طی ماههای گذشته برخی از جریانهای سیاسی و رسانهای، به هر بهانهای به مسعود پزشکیان حمله کردند. یکی از بهانههای آنها که محور تخریب شد، سخن گفتن پزشکیان به زبان ترکی در بعضی موارد بود؛ گویی زبان مادری داشتن و تکلم به آن، گناهی نابخشودنی است. چنین افرادی در تحریف و اتهامزنی پا را از این هم فراتر گذاشتند و کوشش کردند با جملاتی از این دست که «پزشکیان به تجزیهطلبان فرصت میدهد»، چهرهای غیرواقعی از رئیس جمهور به جامعه ارائه دهند.
حالا طی چند روز گذشته همان مسعود پزشکیان به باکو رفته است، طی دیدارهای مهمی که در آنجا داشته، سخنانی بر زبان جاری کرده که بدون تعارف، هر ایرانی وطن دوستی میبایست افتخار کند. رئیس جمهور ایران در حضور مقامات جمهوری آذربایجان، از پیوندهای ناگسستنی میان ایران و جمهوری آذربایجان سخن گفت، به این مباحث اشاره کرد که دو کشور چونان دو پاره یک پیکرند و اشتراکات تاریخی و فرهنگی آنان ریشه در اعماق تاریخ دارد. رئیس جمهور در دیدار با ایرانیان مقیم جمهوری آذربایجان به زبان فارسی و سابقه تاریخی آن اشاره کرد. او بدون لکنت زبان، بر وحدت و همبستگی تأکید کرد و نشان داد که وطندوستی واقعی در عمل و کلام تجلی پیدا میکند، نه اینکه با شعارهای پوچ و تخریبهای بیپایه بخواهیم راهی دیگر برویم.
همه ما به خوبی میدانیم ایران و جمهوری آذربایجان، تاریخی به هم تنیده دارند؛ پیوندهایی که در طول قرون، نه با مرزها و نه با توطئهها هرگز گسسته نشده و نخواهد شد. اشتراکات فرهنگی، زبانی و تاریخی میان این دو سرزمین، چنان ریشهدار است که سختترین دورانها را تاب آورده و همچنان زنده و پویا به حیات خود ادامه میدهد.
مگر میتوان فراموش کرد در دوره قاجاریه قفقاز و به خصوص سرزمینی که امروز جمهوری آذربایجان نام دارد، چگونه از صدها هزار مهاجر خسته ایرانی که شب و روز به صورت قانونی و غیرقانونی برای کار و درآمد وارد آن سرزمینها میشدند، میزبانی کرد؟ همان ایرانیهایی که در آنجا مشغول کار و زندگی شدند، بیآنکه تنشهای قابل توجهی میان آنان و مردم بومی به وجود بیاید. چنین همزیستی مسالمتآمیز، نه از سر اجبار، بلکه از عمق پیوندهای مشترک فرهنگی و تاریخی سرچشمه میگرفت و امروز رئیس جمهور ایران، با آگاهی از همین گذشته پربار به باکو رفته و در خاک جمهوری آذربایجان، کلماتی بر زبان میآورد که بازتاب همان پیوندهای تاریخی است. رئیس جمهوری که به درستی میداند به چه اشتراکاتی باید اشاره کند تا دوستی و همبستگی میان دو ملت را استوارتر سازد؛ سخنانی که نه تنها پیام صلح و وحدت بود بلکه وطندوستی اصیل را در عمل به نمایش گذاشت، نه در شعارهای سطحی.
شاید اکنون زمانش رسیده تا پرسید شود: آنهایی که تا دیروز به راحتی و به هر بهانهای حتی یک مصاحبه به زبان ترکی، دولت را متهم به بیتوجهی به اهمیت تمامیت ارضی و یکپارچگی کشور میکردند، کجا هستند؟ آیا عمق چنین موضعگیری صریح و ملیگرایانهای را درک میکنند؟ گاهی باید انصاف به خرج داد و گفت که قضاوتهای پیشین نادرست و مغرضانه بوده است. باید اذعان داشت عدهای به جای اینکه عملکرد واقعی افراد را ببیند، در دام کلیشهها و پیشداوریهایی بعضاً با طعم سیاسی میافتند. برای چنین افرادی شاید هم مهم نیست چه گفته میشود و یا چه کاری انجام میدهند؛ مهم آن است که در بازیهای سیاسی چگونه برچسب بزنند و تخریب کنند، اما بیخبرند که هر چیز به وقت خودش برای جامعه مشخص خواهد شد.
سخنان پزشکیان در باکو، نه تنها دفاعی از وحدت ملی بود، بلکه نشان داد که میتوان هم به زبان مادری خود عشق ورزید و هم دل در گرو یکپارچگی وطن؛ یعنی ایران عزیز داشت. این دو نه تنها هیچ منافاتی با یکدیگر ندارند، بلکه به خوبی مکمل هم هستند. حالا هم میتوان گفت صحبتهای ناروا و تخریبهای بیپایه که شاهد آن بودهایم، تنها از نگاهی کوتاهبینانه و تعصبآلود سرچشمه میگیرد.
هیچ گاه فراموش نکنیم که ایران خانه اقوام و فرهنگهای گوناگون است. چنین چیزی تهدید که نیست هیچ، بلکه فرصت است. اگر نگاهی ملی به این ویژگی مهم داشته باشیم، هر زبان، فرهنگ و آدابی را میبایست به مثابه ستون محکمی برای بنای وحدت ملی ببینیم و چقدر زیبا میتوانیم با رفتار و گفتار خود، این حقیقت را به نمایش بگذاریم. هیچ گاه دیر نخواهد بود که به جای تخریب، قدرشناسی کنیم، به افرادی که دل در گرو ایران دارند، فارغ از زبان و گویششان، ارج نهیم و آن روز چقدر زیبا خواهد بود!
*پژوهشگر تاریخ قفقاز و آسیای مرکزی