دکتر «دیوید یعقوبیان» (David N. Yaghoubian) استاد تاریخ دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و تحلیلگر ارشد مسائل بین المللی بامداد سهشنبه در گفت وگوی اختصاصی با خبرنگار ایران اکونومیست، افزود: با این اوصاف، با توجه به نتیجه این تلاش ناموفق اخیر برای تضعیف جمهوری اسلامی ایران و پیامدهای منطقهای و ژئوپلیتیکی پیروزی نهایی ایران، واقعیت ممکن است حکم کند که اعتماد به ترامپ یا آمریکا در نهایت دیگر برای ایران الزامی نیست و این کشور به پیشبرد برنامه انرژی هستهای خود به روشهایی که به بهترین وجه منافع اقتصادی و امنیتی ایران را تامین کند، ادامه خواهد داد.
وی تصریح کرد: اگر ایران تشخیص دهد که نوعی توافق یا چارچوب برای آینده مفید خواهد بود، معتقدم که شناخت ماهیت قدرت امپراتوری رو به زوالی که با آن مذاکره خواهد کرد و خاطره تاریخ طولانی خیانت آن، باید روندی را هدایت کند که به جای اعتماد، بر اقدام و راستی آزمایی متکی باشد.
متن کامل مصاحبه با دکتر «دیوید یعقوبیان» (David N. Yaghoubian) استاد تاریخ دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و تحلیلگر ارشد مسائل بین المللی به شرح زیر است:
سوال: تحلیل شما از کارزار نظامی و تجاوز مشترک رژیم اسرائیل و آمریکا علیه ایران در میانه مذاکرات و حمله به زیرساختهای نظامی، هستهای و غیرنظامی، بمباران مناطق مسکونی و به شهادت رساندن مردم بیگناه و نقض حاکمیت ملی ایران، قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل متحد چیست؟ و پیامدهای منطقهای و بینالمللی و حتی اقتصادی آن برای طرفین، منطقه و جهان چه خواهد بود؟
دیوید یعقوبیان: با توجه به دامنه خیرهکننده فریب و خیانتی که آشکارا و با خوشحالی توسط رژیمهای اسرائیل و آمریکا نشان داده شده است و با توجه به مجموعهای از قوانین و تابوهایی که در تلاش ناامیدانه آنها برای تغییر حکومت در ایران نقض شده است، پیشبینی پیامدهای منطقهای، بینالمللی یا اقتصادی این تجاوز بسیار زود است.
من معتقدم که پیشبینی آینده به طور گستردهتر، ابتدا مستلزم درک و تحلیل آنچه جهان شاهد آن بوده است، خواهد بود. دو قدرت مسلح به سلاحهای هستهای که در هفت دهه گذشته در هسته اقتصاد جهانی و تجارت اسلحه بودهاند، با حمله به تاسیسات هستهای قانونی ایران، قوانین بینالمللی را به شدت نقض کردند و در نهایت توسط اتحاد مردم ایران که با سلاحهای تولید داخل که در طول ۴۵ سال تحریم توسعه و تولید شدهاند، تقویت شدهاند، شکست خوردند.
سوال: آیا اصولاً میتوان به بهانه جلوگیری از دستیابی به سلاح هستهای — آن هم در شرایطی که هیچ گزارش مستند و معتبر بینالمللی دال بر انحراف برنامه هستهای ایران به سمت مقاصد غیرصلحآمیز وجود ندارد — در میانه مذاکرات، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشوری را نقض و مدعی "حمله پیشگیرانه" شد؟
دیوید یعقوبیان: تنها در چارچوب نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد (RBIO) که تکیهکلام نخنمای آمریکا، دستنشاندههای اروپاییاش و نمایندهاش، دولت آپارتاید اسرائیل برای پنهان کردن چنین اقداماتی که نقض فاحش قوانین بینالمللی است، استفاده میشود، میتوان اقدامات آمریکا و اسرائیل در حمله به برنامه انرژی هستهای غیرنظامی ایران را به عنوان «حمله پیشگیرانه» توجیه کرد. با وجود اینکه این مفهوم آشکارا از نظر جامعه جهانی، خودساخته و توجیه یک طرفه است، آنها همچنان به استفاده از آن ادامه خواهند داد.
