دومین نشست از مجموعه نشستهای «همبستگی اجتماعی و دفاع ملی» با عنوان «ابعاد رسانهای» در ۱۸ تیر۱۴۰۴ در تالار فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. در این نشست شماری از استادان حوزه علوم ارتباطات به بررسی ابعاد رسانهای و روایتسازی رسانهها در جنگ اسرائیل علیه ایران پرداختند. در این نشست «علی ربیعی» رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، «ماشاءالله شمس الواعظین»، مشاور مرکز مطالعات راهبردی غرب آسیا در تهران و روزنامهنگار، «مسعود کوثری»، استادیار و مدیر گروه ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران و «نفیسه زارع کهن»، روزنامه نگار و مدرس دانشگاه به ایراد سخنرانی پرداختند. همچنین اعظم دهصوفیانی دانشآموخته دکتری علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی دبیر علمی نشست را بر عهده داشت.
ربیعی: جنگ 12 روزه جنگ مبتنی بر جاسوسی متکی بر هوش مصنوعی و عملیات روانی متکی بر رسانه بود
علی ربیعی رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در این نشست با اشاره به جنگ 12 روزه گفت: ما شاهد جنگی بودیم که از جنگهای متعارف متفاوت بود. این جنگ بیشتر متکی بر ۲ پایه تکنولوژی و عملیات روانی بود که البته جنگهای آینده هم از همین جنس خواهد بود.
ربیعی توضیح داد: اگر جنگهای سنتی مانند جنک ناپلئون و جنگ صلیبی را در نظر بگیریم، باید بگوییم این نوع جنگها بیشتر بر نیروی انسانی و ابزار زمان خود متکی بود. جنگ جهانی دوم هم بیشتر مبتنی بر ابزار و نیروی انسانی و اصل تصرف بود در حالیکه در روزهاه اخیر ما شاهد جنگی علیه ایران هستیم که بیشتر مبتنی بر هوش مصنوعی است. بنا به تعریف پسا مدرنی در واقع، نیروی انسانی و نیروی زمینی و اصلاً موضوع تصرف در این جنگ جایگاهی نداشت. به عبارتی این جنگ مبتنی بر قدرت هوش مصنوعی و جاسوسی متکی بر هوش مصنوعی و عملیات روانی متکی بر رسانه بود. در عملیات روانی متکی بر رسانه هم از رسانههای دیجیتال و هم از اخبار شبکههای اجتماعی استفاده شد.
رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات یادآور شد: آنچه در این جنگ بیسابقه بود نوعی تصمیم مردم، رفتار سیاسی و قضاوت مردم و همدلی بزرگی بود که ظاهر شد و این تصمیم مردم و رفتار سیاسی آنها بود که مهمترین عنصر بازدارنده برای هر نوع نقشه اسرائیل و آمریکا علیه ایران بود که البته بیسابقه بود.
شمس الواعظین: در جنگهای نسل جدید، روایتسازی رسانهای جای توپ و تفنگ را گرفته است
ماشاءالله شمس الواعظین مشاور مرکز مطالعات راهبردی غرب آسیا در تهران گفت: ما بطور کلی 2 دسته بلایای جهانی داریم. یک دسته بلایلی طبیعی مانند زمین لرزه، طوفان و سونامی و دیگری بلایای دستساز انسان هستند مانند جنگها، حرکتهای تروریستی و ... که این نوع بلایا توسط انسان ایجاد میشوند. برای مثال انسانها تصمیم میگیرند که فلان جنگ اتفاق بیفتد.
شمس الواعظین در ادامه اظهار داشت: در جنگهای نسل چهارم به بعد به دلیل وسعت جغرافیای وقوع چالش، دیگر بحثهای نظارت بصری روی رویدادها حذف شدهاست. بنابراین به جای مشاهده انسان در محل وقوع آن چالش یا آن جنگ، روایت در نوشتار یا قاب در تصویر و یا گفتار در رسانههای شنیداری قرار گرفته است. به همین دلیل روانشناسان تبلیغات و اساتید علوم ارتباطات این سه قاب یا سه اصل را که میتواند رابطه مخاطب با پدیده دستساز انسان را برقرار کنند را مورد توجه قرار دادهاند. برای مثال، ساختمان شیشیهای هدف قرار گرفت. منی که در منزل و یا مردمی که در خانه نشسته بودند، در واقع، نمیدانیم و نمیدانند که چه اتفاقی افتاده است تا آن قاب ساخته شد. البته ما در جنگها پروتکلهایی داریم که نباید آن قاب پخش میشد. من به مدیران صدا و سیما هم گفتم که قاب بسیار زیبایی از سوختن ساختمان شیشهای در اختیار اسرائیل قرار دادند. در حالیکه ما در روزنامهنگاری بحران پروتکلی داریم که اینجور تصویرسازی که به طرف مقابل گفته شود موشک شما به هدف خورده است اشتباه است و نباید انجام شود. در روایتسازی بسیار مهم است که ما قاب را چگونه تدوین کنیم و چگونه عرضه کنیم.
