روزهای ابتدایی سال ۱۴۰۴ بود که گزارشی تحت عنوان «بوستان لاله؛ مترو ایستاد، فرهنگ حرکت نکرد» در بخش پژوهش ایران اکونومیست منتشر شد. این گزارش با واکنشهایی روبرو شد و توانست در مدت کوتاهی بیش از ۱۴ هزار بازدید (تا زمان تنظیم گزارش) داشته باشد. این گزارش به بررسی اثرات اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی احداث ایستگاه مترو در یکی از مهمترین پارکهای مرکزی تهران پرداخته و با زبانی مسئله محور و تحلیلی، افکار عمومی را به چالشی جدی دعوت کرده است.
در این گزارش، خبرنگار ایران اکونومیست ضمن بازدید میدانی از محدوده بوستان لاله و گفتوگو با برخی از شهروندان، به پیامدهای گوناگون احداث ایستگاه مترو در این منطقه پرداخته است. از یک سو، نزدیکی ایستگاه مترو به یک فضای سبز شهری مهم باعث افزایش دسترسی به پارک شده که پیامدهای منفی فرهنگی و اجتماعی را با خود به همراه آورده است و از سوی دیگر برخی از ساکنان محلی معتقدند که این پروژه نه تنها به بافت فرهنگی و امنیتی محله لطمه زده بلکه به فضای سبز نیز آسیب رسانده است. در این گزارش، به تضاد منافع میان توسعه حملونقل عمومی و حفظ فضاهای عمومی و زیستمحیطی اشاره شده است.
دیدگاه موافقان ایشتگاه مترو بوستان لاله
پس از انتشار این گزارش در خروجی ایران اکونومیست برخی این نظر را تایید و برخی به نقد آن پرداختند که در تحلیل نظرات موافق برخی از شیوه نگارش تمجید کردهاند؛ بسیاری از مخاطبان، نگاه بیطرفانه و تحلیلمحور نویسنده را نقطه مثبت ارزیابی کردهاند و از نظر این گروه، گزارش توانسته بحثی مغفولمانده را با نگاهی تازه مطرح کند.
بعضی از موافقان تأکید کردند که احداث ایستگاه مترو در پارک با وجود مزایایی همچون تسهیل دسترسی، باعث بروز مسائل و آسیبهای اجتماعی شده است؛ از جمله حضور افراد بزهکار، معتادان، و کاهش حس امنیت در محیط پارک. برخی نیز این پروژه را نشانهای از تصمیمگیریهای غیرکارشناسی در مدیریت شهری دانستند و خواهان ارزیابی دقیقتری از طرحهای توسعهای مشابه در آینده شدند. تعدادی از مخاطبان دیدگاههای فرهنگی و جامعهشناختی جالبی نیز مطرح کردند؛ از جمله اتصال بافتهای مختلف شهری با تفاوتهای آشکار فرهنگی و اقتصادی از طریق مترو، که به گفته آنها منجر به تنشهای اجتماعی جدیدی شده است.
نظرات کاربران که با مضمون گزارش و نگرانی مشترک نسبت به تغییر کیفیت اجتماعی و امنیتی فضاهای عمومی در تهران همراهی کردهاند نشان میدهد بسیاری از مخاطبان از تجربه زیسته خود برای تأیید محتوای گزارش استفاده کردهاند؛ مانند کاربری که نوشته: «یه زمانی با خانواده به این پارک که میآمدیم هم امنیت داشت و هم لذتبخش بود، ولی الان... شده پاتوق معتادین و جوانانی که بدترین الفاظ را به کار میبرند.» چنین جملاتی گویای تغییر محسوس فضای پارک از محلی برای فراغت به نقطهای مسئلهدار در ذهن ساکنان است. در عین حال، کاربران از زاویه نگاه گزارش قدردانی کردهاند؛ یکی نوشته: «واقعا بدون طرفداری یک بحثی رو مطرح کرده که جای تأمل داره» و دیگری گفته: «دمتون گرم، چقدر دیدگاه قشنگی مطرح شد... حالا میبینم که فقط نظر خالم نبوده.»
