پنجشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - 2026 May 14 - ۲۶ ذی القعده ۱۴۴۷
۰۸ تير ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۲
به تسلیم‌سازی کشورها دیپلماسی نمی‌گویند

صدای پای افسانه تکراری تهدید انگاری از ایران

«ایران سلاح هسته ای ندارد اما اسرائیل و ایالات متحده این سلاح را در اختیار دارند. با این حال، تنها ایران به عنوان یک تهدید وجودی برای نظم جهانی معرفی می شود. زیرا مشکل این نیست که ایران چه چیزی را در اختیار دارد، بلکه این است که ایران از تسلیم آنچه دارد امتناع می کند.»
کد خبر: ۸۱۴۸۸۰

به گزارش سیاست خارجی ایران اکونومیست، سایت خبری – تحلیلی الجزیره در نوشتاری در نقد رویکرد ایالات متحده نسبت به جمهوری اسلامی ایران می نویسد: در ۲۲ ژوئن، هواپیماهای جنگی آمریکایی وارد حریم هوایی ایران شدند و ۱۴ بمب عظیم را پرتاب کردند. این حمله در پاسخ به یک اقدام تحریک آمیز از سوی ایران نبود. این حمله در ادامه تجاوز غیرقانونی اسرائیل رخ داد که جان ۶۰۰ ایرانی را گرفت. این حمله بازگشت به پدیده‌ای آشنا و به خوبی تمرین شده بود: مثلا امپراتوری که بی گناهان را در سراسر خاورمیانه بمباران می کند. همان شب، دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، در کنار معاون رئیس جمهور و دو وزیر دیگر کابینه‌اش، به جهان گفت: «ایران اکنون باید صلح کند.»

در این میانه نکاتی ترسناک در مورد اینکه چگونه بمب ها با زبان دیپلماسی تعمید داده می شوند و چگونه ویرانه سازی به تلاشی برای برقراری ثبات تعبیر می‌شود، وجود دارد. اینکه به چنین اقدام های ویرانگری نام صلح داده شود صرفا یک نام‌گذاری اشتباه نیست بلکه می‌توان آن را یک تحریف جنایی نامید. اما صلح در این جهان چیست، اگر تسلیم در برابر غرب نباشد؟ دیپلماسی چیست، اگر آن را صرفا التماس کردن قربانی از متجاوز به خاکش نمی دانند؟

در ۱۲ روزی که حمله غیرقانونی اسرائیل به ایران به طول انجامید، تصاویر کودکان ایرانی که از خرابه ها بیرون کشیده شده بودند، در صفحات اول رسانه های غربی غایب بود. به جای آنها به وفور در مورد اسرائیلی هایی که در پناهگاه های مستحکم پنهان شده بودند، نوشته شده بود. رسانه های غربی که به سانسور حقیقت به بهترین شکل ممکن مسلط هستند، فقط از قربانیانی یاد می‌کنند که در خدمت روایت جنگ هستند. این سیاست آنها فقط در مورد ایران و تجاوز اخیر به خاک این کشور مصداق ندارد بلکه اکنون ۲۰ ماه است که مردم غزه گرسنه و سوزانده شده اند. طبق آمار رسمی، بیش از ۵۵,۰۰۰ نفر جان خود را از دست داده‌اند. برآوردهای واقع بینانه این تعداد را صدها هزار نفر تخمین می زند. همه بیمارستان های غزه بمباران شده اند. بیشتر مدارس مورد حمله قرار گرفته و ویران شده اند.

گروه های برجسته حقوق بشر مانند عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر قبلا اعلام کرده اند که اسرائیل مرتکب نسل کشی می شود، و با این حال، اکثر رسانه های غربی این کلمه را بر زبان نمی آورند و وقتی کسی جرأت می کند آن را به صورت زنده در تلویزیون بگوید، هشدارهای مفصلی اضافه می کنند. مجریان و سردبیران هر کاری انجام می دهند جز اینکه خشونت بی پایان اسرائیل را با صدایی رسا به رسمیت شناخته و به آن اشاره کنند.