سوال: در حالی که آمریکا در آغاز حمله رژیم اسرائیل مدعی بیطرفی بود، با پیوستن به این تجاوز، ادعاهای مقامات آمریکایی بیاعتبار و روشن شد که این اقدام با هماهنگی و حمایت کامل واشنگتن انجام شده است. آیا اساساً رژیم اسرائیل بدون حمایت آمریکا توان انجام چنین تجاوزی را داشت و اینکه طراحی چنین حملاتی چگونه صورت گرفته است؟
دیوید یعقوبیان: دولت آپارتاید اسرائیل برای تأمین بمبهای «کودککش»، گلولههای توپخانه، هواپیما، اطلاعات ماهوارهای، پوشش دیپلماتیک، دفاع قانونی و جریان ثابتی از پول نقد که کاملاً جنگافروزی مداوم، پاکسازی قومی، نسلکشی و توسعهطلبی آن را ممکن میسازد، به حامی خود یعنی آمریکا متکی است.
«قدرت نظامی اسرائیل» صرفاً قدرت نظامی آمریکا است. در مورد قدرت مذاکرهای اسرائیل نیز همینطور است. به یاد داشته باشید که آمریکا آشکارا قضات دیوان بینالمللی کیفری و دیوان بینالمللی دادگستری را تهدید کرده و «قانون تهاجم به لاهه» خود را برای تضمین مصونیت جنایتکاران جنگی آمریکایی و اسرائیلی تبلیغ میکند.
آمریکا در آنچه من «عملیات نگهبان نسلکشی» مینامم، علیه یمن جنگید تا انصارالله را از عمل به مسئولیتهای خود که توسط سازمان ملل متحد مشخص شده است، منع کند. واضح است که اسرائیل و آمریکا به طور فزایندهای به عنوان یک نهاد واحد عمل کردهاند بنابراین، هرگونه استدلالی که نشان دهد اسرائیل به تنهایی عمل و از خود دفاع میکند، یا اینکه آمریکا در میان نسلکشی جاری، یا بین رژیم اسرائیل و ایران، یک «داور بیطرف» است، به هیچ وجه جدی نیست.
سوال: رئیسجمهور آمریکا از یکسو از دیپلماسی سخن میگوید و از سوی دیگر به همراه اسرائیل به ایران حمله میکند و حتی از تسلیم شدن بیقید و شرط و تغییر رژیم سخن به میان میآورد. با این حال، پس از مواجهه با اتحاد و مقاومت ملت ایران و نیروهای دفاعی آن، موضوع آتشبس و بازگشت به میز مذاکره را مطرح میکند. این ادبیات متناقض را چگونه تحلیل میکنید ؟
دیوید یعقوبیان: این لفاظی متناقض، صریح و مضحک نشان میدهد که رئیس جمهور فعلی آمریکا چقدر فرصتطلب است و همچنین قدرت موشکهای بالستیک ایران را نشان میدهد. ترامپ سرانجام پس از اعلام این پیام در فلسطین اشغالی، آن را دریافت کرد.
سوال: شعار «صلح از طریق قدرت» رئیسجمهور آمریکا چگونه قابل تفسیر است؟ آیا این صلح، صلحی جهانی است یا صلحی صرفاً برای منافع آمریکا و متحدانش از طریق تحریم، زور و جنگ؟ ارزیابی شما در این خصوص، با توجه به جنگ ۱۲ روزه علیه ایران، چیست؟
دیوید یعقوبیان: بر اساس اقدامات و اظهارات ترامپ در هر دو دوره ریاست جمهوری، همانطور که او بیان کرده است، «صلح از طریق قدرت» باید به عنوان نشانهای تفسیر شود که مجتمع نظامی - صنعتی آمریکا همچنان بر سلامت و رفاه مردم این کشو اولویت خواهد داشت و شعاری موثر برای توجیه بدهیهای فزاینده، تورم، بیخانمانی، جرم و جنایت و فروپاشی اجتماعی به مردم خستهای است که مستعد تبلیغات هستند.
