در روزهایی که دیپلماسی بار دیگر به میدان آمده و تلاش میکند از گرههای کورِ سیاسی و اقتصادی کشور گرهگشایی کند، عدهای بار دیگر همان نمایش همیشگی را آغاز کردهاند: تهمت، فحاشی، برچسبزنی و تخریب.
این جریان همواره کوشیده است کسانی را که به ابزار دیپلماسی باور دارند، «خائن» و «نادان» جلوه دهد، حال آن که در حقیقت، همین نگاه ضدمذاکره است که ضربههای جبرانناپذیری به کشور وارد کرده است.
مذاکره و تعامل با دنیا نه ضعف است، نه تسلیم بلکه نشانه بلوغ سیاسی و فهم منافع ملی است. کسانی که دیپلماسی را تضعیف میکنند، دانسته یا نادانسته در زمین دشمن بازی میکنند. بسیاری از آنها همانهایی هستند که در ۱۲ روز بحران و جنگ، غیبشان زده بود و میشد ردشان را از ویلاهای شمال و دماوند و ... زد و امروز بار دیگر آفتابی شدهاند.
همین گروه، اعتماد عمومی را تنها زمانی یاد میکنند که جنگ و بحران در میان باشد؛ در آن زمان، ناگهان «مردمی» میشوند و شعار همبستگی سر میدهند. اما بهمحض عبور از بحران، به «تنظیمات کارخانه» بازمیگردند: توهین، افترا، تخریب، و مصادره کشور به نام خود.
آنها حتی به خود اجازه میدهند نقش سازمان انرژی اتمی را بازی کنند، سطح غنیسازی مشخص کنند و سیاست خارجی را با بیسوادی کاملشان مدیریت کنند. همین افراد، که در ظاهر پرچمدار «حفظ ارزشها» هستند، با کوچکترین انتقاد یا تأخیر در امتیازاتشان، زبان به هتاکی به بزرگان نظام میگشایند و گاه از موساد هم پیشی میگیرند.
باید با صدای بلند گفت: مخالفت کورکورانه با مذاکره، نه گواه غیرت است و نه نشان شجاعت. این مخالفت، در بهترین حالت حاصل جهل است و در بدترین حالت، پوششی برای منافع شخصی و جناحی.
حمایت از دیپلماسی، نه تنها خیانت نیست، بلکه عین وطندوستی و عقلانیت است. کشور، امروز بیش از هر زمان دیگر به عقلانیت، همبستگی و اعتماد به نهادهای قانونی خود نیاز دارد، نه غوغاگری و میدانداری افراد ناآگاه.
* مشاور رئیس بنیاد ایران شناسی ریاست جمهوری