با وجود شواهد دقیق جنایات جنگی، ارتش اسرائیل با هیچ انتقاد یا موشکافی رسانه‌ای مواجه نشده است. ژنرال های اسرائیلی جلسات جنگی را در نزدیکی ساختمان های غیرنظامی برگزار می کنند، و با این حال، هیچ فریاد رسانه ای مبنی بر استفاده از اسرائیلی ها به عنوان «سپر انسانی» وجود ندارد. مچ ارتش و مقامات دولتی اسرائیل مرتبا در حال دروغ گفتن واضح درباره آنچه در غزه می‌گذرد گرفته می شود اما هنوز اظهارنظرهای آنها به عنوان حقیقت جنگ مورد استناد قرار می گیرد.

یک مطالعه اخیر نشان داد که در بی بی سی، مرگ و میر اسرائیلی ها ۳۳ برابر بیشتر از مرگ و میر فلسطینی ها پوشش داده می شود، علیرغم اینکه فلسطینی ها با نرخ ۳۴ به ۱ در مقایسه با اسرائیلی ها جان خود را از دست می دهند. البته این قاعده رسانه های غربی است.

مانند فلسطین، ایران نیز به زبانی که با دقت انتخاب شده، توصیف می‌شود. در اخبار، ایران هرگز به عنوان یک ملت تنظیم نمی شود، فقط به عنوان یک رژیم از آن یاد می شود. در این رسانه‌ها، ایران را یک دولت نمی‌دانند بلکه آن را تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی معرفی می کنند. در تمام گزارش ها عبارت جمهوری اسلامی را به گونه‌ای کنار ایران قرار می‌دهند تا به شکل بی سر و صدا نشان دهند که مقاومت مسلمانان در برابر سلطه غرب باید خاموش شود.

ایران سلاح هسته ای ندارد اما اسرائیل و ایالات متحده این سلاح را در اختیار دارند. با این حال، تنها ایران به عنوان یک تهدید وجودی برای نظم جهانی معرفی می شود. زیرا مشکل این نیست که ایران چه چیزی را در اختیار دارد، بلکه این است که ایران از تسلیم آنچه دارد امتناع می کند. ایران از کودتا، تحریم ها، ترورها و خرابکاری جان سالم به در برده است. ایران از هر تلاشی برای گرسنگی، اجبار یا منزوی کردن آن برای تسلیم بیشتر عمر کرده است. ایران کشوری است که با وجود خشونت هایی که به آن تحمیل نشده، هنوز شکست نخورده است.

در چنین شرایطی تکرار افسانه تهدید سلاح های کشتار جمعی ضروری به نظر می‌رسد. این همان افسانه ای است که برای توجیه تهاجم غیرقانونی به عراق مورد استفاده قرار گرفت. به مدت سه دهه، تیترهای رسانه های آمریکایی اینطور القا می کردند که ایران فقط «هفته ها» با بمب فاصله دارد، سه دهه اعلام ضرب الاجل و البته پیش بینی هایی که هرگز محقق نشدند.

اینجاست که ترس کاربرد پیدا می‌کند، ترس، حتی اگر بی اساس باشد، مفید است. اگر بتوانید مردم را بترسانید، می توانید آنها را ساکت نگه دارید. تهدید هسته‌ای ایران را آنقدر تکرار کنید تا هیچکس از شما درباره کشتار کودکانی که به اسم کمک به تامین امنیت جهانی کشته شده‌اند، سوال نکند.

آنچه گفته شد همان شیوه کار رسانه های غربی است: معماری رسانه ای که البته برای روشن کردن حقیقت ساخته نشده است.

مجله تایم در مورد استخوان های خرد شده بی گناهان زیر آوار در تهران یا رفح نمی نویسد، بلکه در مورد «خاورمیانه جدید» با جلدی بسیار شبیه به جلدی که ۲۲ سال پیش برای تبلیغ تغییر رژیم در عراق استفاده کرد، می‌نویسد.

اما امروز سال ۲۰۰۳ نیست. پس از دهه ها جنگ و نسل کشی زنده، اکثر آمریکایی ها دیگر شعارها و تحریف های قدیمی را نمی پذیرند. هنگامی که اسرائیل به ایران حمله کرد، یک نظرسنجی نشان داد که تنها ۱۶ درصد از پاسخ دهندگان آمریکایی از پیوستن آمریکا به جنگ حمایت کردند. پس از اینکه ترامپ دستور حملات هوایی را صادر کرد، نظرسنجی دیگری نشان داد که تنها ۳۶ درصد از پاسخ دهندگان از این اقدام و تنها ۳۲ درصد از ادامه بمباران حمایت کردند.

