به گزارش روز جمعه خبرنگار ایران اکونومیست، اسداله قمر از موسسه مطالعات پاکستان و چین در اسلامآباد طی یادداشتی با عنوان «درهم شکستن افسانه های متجاوزان توسط ایران و پاکستان» به بررسی تحولات جاری در ۲ منطقه حساس جنوب آسیا و خاورمیانه پس از درگیری نظامی پاکستان و هند و سپس تجاوزگری رژیم صهیونیستی به ایران پرداخت.
در یادداشت این ستون نویس پاکستانی چنین آمده است:
در بامداد جمعه ۲۶ خرداد، اسرائیل یک حمله در عمق ایران انجام داد و برخی از مقامات ارشد نظامی و دانشمندان هستهای ایران را هدف قرار داد. اسرائیل تلاش کرد تا ساختار فرماندهی ایران را در یک ضربه سریع از بین ببرد اما برخلاف تصور متجاوزان، جمهوری اسلامی به جای فروپاشی، به سرعت سازماندهی مجدد شد. فرماندهان جدید منصوب شدند و ظرف چند روز، موشکهای ایرانی تل آویو و حیفا را هدف قرار دادند. جهان نظارهگر بود که چگونه سیستم دفاع هوایی پنج لایه اسرائیل که البته به اشتباه در گفتمان عمومی با عنوان «گنبد آهنین» بزرگنمایی شده، برای رهگیری رگباری از موشکهای پیشرفته ایرانی ناکام ماند.
این فقط یک درگیری نظامی نبود، بلکه یک چالش وجودی برای افسانه آسیبناپذیری رژیم اسرائیل بود. در مقایسه با ایران، اسرائیل بسیار کوچکتر است. برای اینکه تصوری تقریبی از خسارات ناشی از موشکها و پهپادهای ایرانی ارائه دهیم، حدود ۴۰ هزار نفر در فلسطین اشغالی درخواستهایی برای دریافت غرامت ناشی از خانههای آسیبدیده خود ارائه دادهاند. با توجه به سانسور شدید رسانهای در سرزمینهای اشغالی، هنوز میزان کامل تخریب تأیید نشده است. گزارشها حاکی از آن است که ایران حتی چندین جت اسرائیلی را سرنگون کرده است که در صورت تأیید، جمهوری اسلامی ایران در کنار پاکستان به عنوان تنها کشورهای جهان اسلام هستند که با موفقیت هواپیماهای جنگی اسرائیل را سرنگون کردهاند. (اشاره به مشارکت نیروی هوایی پاکستان در جنگ شش روزه اعراب علیه اسرائیل در سال ۱۹۶۷)
ایران و پاکستان: پیوندی که در تاریخ و استراتژی شکل گرفته است
در بحبوحه بحرانهای ژئوپلیتیکی در منطقه، تأمل پیرامون رابطه استراتژیک ریشهدار و اغلب دست کم گرفته شده بین ایران و پاکستان، بسیار مهم است. روابط این دو همسایه، تاریخی، ایدئولوژیک و جغرافیایی است.
در طول جنگ هند و پاکستان در سال ۱۹۶۵، ایران قاطعانه در کنار پاکستان ایستاد. در آن زمان، ایران حمایت نظامی و لجستیکی حیاتی از جمله تأمین سوخت و حمایت دیپلماتیک در مجامع بینالمللی را ارائه میداد.
خطوط هواپیمایی پاکستان (PIA) که با محدودیتهای شدیدی روبرو بود، حتی اجازه داشت از پایگاههای هوایی ایران فعالیت کند، اقدامی که نماد اعتماد استراتژیک عمیق در یکی از پرچالشترین دوران پاکستان بود.
در طول دههها، شاید این مشارکت دستخوش تغییراتی در منطقه، صفبندیهای جهانی و یا شاید تحولات داخلی شده باشد. ایران اولین کشوری بود که پس از استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۷ این کشور را به رسمیت شناخت و حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ نیز پاکستان اولین کشوری بود که انقلاب اسلامی ایران را برسمیت شناخت و روابط مستحکم خود را حفظ کرد.
با وجود روایتهای به اصطلاح فرقهای که اغلب توسط قدرتهای خارجی تقویت میشوند، روابط جمهوری اسلامی ایران و پاکستان تا حد زیادی بر منافع مشترک، امنیت مرزی، صلح منطقهای، تجارت و مقاومت در برابر مداخله خارجی متمرکز بوده است.
