خانه اندیشمندان علوم انسانی با همکاری مؤسسه کار و تأمین اجتماعی و معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم سلسله نشستهایی با عنوان «همبستگی اجتماعی و دفاع ملی» برگزار میکند. نخستین نشست این مجموعه با محوریت «بررسی ابعاد اجتماعی جنگ» در ۱۱ تیرماه ۱۴۰۴ برگزار شد.
در این نشست «علی ربیعی» رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، «هادی خانیکی» استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، «وحید شالچی» استاد جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی و معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، «حسین علایی» استاد تمام دانشگاه امام حسین (ع) و استاد مدعو دانشگاه تهران به ایراد سخنرانی پرداختند. دبیر نشست «اعظم دهصوفیانی» دانشآموخته دکتری علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبائی بود.
در این جلسه صاحبنظران با تأکید بر ضرورت تقویت همبستگی اجتماعی در مواجهه با تهدیدات خارجی به تحلیل ابعاد روانی اجتماعی و فرهنگی جنگ اخیر پرداختند و تلاش کردند به پرسشهای مطرح در این زمینه پاسخ دهند.
دهصوفیانی: ایران همچنان ایستاده است
اعظم دهصوفیانی دبیر این نشست در آغاز سخنان خود با قرائت بخشی از کتاب ایران را از یاد نبریم اثر محمدعلی اسلامی ندوشن ایران را سرزمینی توصیف کرد که در تمام طول تاریخ همواره با جنگ قحطی خشکسالی استبداد شادی و اندوه عشق و ایثار آمیخته بوده است. او گفت: «تقریباً هیچ نسلی در ایران نبوده که طعم جنگ را نچشیده باشد. ایران گورستانی پهناور از تاریخ است و رد پای هزاران سال زیستن عشق ورزیدن رنج کشیدن و گذشتن بر این خاک هنوز باقی است. وقتی به کارنامه این سرزمین مینگریم گویی خود چند هزار سال زیستهایم.»
دهصوفیانی با اشاره به تجاوز رسمی و علنی رژیم اسرائیل به ایران که از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شده و تاکنون بیش از ۲۰ روز از آن گذشته است گفت: در این مدت روزهای سخت و دردناکی را پشت سر گذاشتهایم و عزیزان بسیاری را از دست دادهایم. طبق آخرین آمار رسمی تاکنون ۹۳۵ تن به شهادت رسیدهاند که از این میان ۳۸ کودک و ۱۰۲ زن بودهاند. همچنین در بمباران زندان اوین ۷۹ نفر از جمله زندانیان کارکنان خانوادهها مددکاران خیرین عابران همسایگان و سربازان وظیفه جان باختهاند. شمار مجروحان نیز به ۵۶۴۶ نفر رسیده است.
او سپس به خبری اشاره کرد که در فضای دانشگاهی و علمی جهان بازتاب زیادی داشته است: تعلیق عضویت انجمن جامعهشناسی اسرائیل از سوی انجمن بینالمللی جامعهشناسی.
دهصوفیانی با لحنی متأثر گفت: اصلاً تصور نمیکردیم که اسرائیل انجمن جامعهشناسی هم داشته باشد چه برسد به اینکه عضوی از یک نهاد بینالمللی باشد. این تعلیق به دلیل نسلکشی فلسطینیان و عدم پاسخگویی آنها صورت گرفته است اما این موضوع به ما یادآوری کرد که حتی رژیمی که به شکل بیرحمانهای مشغول کشتار و تجاوز به انسانیت است همچنان در عرصههای علمی و انجمنی نیز فعال بوده است. این نشان میدهد که ما چقدر باید نسبت به نقش نهادهای علمی و انجمنی خود حساستر و فعالتر باشیم. گاه آنقدر این نقش را نادیده میگیریم که فرصتهای تأثیرگذاریمان را از دست میدهیم.
دهصوفیانی: اگر بخواهیم از پیروزی در این جنگ تحمیلی صحبت کنیم باید با اطمینان بگوییم که این مردم بودند که پیروز شدند. با وجود دلخوریها و گلایهها تعلق خاطر به وطن ملت ایران را سربلند کرد
وی همچنین با اشاره به نقش بیبدیل مردم در عبور از بحران اخیر افزود: اگر بخواهیم از پیروزی در این جنگ تحمیلی صحبت کنیم باید با اطمینان بگوییم که این مردم بودند که پیروز شدند. با وجود دلخوریها و گلایهها تعلق خاطر به وطن ملت ایران را سربلند کرد. روایتهای همدلی و همراهی که در این روزها دیدیم شنیدیم و خواندیم فراموشنشدنی است.