سوال: با توجه به رفتار متناقض دولت آمریکا، به ویژه رئیسجمهور این کشور، در قبال ایران — از جمله حمله در میانه مذاکرات — آیا میتوان مذاکرات آمریکا را عملیات فریب و پوششی برای حمله دانست؟ و آیا اساسا میتوان به ادعاهای ترامپ در زمینه دیپلماسی و بازگشت به میز مذاکره اعتماد کرد؟
دیوید یعقوبیان: من نمونه دیگری را در تاریخ سیاسی و دیپلماتیک مدرن به یاد نمیآورم که یک قدرت بزرگ بینالمللی، چه برسد به یک ابرقدرت، چنین ریاکارانه، نامنظم و تهاجمی مانند دولت ترامپ، چه در داخل و چه در سطح جهانی عمل کند.
همین واقعیت به تنهایی نشان دهنده تسریع زوال امپراتوری آمریکا است و میتواند ما را قادر سازد تا به وضوح مرحله پایانی فروپاشی امپراتوری آمریکا را که جامعه بینالمللی در حال حاضر شاهد آن است، مشاهده کنیم.
بنابراین، در کنار درک تاریخ طولانی و شرمآور نقض وعدهها و معاهدات آمریکا و توسل به خشونت، ادعاهای ترامپ در مورد دیپلماسی و بازگشت به میز مذاکره قابل اعتماد نیست. با این اوصاف، با توجه به نتیجه این تلاش ناموفق اخیر برای تضعیف جمهوری اسلامی ایران و پیامدهای منطقهای و ژئوپلیتیکی پیروزی نهایی ایران، واقعیت ممکن است حکم کند که اعتماد به ترامپ یا آمریکا در نهایت دیگر برای ایران الزامی نیست و این کشور به پیشبرد برنامه انرژی هستهای خود به روشهایی که به بهترین وجه منافع اقتصادی و امنیتی ایران را تامین کند، ادامه خواهد داد.
اگر رهبری ایران تشخیص دهد که نوعی توافق یا چارچوب برای آینده ایران مفید خواهد بود، من معتقدم که شناخت ماهیت قدرت امپراتوری رو به زوالی که با آن مذاکره خواهد کرد و خاطره تاریخ طولانی خیانت آن، باید روندی را هدایت کند که به جای اعتماد، بر اقدام و راستی آزمایی متکی باشد.
سوال: با توجه به سابقه جنگطلبی رژیم اسرائیل و درگیریهای مستمر این رژیم در منطقه، آیا میتوان به آتشبس با چنین رژیمی اعتماد کرد؟ و آیا این آتشبس به معنای پایان تهدید است؟
دیوید یعقوبیان: تاریخ نشان میدهد که چگونه رژیم آپارتاید اسرائیل، به عنوان یک سیاست و استراتژی، آشکارا و فوراً آتشبس را با هر دشمنی که توانایی وارد کردن فوری خسارت را ندارد، نقض میکند. برخورداری از مصونیت فیزیکی، دیپلماتیک و قانونی در استمرار این رفتار بوده است.
صهیونیستها دریافتهاند که ایران توانایی دفاع از خود را با پاسخ دادن با نیروی ویرانگر و غیرقابل توقف دارد بنابراین، معتقدم که اسرائیل آشکارا این آتشبس نانوشته را نقض نخواهد کرد همانطور که تقریباً هر روز در لبنان انجام میدهد.
مطمئناً هم آمریکا و هم رژیم اسرائیل به تلاش برای حمله و تضعیف ایران از طریق تاکتیکهای جنگ پنهانی و ترکیبی که قابلیت انکارپذیری قابل قبولی را ایجاد میکنند، ادامه خواهند داد و تهدیدهای کلامی همچنان بدون هزینه باقی میمانند، اما برای جلوگیری از آسیب برابر یا بیشتر به جمعیت، اقتصاد و زیرساختهای خود، پیشبینی نمیکنم که اسرائیل دوباره اشتباه حمله به ایران را مرتکب شود.