نتیجه این نظرسنجی ها نشان دهنده تغییرات عمیق در رویکرد آمریکایی‌ها است. آمریکایی ها تهاجم به افغانستان و عراق را به یاد می آورند که صدها هزار افغان و عراقی را کشته و کل منطقه را در آتش فروبرد.

آنها دروغ های مربوط به سلاح های کشتار جمعی و دموکراسی و نتیجه آن را به یاد می آورند: هزاران سرباز آمریکایی کشته و ده ها هزار معلول شدند. آنها عقب نشینی تحقیرآمیز از افغانستان پس از ۲۰ سال جنگ و درگیری خونین بی پایان در عراق را به یاد می آورند.

در داخل، به آمریکایی ها گفته می شود که پولی برای مسکن، مراقبت های بهداشتی یا آموزش وجود ندارد، اما همیشه پولی برای بمب گذاری، برای اشغال خارجی و نظامی سازی بیشتر وجود دارد. بیش از ۷۰۰۰۰۰ آمریکایی بی خانمان هستند، بیش از ۴۰ میلیون نفر زیر خط فقر رسمی زندگی می کنند و بیش از ۲۷ میلیون نفر بیمه درمانی ندارند. با این حال، دولت ایالات متحده بالاترین بودجه دفاعی را در جهان حفظ می کند.

آمریکایی ها می دانند که در داخل با چه بی ثباتی روبرو هستند، اما آنها همزمان از تأثیر ماجراجویی امپریالیستی ایالات متحده در خارج از کشور آگاه هستند. اکنون ۲۰ ماه است که آنها پخش زنده نسل کشی تحت حمایت ایالات متحده در غزه را تماشا می کنند.

آنها بارها در تلفن های خود کودکان فلسطینی خون آلود را دیده اند که از زیر آوار بیرون کشیده شده اند، در حالی که رسانه های جریان اصلی اصرار دارند، این دفاع از خود اسرائیل است. امروز دیگر کیمیاگری قدیمی درباره انسان زدایی از قربانیان کارآیی خود را از دست داده است. عصر دیجیتال، انحصار روایت را که زمانی جنگ های دور را انتزاعی و ضروری جلوه می داد، در هم شکسته است. آمریکایی ها امروز دیگر به سادگی تحت تاثیر صدای کوبیدن بر طبل جنگ قرار نمی گیرند.

البته باید گفت که در واشنگتن هم شکاف های ایجاد شده در میان مردم در این حوزه از نظر دور نمانده است. ترامپ همیشه فرصت طلب می داند که مردم آمریکا هیچ تمایلی به دخالت کشورشان در یک جنگ دیگر ندارند. بنابراین، در ۲۴ ژوئن، او در شبکه های اجتماعی اعلام کرد که «آتش بس به قوت خود است» و پس از ادامه حمله ارتش اسرائیل به ایران، به اسرائیل گفت که «این بمب ها را پرتاب نکند».

ترامپ، مانند بسیاری از نخبگان سیاسی ایالات متحده و اسرائیل، می خواهد در حین جنگ خود را صلح ساز بنامد. برای رهبرانی مانند او، صلح معنای کاملا متفاوتی پیدا کرده است: برخورداری از آزادی عمل در ارتکاب نسل کشی و سایر جنایات در حالی که جهان نظاره گر آن است.

نویسنده این مطلب در ادامه می نویسد: نکته اینجاست که این رسانه ها و غیره نتوانسته اند نظر مثبت ما را جلب کنند، اما آنها نتوانسته اند رضایت ما را ایجاد کنند. ما می دانیم که صلح چیست و با لباس جنگی به دست نمی آید. صلح با بمب از آسمان نمی‌آید، صلح تنها در جایی رشد می‌کند که آزادی وجود داشته باشد. مهم نیست که آنها چند بار حمله می کنند، مردم از فلسطین تا ایران پابرجا ایستاده‌اند، شکسته نشده، به مزدوری گرفته نشده و البته بی میل به زانو زدن در برابر قدرت زور.

 

آخرین اخبار