از نظر ژئوپلیتیکی، ایران، متحد طبیعی و استراتژیک پاکستان است. دو کشور بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارند و هر دو، هدف استانداردهای دوگانه غرب قرار گرفتهاند، چه تحریمهای یکجانبه علیه ایران و چه نقش پاکستان در جنگ علیه تروریسم. هر دو کشور هزینههای جنگ نیابتی و دخالت خارجی را درک میکنند و همچنان بر حاکمیت، چندقطبی بودن و همکاری منطقهای تأکید دارند.
در ماههای اخیر، همزمان با مواجهه پاکستان و ایران با ماجراجویی تهاجمی بازیگران منطقهای به ترتیب هند و اسرائیل، حس همبستگی فزایندهای (بین ایران و پاکستان) وجود داشته است که ریشه در احساسات ندارد، بلکه در واقعیتهای ژئوپلیتیکی مشترک ریشه دارد.
جمع بندی: تجدید حیات قدرت منطقهای و شفافیت استراتژیک
جمهوری اسلامی ایران و پاکستان نه تنها از نظر تلافی نظامی، بلکه در بازپسگیری فضای استراتژیک علیه متجاوزان پیروز شدهاند؛ پاکستان در مقابل توسعه طلبی و افراطگرایی همسایه شرقی خود و ایران در مقابل جاهطلبیهای صهیونیستی تحت سرکردگی نتانیاهو. اینها فقط جنگ موشکها یا پهپادها نبودند، بلکه جنگ روایتها، حاکمیت و هویت بودند و در هر دو مورد، جنوب آسیا و جهان اسلام شاهد تغییر و تنظیم مجدد در طیف جهانی قدرت است.
برای ایران و پاکستان این یک لحظه تعیینکننده است. به نفع هر دو ملت است که هرگونه ابهام را از بین ببرند، اعتماد را قوی تر کنند و روابط خود را نه تنها برای امنیت بلکه برای رشد مشترک تثبیت کنند.
مرزهای دو کشور همسایه اغلب توسط سرویس های متخاصم در منطقه و به ویژه اسرائیل با استفاده از عناصر غیر دولتی مسلح شده است. این تلاشها با هدف ایجاد شکاف بین دو متحد طبیعی انجام میشود و باید از طریق چارچوبهای اطلاعاتی هماهنگ و تلاشهای مشترک ضد تروریسم با آن مقابله شود.
عادی سازی روابط ایران و عربستان سعودی که با میانجیگری چین حاصل شد، به عنوان یک نقطه عطف تاریخی و الگویی برای وحدت مسلمانان در منطقه شناخته میشود. این همگرایی، دریچهای طلایی را برای پاکستان، ایران، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، ترکیه و نیز چین و روسیه فراهم میکند تا در یک بلوک منطقهای قوی در امنیت، مستقل در دیپلماسی و با منافع مشترک متحد شوند.
برای پاکستان، هماهنگی منطقهای به ویژه در مورد حل مسائل دیرینه مانند جریان سمی تجزیه طلبی در بلوچستان ضروری است. یک همکاری قوی با ایران میتواند شبکههای تحت حمایت سرویس های جاسوسی خارجی را از بین ببرد و به هر دو کشور اجازه دهد تا یک چارچوب توسعه متقابل، به ویژه در امتداد مناطق مرزی، ایجاد کنند.
درگیری های اخیر در جنوب آسیا و خاورمیانه ماهیت متحدان و دشمنان واقعی ما را روشن کرده است. اوضاع در حال تغییر است و درها برای یک همکاری دفاعی عمیق بین ایران و چین باز است. ایران و پاکستان بازیگران منزوی نیستند. هر دو عضو دائم سازمان همکاری شانگهای (SCO) هستند و انتصاب اخیر پاکستان به عنوان رئیس کمیته شورای امنیت سازمان ملل و معاون رئیس کمیته مبارزه با تروریسم، وزنی جدی به حضور دیپلماتیک آن میافزاید. این فرصتی برای بازتعریف نقش پاکستان به عنوان پلی بین جنوب آسیا، جهان اسلام و اوراسیا نیز است.
و در پایان، پیام واضح است؛ انعطافپذیری، منطقهگرایی و مقاومت، آینده را تغییر شکل میدهند و جمهوری اسلامی ایران و پاکستان در خط مقدم این تحول قرار دارند.