ایران اکونومیست- تیم
ملی والیبال ایران در شبی که بعید است به این زودی ها غبار فراموشی بگیرد،
موفق شد در یک بازی بی نقص آمریکا را 3-0 شکست دهد.
برای ما که
در رقابت های ورزشی عادت کرده ایم به «اما و اگر» از آن پیروزی های دلچسب
بود. هر ایرانی فارغ از لهجه و قومیت و حتی جنسیت به پسران بالا بلند
سرزمین اش افتخار کرد، از این پیروزی خوشحال شد. آرام خوابید اما ...
اردیبهشت امسال تیم فوتبال آژاکس آمستردام پیش از مصاف خانگی با تیم
کامبور به مناسب روز جهانی مادر، همراه با مادران خود وارد زمین بازی شدند و
با تقدیم دسته گل و گرفتن عکس یادگاری به آنها، این روز را برای
مادرانشان به یاد ماندنی کردند.
دیشب اما حتی جاخالی انداختن
های سعید معروف، سرویس های قائمی و عبادی پور، خلاقیت و هوش غلامی و
فریادهای موسوی هم نتوانست از یاد کسی ببرد که گروه های کم تعداد اما
پرهیاهوی فشار موفق شدند با حاشیه سازی مانع از ورود زنان و دختران به
ورزشگاه شوند.
تردید نکنید که شب گذشته آن دسته از مردانی که با
تجمع های خیابانی موفق شدند حرف خود را به کرسی بنشانند با دیدن نتیجه
کارشان، آسوده تر از هر کسی به رختخواب رفتند و در آن سو زنان و دخترانی
که مشتاق بودند در ورزشگاه تیم ملی کشورشان را تشویق کنند باز هم افسوس
خوردند که چرا باید از چنین حق ساده ای محروم شوند؟
از خودشان
پرسیدند چطور حضورشان در راه پیمایی و انتخابات ستایش می شوند اما حق
ندارند به ورزشگاه بروند و یک مسابقه ورزشی ملی را - با رعایت همه موازین و
تمهیداتی که به سهولت قابل اجراست- شاهد باشند؟
دلواپسانی که
دیشب آرام و لبخند به لب از این پیروزی تازه و عقب نشینی دولت خوابیدند
تنها دلنگرانی شان همین بود؟ آنها مقابل اختلاس و دزدی و خیانت چرا سکوت می
کنند؟
دل شان خون نشد از تجاوز دسته جمعی چند مرد؟! به دختری
11 ساله در خیابان؟ این مردان غیور و پر سر و صدا وقتی با زن و دختر خودشان
روبرو می شوند هم تا این اندازه حساس و پرآشوب هستند یا تسامح و تساهل به
خرج می دهند؟
باور می کنند که مادران همین بازیکنان دوست داشتنی
والیبال هم «زن» هستند و دوست دارند روی سکوها و از نزدیک درخشش فرزندانشان
را شاهد باشند؟ چطور انتظار دارند بازیکنان والیبال به قول آنها «پوزه
آمریکا را به خاک بمالند» اما همسران و مادرهایشان اجازه نداشته باشند کنار
آنها باشند؟
گروه های فشار می گویند مخالف «آزادی بی حد و حصر»
هستند اما اتفاقا خود آنها در این کشور تنها بهره مندان از آزادی بی حد و
حصر هستند!
چه کسی جز آنها می تواند هر کنسرت و سخنرانی را به هم
بریزد؟ چه کسی جز آنها از این آزادی برخوردار است که فیلم ها را از پرده
پائین بکشند! از دیوار سفارت بالا بروند یا به سمت رئیس جمهور لنگه کفش
پرتاب کند؟ در نماز جمعه به سمت خطیب مهر بیندازد؟ از نماینده مجلس با پاره
آجر استقبال کند؟ مراسم تدفین شهدا را به کارناوال سیاسی تبدیل کند؟ به
کوی دانشگاه هجوم بیاورد؟ درِ جماران را بشکند و .... شما می توانید گروهی
مشابه آنها را مثال بزنید که از «آزادی بی حد و حصر» برخوردار باشند؟!
حضور زنان در ورزشگاه نه تمام آرزوی آنانی است که نیمی از جامعه را تشکیل
می دهند و نه وقتی منع می شوند دنیایشان به آخر می رسد. نکته اما ساده است؛
این همه تلاش و هیاهو برای ایجاد نارضایتی و برانگیختن خشم و غصه دار کردن
زنان و دختران شادمانی ندارد.
همین زنان و دختران هستند که فردا
ستاره های تازه به دنیا می آورند. ستاره هایی که به درخشش شان در زمین های
ورزشی و میدان های علم و صنعت و هنر افتخار می کنیم.
هیچ کدام از
والیبالیست هایی که دیشب مقابل آمریکا ما را سربلند کردند را یک مرد به
دنیا نیاورده است، گرچه برایتان سخت است و جانکاه اما باور کنید که آنها را
زنان زاده اند. شیرزنان این سرزمین. زنان و دختران این سرزمین شایسته
احترام بیشتری هستند...
عصرایران
بانوان موجب افتخار یک ملت هستند. اولین زن فضانوردی که با هزینه خودش و همچنین برنده دیگر دریافت کننده جایزه نوبل به نام بانوان همین ملت رقم خورده است. ا
ما قانونی برای منع بانوان از حقوق اجتماعی و حضور در اجتماع در ایران تدوین نشده است. عدم اجازه ورود خانم های بی حجاب پشت شیشه بازاری ها نصب شده و از مجلس نگذشته است. البته بانوان مسلمان ایران حجاب دارند اما اگر مورد قبول چند تا کاسب نیست خوب نباشد اما قانون هم نیست. به همین ترتیب منع حضور بانوان در ورزشگاه ها و همچنین ادارات و یا سایر شئون جامعه از هیچ مجلسی نگذشته که اکنون کسی بخواهد آنرا مجددا هبه کند. موضوع اصلا وجاهت قانونی ندارد. ضعف از قوه مجریه است.
نه پسرودخترای گلم من موافق گروه فشار و....نیستم اصلا نمی شناسمشون فقط میگم که احترام به مادر تو زمین والیبال و جلوی دیدمردم بدست نمیاد احترام به مادر اونموقعی که وقتی رزمنده ها داشتند خداحافظی می کردند دست مادرشون می بوسیدند و ازته قلب ازمادرشون حلالیت می خواستند . میدونید چقدر اون مادر خوشحال با دعا ونگاهاش فرزند رزمندش دعا می کرد.
درست که زنها هم آزادی دارند و تمایلاتی دارند اما باور کنید اگه ازمادر این والیبالیستای خوب که الان نقش رزمنده دارند بپرسید که چی ازهمه مهمتر ودوست داشتنی تر ؟
باا لحن شیرین مادرانشون میگن که تنها موفقیت و سلامت بچه هامون.
نه اینکه برن روسکو بشیند تا همه بدونند این مادر مثلا آقای شهرام محمودی. پس حالا که این خانم دیدیم فهمیدیم خیلی مادر موفقی.
همه چی سطحی نگاه نکنید باورکنید اگه الان والیبالیستای خوب داریم به خاطر همون رزمنده های خوب و ازهمه مهمتر:
مادرای رزمنده هامون توی این چندین سال است که نشستند تو خونه هاشون شیرمردایی مثل شهید روشن پزوه تربیت کردند و هیچ وقت به ظاهر دیده نشدند اما همیشه بوده وهستند.