ربیعی: باید شگفتیهای تلخ این دفاع ملی را آسیبشناسی کرد
علی ربیعی رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در ادامه نشست توضیح داد که یکی از ویژگیهای شگفت انگیز «جنگِ تحمیلیِ زمین» ارجاع پیوسته آن به جامعه و مردم است از همین رو انجمن احساس کرده اگر در همین میانه وقایع به واکاوی نپردازد تجربهها فراموش میشود و سرمایهای برای آینده باقی نخواهد ماند.
او خبر داد که انجمن ۱۰ نشست مشابه برنامهریزی کرده است؛ نشستهایی که هر هفته یک یا 2 بار برگزار میشوند و در مجموع حدود 40 استاد و متخصص دانشگاهی در آنها مشارکت خواهند کرد تا مقاومت همیشگی ایرانیان در بزنگاههای تهدید تاریخی ثبت و تحلیل شود.
ربیعی تأکید کرد جامعه ایران در جریان این دفاع ملی با «شگفتیهای تلخی» روبهرو شد که اکنون مجال گشودنشان نیست اما روزی باید به دقت آسیبشناسی شوند تا روشن شود چگونه چنین جامعهای در معرض حملاتی اینچنین بیرحمانه قرار گرفت.
رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در عینحال از شگفتی شیرین حضور و واکنش مردم سخن گفت و یادآور شد که بر خلاف روایتهای جعلی مبنی بر حمله به ایران نه «ایرانیان» واقعیت آن است که این یورش مستقیماً مردم را هدف گرفت.
وی در ادامه خاطرنشان کرد که اسناد دوره پهلوی نشان میدهد رژیم اسرائیل حتی آنزمان که ایران ستون استراتژیک ایالات متحده در منطقه بود درون کشور به جاسوسی میپرداخت. مسئله این رژیمهای جعلی در نهایت مسئله کل ایران و بزرگی مردم ایران است.
ربیعی افزود: جامعهای که تازه سال پرالتهاب ۱۴۰۱ را پشت سر گذاشته بود و انبوهی از نیازها و تعارضها در آن موج میزد این بار هدف سناریویی قرار گرفت که طراحانش بر شکافهای اجتماعی ایران حساب کرده بودند اما واکنش غیرمنتظره مردم و ظرفیت تمدنیِ عمیق ایرانی آن نقشه را ناکام گذاشت. به همین دلیل انجمن وظیفه دارد همین حالا در دل بحران بررسی کند چه عواملی به این انسجام انجامید و چگونه میتوان آن را پایدار کرد.
او در پایان از نگرانیاش گفت که آیا بار دیگر پس از پایان بحران کشور به «تنظیمات کارخانه» بازمیگردد و سیاستگذاریهایی رقم میخورد که به زندگی روزمره مردم مداخله شدید کند؟
ربیعی: واکنش غیرمنتظره مردم و ظرفیت تمدنیِ عمیق ایرانی نقشه رژیم صهیونیستی را ناکام گذاشت
ربیعی ابراز امیدواری کرد که با بازتعریف رابطهای صمیمی میان دولت و ملت بنیاد مقاومت ایران مستحکمتر شود و دستاورد این روزها برای آینده ایران آشکار و ماندگار بماند.
علایی: اسرائیل به دنبال فروپاشی اجتماعی ایران پیش از جنگ نظامی بود
حسین علایی در ادامه این نشست با نگاهی تحلیلی به ابعاد اجتماعی جنگ تصریح کرد هر رژیمی که تصمیم به آغاز جنگ علیه کشوری دیگر میگیرد همزمان با تدارکات نظامی به طور جدی به تأثیرگذاری بر افکار عمومی جامعه هدف نیز توجه دارد و برای بهرهبرداری از شکافهای انسجام اجتماعی آن جامعه برنامهریزی میکند.
