در این شرایط اتخاذ یک سیاست و رویکرد هوشمندانه رسانهای در داخل و به ویژه خارج از مرزها از اهمیت خاصی برخوردار است. درباره سیاست رسانهای برونمرزی در جنگ با اسراییل چند نکته مهم قابل ذکر است:
نکته اول و کلیدی آنکه سیاست رسانهای برونمرزی ما در جنگ با اسراییل بهتر است بر تمایز بین دولت اسراییل و اهالی سرزمینهای اشغالی تاکید و حساب آنها را از همدیگر جدا کند. جالب آنکه دولتمردان اسراییل نیز تظاهر میکنند بین دولت و مردم ایران تمایز قائل میشوند و در مخاطب قرار دادن مردم ایران نیز همیشه به این مساله اشاره میکنند. در گفتمان حاکمیت ایرانی، این مساله مورد غفلت قرار میگیرد؛ به این معنا که تمایز بین مردم یهود ساکن در اسراییل و دولت و ایدئولوژی صهیونیستی چندان پررنگ نمیشود.
این مساله از منظر جامعهشناسی رسانه دارای اهمیت کلیدی است. سیاست رسانهای بدون مشخص کردن مرزبندیهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دینی و ایدئولوژیکی یا دشمنی تمام عیار، به مردم ساکن سرزمینهای اشغالی و کل دنیا، اینگونه القا میکند که با دشمنی تمام عیار و بدون مرزبندی، ما در پی آن هستیم که کل مردمان آن سرزمین را از بین ببریم یا مجبور به ترک آن کنیم!؟ و از این مساله، رژیم صهیونیستی به نفع بقای خویش بهره میگیرد.
نکته دوم آنکه رویکرد رسانه برونمرزی ما درباره مردم سرزمینهای اشغالی، هم با موانع سختافزاری و هم نرمافزاری مواجه است. در بُعد نرمافزاری، لازمه ایجاد رابطه رسانهای با مردم ساکن در سرزمینهای اشغالی، آشنایی با لایههای سیاسی و اجتماعی آن، پرورش افراد مسلط به زبان عبری، شناخت جغرافیایی مناطق مختلف، شناخت تعاملات بین مردم غیریهودی با مردم یهودی، شناخت احزاب و نهادهای مدنی فعال در اسراییل و … است.
در بعد سختافزاری، لازم است نهادهای رسانهای مختلفی به زبانهای عبری، عربی و انگلیسی برای ساکنان سرزمینهای اشغالی راهاندازی شود. همچنین توسعه نهادهای پژوهشی دانشگاهی و فرادانشگاهی که بر مطالعات سرزمینهای اشغالی متمرکز شوند از اولویتها خواهد بود.
در حال حاضر تنها رسانه عبری زبان صدا و سیما، شبکه رادیویی «صدای داوید» است که فقط در طول روز، ۳۰ دقیقه برنامه (آن هم فقط برای یهودیان خاورمیانه) پخش میکند. همچنین دانشگاههای محدودی در تهران بر مطالعات مناطق اشغالی متمرکز هستند. برطرف شدن موانع ارتباط رسانهای با ساکنان سرزمینهای اشغالی، مزایای زیادی برای سیاستهای منطقهای و جهانی ما به همراه خواهد داشت. این کار میتواند تردید در مشروعیت موجودیت اسراییل و شکاف در لایههای مختلف سیاسی و اجتماعی آن را تشدید کند.
نسلی از یهودیان در اسراییل متولد و رشد یافتهاند که تاوان کوچاندن اجداد خود و فتنه از پیش طراحی شده در تشکیل دولت اسراییل را میپردازند. این افراد حتی اگر خودشان هم بخواهند نمیتوانند به کشورهای ابا و اجدادی خود در اروپا یا دیگر نقاط جهان برگردند. در نتیجه بیدار کردن وجدان خفته آنها رسالتی است که میتواند در سیاستگذاریهای رسانهای ما مدنظر قرار گیرد. این کار حتی اگر نتواند فشار داخلی برای توقف شرارتهای اسراییل را فراهم کند حداقل تردید در مشروعیت سیاستهای جنگافروزانه، نژادپرستانه و ضدانسانی اسراییل را افزایش خواهد داد.
نکته سوم آنکه عدم تبیین درست سیاست جمهوری اسلامی ایران درباره مساله اسراییل در رسانههای برونمرزی ما، این فکر را به اذهان یهودیان ساکن سرزمینهای اشغالی القا کرده که نابودی اسراییل به معنای نابودی ساکنان یهودی آن است. در صورتی که این فکر ماهیتی غیرانسانی دارد و با سیاست انسانگرایانه حاکمیت ایران در تضاد قرار دارد. مخاطب قرار دادن یهودیان ساکن اسراییل و دیگر نقاط جهان توسط رسانههای برونمرزی ما میتواند این واقعیت را باورپذیر کند که قوم یهود از مظلومین اعصار گذشته در اروپا، به ظالمان کنونی خاورمیانه استحاله پیدا کردهاند، طوری که خواسته و ناخواسته، حقوق انسانی فلسطینیان را ضایع میکنند و ظلمی بزرگ بر انسانهایی روا میدارند که در تاریخچه ظلم بر قوم یهود نه تنها نقشی نداشتهاند، بلکه با مهماننوازی، التیامبخش زخمهای کهنه آنها بودهاند.
این سیاست حتی در سخنان و فعالیتهای دیپلماتیک و بینالمللی سیاستمداران کشورمان نیز به درستی تبیین نشده است. نکته چهارم اینکه سیاست رسانهای برونمرزی ما باید تبیینگر طرح پیشنهادی کشور ما، مبتنی بر شکلگیری همهپرسی در سرزمینهای اشغالی باشد که سالها قبل توسط رهبر انقلاب در اجلاس عدم تعهد مطرح شده است. بر اساس این طرح، باید از تمام مردم فلسطین اعم از مسلمان، مسیحی، یهودی و فلسطینیهایی که آواره شده و در کشورهای دیگر پناهنده شدهاند، همهپرسی شود و نظام آینده حاکم بر سرزمینهای اشغالی با مراجعه به آرای عمومی شکل بگیرد.
بر اساس این طرح، نابودی مردم یهودی ساکن سرزمینهای اشغالی، به هیچوجه مدنظر نیست؛ بلکه اساس آن، تشکیل حکومتی بر اساس خواست همه اقوام این سرزمین، فارغ از مذهب، زبان و نژاد است. به عبارت صریحتر، ضدیت جمهوری اسلامی ایران با ماهیت نژادپرستانه و ایدئولوژیکی اسراییل است که دولتی مبتنی بر نادیده گرفتن حقوق دیگر ادیان، نژادها و زبانها و بر اساس کوچاندن اجباری و غصب سرزمینهای اجدادی آنها و استیلای قوم یهود بر دیگر اقوام و زیرپا گذاشتن اصل همزیستی صلحآمیز ادیان مختلف است. خواست جمهوری اسلامی نه مبتنی بر اخراج خشونتآمیز مردم یهودی ساکن در سرزمینهای اشغالی، بلکه مبتنی بر همهپرسی به عنوان روشی دموکراتیک است که حقوق همه اقوام را فارغ از محدودیتهای قومیتی، مذهبی و زبانی مدنظر قرار میدهد.
منبع: روزنامه اعتماد، یکشنبه ۱ تیر ۱۴۰۴