شمسالواعظین: ما در روزنامهنگاری بحران پروتکلی داریم که تصویرسازی که به طرف مقابل گفته شود موشک شما به هدف خورده است اشتباه است و نباید انجام شود
مشاور مرکز مطالعات راهبردی غرب آسیا در تهران ادامه میدهد: در جنگ ایالات متحده آمریکا با ائتلاف بینالمللی، سقوط بغداد توسط نیروهای مسلح صورت نگرفت بلکه توسط نیروهای سیانان صورت گرفت. فاصله اولین سرباز ایالات متحده آمریکا با بغداد یعنی مرکز وقوع رویداد، ۱۶۸ کیلومتر بود اما سیانان پیشقراول این حرکت بود و اعلام کرد بغداد سقوط کرد. اصلاً جنگ و مقاومتی برای سقوط بغداد صورت نگرفت زیرا سربازی که در حلقه اول، دوم تا پنجم دفاع از بغداد ایستاده بود شنیده بود که بغداد سقوط کرده است و دیگر از کجا دفاع کند. قابی که توسط سیانان ساخته شد، در چگونگی طرح این موضوع و غافلگیری افکار عمومی و ارتش عراق در جنگ بسیار بسیار تعیینکننده بود.
وی با اشاره به جنگ 12 روزه گفت: در جنگ ۱۲ روزه تجاوز اسرائیل به ایران، من به عنوان روزنامهنگار شاهد یکسری جابهجاییهایی در ایستگاههای تلویزیونی، شبکهها، انتقال خبرنگار از تقطهای به نقطه دیگر بودم. احساس کردم اتفاقی در حال وقوع است زیرا رسانههای فارسی زبان خارجی مانند اینترنشنال در حدال یکسری تدارکات برای ساختن آن قاب بودند. برخی از آنها در برملاکردن قاب خود را لو دادند و آن قاب ضربه وارد آوردن و ایجاد شوک غافلگیرکننده به روان اجتماعی مردم ایران بود که من معتقدم به صورت نسبی در کنار شوک بسیار عظیم نظامی، موفق بودند.
شمس الواعظین ادامه داد: اولین خبر رسانههای فارسی زبان و برخی از رسانههای انگلیسی ایالات متحده آمریکا از این قرار بود: بر اساس گزارش داده رسیده به اینترنشنال شخصیتهایی از بیت رهبری مشغول گفتوگو با مقامات روسیه برای انتقال رهبران ایران به روسیه در این جنگ هستند. این به این معناست که تهران سقوط کرده و یا در حال سقوط است. همزمان هواپیما و پهبادها و نیروهای جاسوسی آن قاب را ساختند یعنی ایران در حال فروپاشی است و فرماندهانش در حال خروج هستند و ایران دیگر توان برخاستن ندارد. این قابی است که اصطلاحاً ساخته شد.
این استاد علوم ارتباطات یادآور شد: اتفاقی که در ایران افتاد نشان داد که مساله کاملاً عادی و بروکراتیک در حال صورت گرفتن است. رسانههای ملی ما شهادت یکسری فرماندهان را به صورت قطره چکانی اعلام کردند که البته جزو پروتکلهای رسانه برای حفظ روانی جامعه بسیار ضروری است زیرا کسانیکه باید به حفظ شرایط جامعه بپردازند باید تعادل روانی و اتکای نفس داشته باشند تا بتوانند امدادرسانی کنند و یا واکنش نشان دهند. قابی که ساخته شد نمیدانست که یک ضد حمله آرام و بروکراتیکی در حال ساختن است و آن جایگزین کردن پستهای خالی شده بود که به سرعت هم صورت گرفت و در طی سه الی چهار ساعت صورت گرفت و این بیسابقه بود و مورد توجه بسیاری از اندیشمندان در جهان قرار گرفت.
در حال تکمیل شدن...