افزون بر تجربه شخصی، بخشی از مخاطبان با رویکرد انتقادی نسبت به ساختارهای تصمیمگیر شهری، گزارش را فرصتی برای بیان نگرانیهای گستردهتر دیدهاند. از جمله کاربری که نوشته: «شهرداری هر کاری دلش بخواهد انجام میدهد... ایکاش از کارشناسان استفاده کنید، خرجی ندارد.» یا دیگری که از تبعات فرهنگی اتصال ناهماهنگ مناطق شهری از طریق مترو انتقاد کرده و گفته: «منظورم از بافت فرهنگی و بافت جمعیتی و اقتصادی هست؛ مثلاً اینکه شهرری و علیآباد و شوش رو به تجریش و قلهک وصل کردند!» این دیدگاهها نشان میدهد که مخاطبان تنها به آسیب عینی اطراف یک پارک واکنش نشان ندادهاند بلکه آن را نشانهای از بیتوجهی سیستماتیک به جنبههای اجتماعی توسعه شهری میدانند. ترکیب این تجربههای فردی و نگاههای کلان، به گزارش اعتبار اجتماعی مضاعفی بخشیده است.
دیدگاه مخالفان ایشتگاه مترو بوستان لاله
در تحلیل نظرات کاربران، رویکرد انتقادی نسبت به گزارش مشهود است. یکی از کاربران اساس طرح موضوع را سطحی دانستهاند؛ یکی از نظردهندگان تصریح کرده: «به نظرم سوژه شما و طرح سوال اینکه تاسیس این ایستگاه مناسب است یا باعث تغییر محیط شده است بسیار سطحی است» و ادامه داده است که «شهروندان حق دسترسی راحتتر به نقاط مختلف شهر دارند».
در تأکید بر کارکرد مترو برای همه اقشار، کاربری دیگر پرسیده: «خب اگه کسی بخواد بره خیابون حجاب چی؟ چرا اصل رو بر این گذاشتید که همه با پارک کار دارن؟» برخی هم با بیان تجربه شخصیشان از کاربری ایستگاه دفاع کردهاند، مانند این نظر: «من بارها از این ایستگاه استفاده کردم خیلی خوب شد احداث کردند... در این مدت هیچ وقت مزاحمت یا ناهنجاری شگرفی از جوانان ندیدم». چنین دیدگاههایی نشان میدهد که مخاطبان مخالف، مترو را بخشی ضروری از زندگی شهری میدانند و تغییرات محیطی را اجتنابناپذیر تلقی میکنند.
بصیری: از زمان افتتاح ایستگاه مترو بوستان لاله، براساس بررسیهای میدانی، ما مجموعهای از اقدامات فرهنگی و اجتماعی را در این فضا انجام دادیم.
در نقد محتوایی گزارش نیز کاربری تأکید کرده است که «مقاله دارای تناقض ذاتی هست» و توضیح داده: «اگر طبق ادعای نویسنده وجود چند ایستگاه مترو در نزدیکی پارک، احداث ایستگاه جدید را بیفایده کرده، پس این نظریه نویسنده که این ایستگاه بافت جمعیتی مراجعهکنندگان را تغییر داده هم باطل میکنه!!!!».
حتی بعضی کاربران دفاعیه فنی برای موقعیتیابی ایستگاه ارائه دادهاند، مثلاً گفتهاند: «این نقشه مترو تهران مهندسها طراحی کردن، حتما موردی بوده که گفتن اونجا باید ایستگاه باشه». در مجموع تحلیل نظرات نشان میدهد که منتقدان گزارش، هم از منظر فنی و هم از منظر کارکرد شهری، وجود ایستگاه را منطقی و ضروری دانسته و طرح موضوع را نوعی بیاهمیتی به توسعه حملونقل عمومی تلقی کردهاند.
بصیری: فرصتها و امکاناتی که ایستگاه بوستان لاله ایجاد کرده، بیشتر از آسیبهای احتمالی آن است
پژوهشگر ایران اکونومیست برای دریافت بهتر این موضوع گفتوگویی با «مهدی بصیری» معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه ۶ تهران انجام داده است. متن آن در ادامه میآید.
بصیری با اشاره به ابعاد فرهنگی، اجتماعی و ترافیکی راهاندازی ایستگاه مترو در مجاورت بوستان لاله، بر اهمیت بهرهبرداری هوشمندانه از این فرصت برای ارتقای کیفیت فضای عمومی، تقویت کارکردهای فرهنگی و کاهش آسیبهای اجتماعی در این محدوده تأکید میکند.
معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه ۶ تهران همچنین درباره برخی نگرانیها درباره تأثیرات اجتماعی و فرهنگی ایستگاه مترو در بوستان لاله توضیح میدهد: قطع به یقین فرصتها و امکاناتی که ایستگاه «بوستان لاله» ایجاد کرده، بسیار بیشتر از آسیبهای احتمالی آن است. بله، ممکن است افزایش تردد در سال، مشکلاتی ایجاد کند اما برای این مسائل فکر شده و راهکارهایی در نظر گرفتهایم.
وی در ادامه میافزاید: از زمان افتتاح ایستگاه مترو بوستان لاله، براساس بررسیهای میدانی، ما مجموعهای از اقدامات فرهنگی و اجتماعی را در این فضا انجام دادیم. از جمله برگزاری رویدادهای بزرگ شهری و جشنوارههای متنوع و همچنین ایجاد پایگاه خدمات اجتماعی برای ارائه خدمات ویژه به افراد آسیبپذیر. پارک لاله امروز تقریباً به یک پارک خانوادهمحور تبدیل شده و بسیاری از فضاهای بیدفاع شهری و آسیبزا که قبلاً در آن وجود داشت، با همین اقدامات مرتفع شدهاند.
بصیری ادامه میدهد: بلوار کشاورز یکی از شریانهای اصلی شهر تهران است. امروز صبح خودم از این بلوار پیاده عبور میکردم؛ از مترو بوستان لاله که رد شدم، دیدم تعداد زیادی از دانشجویان از مترو بیرون آمدند و به سمت دانشگاه تهران حرکت کردند. این یعنی دیگر نیازی نیست دانشجوها از اتوبوس یا خودرو شخصی استفاده کنند. ایستگاه مترو به سهولت در اختیارشان است.
وی با بیان اینکه منطقه ۶ بهدلیل موقعیت خاص خود ـ نزدیکی به بیمارستان امام(ره)، بیمارستان شریعتی، دانشگاه تهران، دانشگاه علوم پزشکی، کوی دانشگاه، کوی علوم پزشکی، تربیت بدنی و… ـ بهنوعی تبدیل به پردیس خدمات فرهنگی، اجتماعی و درمانی پایتخت شده است، میگوید: همین امر ضرورت توسعه خطوط مترو و افزایش ایستگاهها را ایجاد کرده است. بههمین دلیل در این منطقه ایستگاههای مترو زیاد شدهاند و باز هم در حال اضافه شدن هستند.
وی توضیح میدهد: ایستگاه مترو کارگر یک فضای کاملاً متفاوت دارد و مخاطبان خاص خود را دارد. بیشتر افرادی که ساکن محدوده کارگر و فاطمی هستند از آن استفاده میکنند اما ایستگاه بوستان لاله مخاطبان عمومیتر دارد. مثلاً فردی که برای درمان به بیمارستان امام(ره) مراجعه میکند، از این ایستگاه استفاده میکند و با چند قدم پیادهروی به مقصد میرسد. همینطور مجموعههای ورزشی و فرهنگی مثل مجموعه ورزشی حجاب، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و… در این مسیر قرار دارند. بنابراین ایستگاه مترو بوستان لاله، با همه ابعاد اجتماعیاش، یک فرصت مهم است.
معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه ۶ تهران درباره اینکه عدهای هم نگران افزایش آسیبهای اجتماعی در پی راهاندازی ایستگاه هستند؛ مثلاً میگویند موادفروشی، شلوغی و بههمریختگی فضا بیشتر شده است؟، میگوید: این تحلیل بیراه نیست. ما هم پیمایشهایی انجام دادهایم و به این نتیجه رسیدیم که حضور مترو باعث افزایش تردد و تغییر در الگوهای استفاده از پارک شده است اما باید توجه کرد که پارک لاله متعلق به کل شهر تهران است، نه فقط یک محله یا منطقه خاص. نمیتوانیم بگوییم چون پارک شلوغ شده، ایستگاه نباید احداث میشد. نکته مهم این است که ما برای این شرایط برنامهریزی داریم.