او تأکید کرد که رژیم اسرائیل هم از این قاعده مستثنا نیست به ویژه اینکه با توجه به ماهیت غاصب و سرکوبگر خود در طول قریب به ۸۰ سال از تشکیلش جز توسل به کشتار و اتکا به پشتیبانی قدرتهای بزرگ کاری نکرده است.
علایی خاطرنشان کرد که اسرائیل همواره بیشترین تمرکز را بر مدیریت افکار عمومی هم در سطح بینالملل و هم در داخل کشور هدف گذاشته است. به باور او برای آغاز جنگ با ایران نیز این رژیم نیازمند زمینهسازی اجتماعی بود؛ از جمله اینکه بتواند افکار عمومی داخل ایران را متقاعد کند که آغازگر جنگ نبوده و مسئول کشتار و تخریبها نیست. او گفت: اسرائیل از همان ابتدا سعی کرد این تصور را القا کند که این جنگ نه با مردم ایران بلکه با نظام جمهوری اسلامی است. آنها میدانند که این ادعا دروغ است اما هدفشان این است که مردم ایران را قانع کنند که مسئول ویرانیها و آوارگیها دولت خودشان است نه اسرائیل.
او افزود این تلاش برای تغییر انگارهها بخشی از همان جنگ نرم با افکار عمومی است که پیش از آغاز هر درگیری نظامی کلید میخورد. به گفته علایی رژیمهای متجاوز پیش از هر حمله نظامی افکار عمومی کشور هدف را بمباران میکنند تا آن را نسبت به مواضع رسمیاش دچار تردید کرده و به نوعی تسلیم خواستههای خود کنند.
علایی همچنین بیان کرد اگر بخواهیم برای آغاز جنگ اسرائیل با ایران نقطهای عملیاتی تعریف کنیم میتوان آن را مربوط به حدود ده سال پیش دانست؛ با این حال از نظر برنامهریزی استراتژیک طرح این جنگ به حدود سی سال پیش بازمیگردد. او تصریح کرد که اسرائیل سالهاست با هدف تضعیف ایران و ایجاد آمادگی برای حمله نظامی اقداماتی را در عرصههای مختلف دنبال کرده و این جنگ بخشی از همان طرح بلندمدت است.
حسین علایی در ادامه سخنان خود به نقش عملیات اطلاعاتی و تبلیغاتی رژیم اسرائیل پیش از آغاز رسمی جنگ اشاره کرد و گفت: اسرائیل سالها پیش از ورود مستقیم به درگیری نظامی اقدامات زیرزمینی و مخفیانه خود را در ایران آغاز کرده بود. او با اشاره به ترور دانشمندان هستهای پس از سال ۱۳۸۸ خاطرنشان کرد که عملیاتهای اسرائیل در ایران محدود به آن سالها نبود. به گفته او بر اساس بررسیهای انجامشده پیش از وقوع ناآرامیهای سال ۸۸ یعنی حتی تا سال ۱۳۸۵ رژیم اسرائیل بیش از ۳۵ عملیات نظامی و اطلاعاتی در داخل ایران انجام داده بود اما جمهوری اسلامی ایران بنا به دلایلی در آن زمان ترجیح داد این اقدامات را رسانهای و علنی نکند.
علایی تصریح کرد که برنامهریزی اسرائیل برای جنگ با ایران به بیش از ۳۰ سال پیش بازمیگردد؛ در این چارچوب رژیم صهیونیستی شبکهها و ساختارهای اطلاعاتی و عملیاتی خود را در ایران مستقر کرده و به تدریج فعالیتهای خود را گسترش داده است. با این حال تمرکز اصلی سخنان او نه بر بعد امنیتی بلکه بر جنبه اجتماعی این جنگ بود. او با تأکید بر اینکه همواره در جنگها مردم اولین قربانیان و در عین حال تعیینکنندهترین عاملان تداوم مقاومت یا شکست هستند خاطرنشان کرد: اگر روحیه و استقامت مردم بالا باشد دولتها در تصمیمگیری توانمندتر میشوند؛ اما اگر جامعه دچار فروپاشی روحی شود اثر آن مستقیماً در نهاد قدرت و حکمرانی انعکاس خواهد یافت.
علایی استاد تمام دانشگاه امام حسین (ع) گفت: رژیم اسرائیل به دنبال آن بود که جامعه ایران را در آستانه و در حین جنگ دچار تزلزل و تفرقه کند.
