکنند.»
شاید همین جمله، حال و روز هر مذاکرهکنندهای را توصیف کند که میان فشار بیرونی و نقدهای داخلی، باید تصمیمهایی بگیرد که سالها درباره آن قضاوت خواهد شد. پرونده هستهای ایران بار دیگر در آستانه فصلی تازه است و عراقچی، با صبر و چهرهای بیاحساس، همچون پوکر بازی صبور آماده ورود به این آزمون دشوار./ تابناک