بصیری با بیان اینکه هم منطقه ۶، هم شرکت مترو، هم سازمان بوستانها، همه بر این موضوع تمرکز کردهاند، اظهار میدارد: ما این فضا را یک فرصت میدانیم و باید از آن بهره درست ببریم. بله، مردم بازخوردهایی دادهاند؛ گفتهاند که فضا شلوغ شده، تردد زیاد شده، گاهی هم آسیبهایی هست. اما این پدیدهها مختص این محدوده نیستند. در میدان جهاد هم همین وضعیت هست. هر جایی که ایستگاه مترو با تردد بالا فعال میشود، چنین مسائلی ایجاد میشود.
این مدیر شهرداری درباره این سوال که شهرداری برنامهای برای کنترل آسیبها و استفاده فرهنگی از این فضا دارد؟، میگوید: قطعاً. ما در منطقه ۶ با تمرکز بر بوستان لاله، طی یکی 2 سال اخیر تلاش کردهایم تهدیدات را به فرصت تبدیل کنیم. مثلاً تمرکز ویژهای بر رویدادهای بزرگ شهری، جشنوارههای متنوع، ورزش شهروندی و… داشتهایم. اخیراً هم برنامهریزی کردهایم تا «دهکده سلامت» را در همین بوستان راهاندازی کنیم؛ به این دلیل که الان دسترسی مردم از نقاط مختلف شهر به این بوستان بسیار آسان شده است.
نظرات مخاطبان نیز نشان داد که مسئلهای مانند احداث یک ایستگاه مترو، صرفاً یک تصمیم مهندسی یا عمرانی نیست بلکه پیامدهایی فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و زیستمحیطی دارد.
وی در ادامه میافزاید: برای همین هم پایگاه خدمات اجتماعی را در این بوستان ایجاد کردهایم و همچنان روی توسعه و تعمیق خدمات تمرکز داریم. هدف ما این است که فضا را بهگونهای هدایت کنیم که حضور خانوادهها تقویت شود و از آسیبهای اجتماعی کاسته شود.
بصیری درباره چشمانداز فرهنگی منطقه ۶ نیز توضیح میدهد: ما اسم منطقه ۶ را گذاشتهایم «دیار فرهنگ و هنر». چرا؟ چون این منطقه پر از دانشگاه، مراکز علمی، فرهنگی و هنری است. از خانه هنرمندان گرفته تا پارک هنرمندان، بلوار کشاورز، ایرانشهر و… ما در تلاشیم گذرهای فرهنگی منطقه را احیا کنیم و یک مسیر گردشگری فرهنگی ایجاد کنیم که ماندگاری شهروندان را افزایش دهد.
روزنامهنگاری اجتماعی مسئلهمحور و گفتوگوی سازنده با جامعه
گزارش ما در ایران اکونومیست، بهواسطه انتخاب سوژه و بیطرفی نسبی در پرداختن به ابعاد مختلف آن، توانسته فضایی مناسب برای گفتوگوی اجتماعی و رسانهای فراهم کند. نظرات مخاطبان نیز نشان داد که مسئلهای مانند احداث یک ایستگاه مترو، صرفاً یک تصمیم مهندسی یا عمرانی نیست بلکه پیامدهایی فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و زیستمحیطی دارد. از یکسو، توسعه حملونقل عمومی در شهری مانند تهران ضرورتی انکارناپذیر است اما از سوی دیگر، بیتوجهی به بافت محلی، آسیب به فضاهای عمومی و نادیده گرفتن پیامدهای اجتماعی آن میتواند سبب ایجاد بحرانهای جدید شود. راهحل میانجی، نه در توقف توسعه بلکه در افزایش حساسیت مدیریتی، بهرهگیری از نظرات کارشناسان و اجرای پروژهها با نگاه چندبعدی و مشارکت مردمی است.
در نهایت، گزارش «بوستان لاله؛ مترو ایستاد، فرهنگ حرکت نکرد» یک نمونه از روزنامهنگاری اجتماعی مسئلهمحور است که توانسته جامعه را وارد گفتوگویی به زعم خود سازنده کند و حالا ما در ایران اکونومیست تلاش میکنیم این موضوع را با مدیران مترو و دیگر ایستگاههای مشابه بررسی کرده و در نهایت، پژوهشی دقیق و جامع در اختیار مخاطبان و مدیران شهرداری قرار دهیم تا تصمیمگیریهای آینده، آگاهانهتر و مسئولانهتر انجام شود.