او به سه راهبرد عمده اسرائیل در این زمینه اشاره کرد: نخست ایجاد شکاف و دوقطبی میان گروههای مختلف جامعه از جمله حامیان نظام منتقدان آسیبدیدگان اجتماعی و ناراضیان؛ دوم تضعیف اعتماد عمومی نسبت به اقدامات توسعهای و سیاسی دولت و سوم القای تصویری آرمانی از آینده بهگونهای که مردم باور کنند اگر با اهداف اسرائیل همراهی کنند به جامعهای آزاد پیشرفته و دموکراتیک خواهند رسید.
استاد تمام دانشگاه امام حسین (ع) در ادامه با اشاره به فعالیت رسانههای فارسیزبان خارج از کشور آنها را بخشی از پازل جنگ نرم اسرائیل علیه ایران دانست و تصریح کرد که این رسانهها از میانه دهه ۱۳۹۰ به شکل گستردهای فعال شدند.
او با ذکر نمونههایی چون ایران اینترنشنال و من و تو گفت: اینها برای کمک به توسعه ایران راهاندازی نشدهاند. بودجههای رسمیشان از دولت آمریکا و پشتیبانی اسرائیل میآید. هدفشان هم مشخص است: زیر سؤال بردن انقلاب تطهیر دوران پهلوی و ایجاد این ذهنیت که روابط خصمانه با اسرائیل بزرگترین اشتباه ملت ایران بوده است.
علایی هشدار داد که تمام این برنامهریزیها بخشی از یک طرح حسابشده و بلندمدت بوده که از سالها قبل با هدف آمادهسازی افکار عمومی و تضعیف انسجام اجتماعی ایرانیان کلید خورده است. تنها راه مقابله با چنین سناریویی هوشیاری عمومی حفظ وحدت و درک درست از ابعاد جنگی است که نهتنها در میدان نظامی بلکه در ذهن و روان جامعه ایرانی در حال وقوع است.
استاد تمام دانشگاه امام حسین (ع) در ادامه بحث بر ابعاد رسانهای و روانی برنامهریزی اسرائیل انگشت گذاشت و گفت: این رژیم پیش از هر شلیک توپخانه نبرد را در میدان افکار عمومی آغاز کرد؛ دقیقاً همانجا که میتوان با کمترین هزینه انسجام یک جامعه را فرسوده کرد. مأموریت اصلی شبکههای فارسیزبان وابسته به خارج – از «ایراناینترنشنال» تا «صدای امریکا» و «من و تو» القای 2 پیام به مخاطبان ایرانی بود: نخست اینکه انقلاب ۵۷ کشور را به بنبست کشانده و دوران پهلوی «روزگار طلایی» ایران بوده است؛ دوم اینکه اسرائیل میتواند راهگشای مشکلات امروز باشد. به همین دلیل موجی از مستندها و کتابها در ستایش رضاخان و محمدرضا پهلوی تولید شد؛ روایتهایی که عامدانه چشم بر استبداد سرکوب «آمپول هوایی» و زمینخواری بستند و در عوض ریلگذاری راهآهن و دوران رونق را پررنگ کردند تا ذهن جامعه به عقب برگردد.
علایی: مردم ایران برخلاف انتظار اسرائیل نه تنها در خیابانها علیه کشورشان سکوت نکردند بلکه در نماز جمعه پیش از آتشبس حضور گستردهای داشتند
علایی گفت: نتانیاهو در مصاحبهای وعده میداد مشکل آب و کشاورزی ایران را حل میکند؛ ترامپ همان سخنان را در ریاض تکرار کرد. پیام مشترک این بود: «اگر زودتر تسلیم شوید به آیندهای آزاد و پیشرفته میرسید؛ در غیر این صورت ویرانی در پیش است.» هدف نهایی تردیدآفرینی در ارادۀ مردم و فرسایش تصمیمگیری حاکمان بود؛ چون وقتی جامعه باور کند بازنده قطعیِ جنگ است سیاستمداران هم ارادۀ مقاومت را از دست میدهند.
او یادآور شد: رژیم صهیونیستی پیش از ناآرامیهای ۱۳۸۸ دستکم ۳۵ عملیات در داخل ایران انجام داده بود اما تهران ترجیح داد آنها را رسانهای نکند. عملیات ترورِ دانشمندان هستهای از فخریزاده تا استادان برجستۀ دانشگاهها بخشی از همین راهبرد بود؛ چون اسرائیل میدانست «دانش هستهای در مغزهاست نه در ساختمانها» . هدف هم تخریب زیرساختهای فوردو نطنز اصفهان و اراک بود و هم حذف مغزهای متفکر برای فلجکردن توان علمی کشور.
استاد تمام دانشگاه امام حسین (ع) اظهار داشت: با وجود این طرح اسرائیل 2 ستون کلیدی داشت که مردم اجازه ندادند برپا بماند: نخست ایجاد شکاف اجتماعی عمیق و دوم درهمشکستن روحیۀ ملی. حضور گسترده و خودجوش مردم در صحنه نهتنها این 2 ستون را فرو ریخت بلکه نشان داد نبرد واقعی در ذهن و دل جامعه جریان دارد و هر قدر ضربههای فیزیکی کاری باشد بدون تسلیم روانِ جمعی به جایی نمیرسد. در عملیات اسرائیل طرح اصلی این بود که مردم ایران به حمایت از اسرائیل در جنگ با ایران ترغیب شوند و افکار عمومی ایران به نفع اسرائیل در تجاوز به کشور ما تغییر کند. اسرائیل انتظار داشت مردم ایران از فرصت جنگی که علیه ملت ایران به وجود آمده بود استفاده کنند و در خیابانها حضور پیدا کنند و به نوعی مولفه اجتماعی حمله به ایران را اجرا کنند. به همین دلیل بود که اسرائیل به زندان اوین حمله کرد و فجایع و جنایات بزرگی در آنجا رقم زد. کشتاری که در زندان اوین انجام شد در طول تاریخ این زندان سابقه نداشت؛ حتی در دوره شاه و بعد از آن هرگز چنین رویدادی رخ نداده بود که در یک روز ۷۲ نفر توسط اسرائیل به قتل برسند.
وی بیان داشت: اسرائیل این حمله را برای تضعیف قدرت سرکوب ایران برنامهریزی کرده بود اما غافل از اینکه حمله به زندان اوین در واقع حمله به آزادی مردم ایران بود. آنها تصور میکردند با این حمله زندانیان فرار خواهند کرد و مردم به خیابانها خواهند آمد و اهدافشان محقق خواهد شد اما پیش از این حمله زندانیان داخل اوین علیه جنایات اسرائیل بیانیه صادر کردند و حمله اسرائیل به خاک ایران را محکوم کردند. هدف اصلی اسرائیل از این حمله نه نابودی تاسیسات هستهای ایران بود و نه صرفاً بمباران و ترور دانشمندان بلکه 2 هدف کلیدی داشتند: اول شکستن اعتبار ایران و دوم تلاش برای بازگرداندن حکومت سلطنتی به وسیله پسر شاه که به گفته دکتر سروش فردی ناپخته و بیکفایت است. فرانسه نیز در این زمینه نقش داشت و پسر شاه را در جریان جنگ به رسانهها معرفی کرد تا بتوانند به نوعی مشابهسازی کنند با اتفاقات انقلاب ایران که امام(ره) از فرانسه آمد و کشور را آزاد کرد اما مردم ایران اجازه ندادند این نقشهها موفق شود و هم خاندان سلطنت و هم طرح اسرائیل را شکست دادند.
همچنین حسین علایی تاکید کرد که مردم ایران برخلاف انتظار اسرائیل نه تنها در خیابانها علیه کشورشان سکوت نکردند بلکه در نماز جمعه پیش از آتشبس حضور گستردهای داشتند که حتی بیش از تظاهرات روز قدس بود. این حضور و اتحاد مردم ایران باعث شد آمریکا و اسرائیل متوجه شوند که نمیتوانند از مردم ایران علیه کشورشان استفاده کنند و ایرانیان در داخل و خارج کشور به طور گسترده علیه تجاوز اسرائیل بسیج شدند.
علایی پیشنهاد داد که رئیس جمهور با همکاری مقام معظم رهبری اعلام عفو عمومی کنند تا افرادی که به خاطر حمایت از کشور در داخل یا خارج بازداشت شدهاند با افتخار آزاد شوند و آنهایی که خارج از کشور هستند به داخل بازگردند.